ابن زرب، محمد بن یبقی
ابوبکر محمد بن یبقى بن زرب (۳۱۷ – ۳۸۱ق)، مشهور به ابن زرب؛ فقیه برجسته مالکی، محدث، قاضی و خطیب نامدار اندلس در قرن چهارم هجری بود. او بیش از سی سال به عنوان «قاضی الجماعة» (قاضی ارشد) قرطبه فعالیت کرد و از سوی منصور بن ابیعامر (حاجب المنصور) مورد احترام ویژه قرار داشت. ابن زرب با تألیف کتاب «الخصال» در فقه مالکی و نگارش «الرد علی ابن مسرة» در نقد آراء صوفیان اندلسی، از چهرههای تأثیرگذار علمی و سیاسی در عصر خود به شمار میرود.
نام و نسب
نام کامل او ابوبکر محمد بن یبقى بن زرب بن یزید قرطبی است. وی به جد خود «زرب» منسوب است.[۱]
ولادت
ابن زرب در شب هشتم ماه رمضان سال ۳۱۷ هجری قمری (۹۲۹ میلادی) در شهر قرطبه، مرکز اندلس (اسپانیای امروزی)، به دنیا آمد.[۱]
تحصیلات و اساتید
ابن زرب فقه را نزد ابوبکر محمد بن احمد اموی معروف به «لؤلؤی» فراگرفت.[۲] حدیث را از قاسم بن اصبغ بیانی و محمد بن عبدالله بن ابی دُلیم شنید.[۳] او به درس رأی (فقه) اهتمام ورزید و در میان همعصران خود پیشی گرفت.[۱]
ابن فرضی نقل میکند که محمد بن اسحاق بن سلیم قاضی به او گفت: «ای ابابکر! اگر عبدالرحمن بن قاسم (از بزرگان فقهای مالکی) تو را میدید، از تو شگفتزده میشد.»[۱]
شاگردان
از جمله شاگردان و راویان او میتوان به افراد زیر اشاره کرد:[۲][۳]
- ابوالولید یونس بن عبدالله بن مغیث (معروف به ابن صفار)
- ابوبکر عبدالرحمن بن احمد بن حوبیل
- عبدالوارث بن سفیان بن حبرون
- ابوعثمان سعید بن محسن غاسل
- ابومحمد عبدالله بن یحیی بن دحون
- احمد بن عبدالله (معروف به ابن ذکوان)
فعالیتها
منصب قضا
ابن زرب در دوران خلافت هشام بن حکم مؤید اموی، در سال ۳۶۷ هجری قمری (۹۷۸ میلادی) به مقام «قاضی الجماعة» (قاضی ارشد) قرطبه منصوب شد.[۴] وی بیش از سی سال بر مسند قضا بود و تا پایان عمر در این مقام باقی ماند.[۵]
منصور بن ابیعامر (حاجب المنصور) او را بسیار تعظیم میکرد و در کنار خود مینشاند.[۵]
خطابه و منبر
ابن زرب از خوشبیانترین خطیبان روزگار خود بود. قاضی عیاض نقل میکند: «او از همه مردم بر فراز منبر خوشبیانتر و خوشتلاوتتر بود و خشوع او در هنگام خطابه آشکار بود. هیچ کس هنگام شنیدن وعظ او نمیتوانست اشک خود را کنترل کند.»[۶]
ویژگیهای اخلاقی و علمی
قاضی عیاض در توصیف او مینویسد: «او با علمش، عامل، مجتهد، ورع و عفیف بود... خطیبی خوشبیان، ظاهری زیبا، فقیهی دقیق، در مسائل غوطهور، حافظ اصول، در فتوا ماهر، بسیار اقتداکننده و در احکام متثبت بود.»[۱]
وی همچنین در علم عربیت، نحو، فقه و حساب بصیرت داشت.[۷] او بسیار نمازگزار و اهل تلاوت قرآن بود و در اواخر عمر به عبادت روی آورد و بسیار استغفار میکرد. گفته میشد او هر شب قرآن را ختم میکرد.[۱]
برخورد با ابن مسره و پیروانش
ابن زرب با ابن مسره (عبدالله بن مسره، از صوفیان اندلسی) و عقاید او مخالفت کرد و کتابی در رد آراء وی نوشت.[۲] در سال ۳۵۰ قمری، پیروان ابن مسره را وادار به توبه از عقاید خود کرد و در مسجد جامع شرقی حضور یافت و کتابها و آثار آنان را به آتش کشید.[۶]
واقعه استسقا و برخورد با مردم
در جریان نماز استسقا (طلب باران) در قرطبه، مردم از تأخیر باران ناراضی شدند و به ابن زرب اعتراض کردند. آنها او را به خاطر پذیرش هدایای منصور بن ابیعامر سرزنش نمودند و قصد تعرض به او داشتند. ابن زرب به قبرستان پناه برد و منصور برای محافظت از او سوارانی فرستاد و او را سالم به خانه بازگرداند.[۶]
داستان انتصاب به قضا
در منابع نقل شده است که منصور بن ابیعامر شبی با یکی از دوستان خود درباره فرد مناسب برای قضاوت گفتوگو میکرد. دوست منصور پس از ذکر چند نفر، نام ابن زرب را پیشنهاد کرد. منصور گفت: «به خدا سوگند، جز او کسی شایسته این مقام نیست.» فردای آن شب، قاضی ابن سلیم درگذشت و منصور بیدرنگ ابن زرب را به قضا منصوب کرد.[۶]
وفات
ابوبکر محمد بن یبقى بن زرب در شب دوازدهم ماه رمضان سال ۳۸۱ هجری قمری (۹۹۱ میلادی) در قرطبه درگذشت.[۸] مردم از مرگ او بسیار اندوهگین شدند و بر او ثنا گفتند. منصور بن ابیعامر نیز از مرگ او سخت اندوهگین شد، پسر سهساله او را خواست و سه هزار دینار و تحفههایی برایش فرستاد و برای ورثه او نامهای مبنی بر حفظ و احترام نوشت.[۶]
ابن زرب در عالم رؤیا دیده شد. از او پرسیدند: «از چه چیزی بیشتر سود بردی؟» گفت: «از هیچ چیز بیشتر از تلاوت قرآن سود نبردم.»[۹]
آثار
الخصال
کتاب «الخصال» در فقه مالکی، مهمترین اثر ابن زرب است. او این کتاب را در پاسخ به کتاب «الخصال» ابن کاوس حنفی تألیف کرد و به گفته قاضی عیاض «در اتقان به غایت رسید».[۴][۱] نسخهای از این کتاب در کتابخانه ملی مادرید موجود است.[۲]
الرد علی ابن مسرة
کتاب «الرد علی ابن مسرة» در نقد آراء محمد بن عبدالله بن مسره، از صوفیان اندلسی، نوشته شده است. از این کتاب اثری در دست نیست.[۲]
پانویس
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ ۱٫۶ قاضی عیاض، عیاض بن موسی، جمهرة تراجم الفقهاء المالکیة، ج3، ص1224-1226
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ یوسفی اشکوری، حسن، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج3، ص620-621
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ حمیدی، محمد بن فتوح، جذوة المقتبس في تاريخ علماء الأندلس، ص149
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ زرکلی، خیرالدین، الأعلام، ج7، ص135
- ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ سبحانی تبریزی، جعفر، موسوعة طبقات الفقهاء، ج4، ص471-472
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ ۶٫۳ ۶٫۴ نباهی، علی بن عبدالله، تاریخ قضاة الأندلس، ج2، ص77-82
- ↑ یعقوب، امیل، المعجم المفصل في اللغويين العرب، ج2، ص242
- ↑ سیوطی، عبدالرحمن بن ابیبکر، بغیة الوعاة في طبقات اللغويين و النحاة، ج2، ص260
- ↑ ابن فرحون، ابراهیم بن علی، الديباج المذهب في معرفة اعيان علماء المذهب، ج2، ص230
منابع مقاله
- یوسفی اشکوری، حسن، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج3، ص620-621
- قاضی عیاض، عیاض بن موسی، جمهرة تراجم الفقهاء المالکیة، دبی: دار البحوث للدراسات الإسلامیة و إحیاء التراث، ۱۴۲۳ق، ج3
- زرکلی، خیرالدین، الأعلام: قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، بیروت: دار العلم للملایین، ۱۹۸۹م، ج7
- سیوطی، عبدالرحمن بن ابیبکر، بغیة الوعاة في طبقات اللغويين و النحاة، بیروت: المکتبة العصریة، ج2
- حمیدی، محمد بن فتوح، جذوة المقتبس في تاريخ علماء الأندلس، تونس: دار الغرب الإسلامي، ۱۴۲۹ق
- سبحانی تبریزی، جعفر، موسوعة طبقات الفقهاء، قم: مؤسسه امام صادق علیه السلام، ۱۴۱۸ق، ج4
- ابن سعید مغربی، علی بن موسی، المغرب في حلی المغرب، بیروت: دار الکتب العلمية، ۱۹۹۷م، ج1
- یعقوب، امیل، المعجم المفصل في اللغويين العرب، بیروت: دار الکتب العلمية، ۱۴۱۸ق، ج2
- ابن فرحون، ابراهیم بن علی، الديباج المذهب في معرفة اعيان علماء المذهب، قاهره: دار التراث، ۱۳۹۴ق، ج2
- نباهی، علی بن عبدالله، تاریخ قضاة الأندلس، بیروت: دار الآفاق الجديدة، ۱۴۰۰ق، ج2
