علم سلوک

    از ویکی‌نور
    علم سلوک
    علم سلوک
    پدیدآورانفضلی، علی (نويسنده)
    ناشرنهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها. دفتر نشر معارف
    مکان نشرایران - قم
    سال نشر1390ش
    چاپ2
    شابک978-964-531-255-6
    موضوعآداب طریقت - اخلاق عرفانی - عرفان
    زبانفارسی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    /ع6ع8 288/3 BP
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    علم سلوک، اثر علی فضلی (معاصر)، کتابی است در تبیین مبانی معرفتی، ساختار مسلک‌های عرفانی و مراحل عملی سیر و سلوک در اسلام که وجوه تمایز آن با علم اخلاق را بررسی می‌کند.

    ساختار

    کتاب، در دو بخش اصلی با عناوین «درآمد» و «توجه قلبی» تنظیم شده است که بخش اول، مشتمل بر سه فصل و بخش دوم، دربردارنده هفت فصل است و کتاب مجموعاً ده فصل را در بر می‌گیرد.

    گزارش محتوا

    بخش اول کتاب با عنوان «درآمد»، به تبیین بنیان‌های نظری عرفان عملی و گونه‌شناسی مسلک‌های سلوکی می‌پردازد. این بخش، شامل سه فصل زیر است: فصل اول: عرفان اسلامی: این فصل، به بررسی ریشه‌های فطری عرفان و پیوند آن با وحی می‌پردازد. نویسنده، معتقد است سرچشمه میل به سلوک، در فطرت انسان و «روح الهی» نهفته است که هویتی تجردی دارد[۱]. دین در این میان، نقش برنامه‌ای جامع برای شکوفایی این بذرهای بالقوه را ایفا می‌کند و در میان ادیان، اسلام به دلیل برخورداری از جامعیت و عدالت، برترین تفسیر را از فطرت ارائه می‌دهد[۲]. یکی از مباحث کلیدی این فصل، تبیین نسبت میان شریعت، طریقت و حقیقت است. در این اثر، این سه، نه به‌عنوان اموری جداگانه، بلکه به‌مثابه سطوح مختلف یک حقیقت واحد معرفی شده‌اند؛ به‌گونه‌ای که شریعت به‌منزله پوسته (قشر)، طریقت به‌منزله مغز و حقیقت به‌منزله مغزِ مغز (لب‌ اللب) تلقی می‌شود[۳]. همچنین نویسنده با استناد به سیره معصومان(ع) و کلام عارفان بزرگ، بر لزوم پایبندی به شریعت در تمامی مراحل سلوک، تأکید کرده و نظریه «سقوط تکلیف» را به‌شدت رد می‌کند[۴].

    فصل دوم: علم سلوک: نویسنده در این فصل، به تعریف تخصصی «علم سلوک» و تمایز آن با دیگر علوم می‌پردازد. این علم، دانشِ مربوط به «احوال قلبی و رفتارهای سلوکی» تعریف شده است که هدف آن پاک‌سازی باطن و آراستن دل به منجیات (عوامل نجات) برای رسیدن به معرفت شهودی است[۵]. مهم‌ترین بخش این فصل، تبیین تفاوت علم سلوک با علم اخلاق است. درحالی‌که اخلاق (به‌ویژه اخلاق فلسفی) بر اعتدال قوای نفسانی و نوعی «ایستایی» و ثبات در فضایل تمرکز دارد، علم سلوک، دانشی «پویا» و پلکانی است که بر اساس مقامات و منازل، سالک را به‌سوی قرب الهی حرکت می‌دهد[۶].

    نویسنده همچنین پنج رویکرد اصلی در نگارش آثار سلوکی را گزارش می‌کند:

    1. رویکرد سنت‌محور: تکیه بر سنت‌های عرفانی کهن؛
    2. رویکرد رویدادمحور: توصیف منازل بر پایه واقعه‌های قلبی و مواجهه با حق؛
    3. رویکرد سالکانه‌محور: طبقه‌بندی سالکان بر اساس ویژگی‌های صنفی؛
    4. رویکرد پدیدارشناختی: تحلیل تجربه‌های درونی سالک؛
    5. رویکرد انسان‌شناختی: ابتنای منازل بر قوای چهارگانه نفس انسان[۷].

    فصل سوم: مسلک‌های سلوکی: این فصل، به گونه‌شناسی مشرب‌های مختلف عرفانی در تاریخ اسلام اختصاص دارد. نویسنده، چهار نوع سلوک اصلی را از یکدیگر متمایز می‌کند:

    1. سلوک مخلصانه (شیوه اهل ملامت): محور این سلوک، مبارزه با ریا و «نفس اماره» است. سالک در این راه تلاش می‌کند با پنهان کردن عبادات و متهم کردن همیشگی نفس خویش، به اخلاص ناب دست یابد[۸].
    2. سلوک عاشقانه: در این مشرب، «محبت الهی» محرک اصلی است. سالک با آتش عشق و غیرت، دل را از غیر خدا تصفیه کرده و به زینت کمالات الهی می‌آراید[۹].
    3. سلوک سائلانه: این مسیر بر پایه «دعا»، مناجات و فقر ذاتی بنا شده است. سالک در این مسلک، خود را مالک هیچ چیز نمی‌بیند و با تکیه بر محاسبه نفس و فقهِ تکلیف‌مدار، همواره در مقام تضرع است[۱۰].
    4. سلوک عارفانه: غایت این راه، «معرفت نفس» برای رسیدن به معرفت رب است. این مسلک، بر مبانی عمیق توحیدی و شهودی استوار است و سالک از طریق تجلی عبودی و تخلی اخلاقی، به زندگی توحیدی دست می‌یابد[۱۱].

    بخش دوم با عنوان «توجه قلبی» به جنبه‌های عملی و کاربردی سیر و سلوک پرداخته و در هفت فصل زیر، نقشه راه سالک برای رسیدن به مقام قرب الهی را تبیین می‌کند: فصل اول: توجه قلبی: این فصل، به تبیین ماهیت توجه دل به‌سوی پروردگار و ضرورت آن به‌عنوان جان‌مایه سلوک می‌پردازد[۱۲]. نویسنده با تحلیل «تقلب قلبی»، تحولات روح در طول سفر الی‌ الله را بررسی کرده و بر این نکته تأکید می‌کند که سالک باید با تمسک به حقیقت «لا إله إلا الله»، تمامی تعلقات غیر خدایی را از ساحت دل بزداید تا قلب او به «شهر خدا» تبدیل شود[۱۳]. غایت این توجه، رسیدن به مقام مشاهده شهودی است که نمونه اعلای آن در شب معراج برای پیامبر اکرم(ص) حاصل گشت[۱۴].

    فصل دوم: عناصر بنیادین توجه قلبی: در این فصل، دو رکن اساسی برای تحقق توجه قلبی معرفی می‌شود: «معرفت توحیدی» و «عبودیت». در بخش معرفت توحیدی، یگانگی ذات، نفی حد و مقدار از خداوند و حضور بی‌کران او در تمامی ذرات هستی تشریح شده است[۱۵]. در رکن دوم، عبودیت به معنای تعلق تام به «مولای هستی» تعریف گشته و سالک موظف است در سه حوزه «غنای مالکی مولا»، «تدبیر ربوبی» و «قوانین ابلاغی (شریعت)»، خود را تسلیم محض اراده الهی بداند[۱۶].

    فصل سوم: محیط توجه قلبی: نویسنده در این بخش، شرایط پیرامونی و انضباط شخصی لازم برای تمرکز قلب را تبیین می‌کند[۱۷]. این شرایط شامل چهار عنصر کلیدی است:

    1. خلوت‌گزینی: در سه سطح حس، حال و قلب[۱۸].
    2. کم‌گویی: شامل سکوت لسانی و سکوت قلبی برای مهار خواطر[۱۹].
    3. کم‌خوری: برای تلطیف روح و آمادگی برای عبادات[۲۰].
    4. کم‌خوابی: جهت بهره‌گیری از فیوضات سحرگاهان[۲۱].

    فصل چهارم: آیین توجه قلبی: این فصل، به آداب عملی دو عبادت بنیادین یعنی «نماز» و «ذکر» اختصاص دارد[۲۲]. در مبحث نماز، بر طهارت دل، استقبال باطنی از قبله و گفتگوی قریبانه با خالق تأکید شده است[۲۳]. در بخش ذکر نیز، استحضار در ذکر و استبتال و استقبال در ذکر، به‌عنوان شروط اصلی ذکر حقیقی معرفی گشته‌اند که در نهایت منجر به ایجاد نشاط و بهجت در روح سالک می‌گردند[۲۴].

    فصل پنجم: اخلاق توجه قلبی: در این فصل، چگونگی آراسته شدن سالک به صفات الهی بررسی می‌شود[۲۵]. نویسنده ابتدا گونه‌های اسمای حسنای الهی را برمی‌شمارد[۲۶] و سپس چهار فضیلت اخلاقیِ سلوکی شامل «حلم و بردباری»[۲۷]، «عفو و درگذشتن»[۲۸]، «عطا و بخشش»[۲۹] و «قداست و پاکی»[۳۰] را به‌عنوان کمالات لازم برای صیقل دادن روح تبیین می‌کند.

    فصل ششم: موانع توجه قلبی: این بخش، به آسیب‌شناسی مسیر سلوک و شیوه‌های درمان بیماری‌های قلبی می‌پردازد[۳۱].نویسنده دو مانع بزرگ یعنی «کبر»[۳۲] و «دنیا‌دوستی»[۳۳] را به‌عنوان ریشه‌های اصلی حجاب‌های ظلمانی معرفی کرده و راه‌های علمی و عملی برای رهایی از این رذایل را بر پایه آموزه‌های عرفانی تشریح می‌نماید.

    فصل هفتم: منازل توجه قلبی: فصل پایانی کتاب به تبیین نُه منزل عملی در سیر و سلوک اختصاص یافته است[۳۴]. این منازل عبارتند از: توبه (بازگشت به‌سوی حق)[۳۵]، مراقبه (پاسبانی از دل)[۳۶]، محاسبه (وارسی اعمال)[۳۷]، خوف (بیم از محرومیت)[۳۸]، اخلاص (پاک‌سازی نیت)[۳۹]، توکل (تکیه بر قدرت الهی)[۴۰]، صبر (استقامت در بلا)[۴۱]، شکر (قدرشناسی از منعم)[۴۲] و در نهایت منزل رضا[۴۳] که سالک در آن به مقام خشنودی مطلق از تقدیرات الهی نائل می‌شود.

    پانویس

    1. ر.ک: متن کتاب، ص18
    2. ر.ک: همان، ص26
    3. ر.ک: همان، ص27-43
    4. ر.ک: همان، ص44-52
    5. ر.ک: همان، ص58-60
    6. ر.ک: همان، ص69-75
    7. ر.ک: همان، ص88-109
    8. ر.ک: همان، ص118-125
    9. ر.ک: همان، ص126-135
    10. ر.ک: همان، ص136-144
    11. ر.ک: همان، ص145-159
    12. ر.ک: همان، ص163
    13. ر.ک: همان، ص166-170
    14. ر.ک: همان، ص172-174
    15. ر.ک: همان، ص179-196
    16. ر.ک: همان، ص197-210
    17. ر.ک: همان، ص213
    18. ر.ک: همان، ص215-219
    19. ر.ک: همان، ص220-221
    20. ر.ک: همان، ص225
    21. ر.ک: همان، ص226
    22. ر.ک: همان، ص231
    23. ر.ک: همان، ص235-243
    24. ر.ک: همان، ص244-256
    25. ر.ک: همان، ص263
    26. ر.ک: همان، ص267
    27. ر.ک: همان، ص275
    28. ر.ک: همان، ص277
    29. ر.ک: همان، ص280
    30. ر.ک: همان، ص283
    31. ر.ک: همان، ص289
    32. ر.ک: همان، ص299
    33. ر.ک: همان، ص308
    34. ر.ک: همان، ص317
    35. ر.ک: همان، ص324
    36. ر.ک: همان، ص327
    37. ر.ک: همان، ص330
    38. ر.ک: همان، ص333
    39. ر.ک: همان، ص335
    40. ر.ک: همان، ص341
    41. ر.ک: همان، ص348
    42. ر.ک: همان، ص353
    43. ر.ک: همان، ص359

    منابع مقاله

    متن کتاب.


    وابسته‌ها