تذکره اختر

    از ویکی‌نور
    تذکره اختر
    تذکره اختر
    پدیدآوراناخ‍ت‍ر، اح‍م‍د ب‍ن‌ ف‍رام‍رز (نويسنده) خ‍ی‍ام‍پ‍ور، ع‍ب‍دال‍رس‍ول‌ (مصحح)
    ناشرشرکت سهامی چاپ کتاب آذربایجان
    مکان نشرایران - تبریز
    سال نشر1343ش
    چاپ0
    موضوعشاعران ایرانی - قرن 13ق. - سرگذشت نامه - شعر فارسی - قرن 13ق. - مجموعه‎ها
    زبانفارسی
    تعداد جلد1
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    تذکره اختر، اثر احمد گرجی‌نژاد تبریزی مولد، متخلص به «اختر» (متوفی 1232ق)، یک تذکره (مجموعه شرح حال و نمونه اشعار) است که به احوال و آثار شاعران معاصر مؤلف اختصاص دارد.

    ساختار

    کتاب ، شامل مقدمه ناشر، دیباچه مفصل مؤلف و بخش اصلی حاوی شرح حال و نمونه اشعار شاعران معاصر است که بر اساس تخلص شاعران و به‌ترتیب حروف الفبا تنظیم شده است و ترجمه احوال ایشان را در بر گرفته است.

    گزارش محتوا

    ناشر در مقدمه خود توضیح می‌دهد که این کتاب، شماره (4) از سلسله نشر تذکره‌ها است که به احوال شاعران معاصر اختر می‌پردازد. در این مقدمه که دربردارنده شرح حال مؤلف است، اشاره شده که روش تألیف مبتنی بر ترجمه احوال شعرا و درج اشعار ایشان به‌ترتیب الفبا بوده است. همچنین، به نسخه‌های خطی مورد استفاده در تصحیح این اثر اشاره شده و نحوه علامت‌گذاری متون نادرست یا محذوف در نسخه‌ها توضیح داده شده است[۱].

    بخش دیباچه مؤلف، با ستایش و ثنای پروردگار و اشاره به عظمت قرآن و ستایش پیامبر(ص) و علی مرتضی، با کلامی آهنگین و گاه مسجع همراه با براعت استهلال، آغاز می‌شود. مؤلف به جایگاه والای کلام و فضیلت شعر و فصاحت در میان علوم می‌پردازد و آن را صنعتی شریف می‌خواند که سابقه دیرینه داشته و از فنون علمای سلف و حکمای متقدمین است. اختر، مفصلا به تعریف شعر و سابقه و ارزش آن و پاسخ به آنچه مخالفان شعر به آن تمسک جسته‌اند، می‌پردازد. سپس به شیوه بسیاری از شاعران و علمای دوره خویش، به‌صورتی بسیار مبالغه‌آمیز و چندش‌آور که جز نام تملق و چاپلوسی نمی‌توان بر آن نهاد، به مدح و تمجید فتحعلی شاه قاجار زبان می‌گشاید. این همه برای این است که بگوید این کتاب را به او پیشکش کرده است. البته دیباچه نیمه‌تمام مانده و معلوم نیست آخر آن به چه چیزی ختم می‌شود[۲].

    شرح حال و نمونه اشعار شاعران: بدنه اصلی کتاب به ارائه شرح حال و مجموعه‌ای از سروده‌های شاعران معاصر مؤلف اختصاص یافته است که طبق تخلص‌های شعری به‌ترتیب حروف الفبا آورده شده‌اند. شرح حال هر فرد، اغلب شامل نام کامل، نسب، مقام علمی و ادبی و نمونه‌هایی از اشعار (غزل، قصیده، رباعی و...) اوست. اولین شاعر که در این بخش معرفی شده «آذر بیگدلی» و آخرین شاعر (غیر از خود نویسنده)، «یغما» است؛ البته بعد از معرفی یغما، نویسنده به معرفی خویش پرداخته و کتاب را با قصایدی از خویش به پایان رسانده است:

    1. در مورد «آذر»:

    «آذر بیگدلی – رحمه الله تعالی - از صنادید فصحای بلاغت‌‌آفرین و از اساتید بلغای فصاحت‌آیین... اسم شریفش حاجی لطفعلی‌بیگ... آباء و اجداد ایشان همگی از امرای نامدار و وزرای عالی‌مقدار بوده‌اند... اگرچه فن ایشان قصیده است، نهایت به جمیع فنون سخنوری استاد بوده. کتابی دارد مسمی به «گنجینه»... که به سیاق بوستان سعدی حکایات دلنشین در وی درج کرده. یوسف و زلیخایی نیز دارد؛ هرچند در اوایل حال که طبع چندان پختگی نداشته، فرموده. همچنان اشعار بلند متین بسیار دارد. این چند شعر از نتایج طبع گوهرزای ایشان است: دریغا که با خود ندیدم مصاحب رفیقی موافق انیسی مناسب رفیقی که پرسد غمم در مکاره انیسی که جوید دلم در مصایب»[۳].

    1. در مورد یغما: «اسم شریفش میرزا ابوالحسن و اخلاقش چون نام مستحسن... شکسته را درست می‌نگارد و از ربط و انشا نصیبی کافی دارد. طبعش سلیم و ذوقش مستقیم.... از صنوف اشعار به غزل‌سرایی مایل، ولی در ثبت و ضبط آن به‌غایت راجل. شعری چند که در ضمن محاورات از ایشان اصغا شده بود، در این دفتر ثبت افتاد:

    مگر کافر ندارد راه در جنت بیا بنگر بر آن روی بهشتی زلف کافر خال هندو را دام نیرنگ تو نازم که به بند افتاده است گردن ما و به پای تو کمند افتاده است می‌زند گوی و دلم خون که به جولانگه او تا سر کیست که در پای سمند افتاده است می‌برم رشک به دشمن چه توان کرد که دوست آشنایی است که بیگانه‌پسند افتاده است»[۴].

    1. در مورد خود نویسنده:

    «بنده مؤلف را نام احمد است و تخلص اختر. والد فقیر از آقادادزادگان تفلیس که به شرف اسلام مشرف شده و از جانب ام از احفاد حسن پاشای ترکمان. مولدم در خطه تبریز واقع شده. نهایت در اصفهان و شیراز نشو و نما یافته‌ام». وی سپس از تحصیل و نیز هنر شاعری خویش و همچنین از اینکه در سال 1225 تصمیم به تألیف کتاب حاضر گرفته، سخن گفته است و در پایان، سه قصیده از قصاید خویش را ذکر کرده است. اولین قصیده وی با دو بیت زیر آغاز می‌شود: جهان را چون طلسمی دان همه وهم و خیال آنجا طلبکار حقیقت را از اینجا گو برون نه پا اگر با دوست پیوستی چه در دیر و چه در مسجد اگر از خویشتن رستی چه با شیخ و چه با ترسا[۵].

    پانویس

    1. ر.ک: مقدمه ناشر، صفحه د - ج
    2. ر.ک: دیباچه، ص1- 15
    3. ر.ک: متن کتاب، ص16-18
    4. ر.ک: همان، ص245-247
    5. ر.ک: همان، ص249-254

    منابع مقاله

    مقدمه، دیباچه و متن کتاب.


    وابسته‌ها