فلسفه آفرینش

فلسفه آفرینش، اثر عبدالله نصری (متولد ۱۳۲۲ش)، کتابی است در بررسی پرسش‌های بنیادین درباره آفرینش انسان و جهان، هدفمندی حیات و کمال نهایی بشریت که دیدگاه‌های متنوع فلسفی، کلامی و عرفانی را در این زمینه تحلیل می‌کند.

فلسفه آفرینش
فلسفه آفرینش
پدیدآوراننصری، عبدالله (نويسنده) نهاد نمايندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها. مرکز برنامه‌ريزی و تدوين متون درسی (تهيه کننده)
ناشرنهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها. دفتر نشر معارف
مکان نشرایران - قم
سال نشر1386ش
چاپ2
شابک978-964-8523-01-0
موضوعآفرینش - پوچی (فلسفه) - کیهان آفرینی - جنبه‏های قرآنی - زندگی
زبانفارسی
تعداد جلد1
کد کنگره
/ن6ف8 226 BL
نورلایبمطالعه و دانلود pdf

ساختار

کتاب، شامل دو پیشگفتار (پیشگفتار چاپ اول و پیشگفتار چاپ سوم) و چهار فصل اصلی است که سه فصل اول، هرکدام به چندین گفتار تقسیم می‌شود.

گزارش محتوا

پیشگفتار چاپ اول به اهمیت طرح پرسش‌هایی درباره چیستی و چرایی زندگی و مرگ اشاره دارد و بیان می‌کند که انسان در جستجوی معنای حیات، ناگزیر از پرداختن به فلسفه آفرینش است. این بخش بر لزوم فراتر رفتن از تفکرات مادی‌گرایانه و رسیدن به فهمی متعالی از هستی تأکید می‌کند و زمینه را برای ورود به بحث هدف غایی آفرینش فراهم می‌آورد. پیشگفتار چاپ سوم به اصلاحات و افزوده‌های جدید در کتاب، از جمله ادغام مباحث قرآنی و روایی که قبلاً به‌صورت مجزا مطرح شده بودند، اشاره دارد. همچنین، بخش جدیدی با عنوان "فاعلیت خداوند" به کتاب اضافه شده است[۱].

فصل اول با عنوان «انسان و فلسفه آفرینش»، به بررسی پرسش‌های بنیادین بشر درباره معنا و هدف زندگی می‌پردازد. این فصل، در سه گفتار اصلی تنظیم شده است که محتوای هریک به شرح زیر است:

گفتار اول (در جستجوی فلسفه آفرینش): این گفتار با نگاهی تأمل‌برانگیز به تکرار مکررات زندگی روزمره (خواب، خوراک، کار) آغاز می‌شود و بیان می‌کند که انسان در پس این تکرارها، با سه پرسش اساسی روبه‌روست: «از کجا آمده‌ام؟ برای چه آمده‌ام؟ به کجا می‌روم؟»[۲].

نویسنده، نشان می‌دهد که این پرسش‌ها مختص عصر ما نیست؛ از زرتشت در اوستا گرفته تا ارسطو در مقدمه علم‌ الاخلاق، خیام، شمس تبریزی و اندیشمندان معاصری چون موریس مترلینگ و اوژن یونسکو، همگی به‌نوعی با این «معمای هستی» دست‌به‌گریبان بوده‌اند[۳].

در این گفتار، به جنبش اگزیستانسیالیسم و اندیشمندانی چون سارتر، هایدگر و کی‌یرکه‌گارد اشاره شده است که تلاش کردند فلسفه را از حالت انتزاعی خارج کرده و به واقعیات ملموس زندگی انسان (مانند مرگ، اضطراب و انتخاب) پیوند بزنند تا پاسخی برای موقعیت انسان در هستی بیابند[۴].

گفتار دوم (علل و انگیزه‌های سؤال از فلسفه آفرینش): در این بخش، تحلیل می‌شود که چه عوامل و موقعیت‌هایی انسان را ناخودآگاه به سمت پرسش از هدف آفرینش سوق می‌دهد:

  1. ناپایداری زندگی: درک بی‌وفایی و زودگذر بودن شادی‌ها و دوران جوانی؛
  2. معمای مرگ: مواجهه با پایان قطعی زندگی و از دست دادن عزیزان که منجر به تفکر درباره هدف از این آمدن و رفتن می‌شود؛
  3. شکست در هدف‌گیری‌ها: وقتی انسان اهداف نسبی (مانند ثروت یا دانش) را هدف مطلق می‌پندارد و با شکست در آن‌ها، کل زندگی را پوچ می‌بیند، طبعا پرسش از فلسفه آفرینش برای او مطرح می‌شود؛
  4. شرایط نامساعد اجتماعی: فقر و سیه‌روزی که طعم واقعی زندگی را از انسان می‌گیرد، باعث پرسش مزبور می‌شود؛
  5. سؤال حقیقی از فلسفه آفرینش: نویسنده تأکید می‌کند سؤال واقعی زمانی مطرح می‌شود که انسان از سطح غرایز طبیعی فراتر رفته و از افقی بالاتر به هستی بنگرد[۵].

گفتار سوم (انسان و فلسفه آفرینش): این گفتار بر محور مفهوم «ایدئال» یا آرمان زندگی می‌چرخد و آن را پاسخی به معمای هستی می‌داند[۶]. تعریف ایدئال[۷] و تشریح لزوم ایدئال در زندگی فردی و اجتماعی[۸] و بحث پیرامون هدف‌ها و ایدئال‌های افراد انسانی در سیر تاریخ[۹]، از جمله مباحث این گفتار است.

فصل دوم، با عنوان «از بدبینی تا پوچ‌گرایی»، به بررسی ریشه‌های تاریخی، مکاتب و علل گرایش انسان به دیدگاه‌های منفی نسبت به هستی می‌پردازد. این فصل، شامل هفت گفتار است که گزارش جامع آن‌ها به شرح زیر است:

گفتار اول (دیدگاه‌ها پیرامون جهان هستی): در این بخش، نویسنده دیدگاه‌های متفکران را به سه دسته کلی تقسیم می‌کند:

  1. خوش‌بینی (Optimism): پیروان این دیدگاه (مانند لایب‌نیتس) معتقدند این جهان بهترین جهان ممکن است و شرور، امور نسبی یا عدمی هستند. فیلسوفان اسلامی و اندیشمندانی چون روسو نیز در این زمره قرار می‌گیرند؛
  2. بدبینی (Pessimism): معتقدان به این دیدگاه، نظام هستی را شر مطلق و زودگذر می‌دانند. این نگاه می‌تواند ناشی از تأملات فلسفی یا بیماری‌های روانی باشد؛
  3. دیدگاه سوم: گروهی که معتقدند جهان نه سراسر خیر است و نه سراسر شر، بلکه آمیزه‌ای از زیبایی‌ها و زشتی‌هاست که انسان با اختیار خود می‌تواند به آن جهت دهد[۱۰].

گفتار دوم (فلسفه بدبینی): این گفتار، به بررسی تاریخی بدبینی در ملل و اندیشمندان مختلف می‌پردازد:

  1. هند باستان و بودا: در تفکر هندی، زندگی با رنج، گرسنگی و پیری پیوند خورده است. بودا بر چهار حقیقت مقدس (رنج، خاستگاه رنج، رهایی از رنج و راه رهایی) تأکید داشت و هدف نهایی را رسیدن به «نیروانا» برای قطع زنجیره تناسخ می‌دانست[۱۱].
  2. مانی: او دیدگاهی ثنوی داشت و جهان را صحنه نبرد نور و ظلمت می‌دید که در آن بدبختی و رنج بر زندگی حاکم است[۱۲].
  3. ابوالعلاء معرّی: او زندگی را «زندان سه‌گانه» (کوری، خانه‌نشینی و حبس روح در بدن) می‌نامید و نگاهی بسیار تلخ و بدبینانه به نسل بشر داشت[۱۳].
  4. خیام: نویسنده، بین «خیام فیلسوف» و «خیام شاعر» تفکیک قائل شده و معتقد است اشعار منسوب به او، بیشتر بیانگر حیرت در معمای مرگ و بی‌اعتباری دنیاست[۱۴].
  5. شوپنهاور: او را «پدر بدبینی» می‌نامند؛ او معتقد بود حقیقت جهان، اراده‌ای کور و بی‌هدف است که تنها منجر به درد و رنج دائم می‌شود[۱۵].

گفتار سوم (فلسفه پوچی): این بخش، به بررسی پوچ‌گرایی (Nihilism) در آثار نویسندگان معاصر می‌پردازد:

  1. فرانتس کافکا: آثار او نمایانگر انسانی است که در هزارتوهای اداری و اجتماعی سرگردان است و زندگی را کابوسی بی‌فرجام می‌بیند[۱۶].
  2. آلبر کامو: او با طرح «افسانه سیزیف»، پوچی را نتیجه مواجهه میل انسان به معنا با سکوت جهان می‌داند، اما خودکشی را رد کرده و بر «طغیان» علیه پوچی تأکید می‌کند[۱۷].
  3. ژان پل سارتر: از دیدگاه او، انسان «محکوم به آزادی» است و در جهانی که ذاتا بی‌معناست، خود باید به زندگی‌اش معنا ببخشد[۱۸].
  4. صادق هدایت: نویسنده، او را نماینده این تفکر در ایران می‌داند که تحت تأثیر خیام و بدبینی غربی، در آثاری چون «بوف کور»، بن‌بست و نکبت زندگی بشری را ترسیم کرده است[۱۹].

گفتار چهارم (علل گرایش انسان به پوچی): در این بخش، عوامل درونی و محیطی این گرایش بررسی می‌شود که از جمله آنها عبارتند از:

  1. معمای آفرینش و راز مرگ: ناتوانی در پاسخ به پرسش‌های بنیادین هستی[۲۰].
  2. شک روانی: تزلزل در باورها و سیستم‌های فکری[۲۱].
  3. فقر آرمان: نداشتن هدف و ایدئال عالی در زندگی[۲۲].
  4. واژگونی ارزش‌ها: تغییر سنت‌ها و ارزش‌های اخلاقی در جوامع مدرن[۲۳].
  5. ماده‌گرایی: نگاه صرفاً مادی به جهان که حیات را به تصادف و بی‌هدفی پیوند می‌زند[۲۴].
  6. شرایط نابسامان محیط اجتماعی: فقر، جنگ، محیط خانوادگی نامناسب و نارسایی‌های آموزشی[۲۵].

نارسایی‌های تربیتی[۲۶]، شکست در هدف‌گیری‌ها[۲۷]، عقده حقارت[۲۸]، ناسازگاری با محیط[۲۹] و خودناپذیری[۳۰]، از دیگر عوامل و علل پوچ‌گرایی دانسته شده است.

گفتارهای دیگر این فصل عبارتند از: ارزیابی فلسفه پوچی، ارزش حیات از دیدگاه قرآن و حیات طیبه در قرآن[۳۱]

فصل سوم با عنوان «فلسفه آفرینش از دیدگاه حکمت متعالیه»، به تبیین غایتمندی جهان و کمال انسانی از منظر فلسفه صدرایی، قرآن و مکاتب روان‌شناسی می‌پردازد. این فصل در ده گفتار زیر تنظیم شده است: گفتار اول (آیا جهان آفرینش هدفی دارد؟): در این گفتار، پرسش بنیادین درباره هدف‌داری کل نظام هستی مطرح می‌شود. نویسنده با نگاهی به آیات قرآن، هدف‌داری آفرینش را تبیین کرده و نشان می‌دهد که از منظر وحی، جهان بیهوده و عبث خلق نشده است[۳۲].

گفتار دوم (تفسیر کلمه هدف): این بخش، به تحلیل فلسفی مفهوم «هدف» می‌پردازد. موضوعاتی چون تصور، اندیشه و اشتیاق پیرامون فعل و غایت مورد بحث قرار می‌گیرد. نویسنده چگونگی تحقق غایت در عالم هستی و ارتباط آن با صفت «حکمت الهی» را بررسی می‌کند[۳۳].

گفتار سوم (فلسفه آفرینش از دیدگاه حکمت متعالیه): این گفتار به بررسی پیوند میان فلسفه صدرایی و عرفان می‌پردازد. محتوای آن شامل بررسی نظریه صوفیه و تفسیر احادیث قدسی (مانند حدیث کنز مخفی) است که در نهایت با نگاهی نقدی و تحلیلی ارزیابی می‌شوند[۳۴].

گفتار چهارم (هدف آفرینش از دیدگاه قرآن): محور اصلی این گفتار، استخراج هدف خلقت از بطن آیات است. مفاهیمی چون «عبادت» و رسیدن به «قرب ربوبی» به‌عنوان غایات اصلی معرفی می‌شوند[۳۵].

گفتار پنجم (جهان آفرینش به‌سوی کمال): در این بخش، حرکت استکمالی کل عالم بررسی می‌شود. نویسنده به این موضوع می‌پردازد که چگونه تمامی اجزای هستی در یک سیر دائمی به‌سوی کمال در حرکتند و در این میان، «معمای انسان» و جایگاه او در این حرکت جهانی تحلیل می‌شود[۳۶].

گفتار ششم (میل به کمال در انسان): این گفتار به بررسی فطرت کمال‌جوی انسان از دو منظر می‌پردازد:

  1. دیدگاه روان‌شناسی: تحلیل نظرات اندیشمندانی چون یونگ، آدلر، گلدشتاین و نظریه «خودشکفتگی» ماسلو.
  2. دیدگاه قرآن: تطبیق میل به کمال با آموزه‌های دینی و هدف‌داری رفتار انسان[۳۷].

گفتار هفتم (هدف نهایی انسان از دیدگاه مکاتب): نویسنده در این بخش به نقد و بررسی اهداف نهایی در مکاتب مختلف می‌پردازد، از جمله:

  1. لذت‌گرایی (اصالت لذت) و خودگرایی (Egoism).
  2. سودگرایی (Utilitarianism) و انسان‌گرایی (Humanism).
  3. طبیعت‌گرایی و علم‌پرستی (Scientism) که در نهایت فلسفه اسلامی به‌عنوان کامل‌ترین دیدگاه در برابر آن‌ها ارائه می‌شود[۳۸].

گفتار هشتم (کمال انسانی چیست؟): این گفتار به کالبدشکافی مفهوم کمال در وجود انسان می‌پردازد. موضوعاتی چون استعدادها و خصلت‌های انسانی، نقش لذت و الم، تمایلات باطنی و چگونگی مدیریت شهوات برای رسیدن به کمال حقیقی در این بخش جای دارند[۳۹].

گفتار نهم (مسیرهای انسانی به‌سوی کمال): در این بخش، گام‌های عملی برای رسیدن به هدف آفرینش بررسی می‌شود که عبارتند از: خود را بر خود نهادن، خود بودن، گذشتن از خود طبیعی و رسیدن به خود ایدئال، انتخاب مثبت و آگاهانه، نیت و انگیزه درونی، خویشتن‌آگاهی و دل‌آگاهی[۴۰].

در گفتار دهم، موانع راه کمال بررسی شده است[۴۱].

فصل چهارم (بحثی در فاعلیت حق‌تعالی): این فصل پایانی به بررسی دقیق و عمیق مفهوم فاعلیت خداوند می‌پردازد. در این بخش، انواع فاعل‌ها، مانند فاعل بالطبع، فاعل بالقسر، فاعل بالجبر، فاعل بالقصد، فاعل بالتسخیر، فاعل بالعنایه، فاعل بالرضا و فاعل بالتجلی، به‌تفصیل توضیح داده می‌شود. همچنین، دیدگاه‌های معتزله و اشاعره در مورد فاعلیت خداوند و جبر و اختیار انسان بررسی شده و رابطه علت غایی با فاعلیت حق‌تعالی تبیین می‌شود. این فصل به دنبال ارائه تصویری جامع از نقش خداوند در آفرینش و تدبیر جهان است و چگونگی ارتباط این فاعلیت با کمال و هدفمندی هستی را روشن می‌کند[۴۲].

پانویس

  1. ر.ک: پیشگفتار، ص7-15
  2. ر.ک: متن کتاب، ص27-28
  3. ر.ک: همان، ص29-32
  4. ر.ک: همان، ص35-36
  5. ر.ک: همان، ص39-48
  6. ر.ک: همان، ص49-50
  7. ر.ک: همان، ص50
  8. ر.ک: همان، ص51
  9. ر.ک: همان، ص63
  10. ر.ک: همان، ص77-81
  11. ر.ک: همان، ص86-89
  12. ر.ک: همان، ص95
  13. ر.ک: همان، ص98
  14. ر.ک: همان، ص110
  15. ر.ک: همان، ص122
  16. ر.ک: همان، ص135-136
  17. ر.ک: همان، ص151-156
  18. ر.ک: همان، ص161-196
  19. ر.ک: همان، ص171-183
  20. ر.ک: همان، ص187-188
  21. ر.ک: همان، ص191
  22. ر.ک: همان، ص192
  23. ر.ک: همان، ص193
  24. ر.ک: همان، ص196
  25. ر.ک: همان، ص199
  26. ر.ک: همان، ص200
  27. ر.ک: همان، ص201
  28. ر.ک: همان، ص202
  29. ر.ک: همان، ص203
  30. ر.ک: همان، ص204
  31. ر.ک: همان، ص207-255
  32. ر.ک: همان، ص261
  33. ر.ک: همان، ص275-287
  34. ر.ک: همان، ص293-312
  35. ر.ک: همان، ص313-328
  36. ر.ک: همان، ص329-336
  37. ر.ک: همان، ص337-352
  38. ر.ک: همان، ص353-364
  39. ر.ک: همان، ص365-372
  40. ر.ک: همان، ص375-386
  41. ر.ک: همان، ص387-406
  42. ر.ک: همان، ص409-429

منابع مقاله

پیشگفتار و متن کتاب.


وابسته‌ها