جنگ عليه والدين
| جنگ عليه والدين | |
|---|---|
| پدیدآوران | هیولت، سیلویا آن (نويسنده)
محمدی، معصومه (مترجم) وست، کورنل (نویسنده) |
| ناشر | نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها. دفتر نشر معارف |
| مکان نشر | ایران - قم |
| سال نشر | 1388ش |
| چاپ | 1 |
| شابک | 978-964-531-202-0 |
| موضوع | ایالات متحده - حمایت کودکان - رفتار والدین - سیاست خانواده |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | /ﻫ9ج9 755/8 HQ |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
جنگ علیه والدین، اثر سیلویا آن هیولت (متولد 1946م) و کورنل وست، کتابی است در بررسی تضعیف نقش و جایگاه والدین و بحران ساختار خانواده در آمریکای امروز و بحث پیرامون عوامل مختلف اقتصادی، فرهنگی و سیاسی مؤثر بر کاهش جایگاه والدینی. این اثر همچنین به نقد سیاستهای دولت و رفتارهایی از والدین میپردازد که منجر به بحران روابط والدین و فرزندان شدهاند.
ساختار
کتاب، شامل یک پیشگفتار، سخن نویسندگان و چهار بخش اصلی است که هر بخش چندین فصل را در بر میگیرد.
گزارش محتوا
پیشگفتار به تضعیف نقش و جایگاه والدین و بحران ساختار خانواده در دنیای معاصر، بهویژه در ایالات متحده، اشاره میکند[۱].
سخن نویسندگان: دو نویسنده کتاب در این بخش، از بحران موجود میان والدین و فرزندان و تلاش خود برای شناسایی عوامل آن و راه چاره برای حل آن سخن گفتهاند و در آغاز خاطرنشان کردهاند که: «همراهی ما دو تن، مشارکتی ویژه است؛ مردی سیاهپوست و زنی سفیدپوست بههمراه یکدیگر برآنند تا با جنگی که در کشور ما علیه والدین به راه افتاده است، مقابله کنند»[۲].
بخش اول (والدین پرتکاپو در گذشته و حال): این بخش شامل دو فصل «مشارکت» و «والدین و رستگاری ملی» است که به بررسی دگرگونی جایگاه والدین از دهه ۱۹۵۰ تا اواخر دهه ۱۹۹۰ میپردازد. نویسندگان در فصل اول با مرور تجربیات شخصی خود، دهه ۱۹۵۰ را دورانی توصیف میکنند که در آن فرهنگ عمومی و سیاستهای دولتی بهعنوان یک «سپر حمایتی» از حریم خانواده پاسداری میکردند و والدین برای تربیت فرزندان خود از سوی جامعه توانمند میشدند[۳].
اما در فصل دوم، تصویری تکاندهنده از وضعیت معاصر آمریکا ارائه میشود؛ جایی که از سال 1983 نرخ خودکشی کودکان چهارده تا هفده ساله، 172 درصد افزایش یافته است. نرخ فقر کودکان از سال 1970 به ۵/۲۰ درصد رسید و از اوایل دهه 1970 نمرههای درسی، 27 رتبه پایین آمده است و از سال 1980 نرخ خودکشی در میان نوجوانان سیاهپوست بیش از سه برابر شده است و...
نویسندگان استدلال میکنند که در این دوران، والدین در محاصره تضاد میان انتظارات بزرگسالی و نیازهای کودکان قرار گرفتهاند و زمان و انرژی لازم برای «هنر والدین بودن» به دلیل فشارهای اقتصادی و فرهنگی بهشدت کاهش یافته است[۴].
بخش دوم (امواج تهاجم): این بخش که فصول سوم تا پنجم را شامل میشود، به سه منشأ اصلی تهاجم علیه والدین یعنی اقتصاد، دولت و فرهنگ میپردازد. در فصل سوم (زیادهخواهی مدیران و فروپاشی امنیت اقتصادی)، به این نکته اشاره شده که تمرکز شرکتها بر سودهای کوتاهمدت و افزایش نجومی حقوق مدیران ارشد (که گاهی ۴۱ برابر حقوق یک کارگر متوسط است)، منجر به ناامنی شغلی، انجماد دستمزدها و افزایش ساعات کاری والدین شده است[۵].
در فصل چهارم (دولت علیه والدین موضعگیری میکند)، تبیین میشود که چگونه سیاستهای مالیاتی و مسکن در آمریکا برضد خانوادهها عمل میکند[۶]؛ بهطوریکه مثلا افزایش تند بهای مسکن با کاهش دستمزد مردان دست به دست هم داده است تا مادران بسیاری را که دارای فرزند کوچک هستند، با فشار بهسوی نیروی کار براند[۷].
فصل پنجم (فرهنگ متداول مسموم)، به نقش مخرب رسانهها میپردازد که با ترویج مصرفگرایی، خشونت و ارائه تصویری بیکفایت و تمسخرآمیز از والدین در برنامههای تلویزیونی و سینمایی، پیوند عاطفی خانواده را تضعیف کرده و کودکان را به طعمههای تجاری تبدیل کردهاند[۸].
بخش سوم (پدران تحت محاصره): این بخش، شامل فصول ششم (ناتوان کردن پدران) و هفتم (راههای گریز) است و به بحران هویت و نقش پدر در جامعه مدرن میپردازد. نویسندگان معتقدند که در دهههای اخیر، نقش پدر از یک عنصر محوری در ساختار خانواده به یک نقش «حاشیهای» یا صرفاً «تأمینکننده مالی» تقلیل یافته است. نرخ بالای طلاق و جدایی باعث شده است که حدود ۴۰ درصد از کودکان آمریکایی دور از پدران واقعی خود زندگی کنند که این امر پیامدهای مخربی نظیر افزایش بزهکاری و مشکلات روانی در نوجوانان داشته است[۹].
در فصل هفتم، نویسندگان به تلاشهای برخی جنبشهای اجتماعی و مذهبی (مانند «امت اسلام») اشاره میکنند که سعی دارند با بازتعریف مسئولیتپذیری مردانه، پدران را به کانون خانواده بازگردانند و اقتدار معنوی آنان را در برابر فشارهای ویرانگر بیرونی احیا کنند[۱۰].
بخش چهارم (بازسازی شبکه مراقبت از کودک): این بخش که فصول هشتم (والدین چه میخواهند؟) و نهم (منشور حقوق والدین) را در بر میگیرد، بر ارائه راهکارهای عملی و سیاسی برای خروج از بحران تمرکز دارد. بر اساس نظرسنجیهای گستردهای که در فصل هشتم به آنها اشاره شده، والدین بیش از هر چیز خواهان «زمان» برای بودن با فرزندان و «امنیت اقتصادی» هستند[۱۱].
در فصل نهم، نویسندگان یک سند استراتژیک به نام «منشور حقوق والدین» را معرفی میکنند که شامل پیشنهاداتی برای اصلاح قوانین مالیاتی، ایجاد تسهیلات شغلی برای والدین و بازسازی شبکههای حمایتی محلی است. هدف نهایی این بخش، فراخوان برای ایجاد یک جنبش سیاسی جدید است که والدین را از انزوا خارج کرده و با تحت فشار قرار دادن نهادهای قدرت، جایگاه مقدس و حیاتی والدین را در ساختار ملی بازپس بگیرد[۱۲].
پانویس
منابع مقاله
پیشگفتار، سخن نویسندگان و متن کتاب.