علم حضوری

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

علم حضوری (به لاتین: Scientia Praesentialis) یکی از دو قسم اصلی علم در فلسفه اسلامی است که در مقابل علم حصولی قرار دارد. در علم حضوری، خود معلوم به وجود عینی خویش نزد عالم حاضر است، نه صورت یا ماهیت آن.[۱][۲]

علم حضوری
علم حضوری
شناسه اصطلاح
معادل عربیالعلم الحضوری
معادل لاتینScientia Praesentialis
دانشفلسفه اسلامی
پیشینه و ریشه‌شناسی
فیلسوفان کلیدیابن سینا، شیخ اشراق، ملاصدرا، علامه طباطبائی
مدافعانخواجه نصیرالدین طوسی، ملا هادی سبزواری
محتوا و تعریف
متون مهمالشفاء، الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، نهایة الحکمة، بدایة الحکمة
مفاهیم مرتبطعلم حصولی، اتحاد عاقل و معقول، علم نفس به ذات، علم خداوند
متضادهاعلم حصولی
پیش‌نیازهاتجرد عالم یا معلوم (در برخی اقسام)
مقایسه و تطبیق

تعریف

علم حضوری عبارت است از حضور شیء به وجود خود نزد عالم، بدون نیاز به صورت یا مفهومی که حاکی از آن باشد.[۳][۴] در این قسم از علم، رابطه میان عالم و معلوم، رابطه وجودی است نه رابطه ماهوی.[۵]

اقسام

علم حضوری منحصر به علم نفس به ذات خود نیست، بلکه اقسام دیگری نیز دارد:

علم نفس به ذات

نفس ناطقه انسان به ذات خود علم حضوری دارد.[۶] دلیل آن این است که اگر این علم حصولی می‌بود، مستلزم اجتماع مثلین می‌شد.[۷] اشاره انسان به ذات خود با لفظ «أنا» نه «هو»، گواه این ادراک بی‌واسطه است.[۸][۹]

حکما بر امتناع کسبی بودن علم نفس به ذات خود اتفاق نظر دارند.[۱۰]

علم به قوا و افعال نفس

نفس به قوای خود مانند قوه خیالی و واهمه،[۱۱] و نیز به افعال خود علم حضوری دارد.[۱۲] همچنین نفس به بدن خود و آلات ادراکی به علم حضوری ادراک می‌کند.[۱۳][۱۴]

علم علت به معلول و بالعکس

به نظر اشراقیون، علم علت مجرد به معلول مجرد خود، و علم معلول به علت خود، از نوع علم حضوری است.[۱۵][۱۶] این برخلاف نظر مشائون است که علم حضوری را مختص به علم شیء به خود می‌دانستند.[۱۷][۱۸]

علم واجب تعالی

واجب تعالی به ذات خود علم حضوری دارد.[۱۹] همچنین به جمیع موجودات، از عقول و اجرام و قوای آنها و مادیات، به نحو احاطه شهودی عالم است.[۲۰][۲۱] به اعتقاد شیخ اشراق، علم واجب به اشیاء به ظهور ذوات آنها نزد اوست نه به حصول ماهیات.[۲۲]

ادله اثبات

برهان دور و تسلسل

اگر علم نفس به صور ذهنی که در آلات ادراکی حاصل است، خود نیازمند صور دیگری می‌بود، مستلزم دور یا تسلسل می‌گشت.[۲۳]

برهان احساس الام

انسان الم را در عضو خود مستقیماً ادراک می‌کند نه به واسطه صورت آن.[۲۴] الم، ادراک منافی عدم است به علم حضوری نه حصولی.[۲۵]

برهان تعلق نفسین به بدن واحد

تناسخ مستلزم تعلق نفسین به بدن واحد است، در حالی که هر شخص به علم حضوری می‌داند که ذات او واحد است نه دو تا.[۲۶]

رابطه با علم حصولی

علم حصولی در تحلیل نهایی به علم حضوری منتهی می‌شود.[۲۷][۲۸] همه صورت‌های ذهنی از معلومات حضوری نفس اخذ شده‌اند.[۲۹]

اتحاد عاقل و معقول

در علم حضوری، عالم و معلوم اتحاد دارند.[۳۰][۳۱] علم در اینجا عین معلوم است.[۳۲]

مادیات و علم حضوری

موجودات مادی محض، به دلیل داشتن وضع و جهت، حضور برای ذات خود ندارند و از این رو علم حضوری به آنها تعلق نمی‌گیرد.[۳۳]

پانويس

  1. نهایة الحکمة، ص ۲۳۷، س ۲.
  2. بدایة الحکمة، ص ۱۳۹، س ۱۰.
  3. الشفاء، ص ۱۴۳، س ۱۴.
  4. الأسفار الأربعة، ج ۸، ص ۴۷، س ۱۲.
  5. المبدأ و المعاد، ص ۸۳، س ۲۵.
  6. نهایة الحکمة، ص ۲۳۶، س ۱۱.
  7. نهایة الحکمة، ص ۲۳۶، س ۱۷.
  8. المبدأ و المعاد، ص ۸۰، س ۱۶.
  9. المبدأ و المعاد، ص ۱۰۸، س ۱۰.
  10. الأسفار الأربعة، ج ۴، ص ۲۵۶، س ۱۱.
  11. المبدأ و المعاد، ص ۸۰، س ۲۴.
  12. الشواهد الربوبیة، ج ۱، ص ۵۵، س ۲.
  13. الأسفار الأربعة، ج ۶، ص ۲۵۲، س ۱۲.
  14. المبدأ و المعاد، ص ۸۱، س ۱.
  15. نهایة الحکمة، ص ۲۶۰، س ۴.
  16. بدایة الحکمة، ص ۱۵۴، س ۱۵.
  17. بدایة الحکمة، ص ۱۵۴، س ۱۲.
  18. نهایة الحکمة، ص ۲۶۰، س ۲.
  19. نهایة الحکمة، ص ۲۸۸، س ۲۱.
  20. المبدأ و المعاد، ص ۱۰۹، س ۱۵.
  21. نهایة الحکمة، ص ۲۸۹، س ۹.
  22. المبدأ و المعاد، ص ۱۰۴، س ۱۱.
  23. المبدأ و المعاد، ص ۸۱، س ۱۶.
  24. المبدأ و المعاد، ص ۸۱، س ۴.
  25. نهایة الحکمة، ص ۳۱۱، س ۲۳.
  26. شرح المنظومة (فلسفة)، ج ۵، ص ۱۹۱، س ۱.
  27. الأسفار الأربعة، ج ۶، ص ۱۶۴، س ۴.
  28. نهایة الحکمة، ص ۲۳۹، س ۱۵.
  29. نهایة الحکمة، ص ۲۴۵، س ۱۰.
  30. بدایة الحکمة، ص ۱۳۹، س ۱۵.
  31. نهایة الحکمة، ص ۲۴۰، س ۱۴.
  32. الأسفار الأربعة، ج ۷، ص ۶۴، س ۱.
  33. الحاشیة علی الإلهیات، ص ۱۳۸، س ۳.

منابع مقاله