تدقيق العناية في تحقيق الرواية
تدقيق العناية في تحقيق الرواية، اثر شهاب الدين إبراهیم بن عبدالله همدانی (متوفی 642ق) میباشد. این اثر بر پایه کتاب «علوم الحديث» ابن صلاح(م 643ق) استوار است و به تبیین انواع حدیث، قواعد و تفصیل فروع آن و شناخت راویان حدیث میپردازد.
| تدقيق العناية في تحقيق الرواية | |
|---|---|
| پدیدآوران | ابن ابیالدم، ابراهیم بن عبدالله (نويسنده)
حسن، رامز حاج (محقق) ابو بکر، عبد الصبور ( محقق) صمادي، لؤی ( محقق) رحمن، خالد محفوظ ( محقق) ابو زید، احمد ( ناظر) |
| سال نشر | 1436ق |
| چاپ | 1 |
| موضوع | حدیث - علم الروایه - حدیث - علم الدرایه |
| زبان | عربی |
| تعداد جلد | 2 |
| کد کنگره | 4ت2الف 107/6 BP |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
انگیزه نگارش
نویسنده به انگیزه تکمیل فایده، دستیابی به منافع معمول و جمعآوری مطالب ارزشمند علوم حدیث که در آثار برخی از عالمان پراکنده بوده، این اثر را تدوین کرده است. [۱].
سبک نگارش
کتاب بر پایه کتاب «علوم الحديث» اثر ابن صلاح است و مطالب اصلی آن را دنبال میکند[۲].نویسنده غالبا عبارتهای ابن صلاح را نقل میکند، هرچند گاهی با خلاصهسازی یا تصرف در آن همراه است[۳]. وی در مواضع مختلف، اضافات و تعقیباتی را بر کلام ابن صلاح آورده است[۴].
ساختار کتاب
کتاب با دو مقدمه از محقق و مؤلف آغاز و مطالب آن در شش قسم تنظیم شده است که هرکدام شامل چندین باب است.
گزارش محتوا
در مقدمه محقق، ابتدا به شرح حال مؤلف پرداخته شده سپس ضمن توثیق نسبت کتاب به مؤلف، به روش کار او و جایگاه کتاب در نزد علما، اشاره شده است[۵] در مقدمه مؤلف نیز ضمن اشاره به موضوع کتاب و هدف از نگارش آن، خلاصهای از مطالب کتاب، ارائه گردیده است[۶].
قسم اول در تشویق به فراگیری علم حدیث، وجوب آن و چگونگی تحصیل آن است. این بخش که در هفت باب تنظیم شده است، بر اهمیت طلب علم حدیث و سنت تأکید دارد و مباحثی همچون وجوب تحصیل و تحمل حدیث بر مکلف و بیان شرف و منزلت اهل حدیث، به همراه رد بر کسانی که از تحصیل آن دوری میجویند، در این قسم آمده است. بیان اوصاف راوی با اشاره به صفات عدالت، شروط قبول روایت، صفات راوی و آنچه در او شرط است به همراه مطالبی در کیفیت سماع(شنیدن) حدیث، شناخت کتابت حدیث، ضبط و اتقان آن، چگونگی روایت حدیث، شروط و آداب آن و...از مباحث متنوع این بخش از کتاب است[۷].
قسم دوم درباره حدیث، انواع و اقسام آن است [۸]. این قسم، که مفصلترین بخش کتاب است، شامل بیست و هشت باب در مورد شناخت انواع حدیث است. این انواع، دستهبندیهایی مانند صحیح، حَسَن، ضعیف، غریب، عزیز و مُسنَد را در بر میگیرد. نویسنده در فصول متعدد، به انواع احادیث از نظر پیوستگی سند و از نظر ویژگیهای متن یا راوی میپردازد. علاوه بر این، مباحثی از قبیل عالی و نازل بودن سند، معرفت اعتبارات، متابعات و شواهد، و همچنین زیادات راویان ثقه و مورد اعتماد در این بخش تشریح شده است[۹].
قسم سوم به معرفت صحابه و تابعین و طبقات و مراتب فضیلیت آنها اختصاص دارد و مباحث آن در ضمن ده باب آمده است. نخست به معرفت اصحاب رسول الله(ص) و ذکر مراتب و طبقات آنها پرداخته شده است. شناخت تابعان، شناخت برادران و خواهران از روات و علماء حدیث، و همچنین انواع خاصی از روایت مانند روایت بزرگان از کوچکترها، روایت پدران از فرزندان و عکس آن و شناخت موالی (وابستگان) از علماء، شناخت کسانی که تنها یک روای از آنها روایت کرده و... مورد بررسی قرار گرفته است[۱۰].
قسم چهارم در شناخت اسامی راویان و شامل نُه باب است. نخست به نامها و کنیههای راویان پرداخته شده و به راویانی که با کنیه شناخته شده و همچنین به کسانی که با نامهای مختلف یا اوصاف متعدد از آنان یاد شده اشاره شده است. شناخت القاب محدثان و کسانی که تنها با نام خود و بدون نام پدر مشهورند به اضافه شناخت روایانی با نام و نسب متشابه و...از ممباحث اینبخش است.[۱۱].
قسم پنجم به شناخت راویان مشهور اختصاص یافته است. این بخش در سه باب نخست به شناخت فقهای مشهور که میان علوم فقه و حدیث پرداخته شده و به ولادت، وفات، محل زندگی و طبقه آنها اشاره شده است. در ادامه از راویانی که در پایان عمر دچار اختلاط در حافظه و روایت شدهاند، سخن به میان آمده سپس به راویان ثقه (مورد اعتماد) که به ضعف در روایت، وضع حدیث یا دروغگویی متهم شدهاند، پرداخته شده است [۱۲].
قسم ششم درباره احادیث نبوی روایت شده از رسول خدا(ص) است. این بخش دارای پنج باب است و به مباحث عددی و آماری احادیث نبوی میپردازد. مطالب نخست این بخش به احادیث صحیح و اختلاف علماء در تعداد آن اختصاص یافته سپس تعداد احادیث مروی از پیامبر (ص) که در مسانید و مصنفات آمده، اما شرط شیخین (بخاری و مسلم) را ندارند مطرح شده است. تعداد احادیثی که خلفای راشدین، صحابه و همسران پیامبر(ص) از ایشان روایت کردهاند به اضافه ذکر گروهی از راویان مشهور صحابه و تابعان، که در صحیح به حدیثشان استدلال نشده و (با این حال) کنار گذاشته نشدهاند از دیگر مباحث است[۱۳].
پانویس
منابع مقاله
مقدمه و متن کتاب.