رساله‌ای در سیاق: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ' الدین ' به 'الدین '
جز (جایگزینی متن - 'هـ' به 'ه')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
جز (جایگزینی متن - ' الدین ' به 'الدین ')
 
خط ۳۶: خط ۳۶:
این کتاب، متن مصحح رساله‌ای در سیاق، اثری است آموزشی در حساب و دفترداری، به قلم [[کرمانی، ابواسحاق غیاث‌الدین محمد|خواجه غیاث‌الدین ابواسحاق کرمانی]] که در دورۀ صفویه و در سال 951 ه.ق به رشتۀ تحریر درآمده است. از زندگی‌نامۀ نویسنده اخبار دقیقی در دست نیست و احوال او هیچ‌یک از تذکره‌ها نیامده است. از سال تولد خواجه نیز اطلاعی در دست نیست؛ ولی بنا بر اشارۀ خودش ـ چنان‌که در لابلای این کتاب خاطرنشان می‌کند ـ در دوران شباب و در سن سی‌سالگی به تألیف کتاب مبادرت جسته است. ولی به یقین وی اهل دفتر و دیوان و در شمار مستوفیان ایالت کرمان بود و در تمام دوران حیات به استثنای چند سفر به هرات و نقاط دیگر، مقیم کرمان بود. به روایت خود خواجه دورۀ کودکی را با تحصیل علوم متداول زمانه، همچون صرف و نحو و معانی و بیان و منطق در همین شهر سپری کرد.
این کتاب، متن مصحح رساله‌ای در سیاق، اثری است آموزشی در حساب و دفترداری، به قلم [[کرمانی، ابواسحاق غیاث‌الدین محمد|خواجه غیاث‌الدین ابواسحاق کرمانی]] که در دورۀ صفویه و در سال 951 ه.ق به رشتۀ تحریر درآمده است. از زندگی‌نامۀ نویسنده اخبار دقیقی در دست نیست و احوال او هیچ‌یک از تذکره‌ها نیامده است. از سال تولد خواجه نیز اطلاعی در دست نیست؛ ولی بنا بر اشارۀ خودش ـ چنان‌که در لابلای این کتاب خاطرنشان می‌کند ـ در دوران شباب و در سن سی‌سالگی به تألیف کتاب مبادرت جسته است. ولی به یقین وی اهل دفتر و دیوان و در شمار مستوفیان ایالت کرمان بود و در تمام دوران حیات به استثنای چند سفر به هرات و نقاط دیگر، مقیم کرمان بود. به روایت خود خواجه دورۀ کودکی را با تحصیل علوم متداول زمانه، همچون صرف و نحو و معانی و بیان و منطق در همین شهر سپری کرد.


خواجه از مقربان مجدالدین عبدالرشید وزیر کرمانی و پسرش عبدالقادر بود و در رکاب مجدالدین به هرات که از شهرهای معظم خراسان بود، سفر کرد: «رعیت‌پروری که به واسطۀ پاسبان حرمش، رعایا در مهد امن و آسایش خواب به فراغت می‌نمایند. سرورس عالی‌مقدار که اکابر و اصاغر روزگار چهره به خاک درگهش می‌سایند. مجدالاسلام والمسلمین، عون الضعفاء والمساکین، مجدا مجدا فی الامور الدین علی وجه الرشید عبدالرشید لازال ضلال جلاله و اقباله الی یوم الوعید واقف گشته، بنده را به ملازمت خود مأمور ساختند».
خواجه از مقربان مجدالدین عبدالرشید وزیر کرمانی و پسرش عبدالقادر بود و در رکاب مجدالدین به هرات که از شهرهای معظم خراسان بود، سفر کرد: «رعیت‌پروری که به واسطۀ پاسبان حرمش، رعایا در مهد امن و آسایش خواب به فراغت می‌نمایند. سرورس عالی‌مقدار که اکابر و اصاغر روزگار چهره به خاک درگهش می‌سایند. مجدالاسلام والمسلمین، عون الضعفاء والمساکین، مجدا مجدا فی الامورالدین علی وجه الرشید عبدالرشید لازال ضلال جلاله و اقباله الی یوم الوعید واقف گشته، بنده را به ملازمت خود مأمور ساختند».


نسخه‌ای که در در این کتاب تصحیح شده، افزون بر دیباچۀ مفصل و ملال‌آوری که موجب ملال خواننده می‌شود و صرف‌نظر از خودشیفتگی و غلو و بزرگ‌نمایی نویسنده، کتابی است ارزشمند برای شناخت اصول دفتر و دیوان و مشحون است از لغات فنی و متضمن اصطلاحات مالی در قرن دهم هجری. جدا از ستایش یا نکوهش، به‌تحقیق خواجه شخصی مطلع در امور دیوانی ایالتی به‌ویژه در خصوص محاسبۀ امور مالیات بوده و از آنجایی که سالیانی دراز از مقربان مجدالدین عبدالرشید وزیر کرمان بود، می‌توان نتیجه گرفت که او به اسناد و مدارک دیوانی نیز دسترسی مستقیم داشته است. به همین دلیل کتاب او دربرگیرندۀ مطالبی بدیع و آگاهی‌های سودمند است.
نسخه‌ای که در در این کتاب تصحیح شده، افزون بر دیباچۀ مفصل و ملال‌آوری که موجب ملال خواننده می‌شود و صرف‌نظر از خودشیفتگی و غلو و بزرگ‌نمایی نویسنده، کتابی است ارزشمند برای شناخت اصول دفتر و دیوان و مشحون است از لغات فنی و متضمن اصطلاحات مالی در قرن دهم هجری. جدا از ستایش یا نکوهش، به‌تحقیق خواجه شخصی مطلع در امور دیوانی ایالتی به‌ویژه در خصوص محاسبۀ امور مالیات بوده و از آنجایی که سالیانی دراز از مقربان مجدالدین عبدالرشید وزیر کرمان بود، می‌توان نتیجه گرفت که او به اسناد و مدارک دیوانی نیز دسترسی مستقیم داشته است. به همین دلیل کتاب او دربرگیرندۀ مطالبی بدیع و آگاهی‌های سودمند است.