۱۶۱٬۰۳۱
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' ' به '') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
فصل اول دراین باره است که «روشنفکر چیست؟کیست؟». نگارنده بر آن است که فرزندان اشرافی که از فرنگ برگشته بودند، در جریان مشروطه اولین بار کلمه «منورالفکر» را به غلط به عنوان ترجمه «[[انتلکتوئل]]» وارد زبان فارسی کردند. در ادامه، وی حدوحصر روشنفکری را بررسی میکند. او در مورد مفهوم روشنفکری میگوید: روشنفکری، حوزهای یا دورهای است که در آن، ظلالله بودن و اعتقاد به سرنوشت داشتن معنایی ندارد و روشنفکر خود را به علم و تجربه مجهز میکند. وی در ادامه مینویسد که دو گروهاند که نمیتوانند وارد دایره روشنفکری شوند: اول کسانی که در بند تن و شکم هستند، و دوم کسانی که دربند تعصب مذهبی یا سیاسیاند. | فصل اول دراین باره است که «روشنفکر چیست؟کیست؟». نگارنده بر آن است که فرزندان اشرافی که از فرنگ برگشته بودند، در جریان مشروطه اولین بار کلمه «منورالفکر» را به غلط به عنوان ترجمه «[[انتلکتوئل]]» وارد زبان فارسی کردند. در ادامه، وی حدوحصر روشنفکری را بررسی میکند. او در مورد مفهوم روشنفکری میگوید: روشنفکری، حوزهای یا دورهای است که در آن، ظلالله بودن و اعتقاد به سرنوشت داشتن معنایی ندارد و روشنفکر خود را به علم و تجربه مجهز میکند. وی در ادامه مینویسد که دو گروهاند که نمیتوانند وارد دایره روشنفکری شوند: اول کسانی که در بند تن و شکم هستند، و دوم کسانی که دربند تعصب مذهبی یا سیاسیاند. | ||
[[آل احمد، جلال|آلاحمد]] در تعریفی دیگر از روشنفکری میگوید: روشنفکر کسی است که فارغ از تعبد و تعصب و دور از فرمانبری است و اغلب کار فکری میکند، نه کار بدنی. وی تذکر میدهد لازمه روشنفکری آن نیست که در یک اجتماع، مخالف بیشرط و همهجانبه با مؤسسات سنتی آن اجتماع داشته باشد. [[آل احمد، جلال|آلاحمد]] در جستجوی «روشنفکری خودی»، توضیح میدهد که روشنفکر محصول غرب است، به منظور توجیه استعمارگری غرب؛و اگر امروز [[پل سارتر]] یا [[برتراند راسل]] به ا ین امر اعتراض دارند، این بیداری از خواب دویست ساله است. وی نتیجه میگیرد روشنفکر ایرانی وقتی در راه صحیح گام میزند، که در ولایت تابع خویش، و همکلام سارتر و راسل باشد. یعنی آنکه غرب و تمدن غربی را در حوزه ضد استعماری بپذیرد، نه در حوزه استعماری. | [[آل احمد، جلال|آلاحمد]] در تعریفی دیگر از روشنفکری میگوید: روشنفکر کسی است که فارغ از تعبد و تعصب و دور از فرمانبری است و اغلب کار فکری میکند، نه کار بدنی. وی تذکر میدهد لازمه روشنفکری آن نیست که در یک اجتماع، مخالف بیشرط و همهجانبه با مؤسسات سنتی آن اجتماع داشته باشد. [[آل احمد، جلال|آلاحمد]] در جستجوی «روشنفکری خودی»، توضیح میدهد که روشنفکر محصول غرب است، به منظور توجیه استعمارگری غرب؛و اگر امروز [[پل سارتر]] یا [[راسل، برتراند|برتراند راسل]] به ا ین امر اعتراض دارند، این بیداری از خواب دویست ساله است. وی نتیجه میگیرد روشنفکر ایرانی وقتی در راه صحیح گام میزند، که در ولایت تابع خویش، و همکلام سارتر و [[راسل، برتراند|راسل]] باشد. یعنی آنکه غرب و تمدن غربی را در حوزه ضد استعماری بپذیرد، نه در حوزه استعماری. | ||
[[آل احمد، جلال|آلاحمد]]، سپس به ارزیابیطبقات اجتماعی ایران به نقل از جامعه سوسیالیستهای نهضت ملی ایران و سوسیالیستهای ایرانی میپردازد. وی روشنفکران را به دو گروه تقسیم میکند. گروه اکثریتی که توجیهگر اعمال حکومتاند و گروه مدعی، که در تلاش برای یافتن مفرّی از بنبست استعماری هستند. | [[آل احمد، جلال|آلاحمد]]، سپس به ارزیابیطبقات اجتماعی ایران به نقل از جامعه سوسیالیستهای نهضت ملی ایران و سوسیالیستهای ایرانی میپردازد. وی روشنفکران را به دو گروه تقسیم میکند. گروه اکثریتی که توجیهگر اعمال حکومتاند و گروه مدعی، که در تلاش برای یافتن مفرّی از بنبست استعماری هستند. | ||