ديوان البحتري
ديوان البحتري، مجموعه اشعار عربی ابوعباده ولید بن عبید، ملقب به بحتری (204-284ق)، یکی از بزرگترین شاعران قرن سوم هجری است. بیشتر اشعار بحتری را مدح و هجو تشکیل داده است. در این نسخه از کتاب، دیوان بحتری بههمراه شرح و تعلیقه حسن کامل صیرفی در پنج مجلد منتشر شده است.
| ديوان البحتري | |
|---|---|
| پدیدآوران | بحتری، ولید بن عبید (نويسنده) صیرفی، حسن کامل (محقق) |
| عنوانهای دیگر | دیوان |
| ناشر | دار المعارف |
| مکان نشر | مصر - قاهره |
| سال نشر | 1964م |
| چاپ | 3 |
| موضوع | شعر عربی - قرن3ق. |
| زبان | عربی |
| تعداد جلد | 5 |
| کد کنگره | 1343 9د 3704 PJA |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
ساختار
دیوان در پنج جلد به ترتیب حروف الفبا شرح و توضیح شده است؛ بدینترتیب که متن دیوان در صدر صفحه و شرح و توضیح در ذیل صفحه با ذکر شماره ارائه شده است.
گزارش محتوا
ابوعباده ولید بن عبید، ملقب به بحتری (204-284ق)، یکی از بزرگترین شاعران قرن سوم هجری است که قصاید ستایشی و اعتذاری بسیاری نیکویی سروده و او را بعد از ابوتمام، «امیرالشعراء» خواندهاند. برخی از ادبای عرب، وی را بعد از ابونواس، برترین شاعر نامیدهاند که بعد از او کسی در طبع شعری به پایش نرسیده است. به شعر بحتری لقب «سلاسل الذهب» (یعنی زنجیرهای طلا)، دادهاند. ابوالعلاء معری با مقایسه وی با ابوتمام و متنبی، معتقد است که ابوتمام و متنبی هر دو حکیمند، و شاعر فقط بحتری میباشد. ابن معتز وی را بهخاطر قصیده سینیه، بزرگترین شاعران نوگرا نامیده است. او را در شعرسرایی پایبند روش پیشینیان دانسته که هیچگاه از روش کلاسیک عربی پا فراتر ننهاده است[۱].
در دیوان بحتری، واژههای فارسی زیادی در زمینههای گوناگون از جمله ایوان کسری، ابزار موسیقی، نام شهرهای فارسی، پادشاهان و جشنهای پارسی و... بهکار رفته است. بحتری واژههایی همچون طبل، نای، مزهر را که بر آلات موسیقی دلالت دارد، از زبان پارسی وام گرفته است. همچنین شاعر در دیوان خود تقریباً نه مرتبه به هریک از جشنهای نوروز و مهرگان اشاره داشته و در قالب ابیاتی جزئیات آن را بیان داشته است. علاوه بر این، شاعر بیش از سیوپنج واژه فارسی را مانند برجان، شوش، اهواز، تستر، ارجان، آذربایجان، اردبیل، مراغه، خراسان، طوس، کاشان، انبار، قزوین و... که همگی نام شهرهای ایران میباشد، در دیوان خود ذکر کرده که غالباً با نوعی داوری جانبدارانه و احساسی نسبت به ایرانیان همراه است. همچنین اسامی شخصیتهای ساسانی همچون اردشیر، خسروانوشروان، خسروپرویز، بهرام جور، بهرام شوبین، قباد، یزدجرد، سابور (شاپور) و... در دیوان شاعر بهکرات آمده است[۲].
قصیده فائقه «سینیه» بحتری در وصف ایوان، همواره در میان اهل فضل، رواجی بسزا داشته و در غایت اشتهار بوده و میباشد. مورخین و اصحاب مسالک و ممالک هم در مقام ذکر و بیان ایوان کسری یا مدائن متعرض آن شدهاند. بحتری، اتصال و اختصاصی به متوکل عباسی و وزیرش فتح بن خاقان داشته است. تمام شعر او مدح و هجاست و رشید وطواط، فرخی شاعر بزرگ ما را در سهل و ممتنعگویی عدیل بحتری شمرده است. احتمال میرود بحتری این قصیده را پس از کشته شدن متوکل و خروج از بغداد و به اشارت بعضی ایرانیان صاحب جاه و مقام در دستگاه خلافت سروده باشد[۳].
دیوان بحتری، باوجود قوت شعریاش، از نظر گردآوری، شرح و تفسیر نزد متقدمین به موفقیت دیوان ابوتمام دست نیافت. اشعار بحتری پراکنده بود تا اینکه ابوبکر محمد بن یحیی صولی (متوفی 335ق) آن را در دو مجلد گردآوری و به ترتیب حروف الفبا مرتب نمود. همچنین علی بن حمزه اصفهانی (متوفی 375ق) نیز آن را گردآوری و همانند دیوان ابوتمام برطبق انواع مرتب نمود. باوجود اینکه یاقوت به اطلاعش بر شرح دیوان بحتری اشاره کرده است، در میان آثار برجایمانده عربی، شرح کامل یا تعلیقهای بر همه اشعارش بهجز کتاب «عبث الوليد» نوشته ابوالعلاء معری (متوفی 449ق) نمییابیم[۴].
بحتری صحنههایی از زندگیاش را، مانند تصویر زائران در لباس احرام، در حافظهاش ذخیره میکند و آنها را به درختانی تشبیه میکند که در پاییز برگهایشان جدا میشود. او در اشعارش صحنههای زیادی را از صحرا ترسیم میکند؛ وقتی در قصیده 387 نبرد دریایی عرب علیه ناوگان دریایی روم را توصیف میکند، تخیل او به صحرا بازمیگردد و غرش دریا را در میان نیزههای جنگجویان به بانگ شتر تشبیه میکند: كأن ضجيج البحر بين رماحهم إذا اختلفت ترجيع عود مجرجر[۵].
بحتری علاوه بر قصاید، غزلیات عاشقانه هم دارد؛ از جمله غزلی که با این بیت به پایان آمده است: و لولا الهوی ما ذل في الأرض عاشق ولكن عزيز العاشقين ذليل[۶].
کتاب از شرح و تعلیقات خوبی برخوردار است. معرفی اعلام، معانی الفاظ و عبارات و اشعار و ارجاع به سایر ابیات بحتری و ارجاع به سایر منابع از ویژگیهای تعلیقات کتاب است. به برخی از تصحیفات دیوان نیز، مانند: «راحة الياس»، اشاره شده است[۷].
چنانکه ذکر شد دیوان بحتری سرشار از مدح و هجاست. برخی از شخصیتها برای ما شناختهشده نیستند؛ بهعنوان نمونه اسحاق بن یعقوب بریدی که شارح در پانوشت اشاره کرده که در خانواده بریدی، احدی را به این نام نیافته است و اخبار خانواده بریدی، به بعد از وفات بحتری بازمیگردد[۸].
پانویس
منابع مقاله
- مقدمه و متن کتاب.
- رحمتی ترکاشوند، مریم؛ میرزایی، فرامرز، «وامواژههای فارسی در دیوان بحتری»، پژوهشهای زبانشناسی تطبیقی، بهار و تابستان 1392، شماره 5، ص41 تا 64:
https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1016295
- مهدوی دامغانی احمد، «ایوان مدائن از دیوان بحتری»، یغما، فروردین 1341، شماره 16، ص21 تا 30:
https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/143716