۱۵۳٬۰۹۴
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
}} | }} | ||
'''کمالالدین (و به قولی شمسالدین) محمد وحشی بافقی''' (متوفای ۹۹۱ق)، متخلص به وحشی، از شاعران مهم ایرانی در سده دهم هجری و همعصر با پادشاهان صفوی بود. وی در اواسط نیمه اول قرن دهم در بافق (از توابع یزد کنونی) زاده شد و تحصیلات مقدماتی را در زادگاه خود طی کرد. پدرش کشاورز بود و او را به محضر سخنور توانای بافق، شرفالدین علی بافقی، سپرد. آنگاه با اشراف برادرش مرادی بافقی، به کسب علم پرداخت و در محضر استادان بزرگی چون نجاتی بافقی و همتی بافقی نیز شاگردی کرد. وحشی در جوانی به همراه برادرش به یزد آمد و پس از بهرهمندی از فضایل شعرای یزدی، به کاشان رفت. در کاشان به واسطه سرودن بیتی نزد حاکم آن شهر جلب توجه کرد، اما به دلیل حسادت برخی مردم، آنجا را ترک و به اراک و سپس به هرمز رفت. برخلاف سنت شاعران زمان خود که به هند مهاجرت میکردند، وحشی از کشور پا بیرون نگذاشت و پس از بازگشت به یزد در همانجا ماند. او در تمام دوران زندگی بینوا و تنگدست بود و زشتی روی و سر بیمویش و طبع قانعش به گریزان بودن از مردم و تمایل به گوشهنشینی منجر شده بود. تخلص وحشی را حاکم کاشان به او داد. وی اشعار گرانقدری چون غزلیات، رباعیات، ترکیببند، قصاید و مثنویهایی همچون «شیرین و فرهاد» (که ناتمام ماند و وصال شیرازی آن را به اتمام رساند)، «خلد برین» و «ناظر و منظور» دارد. تنها اثر منثور وی نامهای سوزناک است که به دلدار خود نوشته. این شاعر شیعی، ترکیببندها و قصایدی نیز در مدح امام علی(ع)، امام رضا(ع) و حضرت مهدی(عج) دارد. وحشی در ۵۲ سالگی در سال ۹۹۱ق در یزد درگذشت و در محله پیروبرج بافق به خاک سپرده شد. آرامگاه وی چندین بار ویران و بازسازی شد و بنای کنونی آن در سال ۱۳۵۸ در بوستان وحشی بافق به پایان رسید. | '''کمالالدین (و به قولی شمسالدین) محمد وحشی بافقی''' (متوفای ۹۹۱ق)، متخلص به وحشی، از شاعران مهم ایرانی در سده دهم هجری و همعصر با پادشاهان صفوی بود. وی در اواسط نیمه اول قرن دهم در بافق (از توابع یزد کنونی) زاده شد و تحصیلات مقدماتی را در زادگاه خود طی کرد. پدرش کشاورز بود و او را به محضر سخنور توانای بافق، شرفالدین علی بافقی، سپرد. آنگاه با اشراف برادرش مرادی بافقی، به کسب علم پرداخت و در محضر استادان بزرگی چون نجاتی بافقی و همتی بافقی نیز شاگردی کرد. وحشی در جوانی به همراه برادرش به یزد آمد و پس از بهرهمندی از فضایل شعرای یزدی، به کاشان رفت. در کاشان به واسطه سرودن بیتی نزد حاکم آن شهر جلب توجه کرد، اما به دلیل حسادت برخی مردم، آنجا را ترک و به اراک و سپس به هرمز رفت. برخلاف سنت شاعران زمان خود که به هند مهاجرت میکردند، وحشی از کشور پا بیرون نگذاشت و پس از بازگشت به یزد در همانجا ماند. او در تمام دوران زندگی بینوا و تنگدست بود و زشتی روی و سر بیمویش و طبع قانعش به گریزان بودن از مردم و تمایل به گوشهنشینی منجر شده بود. تخلص وحشی را حاکم کاشان به او داد. وی اشعار گرانقدری چون غزلیات، رباعیات، ترکیببند، قصاید و مثنویهایی همچون «شیرین و فرهاد» (که ناتمام ماند و وصال شیرازی آن را به اتمام رساند)، «خلد برین» و «ناظر و منظور» دارد. تنها اثر منثور وی نامهای سوزناک است که به دلدار خود نوشته. این شاعر شیعی، ترکیببندها و قصایدی نیز در مدح [[امام علی علیهالسلام|امام علی(ع)]]، [[امام رضا علیهالسلام|امام رضا(ع)]] و حضرت مهدی(عج) دارد. وحشی در ۵۲ سالگی در سال ۹۹۱ق در یزد درگذشت و در محله پیروبرج بافق به خاک سپرده شد. آرامگاه وی چندین بار ویران و بازسازی شد و بنای کنونی آن در سال ۱۳۵۸ در بوستان وحشی بافق به پایان رسید. | ||
==ولادت== | ==ولادت== | ||