۱۵۹٬۸۰۳
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'قونوی (ابهام زدایی)' به 'قونوی (ابهامزدایی)') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' الدین ' به 'الدین ') |
||
| خط ۵۵: | خط ۵۵: | ||
== ولادت == | == ولادت == | ||
صدرالدین در 607ق در آناتولی (ترکیه امروزی) به دنیا آمد. پدرش مجدالدین اسحاق از اهالى ملطیّه و از اشراف و ثروتمندان بود و بعد از فوت او مادرش با شیخ اكبر [[ابن عربی، محمد بن علی|محیىالدین ابن عربى]] ازدواج نمود و این امر رابطه او را با محییالدین استحکام بخشید. ویلیام چیتیک در مقدمه خود بر نقد النصوص جامی در مورد پدر | صدرالدین در 607ق در آناتولی (ترکیه امروزی) به دنیا آمد. پدرش مجدالدین اسحاق از اهالى ملطیّه و از اشراف و ثروتمندان بود و بعد از فوت او مادرش با شیخ اكبر [[ابن عربی، محمد بن علی|محیىالدین ابن عربى]] ازدواج نمود و این امر رابطه او را با محییالدین استحکام بخشید. ویلیام چیتیک در مقدمه خود بر نقد النصوص جامی در مورد پدر صدرالدین میگوید: | ||
«مجدالدین اسحاق از اهالی ملالیه و ظاهرا از مشایخ صوفیه بوده است، ابن بی بی در تاریخ خود حکایت میکند که سلطان | «مجدالدین اسحاق از اهالی ملالیه و ظاهرا از مشایخ صوفیه بوده است، ابن بی بی در تاریخ خود حکایت میکند که سلطان غیاثالدین کیخسرو بن قلیچ ارسلان پس از فوت پدرش قونیه را به تصرف خود درآورد و شیخ مجدالدین اسحاق را که در وقت غیبت و غربت سلطان، از ممالک روم به دیار شام منتقل کرده بود، دعوت کرد که دوباره به قونیه بیاید. ابن بی بی از مجدالدین اسحاق با القاب شیخ ربانی، قدوة الطوائف، اسوة العباد، شرف الاوتاد و شیخ عالم پیشوای آفاق یاد میکند. مجدالدین در زمان حج در مکه با ابن عربی آشنا شد و همراه او به آناتولی بازگشت». | ||
== شخصیت قونوی == | == شخصیت قونوی == | ||
| خط ۷۰: | خط ۷۰: | ||
== شاگردان == | == شاگردان == | ||
شاگردان بسیاری در محضر | شاگردان بسیاری در محضر صدرالدین قونوی تلمذ نمودهاند که مشهورترین آنان عبارتند از: | ||
# شیخ [[جندی، مؤیدالدین محمود|مؤیدالدین جندی]] شارح فصوص الحکم | # شیخ [[جندی، مؤیدالدین محمود|مؤیدالدین جندی]] شارح فصوص الحکم | ||
| خط ۸۱: | خط ۸۱: | ||
== روش قونوی در بیان مقاصد عرفانی == | == روش قونوی در بیان مقاصد عرفانی == | ||
#قونوی ساده و روان و دقیق مینویسد. با این حال کمتر کسی به عمق مطالبی که در قالب الفاظ و عبارات عرضه میکند راه مییابد. فهم کتابهای او از قبیل نصوص و الفکوک و مفتاح الغیب بدون فراگیری کتابهای درسی دیگر در عرفان نظری از قبیل [[تمهيد القواعد|تمهید القواعد]] و [[أشعة اللمعات (شرح لمعات)|اشعة اللمعات]] و شرح قیصری بر فصوص، میسر نمیباشد و از این جهت در بعضی از حوزههای درسی کتاب مصباح الانس ابن فناری را که شرح مفتاح الغیب قونوی است، کتاب نهایی عرفان به شمار میآورند. | #قونوی ساده و روان و دقیق مینویسد. با این حال کمتر کسی به عمق مطالبی که در قالب الفاظ و عبارات عرضه میکند راه مییابد. فهم کتابهای او از قبیل نصوص و الفکوک و مفتاح الغیب بدون فراگیری کتابهای درسی دیگر در عرفان نظری از قبیل [[تمهيد القواعد|تمهید القواعد]] و [[أشعة اللمعات (شرح لمعات)|اشعة اللمعات]] و شرح قیصری بر فصوص، میسر نمیباشد و از این جهت در بعضی از حوزههای درسی کتاب مصباح الانس ابن فناری را که شرح مفتاح الغیب قونوی است، کتاب نهایی عرفان به شمار میآورند. | ||
#ضمن این که قونوی اولین و مهمترین شارح افکار و اندیشههای ابن عربی است و چنانکه جامی گفته است پی بردن به حقیقت وحدت وجود در مکتب ابن عربی و فهم درست آن جز از طریق مطالعه آثار | #ضمن این که قونوی اولین و مهمترین شارح افکار و اندیشههای ابن عربی است و چنانکه جامی گفته است پی بردن به حقیقت وحدت وجود در مکتب ابن عربی و فهم درست آن جز از طریق مطالعه آثار صدرالدین قونوی ممکن نمیباشد با این حال او از استقلال فکری برخوردار است و در آثار خود مطالبی را عرضه نموده که در آثار استادش، محییالدین نمیتوان یافت. | ||
#آثار و تألیفات او نسبت به تألیفات استادش بخصوص کتاب الفتوحات المکیة از این امتیاز برخوردار است که مطالب آنها با دقت و وسواس خاصی گزینش شده و غث و سمین به هم آمیخته نشده و از مطالب بی اساس و غیر محققانه که در کتاب الفتوحات المکیة و دیگر آثار محییالدین به چشم میخورد مبرا است. | #آثار و تألیفات او نسبت به تألیفات استادش بخصوص کتاب الفتوحات المکیة از این امتیاز برخوردار است که مطالب آنها با دقت و وسواس خاصی گزینش شده و غث و سمین به هم آمیخته نشده و از مطالب بی اساس و غیر محققانه که در کتاب الفتوحات المکیة و دیگر آثار محییالدین به چشم میخورد مبرا است. | ||
#در بیان مقاصد عرفانی تنها به زبان عربی اکتفا ننموده و از زبان فارسی که قابلیت خاصی در انعکاس مقاصد عرفانی دارد بهره گرفته و آثاری را به این زبان تألیف نموده است. علاوه بر این که آثار ارزشمندی چون لمعات عراقی و مشارق الدراری (شرح تائیه کبرای ابن فارض) که به زبان فارسی نوشته شده در واقع تقریرات بحثهای قونوی است. چنانکه شمسالدین ایکی از شاگردان صدرالدین قونوی گفته است: | #در بیان مقاصد عرفانی تنها به زبان عربی اکتفا ننموده و از زبان فارسی که قابلیت خاصی در انعکاس مقاصد عرفانی دارد بهره گرفته و آثاری را به این زبان تألیف نموده است. علاوه بر این که آثار ارزشمندی چون لمعات عراقی و مشارق الدراری (شرح تائیه کبرای ابن فارض) که به زبان فارسی نوشته شده در واقع تقریرات بحثهای قونوی است. چنانکه شمسالدین ایکی از شاگردان صدرالدین قونوی گفته است: | ||
#:«در مجلس درس شیخ ما، علما و طلبه علم حاضر میشدند، در انواع علوم سخن میگذشت و ختم مجلس بر بیتی از قصیده نظم السلوک میشد و حضرت شیخ | #:«در مجلس درس شیخ ما، علما و طلبه علم حاضر میشدند، در انواع علوم سخن میگذشت و ختم مجلس بر بیتی از قصیده نظم السلوک میشد و حضرت شیخ صدرالدین بر آن به زبان عجمی سخنان و معانی لدنی میفرمود که فهم آن هیچ کس نتوانستی کرد مگر کسی که از اصحاب ذوق بودی. و گاه بودی که در روز دیگر گفتی که در آن بیت معنی دیگر بر من ظاهر شده است و معنی غریب تر و دقیق تر از پیش گفتی و بسیار میفرمود که صوفی میباید که این قصیده را یاد گیرد و با کسی که فهم آن کند معانی آن را شرح کند» و همو میگوید: «شیخ سعدالدین (فرغانی) تمام همت خود را صرف شرح قصیده به فارسی کرد و به امر شیخ برای آنکه نفع آن عام باشد آن را به عربی شرح کرد و آن همه از برکات شیخ ما صدرالدین است. | ||
قونوى به فارسى نیز مسلط بوده و ابیاتى نیز از او نقل كردهاند و مشارق الدرارى سیف فرغانى كه شرح قصیدۀ تائیۀ كبراى ابن فارخى است نیز در اصل عربى كردۀ مباحث فارسى اوست كه در كلاس درس بر شاگردان بیان مىكرده است. | قونوى به فارسى نیز مسلط بوده و ابیاتى نیز از او نقل كردهاند و مشارق الدرارى سیف فرغانى كه شرح قصیدۀ تائیۀ كبراى ابن فارخى است نیز در اصل عربى كردۀ مباحث فارسى اوست كه در كلاس درس بر شاگردان بیان مىكرده است. | ||