وحشی بافقی، کمال‌الدین: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۴۳: خط ۴۳:
}}
}}


'''کمال‌الدین (و به قولی شمس‌الدین) محمد وحشی بافقی''' (متوفای ۹۹۱ق)، متخلص به وحشی، از شاعران مهم ایرانی در سده دهم هجری و هم‌عصر با پادشاهان صفوی بود. وی در اواسط نیمه اول قرن دهم در بافق (از توابع یزد کنونی) زاده شد و تحصیلات مقدماتی را در زادگاه خود طی کرد. پدرش کشاورز بود و او را به محضر سخنور توانای بافق، شرف‌الدین علی بافقی، سپرد. آنگاه با اشراف برادرش مرادی بافقی، به کسب علم پرداخت و در محضر استادان بزرگی چون نجاتی بافقی و همتی بافقی نیز شاگردی کرد. وحشی در جوانی به همراه برادرش به یزد آمد و پس از بهره‌مندی از فضایل شعرای یزدی، به کاشان رفت. در کاشان به واسطه سرودن بیتی نزد حاکم آن شهر جلب توجه کرد، اما به دلیل حسادت برخی مردم، آنجا را ترک و به اراک و سپس به هرمز رفت. برخلاف سنت شاعران زمان خود که به هند مهاجرت می‌کردند، وحشی از کشور پا بیرون نگذاشت و پس از بازگشت به یزد در همانجا ماند. او در تمام دوران زندگی بینوا و تنگ‌دست بود و زشتی روی و سر بی‌مویش و طبع قانعش به گریزان بودن از مردم و تمایل به گوشه‌نشینی منجر شده بود. تخلص وحشی را حاکم کاشان به او داد. وی اشعار گرانقدری چون غزلیات، رباعیات، ترکیب‌بند، قصاید و مثنوی‌هایی همچون «شیرین و فرهاد» (که ناتمام ماند و وصال شیرازی آن را به اتمام رساند)، «خلد برین» و «ناظر و منظور» دارد. تنها اثر منثور وی نامه‌ای سوزناک است که به دلدار خود نوشته. این شاعر شیعی، ترکیب‌بندها و قصایدی نیز در مدح امام علی(ع)، امام رضا(ع) و حضرت مهدی(عج) دارد. وحشی در ۵۲ سالگی در سال ۹۹۱ق در یزد درگذشت و در محله پیروبرج بافق به خاک سپرده شد. آرامگاه وی چندین بار ویران و بازسازی شد و بنای کنونی آن در سال ۱۳۵۸ در بوستان وحشی بافق به پایان رسید.
'''کمال‌الدین (و به قولی شمس‌الدین) محمد وحشی بافقی''' (متوفای ۹۹۱ق)، متخلص به وحشی، از شاعران مهم ایرانی در سده دهم هجری و هم‌عصر با پادشاهان صفوی بود. وی در اواسط نیمه اول قرن دهم در بافق (از توابع یزد کنونی) زاده شد و تحصیلات مقدماتی را در زادگاه خود طی کرد. پدرش کشاورز بود و او را به محضر سخنور توانای بافق، شرف‌الدین علی بافقی، سپرد. آنگاه با اشراف برادرش مرادی بافقی، به کسب علم پرداخت و در محضر استادان بزرگی چون نجاتی بافقی و همتی بافقی نیز شاگردی کرد. وحشی در جوانی به همراه برادرش به یزد آمد و پس از بهره‌مندی از فضایل شعرای یزدی، به کاشان رفت. در کاشان به واسطه سرودن بیتی نزد حاکم آن شهر جلب توجه کرد، اما به دلیل حسادت برخی مردم، آنجا را ترک و به اراک و سپس به هرمز رفت. برخلاف سنت شاعران زمان خود که به هند مهاجرت می‌کردند، وحشی از کشور پا بیرون نگذاشت و پس از بازگشت به یزد در همانجا ماند. او در تمام دوران زندگی بینوا و تنگ‌دست بود و زشتی روی و سر بی‌مویش و طبع قانعش به گریزان بودن از مردم و تمایل به گوشه‌نشینی منجر شده بود. تخلص وحشی را حاکم کاشان به او داد. وی اشعار گرانقدری چون غزلیات، رباعیات، ترکیب‌بند، قصاید و مثنوی‌هایی همچون «شیرین و فرهاد» (که ناتمام ماند و وصال شیرازی آن را به اتمام رساند)، «خلد برین» و «ناظر و منظور» دارد. تنها اثر منثور وی نامه‌ای سوزناک است که به دلدار خود نوشته. این شاعر شیعی، ترکیب‌بندها و قصایدی نیز در مدح [[امام علی علیه‌السلام|امام علی(ع)]]، [[امام رضا علیه‌السلام|امام رضا(ع)]] و حضرت مهدی(عج) دارد. وحشی در ۵۲ سالگی در سال ۹۹۱ق در یزد درگذشت و در محله پیروبرج بافق به خاک سپرده شد. آرامگاه وی چندین بار ویران و بازسازی شد و بنای کنونی آن در سال ۱۳۵۸ در بوستان وحشی بافق به پایان رسید.


==ولادت==
==ولادت==