درآمدی بر تفسیر جامع روایی
درآمدی بر تفسیر جامع روایی، اثر محمد محمدی ریشهری (1325-1401ش)، در بررسی جایگاه قرآن کریم و میراث تفسیری اهلبیت(ع) که هدف کلی آن، تبیین مبانی، قواعد و روشهای لازم برای دستیابی به تفسیری جامع و روایی از قرآن است که از تعالیم اهلبیت(ع) بهره میبرد.
| درآمدی بر تفسیر جامع روایی | |
|---|---|
| پدیدآوران | محمدی ریشهری، محمد (نويسنده) |
| ناشر | مؤسسه علمی فرهنگی دار الحديث. سازمان چاپ و نشر |
| مکان نشر | ایران - قم |
| سال نشر | 1390ش |
| چاپ | 1 |
| شابک | 978-964-493-610-4 |
| موضوع | تفاسیر ماثوره |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | /م3د4 91/5 BP |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
ساختار
کتاب در یک جلد و در قالب یک پیشگفتار و هفت فصل اصلی، به همراه فهرست منابع و مآخذ و فهرست تفصیلی، تنظیم شده است.
گزارش محتوا
پیشگفتار به جایگاه قرآن کریم بهعنوان کاملترین کتاب آسمانی و میراث گرانبهای تفسیری اهلبیت(ع) اشاره دارد که کمتر مورد بهرهبرداری قرار گرفته است. همچنین، مسائل هفتگانه مورد بحث در فصول آتی که زیر عنوان «درآمدی بر تفسیر جامع روایی» قرار میگیرند، مطرح شدهاند[۱].
فصل یکم: جایگاه قرآن در حوزه معارف دینی؛ در این فصل، ویژگیهای قرآن کریم از جمله اصالت (ریشه و سرچشمه معارف اعتقادی، اخلاقی و عملی اسلام)، تحریفناپذیری (محفوظبودن از دگرگونی و تحریف)، جامعیت (دربرگیرنده هدایت انسان در تمام حوزهها)، جاودانگی (زندهبودن و ساری و جاری بودن آیات در طول زمان)، طراوت (همواره نو و باطراوت بودن) و دارابودن بطون و لایههای معنایی، مورد بررسی قرار میگیرد[۲].
فصل دوم: مبانی، قواعد، روشها، گرایشها و سبکهای تفسیری؛ این فصل مباحث اساسی و مقدماتی تفسیر قرآن کریم را شرح میدهد. ابتدا تلاشهای صورتگرفته در زمینه جریانشناسی تفاسیر و کشف و ضبط روشها و گرایشها (آثاری مانند مذاهب التفسیری الاسلامی (گلدزیهر (1850-1921م))، التفسیر و المفسرون (محمد حسین ذهبی (1815-1977م))، مکاتب تفسیری) و لزوم شناسایی مصطلحات، پیشنیاز جریانشناسی تفاسیر، مورد اشاره قرار میگیرد. سپس مبانی تفسیری به دو دسته مبانی صدوری (مانند الفاظ قرآن و کلام خدا بودن) و مبانی دلالی (مانند فهمپذیری و جواز تفسیر قرآن، اعتبار و حجیت فهم و تفسیر قرآن، ممنوعیت تفسیر به رأی، باورداشتن سطوح معانی قرآن) تقسیم شده و قواعد تفسیری مهم، شامل توجه به معانی لغوی و رعایت دستور ترکیب جملهها، درنظرگرفتن، اخذ ظهور مستقر کلام، تفکیک معنای حقیقی از مجازی، سیاق و بافت کلام، ملاحظه سنت شارح در تفسیر قرآن و توجه به وجوه معانی قرآن ذکر میگردد. در ادامه، روشهای تفسیری (مانند تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر به سنت، تفسیر عقلی، شهودی، علمی و جامع) و گرایشهای تفسیری (مانند کلامی، اخلاقی، ادبی، تربیتی، بلاغی و امثال اینها) و سبکهای تفسیری گوناگون تشریح میشوند[۳].
فصل سوم: جایگاه علمی اهلبیت(ع) در تفسیر قرآن؛ این فصل به نقش علمی اهلبیت(ع) در تفسیر قرآن میپردازد و استدلال میکند که معارف دینی را باید از طریق سنت پیامبر(ص) و اهلبیت(ع) دریافت کرد. شواهد متعددی بر وجوب تمسّک به اهلبیت(ع) (حدیث متواتر ثقلین)، دانش اهلبیت(ع) (مانند روایات وارثان علم پیامبر(ص)) و تصریح پیامبر(ص) به مرجعیت علمی ایشان ارائه شده است. این منابع نشان میدهند که اهلبیت(ع) دانشمندترین افراد امت، آگاه به بطون کتاب آسمانی و مرجع علمی برای تفسیر قرآن هستند[۴].
فصل چهارم: نقش عملی اهلبیت(ع) در تفسیر قرآن؛ این فصل به آموزش روش تفسیر قرآن توسط اهلبیت(ع) و پیشنیازهای آن میپردازد. پیشنیازها شامل مقدمات تدبر در قرآن(مانند آگاهی از ادبیات عرب، سبک قرآن و معارف جهانبینی) و اتصال به منبع وحی و الهام هستند. روش تفسیری جامع اهلبیت(ع) که شامل بهرهگیری از تمامی منابع معرفتی در کنار اصول و قواعد تفسیری است، تشریح میشود[۵].
فصل پنجم: گونهشناسی روایات تفسیری؛ مقصود از روایات تفسیری، روایاتی است که مرتبط با تبیین و تفسیر آیات قرآن و یا روایاتی که تفاسیر ناروا از آیات قرآن را مردود میشمارند. این روایات به چند دسته تقسیم میشوند؛ از جمله: ترسیم فضای نزول (روایات مربوط به سبب نزول آیات مانند آیه تطهیر)، تفسیر قرآن به قرآن (تفسیر برخی آیات با کمک آیات دیگر)، تفسیر لفظی (تفسیر واژگان)، تفسیر مفهومی (برداشتهای معنایی و ابهامزدایی از مفهوم آیه)، تفسیر مصداقی (بیان مصادیق خاص آیات)، تفسیر عقلی، تفسیر فقهی، تفسیر علمی-تجربی، تفسیر عملی، تفسیر شهودی، تفسیر تاریخی، تفسیر متشابهات، تبیین اشارات و تفسیر باطنی[۶].
فصل ششم: حجّیت روایات تفسیری؛ این فصل به بررسی حجیت روایات تفسیری و نحوه ارزیابی آنها میپردازد. روایات تفسیری از نظر اعتبار به چهار دسته(متواتر، خبر واحد محفوف به قرینه، خبر واحد با سند معتبر و خبر فاقد سند) تقسیم میشوند. نویسنده سه نظریه عمده را در مورد حجیت خبر واحد در تفسیر نقد میکند. در نهایت، نتیجه میگیرد که هرچند روایات تفسیری زیادی موجود است، اما تنها روایاتی که با قرآن، سنت قطعی و عقل موافق باشند، قابلاستناد و بهرهبرداری هستند[۷].
فصل هفتم: آسیبشناسی تفسیر قرآن؛ این فصل به بررسی آفات و انحرافات خطرناک در تفسیر قرآن میپردازد. این آسیبها شامل تمایلات نفسانی (تأثیر دادن امیال شخصی، سیاسی و اقتصادی در تفسیر)، باورهای اعتقادی (تطبیق قرآن با باورهای مذهبی یا فلسفی مفسر)، جهل (اظهارنظر در مورد آیات بدون احاطه علمی) و احساس بینیازی از کارشناسان قرآنی (مانع دستیابی مفسر به تفسیر صحیح) هستند.
سپس نویسنده به آسیبهای احادیث تفسیری میپردازد[۸].
پانویس
منابع مقاله
مقدمه و متن کتاب.