الاسامي و الکني
كتاب الأسامي و الكنی، اثر ابواحمد محمد بن محمد بن احمد نیشابوری (متوفی 378ق)، مشتمل بر معرفی اسامی و کنیههای رجال اسلامی و صحابه و تابعین و اتباع تابعین است. این اثر در شش جلد با مقدمه و تحقیق یوسف بن محمد دخیل منتشر شده است.
| الاسامي و الکني | |
|---|---|
| پدیدآوران | حاکم نیشابوری، محمد بن محمد (نويسنده) دخیل، یوسف بن محمد (محقق) |
| ناشر | المعهد العلمي العالي للثقافة و الفکر الإسلامي |
| مکان نشر | عربستان - مدینه منوره |
| سال نشر | 1393ش - 1435ق - 2014م |
| چاپ | 1 |
| شابک | 978-99600-02-860-6 |
| موضوع | محدثان اهل سنت - حدیث - علم الرجال |
| زبان | عربی |
| تعداد جلد | 6 |
| کد کنگره | 5الف2ح 115 BP |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
ساختار
کتاب، مشتمل بر دو بخش است: بخش اول: مشتمل بر چهار فصل (زندگانی نویسنده، موضوع کتاب و اهمیت آن، ارزشگذاری و معرفی کتاب الأسامي و الكنی و امتیاز آن نسبت به سایر آثار، معرفی نسخه مورد استفاده و شیوه تحقیق کتاب). بخش دوم: حاوی نص تحقیقشده و ملحقات کتاب. در این بخش 3610 کنیه در پنج جلد ذکر شده است. جلد ششم کتاب، به فهارس اختصاص یافته است.
گزارش محتوا=
کتاب الأسامي و الكنی اگرچه بهطور کامل به دست ما نرسیده است، لکن مشتمل بر ثروت عظیم حدیثی، تاریخی و رجالی است. این اثر همانند دیگر آثار در این موضوع در رابطه با اسامی و کنیهها تألیف شده است و اگرچه مشتمل بر جرح و تعدیل و تعلیل احادیث فراوانی است، کسی نام آن را در ضمن کتب حرج و تعدیل و یا کتب علل نیاورده است. سادهترین پاسخ این است که طبیعت برخی کتب «الكنی» همینگونه است و بسیاری از آثار چون الكنی بخاری و... حاوی همه موارد جرح و تعدیل و احادیث مخرجه و... است[۱].
با توجه به این ویژگی کتاب، میتوان آن را با این وسعت موسوعهای در موضوع الكنی دانست که کتاب دیگری با آن قابل مقایسه نیست[۲].
سخاوی این کتاب را نسبت به سایر کتب الكنی ستوده است؛ چراکه هم مشتمل بر کسانی است که نامشان معروف است و هم شامل آنهایی که نامشان نامعروف؛ برخلاف مسلم و نسایی و دیگران که غالبا تنها کسانی را ذکر میکنند که نامشان معروف است[۳].
نویسنده کتابش را با ذکر اسامی صحابه (در صورت یافتن آنها)، آغاز کرده و سپس به اسامی تابعین اشاره نموده است. در این جهت، کتاب او شبیه کتاب مسلم است؛ با این تفاوت که تراجم کتاب ابواحمد، مطول و تراجم مسلم خیلی کوتاه است. ابواحمد همچنین در اینکه منبع هرکدام از کنیهها را ذکر میکند با ابن منده مشترک است؛ اگرچه هرکدام شیوه خاص خود را دارد[۴].
نویسنده، کتاب را به ترتیب حروف الفبا مرتب کرده است و در ذیل هر حرفی ابوابی را قرار داده که کنیههای بسیاری در ذیل آن ذکر شده است. البته کنیهها و همچنین اسامی داخل ابواب برطبق حروف الفبا مرتب نشده است؛ بهعنوان مثال با حرف همزه شروع کرده و پس از آن حرف باء و... در حرف همزه باب ابواسحاق را قبل از ابوابراهیم ذکر کرده است و در ذکر صاحبان کنیهها ترتیب حروف الفبا را لحاظ نکرده است.
شیوه او در ذکر تراجم غالباً اینگونه است که کنیه را ذکر میکند و به دنبال آن نسب و نسبت صاحب کنیه و محل سکونت و شغل او و بعضی از اساتید و شاگردانش و طبقه راوی را ذکر کرده است. او در ذکر مشایخ و شاگردان به سه تن بسنده کرده است. گاه نیز به هیچیک اشاره نکرده یا به یک نفر بسنده کرده است. او به سال وفات راوی نیز جز در موارد نادری اشاره نکرده است. او گاه راوی را جرح یا تعدیل کرده و گاه یک حدیث یا بیشتر را از طریق صاحب کنیه ذکر کرده است. او گاه به مکانی که صاحب کنیه، حدیث را از استاد خود شنیده اشاره کرده و در بعضی احادیث به صحت و ضعف حدیث نیز اشاره کرده است[۵].
پانویس
منابع مقاله
مقدمه محقق.