العقل في الإسلام

    از ویکی‌نور
    العقل في الإسلام
    العقل في الإسلام
    پدیدآورانخلیل، خلیل احمد (نويسنده)
    عنوان‌های دیگربحث‌ فلسفي‌ في‌ حدود الشراکة بین‌ العقل‌ العلمي‌ و العقل‌ الدیني
    ناشردار الطلیعة للطباعة و النشر
    مکان نشرلبنان - بیروت
    سال نشر1993م
    چاپ1
    زبانعربی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    ع7خ8 55 BBR
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    العقل في الإسلام، اثر خلیل احمد خلیل، پژوهشی فلسفی در مورد محدوده‌ها و چگونگی مشارکت میان عقل علمی و عقل دینی در تاریخ و تفکر اسلامی است. نویسنده در این اثر به نقد عقلانی سطوح مختلف آگاهی و تبیین مفاهیم معقول و نامعقول در میراث تمدنی مسلمانان می‌پردازد.

    ساختار

    کتاب از یک مقدمه با عنوان «اشارات» و شش بخش اصلی (مدخل‌های عقلی، عقل تاریخ، عقل اعتقاد و نامعقول، مابین عقل دینی و عقل علمی، عقل فلسفه و عقل تمدن و خواتم) تشکیل شده است.

    گزارش محتوا

    بخش اول (مدخل‌های عقلی به‌سوی عقل): این بخش به تبیین بنیادهای عقلانی در تفکر اسلامی می‌پردازد و شامل سه زیرمجموعه «عقل نقل»[۱]، «عقلِ عقل»[۲] و «عقل نص»[۳] است. نویسنده معتقد است که انسان عاقل متولد می‌شود و عقل او در محیط معرفتی و حیاتی‌اش شکل می‌گیرد[۴]. در بحث عقل نقل، سطوح وحی و الهام نبوی بررسی شده و تأکید می‌شود که عقل مسلمان باید با «قدسیت نبوی» به‌عنوان یک کل برخورد کند[۵]. در مبحث عقلِ عقل، نویسنده به نقد عقلانی و عبور از مفاهیم سنتی به‌سوی آگاهی علمی در عصر جدید می‌پردازد و میان عقل علمی (مستقل) و عقل اعتقادی (تابع) تمایز قائل می‌شود[۶]. نهایتاً در عقل نص، نص به‌عنوان کلام مکتوبِ انسان عاقل تعریف شده و بر ضرورت گفتگو میان عقل‌های مختلف (مانند آنچه در احادیث امام صادق(ع) آمده) تأکید می‌گردد[۷].

    بخش دوم (عقلِ تاریخ): نویسنده در این بخش، به بررسی تاریخ به‌عنوان امری «زیسته‌شده» و «نوشته‌شده» می‌پردازد[۸]. او تاریخ پیش از اسلام عرب را بر پایه «شمشیر و شعر» تحلیل کرده و سپس به تغییر این رویکرد پس از اسلام به‌سوی یک عقلانیت جدید که با واقعیت‌های سیاسی و دولتی درآمیخته، اشاره می‌کند[۹]. در این بخش، مسائل موقوفه در تاریخ مانند فلسفه قدرت و جانشینی (خلافت و امامت) واکاوی شده و تضادهای میان فرقه‌های مختلف (سنی، شیعه و اسماعیلیه) در بوته نقد قرار می‌گیرد[۱۰]. نویسنده همچنین پدیده‌های اجتماعی نظیر حج، جهاد، قضاوت و نکاح را در بافت تاریخی و دینی تحلیل کرده و آن‌ها را بخشی از منظومه عقلانیت تاریخی مسلمانان می‌داند[۱۱].

    بخش سوم (عقلِ اعتقاد و نامعقول): این بخش بر «روحیه جمعی» و ذهنیت تمدن عربی - اسلامی تمرکز دارد[۱۲]. نویسنده، معتقد است که هر اعتقادی در یک مدار تاریخی تولید می‌شود و عقل اعتقادی همواره در چالش میان «نص» و «واقعیت» قرار دارد[۱۳]. در این قسمت، یک نظام طبقه‌بندی معرفتی ارائه می‌شود که در آن جایگاه انبیا، اولیا، خواص و عوام مشخص شده است[۱۴]. همچنین نویسنده به رابطه میان علم، ثروت و قدرت پرداخته و چگونگی طبقه‌بندی علما را بر اساس نسبت آن‌ها با نهاد قدرت و ثروت تبیین می‌کند[۱۵].

    بخش چهارم با عنوان «مابين العقل الديني و العقل العلمي» (میان عقل دینی و عقل علمی)، به بررسی چالش‌ها و نسبت‌های میان این دو نوع عقلانیت در بستر جامعه و سیاست اسلامی می‌پردازد. این بخش، شامل دو زیرمجموعه اصلی است:

    1. عقلِ نبوت و عقلِ دولت: این قسمت، به بررسی ساختار عقلانیت اسلامی می‌پردازد و دو نمونه از عقلانیت شیعی معاصر را مورد تحلیل قرار می‌دهد:
      الف)- گفتمان دینی/سیاسی: به بررسی آراء و اندیشه‌های دینی - سیاسی شیخ محمدمهدی شمس‌الدین اختصاص یافته است[۱۶].
      ب)- معنای تأصيل در معاقلات محمدحسین فضل‌الله: در آن به واکاوی مفاهیم بنیادین در نوشته‌های ایشان پرداخته شده است[۱۷].
    2. مرزهای اجتهاد در جنبش‌های اسلامی معاصر: این قسمت، به بررسی محدوده‌ها و قلمرو اجتهاد در جریان‌های اسلامی کنونی و نقد وضعیت اندیشه در جنبش‌های معاصر اسلامی و بن‌بست‌های اجتهاد می‌پردازد. نویسنده میان «عقل علمی» که دارای ویژگی‌هایی چون استقلال، نقد و پویایی است، با «عقل سنتی/تقلیدی» که در بند قالب‌های قدیمی مانده، تمایز قائل می‌شود. او بر این باور است که در دوران مدرن، اجتهاد باید از دایره تکرار مکررات خارج شده و با استفاده از دستاوردهای عقل علمی و فلسفی، به بازخوانی میراث بپردازد[۱۸]‏.

    بخش پنجم با عنوان «عقلِ فلسفه و عقلِ تمدن» (عقل الفلسفة و عقل الحضارة)، بر رابطه میان اندیشه فلسفی و ساختار تمدنی متمرکز است و تلاش می‌کند جایگاه فلسفه را در متن تحولات تمدنی و اجتماعی معاصر بررسی کند. این بخش، شامل سرفصل‌های زیر است:

    1. موانع تفکر فلسفی در جامعه عربی: این بحث به بررسی چالش‌ها و بازدارنده‌های اندیشه فلسفی در جوامع عربی می‌پردازد[۱۹]‏.
    2. نقش فلسفه در تبلور پروژه تمدنی عربی: این بخش به جایگاه و کارکرد فلسفه در شکل‌گیری و پیشبرد طرح‌های تمدنی در جهان عرب اختصاص دارد[۲۰]‏.
    3. بُعد ملی (قومی) فلسفه معاصر در وطن عربی: این بخش به بررسی ابعاد ملی و پیوندهای فلسفه معاصر با هویت قومی می‌پردازد[۲۱]‏.

    نویسنده در بخش پایانی با عنوان «خواتم»، به امکانات گفتگو میان اسلام و جهان معاصر اشاره کرده و بر لزوم نقد عقلانی برای رسیدن به یک پروژه تمدنی جدید تأکید می‌ورزد.

    «علمِ علم و گزینه وحدت‌گرای عربی»[۲۲]، «پروژه ملی (قومی) و دگرگونی‌های جدید جهانی»[۲۳] و «شنیدن و خود را به کری زدن؛ امکان‌های گفتگو میان اسلام و جهانِ فردا»[۲۴]، از جمله موضوعات مطرح‌شده در این بخش از کتاب است.

    پانویس

    1. ر.ک: متن کتاب، ص5
    2. ر.ک: همان، ص15
    3. ر.ک: همان، ص30
    4. ر.ک: همان، ص7
    5. ر.ک: همان، ص10
    6. ر.ک: همان، ص15-19
    7. ر.ک: همان، ص31
    8. ر.ک: همان، ص43
    9. ر.ک: همان، ص44
    10. ر.ک: همان، ص51-52
    11. ر.ک: همان، ص67-70
    12. ر.ک: همان، ص183
    13. ر.ک: همان، ص195
    14. ر.ک: همان، ص197-200
    15. ر.ک: همان، ص196
    16. ر.ک: همان، ص256
    17. ر.ک: همان، ص272
    18. ر.ک: همان، ص280-287
    19. ر.ک: همان، ص293
    20. ر.ک: همان، ص305
    21. ر.ک: همان، ص317
    22. ر.ک: همان، ص327
    23. ر.ک: همان، ص335
    24. ر.ک: همان، ص343

    منابع مقاله

    متن کتاب.


    وابسته‌ها