زبان و فرهنگ

    از ویکی‌نور
    (تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
    زبان و فرهنگ
    زبان و فرهنگ
    پدیدآورانکرامش، کلر (نویسنده)
    ناشرامیرکبیر
    مکان نشرتهران
    سال نشر1390ش
    شابک978-964-00-1388-5
    موضوعزبان و فرهنگ، معناشناسی، جامعه‌شناسی زبان
    زبانفارسی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    P ۳۵ /ک۴ ز۲ ۱۳۹۶

    زبان و فرهنگ تألیف کلر کرامش، کتابی است در حوزه زبان‌شناسی و مطالعات میان‌رشته‌ای که به بررسی رابطه پیچیده و ناگسستنی میان زبان و فرهنگ می‌پردازد. این اثر که توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شده، با زبانی ساده و در عین حال علمی، مفاهیم کلیدی مانند بافت اجتماعی، جامعه گفتمانی و جدایی‌ناپذیری فرهنگ و زبان را تبیین کرده و پاسخی است به پرسش‌های کلی موجود در حوزه شناخت زبان و فرهنگ. آنچه این کتاب را از آثار مشابه متمایز می‌سازد، استفاده توأمان از نظریات متخصصان رشته‌های زبان‌شناسی، جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی است.

    ساختار

    کتاب مشتمل بر هفت فصل است. فصل اول با عنوان «ارتباط زبان و فرهنگ» به مبانی نظری پیوند این دو پدیده می‌پردازد. فصل دوم «معنا به مثابه نشانه» به بررسی نشانه‌های زبانی و معانی آنها اختصاص دارد. فصل سوم «معنا به مثابه عمل» معنا را در صورت کاربردی آن تحلیل می‌کند. فصل چهارم «زبان گفتاری، فرهنگ شفاهی» به پیوند زبان گفتار با فرهنگ شفاهی می‌پردازد. فصل پنجم «زبان چاپی، فرهنگ کتبی» رابطه زبان نوشتار با فرهنگ مکتوب را بررسی می‌کند. فصل ششم «زبان و هویت فرهنگی» به نقش زبان در شکل‌گیری و تداوم هویت فرهنگی می‌پردازد. فصل هفتم «مسائل کنونی» به موضوعات جاری در حوزه فرهنگ اختصاص دارد.

    گزارش کتاب

    «زبان و فرهنگ» اثر کلر کرامش، استاد زبان‌شناسی و مطالعات فرهنگی، یکی از آثار مهم در حوزه بررسی پیوند میان دو پدیده بنیادین حیات انسانی است. رابطه زبان و فرهنگ، رابطه‌ای بس عمیق و ناگسستنی است؛ به طور کلی می‌توان گفت هر انسانی، محصول تأثیر این دو عامل است و همین دو عامل سبب می‌شود که بحث و تحقیق در مورد نحوۀ پیدایش و عملکرد این دو پدیده همواره مورد نظر انسان‌شناسان، زبان‌شناسان، فرهنگ‌شناسان، شعرا، نویسندگان، معلمان و نیز محققان علوم انسانی و علوم ارتباطات باشد. شاید بدون حضور این دو پدیده در زندگی انسانی، تشخیص و تفرق ذهنی و فکری انسان‌ها از یکدیگر هرگز میسر نمی‌شد. نقش زبان در ایجاد فرهنگ تا بدان اندازه اهمیت دارد که در بسیاری از کشورهای پیشرفتۀ دنیا که زبان‌های بومی و محلی آنها رو به انقراض است، بودجه‌های هنگفت برای تعلیم و زنده‌نگه‌داشتن این زبان‌ها در نظر گرفته می‌شود و البته نقش فرهنگ در احیا و جلوگیری از انقراض زبان نیز از اهتمام دولت‌ها و صرف هزینه‌های بسیار برای حفظ و صدور فرهنگ و اجزای فرهنگی‌شان معلوم می‌گردد.

    نویسنده در فصل اول کتاب، با عنوان «ارتباط زبان و فرهنگ»، به طرح پرسش‌های بنیادین در این حوزه می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه زبان نه صرفاً ابزاری برای انتقال فرهنگ، بلکه خود بخشی از فرهنگ و عامل شکل‌دهنده به آن است. کرامش بر این نکته تأکید دارد که زبان و فرهنگ دو مقوله جدایی‌ناپذیرند و هرگونه مطالعه در یکی بدون توجه به دیگری ناقص خواهد بود. او با بهره‌گیری از نظریات زبان‌شناسانی چون سوسور، ساپیر و ورف، نشان می‌دهد که ساختار زبان می‌تواند بر شیوه تفکر و جهان‌بینی گویشوران تأثیر بگذارد.

    فصل دوم، «معنا به مثابه نشانه»، به بررسی نظریۀ نشانه‌شناسی و نقش آن در فهم رابطه زبان و فرهنگ می‌پردازد. کرامش با تکیه بر آرای فردینان دو سوسور و چارلز سندرس پیرس، نشان می‌دهد که معنا نه امری ذاتی در کلمات، بلکه حاصل روابط تفاضلی میان نشانه‌ها و نیز قراردادهای اجتماعی و فرهنگی است. او توضیح می‌دهد که چگونه معانی واژگان در زبان‌های مختلف، بازتاب‌دهندۀ اولویت‌ها و ارزش‌های فرهنگی گویشوران آن زبان‌هاست.

    فصل سوم، «معنا به مثابه عمل»، رویکردی کاربردی به معنا دارد و نشان می‌دهد که معنا در بستر کاربرد زبانی و تعاملات اجتماعی شکل می‌گیرد. کرامش در این فصل با تکیه بر نظریات فیلسوفانی چون ویتگنشتاین و آستین و نیز زبان‌شناسانی مانند گرایس و هایمز، به تحلیل نقش بافت موقعیتی، کنش‌های گفتاری و اصول همکاری در تولید و دریافت معنا می‌پردازد. او نشان می‌دهد که چگونه قواعد نانوشتۀ فرهنگی بر کاربرد زبان در موقعیت‌های مختلف حاکم است.

    فصل چهارم، «زبان گفتاری، فرهنگ شفاهی»، به بررسی ویژگی‌های زبان گفتار و ارتباط آن با فرهنگ‌های شفاهی اختصاص دارد. کرامش در این فصل نشان می‌دهد که جوامعی که فرهنگ شفاهی غالب دارند، ویژگی‌های زبانی خاصی مانند استفاده از فرمول‌های ثابت، تکرار، وزن و آهنگ و نیز ساختارهای یادآورانه را پرورش می‌دهند. او با اشاره به پژوهش‌های والتر اونگ و دیگر محققان، تفاوت‌های بنیادین میان فرهنگ‌های شفاهی و فرهنگ‌های مکتوب را بررسی می‌کند.

    فصل پنجم، «زبان چاپی، فرهنگ کتبی»، به پیامدهای ظهور خط و صنعت چاپ بر زبان و فرهنگ می‌پردازد. کرامش نشان می‌دهد که چگونه گسترش سواد و رواج متون چاپی، تحولات عمیقی در ساختار زبان، شیوه‌های تفکر و سازمان اجتماعی پدید آورده است. او با اشاره به نظریات مارشال مک لوهان و دیگر نظریه‌پردازان رسانه، به تحلیل ویژگی‌های فرهنگ مکتوب و تفاوت‌های آن با فرهنگ شفاهی می‌پردازد.

    فصل ششم، «زبان و هویت فرهنگی»، به نقش زبان در شکل‌گیری، تداوم و تغییر هویت‌های فردی و جمعی اختصاص دارد. کرامش در این فصل نشان می‌دهد که چگونه انتخاب زبان یا گویش، سبک گفتار و حتی نوع واژگان می‌تواند نشانگر هویت اجتماعی، قومی، ملی یا جنسیتی گوینده باشد. او به بررسی پدیده‌هایی مانند دوزبانگی، مرگ زبان، احیای زبانی و نقش زبان در جنبش‌های هویتی و ملی می‌پردازد.

    فصل هفتم، «مسائل کنونی»، به موضوعات جاری و معاصر در حوزه زبان و فرهنگ اختصاص دارد. کرامش در این فصل به مسائلی مانند جهانی‌سازی و تأثیر آن بر تنوع زبانی، نقش فناوری‌های نوین ارتباطی در تحول زبان و فرهنگ، سیاست‌های زبانی و آموزش زبان، و نیز چالش‌های حفظ زبان‌های در معرض خطر می‌پردازد.

    کتاب «زبان و فرهنگ» با زبانی ساده و روان اما متکی به مبانی نظری مستحکم، منبعی ارزشمند برای دانشجویان و پژوهشگران حوزه‌های زبان‌شناسی، جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی، مطالعات فرهنگی و علوم ارتباطات و نیز برای تمام علاقه‌مندان به شناخت عمیق‌تر نقش زبان در زندگی فردی و اجتماعی است. قابل ذکر است که این کتاب در دو بخش اصلی تدوین شده بود که بخش دوم آن شامل مقالات تخصصی صاحب‌نظران و نظریه‌پردازان حوزۀ زبان و فرهنگ بوده و به دلیل آنکه در ترجمۀ این کتاب، استفاده مخاطب عام بیشتر مد نظر بوده است، ترجمۀ آن بخش انجام نشده تا مخاطبان عام نیز راحت‌تر بتوانند این کتاب را مطالعه نمایند.[۱]

    پانويس

    منابع مقاله

    پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات

    وابسته‌ها