هکذا عرفت نفسي

    از ویکی‌نور
    (تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
    هکذا عرفت نفسي
    هکذا عرفت نفسي
    پدیدآورانهاشمی، محمد جمال (نويسنده) محمد، حسین نجیب (محقق)
    ناشردار المحجة البيضاء
    مکان نشر[بی جا] - [بی جا]
    سال نشر1424ق - 2003م
    چاپ1
    زبانعربی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    /ھ2ھ8 226/2 BP
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    هكذا عرفت نفسي، اثری از سید محمد جمال هاشمی گلپایگانی (۱۳3۲- ۱۳۹۷ق)، درباره شناخت نفس انسان با سبکی ادبی و داستانی و با تکیه بر قرآن کریم و احادیث پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) است که به صورت یک سفر درونی، خواننده را به شناخت خود و کشف حقایق وجودی دعوت می‌کند.

    ساختار کتاب

    شامل مقدمه محقق، مقدمه نویسنده و بخش‌های متعددی در خصوص زندگی مادی، انسانیت، بیداری، تصفیه نفس، صلح درونی، تفکر، تنظیم شده است که در ادامه به برخی از این عناوین اصلی اشاره می‌شود.

    گزارش محتوا

    در مقدمه محقق مطالبی پیرامون معرفت، معرفت خداوند، معرفت اشیاء، موضوع کتاب و کارهای انجام شده روی آن، مطرح شده است. در ادامه به صورت مختصر به شرح حال نویسنده پرداخته شده است[۱].

    نویسنده در مقدمه با طرح پرسش‌های عمیق وجودی درباره خود (نفس من از کیست؟ از کجا آمده‌ است؟ به کجا می‌رود؟) آغاز می‌کند که دائماً ذهن او را به خود مشغول می‌دارد. او سیر خود را از مبدأیی مجهول به سوی غایتی نامعلوم توصیف می‌کند و بیان می‌دارد که برای کشف حقیقت، نباید به تحلیل‌های سطحی جسمانی و شیمیایی اکتفا کرد، بلکه باید به دیدگاهی جامع و فراتر از مادی‌گرایی صرف دست یافت[۲]. وی در مطالبی درباره زندگی مادی به نقد مادی‌گرایی می‌پردازد که انسان را تنها به فکر تأمین نیازهای جسمی و غرایز سطحی سوق داده است [۳]. در ادامه به موضوع انسانیت و حقیقت انسانی پرداخته شده است.[۴]. بیداری و تصفیه و تطهیر نفس از رذائل از دیگر مطالب مطرح شده است[۵].

    در ادامه نویسنده مطالبی را به ستیز میان عقل و جهل اختصاص داده[۶] و از تفکر و اندیشیدن به دنیا، پدیده‌ها و رازهای زندگی سخن به میان آورده است[۷].

    «في مدرسة الأحداث» عنوان دیگر مطالب کتاب است. نویسده در این مدرسه که دارای کلاس‌های مختلفی است، بر یادگیری تجربی، آزمون‌های عملی و رویارویی با رخدادهای سخت برای ساختن فضائل تأکید دارد. مدیر مدرسه بیان می‌کند که تربیت اجباری نتیجه نمی‌دهد، بلکه تربیت باید با شوق و علاقه همراه باشد. درس‌های این مدرسه شامل رویارویی با اشتباهات گذشته و مرور خاطرات کودکی برای افشای نقص‌های فردی و اجتماعی است[۸].

    در ادامه ذیل عنوان «فی الصف الاول» ( درکلاس اول) از اموری همچون کفایت در معیشت، امید و رجاء، عروج روح سخن گفته است[۹]. همچنین درباره حقیقت انسان و روح او است. نویسنده به حقیقت انسان که از سه عنصر اصلی جسم، روح و عقل تشکیل شده اشاره نموده است [۱۰]. سپس به پوست انسان که سطح خارجی جسم او است پرداخته و مطالبی درباره آن گفته است[۱۱]. چشم انسان، گردش خون، قلب و... از دیگر مطالب مطرح شده است[۱۲].همچنین بخشی از مطالب به مکاتب روان شناسی یا علم النفس اختصاص یافته است. تقسیمات علم النفس از مطالبی است که به آن پرداخته شده است[۱۳]. در ادامه به روح به عنوان ماده‌ای مجهول که توسط هیچ ابزاری دست یافتنی نیست، اشاره شده [۱۴]و از اموری مانند صبر، رضا، حیا، عبودیت، اراده، صدق، ایثار، اخلاق، تواضع و... سخن به میان آورده است[۱۵]. ایثار به معنای گذشت داوطلبانه از حقوق یا دارایی، از سر عشق و بدون چشمداشت معرفی شده است. بالاترین مرتبه ایثار زمانی حاصل می‌شود که انسان چیزی را برگزیند که مورد رضایت خداوند است، حتی اگر برای او رنج به همراه داشته باشد؛ تأکید شده است که وجدان و ضمیر، راهنمای عمل انسانی هستند و ایثار فضیلتی است که انسان را از حیوانات متمایز می‌کند[۱۶]. همچنین از اخلاق و خوش خلقی سخن گفته شده و سعادت واقعی و بقای جاودانه در پروردن جنبه انسانی اخلاق دانسته شده است[۱۷].

    بازگشت به مدرسه با مطالبی درباره کتمان، مکاشفه و فناء فی الله[۱۸] و همچنین بازگشت به وطن دنیوی با مطالبی همچون بیداری، فناء و بقاء، خلع و توحید[۱۹]، دیگر مباحث مطرح شده در کتاب است.

    پانویس

    1. ر.ک: مقدمه محقق، ص5- 12
    2. ر.ک: مقدمه نویسنده، ص15- 18
    3. ر.ک: متن کتاب، ص19- 20
    4. ر.ک: همان، ص21- 28
    5. ر.ک: همان، ص29- 38
    6. ر.ک: همان، ص39- 44
    7. ر.ک: همان، ص45- 66
    8. ر.ک: همان، ص67- 73
    9. ر.ک: همان، ص91- 106
    10. ر.ک: همان، ص107- 108
    11. ر.ک: همان، ص110- 113
    12. ر.ک: همان، ص114- 130
    13. ر.ک: همان، ص131- 133
    14. ر.ک: همان، ص134
    15. ر.ک: همان، ص151- 184
    16. ر.ک: همان، ص184- 191
    17. ر.ک: همان، ص192- 200
    18. ر.ک: همان، ص284- 294
    19. ر.ک: همان، ص297- 330

    منابع مقاله

    مقدمه و متن کتاب.


    وابسته‌ها