عرش الإيقان في شرح تقويم الإيمان: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    (صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر =NUR31619J1.jpg | عنوان = عرش الإيقان في شرح تقويم الإيمان | عنوان‌های دیگر = | پدیدآورندگان | پدیدآوران = علوی عاملی، محمد عبدالحسیب بن احمد (نويسنده) ثقفیان، اکبر (محقق) اوجبی، علی ( محقق) |زبان | زبان = عربی - فارسی...» ایجاد کرد)
     
    بدون خلاصۀ ویرایش
    خط ۲۶: خط ۲۶:
    | پیش از =  
    | پیش از =  
    }}
    }}
    '''عرش الإيقان في شرح تقويم الإيمان'''، از آثار شاعر، متکلم و حکیم قرن دوازدهم هجری قمری، [[علوی عاملی، محمد عبدالحسیب بن احمد | سيد محمد عبدالحسيب بن احمد بن زين‌العابدين حسينى علوى عاملى اصفهانى]] (متوفای 1121ق)، است که به توضیح مباحث کتاب فلسفی [[تقويم الإيمان]] نوشته شاعر، متکلم و حکیم بزرگ دوره صفوى، [[میرداماد، سید محمدباقر بن محمد | سید محمدباقر بن محمد حسینی استرآبادی]] مشهور به [[میرداماد، سید محمدباقر بن محمد | میرداماد]] و [[میرداماد، سید محمدباقر بن محمد | معلم ثالث]] (960- 1040ق) می‌پردازد. این اثر، دوره‌ای کامل از مباحث فلسفی [[میرداماد، سید محمدباقر بن محمد | میرداماد]] و شاگردش را ترسیم می‌کند. مصححان معاصر، [[على اوجبى]] و [[اكبر ثقفيان]] کتاب حاضر را تصحیح و تحقیق کرده‌اند.
    '''عرش الإيقان في شرح تقويم الإيمان'''، از آثار شاعر، متکلم و حکیم قرن دوازدهم هجری قمری، [[علوی عاملی، سید محمد عبدالحسیب|سيد محمد عبدالحسيب بن احمد بن زين‌العابدين حسينى علوى عاملى اصفهانى]] (متوفای 1121ق)، است که به توضیح مباحث کتاب فلسفی [[تقويم الإيمان]] نوشته شاعر، متکلم و حکیم بزرگ دوره صفوى، [[میرداماد، سید محمدباقر بن محمد | سید محمدباقر بن محمد حسینی استرآبادی]] مشهور به [[میرداماد، سید محمدباقر بن محمد | میرداماد]] و [[میرداماد، سید محمدباقر بن محمد | معلم ثالث]] (960- 1040ق) می‌پردازد. این اثر، دوره‌ای کامل از مباحث فلسفی [[میرداماد، سید محمدباقر بن محمد | میرداماد]] و شاگردش را ترسیم می‌کند. مصححان معاصر، [[اوجبی، علی|على اوجبى]] و [[ثقفیان، اکبر|اكبر ثقفيان]] کتاب حاضر را تصحیح و تحقیق کرده‌اند.


    ==هدف و روش==
    ==هدف و روش==
    * [[على اوجبى]] نوشته است:
    * [[اوجبی، علی|على اوجبى]] نوشته است:
    # ده سال پيش در سال 1380 خورشيدى در پى تأكيد پروفسور هانرى كربن در فلسفۀ ايرانى - فلسفۀ تطبيقى با كتاب شگرف تقويم‌الايمان و شرح كشف الحقائق آشنا شدم. وى آرزو داشت محقّقى جوان ويرايشى از آن را ارائه دهد. پس از دو سال تحقيق و پژوهش، بازخوانى متن و شرح به انجام رسيد. هيچ باور نداشتم چنين متن فلسفى دشوارى اين‌گونه مورد استقبال اساتيد و دانشجويان فلسفه قرار گيرد و در طىّ اين چند سال سه بار تجديد چاپ شود. خوشبختانه جداى از تشويق‌هاى اساتيد بنام فلسفه در دومين جشنوارۀ فارابى نيز برگزيده شد.
    # ده سال پيش در سال 1380 خورشيدى در پى تأكيد پروفسور [[کربن، هانری|هانرى كربن]] در فلسفۀ ايرانى - فلسفۀ تطبيقى با كتاب شگرف تقويم‌الايمان و شرح كشف الحقائق آشنا شدم. وى آرزو داشت محقّقى جوان ويرايشى از آن را ارائه دهد. پس از دو سال تحقيق و پژوهش، بازخوانى متن و شرح به انجام رسيد. هيچ باور نداشتم چنين متن فلسفى دشوارى اين‌گونه مورد استقبال اساتيد و دانشجويان فلسفه قرار گيرد و در طىّ اين چند سال سه بار تجديد چاپ شود. خوشبختانه جداى از تشويق‌هاى اساتيد بنام فلسفه در دومين جشنوارۀ فارابى نيز برگزيده شد.
    # اينك پس از سالها اين توفيق حاصل شد كه با همكارى دوست دانشور و خوش‌ذوق جناب آقاى اكبر ثقفيان شرح ديگرى از تقويم‌الايمان به نام عرش الايقان به خامۀ نوۀ ميرداماد، مير عبدالحسيب بن احمد علوى كه بشدّت متأثّر از شرح پدرش كشف الحقائق مى‌باشد، بازخوانى و در اختيار علاقه مندان متون فلسفى قرارگيرد.
    # اينك پس از سالها اين توفيق حاصل شد كه با همكارى دوست دانشور و خوش‌ذوق جناب آقاى [[ثقفیان، اکبر|اكبر ثقفيان]] شرح ديگرى از تقويم‌الايمان به نام عرش الايقان به خامۀ نوۀ ميرداماد، مير عبدالحسيب بن احمد علوى كه بشدّت متأثّر از شرح پدرش [[كشف الحقائق]] مى‌باشد، بازخوانى و در اختيار علاقه مندان متون فلسفى قرارگيرد.
    # براى سهولت در استفاده از اين شرح متن تقويم‌الايمان كه پيش از اين بارها از سوى مؤسسه مطالعات اسلامى و مؤسسه پژوهشى ميراث مكتوب به زيور طبع آراسته شده بود، را اين بار بدون ذكر نسخه بدلها آورديم. <ref> مقدمه نویسنده، ص نه- ده. </ref>
    # براى سهولت در استفاده از اين شرح متن تقويم‌الايمان كه پيش از اين بارها از سوى مؤسسه مطالعات اسلامى و مؤسسه پژوهشى ميراث مكتوب به زيور طبع آراسته شده بود، را اين بار بدون ذكر نسخه بدلها آورديم. <ref> مقدمه نویسنده، ص نه- ده. </ref>


    ==ساختار و محتوا==
    ==ساختار و محتوا==
    * کتاب حاضر به ترتیب ذیل سامان یافته است:
    * کتاب حاضر به ترتیب ذیل سامان یافته است:
    * مقدمه رئیس کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، [[رسول جعفریان]] (اهمیت تصحیح و نشر آثار فلسفی و تشکر از مصححانی مانند [[على اوجبى]] و ضرورت اندیشیدن فلسفی)
    * مقدمه رئیس کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، [[جعفریان، رسول|رسول جعفریان]] (اهمیت تصحیح و نشر آثار فلسفی و تشکر از مصححانی مانند [[اوجبی، علی|على اوجبى]] و ضرورت اندیشیدن فلسفی)
    * مقدمه مصححان (نگاهی به زندگی و شخصیت و آثار [[میرداماد، سید محمدباقر بن محمد | میرداماد]] و [[علوی عاملی، محمد عبدالحسیب بن احمد | سيد محمد عبدالحسيب بن احمد بن زين‌العابدين حسينى علوى عاملى اصفهانى]] و معرفی متن و شرح حاضر و چگونگی تصحیح آن)
    * مقدمه مصححان (نگاهی به زندگی و شخصیت و آثار [[میرداماد، سید محمدباقر بن محمد | میرداماد]] و [[علوی عاملی، سید محمد عبدالحسیب|سيد محمد عبدالحسيب بن احمد بن زين‌العابدين حسينى علوى عاملى اصفهانى]] و معرفی متن و شرح حاضر و چگونگی تصحیح آن)
    # متن [[تقويم الإيمان]]: شايد بجرئت بتوان گفت مهمترين اثر فلسفى وى كتاب تقويم الإيمان است. تقويم الإيمان از يك «رصد» مشتمل بر پنج «فصل»، و هر فصل متضمّن بخشهايى چون: تقويم، تصحيح، توصيه، تحكمه، محاققه و تقويم، ظنّ و تقويم، وهم و تقويم، تشكّك وتثبيت مى‌باشد. از تعبير «الرصد الاوّل» چنين برداشت مى شود كه او بنا داشته تا رصدهاى ديگرى را نيز بدان بيافزايد، امّا به دليل نامعلومى از اين مهمّ منصرف شده است. در هر صورت، عناوين و موضوعات پنج فصل كتاب از اين قرار است:
    # متن [[تقويم الإيمان]]: شايد بجرئت بتوان گفت مهمترين اثر فلسفى وى كتاب تقويم الإيمان است. تقويم الإيمان از يك «رصد» مشتمل بر پنج «فصل»، و هر فصل متضمّن بخشهايى چون: تقويم، تصحيح، توصيه، تحكمه، محاققه و تقويم، ظنّ و تقويم، وهم و تقويم، تشكّك وتثبيت مى‌باشد. از تعبير «الرصد الاوّل» چنين برداشت مى شود كه او بنا داشته تا رصدهاى ديگرى را نيز بدان بيافزايد، امّا به دليل نامعلومى از اين مهمّ منصرف شده است. در هر صورت، عناوين و موضوعات پنج فصل كتاب از اين قرار است:
    ## فصل آغازين كتاب به منزلۀ مدخل به شمار مى‌آيد و در آن به برخى از مبادى و مباحث مربوط به امور عامّه همچون: تعريف فلسفه، موضوع فلسفه، مسائل فلسفه، انقسام موجود به واجب و ممكن، تقسيم ممكن به جوهر و عرض، ملاك نياز ممكن به علّت، و تساوق وجود و تشخص پرداخته است.
    ## فصل آغازين كتاب به منزلۀ مدخل به شمار مى‌آيد و در آن به برخى از مبادى و مباحث مربوط به امور عامّه همچون: تعريف فلسفه، موضوع فلسفه، مسائل فلسفه، انقسام موجود به واجب و ممكن، تقسيم ممكن به جوهر و عرض، ملاك نياز ممكن به علّت، و تساوق وجود و تشخص پرداخته است.
    خط ۴۴: خط ۴۴:
    ## فصل چهارم: در اين فصل نيز در دنبالۀ فصل پيشين به تحليل و بررسى برخى از صفات سلبى واجب بالذات چون: واجب بالذات مقابل ندارد، واجب بالذات شريك ندارد، واجب بالذات منزّه از حركت، سكون و تغيّر است، در واجب بالذات كثرت راه ندارد، امتناع علم به حقيقت واجب بالذات، استحالۀ تقرّر صورت علمى در ذات واجب و مباحثى مانند: تقابل و اقسام آن، چگونگى عروض إضافه بر واجب الوجود، كيفيت عروض سلوب بر ذات واجب الوجود، عينيت صفات و ذات واجب الوجود، لوازم صفات كمالى واجب الوجود، چگونگى صدور كثرات، تقدّم سرمدى واجب بالذات، حدوث و قدم دهرى پرداخته است. در اين فصل مصنّف براى اثبات حدوث دهرى ممكنات برهانى را إقامه مى‌كند كه در كتابهاى ديگرش طرح نكرده است.
    ## فصل چهارم: در اين فصل نيز در دنبالۀ فصل پيشين به تحليل و بررسى برخى از صفات سلبى واجب بالذات چون: واجب بالذات مقابل ندارد، واجب بالذات شريك ندارد، واجب بالذات منزّه از حركت، سكون و تغيّر است، در واجب بالذات كثرت راه ندارد، امتناع علم به حقيقت واجب بالذات، استحالۀ تقرّر صورت علمى در ذات واجب و مباحثى مانند: تقابل و اقسام آن، چگونگى عروض إضافه بر واجب الوجود، كيفيت عروض سلوب بر ذات واجب الوجود، عينيت صفات و ذات واجب الوجود، لوازم صفات كمالى واجب الوجود، چگونگى صدور كثرات، تقدّم سرمدى واجب بالذات، حدوث و قدم دهرى پرداخته است. در اين فصل مصنّف براى اثبات حدوث دهرى ممكنات برهانى را إقامه مى‌كند كه در كتابهاى ديگرش طرح نكرده است.
    ## فصل پايانى كتاب كه شايد جذّابترين و خواندنى‌ترين فصول آن باشد، به مباحث معرفت شناسانه و ديدگاه‌هاى مير در مقولۀ علم بويژه علم إلهى اختصاص دارد. عمده مباحث اين فصل عبارتند از: تقسيم علم به حصولى و حضورى و تعريف آنها، رابطۀ علم حصولى و حضورى، معلوم در علوم حصولى و حضورى، علم جواهر مفارقه، ترتيب و ترتب علوم و ادراكات، اتّحاد عقل و عاقل و معقول، علم واجب به اشيا عينيت علم و ذات واجب، علم به معلول، علم فعلى و انفعالى و نقد ديدگاه شيخ الرئيس در اين باب، علم اجمالى و علم تفصيلى، و چگونگى انكشاف صور متعدّد براى نفس آدمى. <ref> همان، ص بیست‌وپنج- بیست‌وهفت. </ref>
    ## فصل پايانى كتاب كه شايد جذّابترين و خواندنى‌ترين فصول آن باشد، به مباحث معرفت شناسانه و ديدگاه‌هاى مير در مقولۀ علم بويژه علم إلهى اختصاص دارد. عمده مباحث اين فصل عبارتند از: تقسيم علم به حصولى و حضورى و تعريف آنها، رابطۀ علم حصولى و حضورى، معلوم در علوم حصولى و حضورى، علم جواهر مفارقه، ترتيب و ترتب علوم و ادراكات، اتّحاد عقل و عاقل و معقول، علم واجب به اشيا عينيت علم و ذات واجب، علم به معلول، علم فعلى و انفعالى و نقد ديدگاه شيخ الرئيس در اين باب، علم اجمالى و علم تفصيلى، و چگونگى انكشاف صور متعدّد براى نفس آدمى. <ref> همان، ص بیست‌وپنج- بیست‌وهفت. </ref>
    # متن [[عرش الإيقان]]: درباره این شرح چند نکته گفتنی است:
    # متن عرش الإيقان: درباره این شرح چند نکته گفتنی است:
    ## این حواشى كوتاه همانند شرح مير سيّد احمد علوى [[كشف الحقايق]]، همدلانه و به انگيزۀ شرح نكات مبهم و مهم كتاب [[تقويم الإيمان]] به نگارش درآمده است.
    ## این حواشى كوتاه همانند شرح مير سيّد احمد علوى [[كشف الحقايق]]، همدلانه و به انگيزۀ شرح نكات مبهم و مهم كتاب [[تقويم الإيمان]] به نگارش درآمده است.
    ## شارح بشدّت متأثر از انديشه‌ها و شيوۀ پدر مى‌باشد. حتى [[عرش الإيقان]] در برخى از موارد عيناً برگرفته شده از كتاب كشف الحقايق است. چنين به نظر مى رسد كه او شرح پدر را هماره پيش روى داشته و به نوعى حواشى او تلخيص و عصاره اثر ياد شده است.
    ## شارح بشدّت متأثر از انديشه‌ها و شيوۀ پدر مى‌باشد. حتى عرش الإيقان در برخى از موارد عيناً برگرفته شده از كتاب كشف الحقايق است. چنين به نظر مى‌رسد كه او شرح پدر را هماره پيش روى داشته و به نوعى حواشى او تلخيص و عصاره اثر ياد شده است.
    ## به دليل ابتناى حكمت يمانى مير داماد بر نحله‌هاى فلسفى پيشين بويژه فارابى، ابن سينا و سهروردى و انديشه‌هاى كلامى خواجه نصيرالدين طوسى، شارح نيز در حواشى خود از نوشته‌هاى انديشمندان ياد شده بخوبى بهره برده است.
    ## به دليل ابتناى حكمت يمانى مير داماد بر نحله‌هاى فلسفى پيشين بويژه فارابى، ابن سينا و سهروردى و انديشه‌هاى كلامى [[نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد|خواجه نصيرالدين طوسى]]، شارح نيز در حواشى خود از نوشته‌هاى انديشمندان ياد شده بخوبى بهره برده است.
    ## متأسفانه تنها نسخۀ موجود از اين شرح، ناقص است و نمى‌دانيم آيا همانند اصل تقويم الإيمان ناتمام مانده و او نيز توفيق انجام آن را نيافته يا اين بخشى از نگاشتۀ اوست كه شناختۀ شده و به دست ما رسيده است‌؟! <ref> همان، ص سی‌ونه- چهل. </ref>
    ## متأسفانه تنها نسخۀ موجود از اين شرح، ناقص است و نمى‌دانيم آيا همانند اصل تقويم الإيمان ناتمام مانده و او نيز توفيق انجام آن را نيافته يا اين بخشى از نگاشتۀ اوست كه شناختۀ شده و به دست ما رسيده است‌؟! <ref> همان، ص سی‌ونه- چهل. </ref>
    * در پایان کتاب، تصویر نسخه خطی، نمایه‌ها و منابع و مآخذ آمده است.
    * در پایان کتاب، تصویر نسخه خطی، نمایه‌ها و منابع و مآخذ آمده است.

    نسخهٔ ‏۲۷ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۳۳

    عرش الإيقان في شرح تقويم الإيمان
    عرش الإيقان في شرح تقويم الإيمان
    پدیدآورانعلوی عاملی، محمد عبدالحسیب بن احمد (نويسنده)

    ثقفیان، اکبر (محقق)

    اوجبی، علی ( محقق)
    ناشرمجلس شورای اسلامی. کتابخانه، موزه و مرکز اسناد
    مکان نشرایران - تهران
    سال نشر1390ش
    چاپ1
    شابک978-600-220-074-7
    موضوعفلسفه اسلامی - متون قدیمی تا قرن 14 - میرداماد، محمد باقر بن محمد، - 1041؟ق. تقویم الایمان - نقد و تفسیر
    زبانعربی - فارسی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    ‎‏/‎‏ع‎‏8‎‏ع‎‏4 1162 BBR
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    عرش الإيقان في شرح تقويم الإيمان، از آثار شاعر، متکلم و حکیم قرن دوازدهم هجری قمری، سيد محمد عبدالحسيب بن احمد بن زين‌العابدين حسينى علوى عاملى اصفهانى (متوفای 1121ق)، است که به توضیح مباحث کتاب فلسفی تقويم الإيمان نوشته شاعر، متکلم و حکیم بزرگ دوره صفوى، سید محمدباقر بن محمد حسینی استرآبادی مشهور به میرداماد و معلم ثالث (960- 1040ق) می‌پردازد. این اثر، دوره‌ای کامل از مباحث فلسفی میرداماد و شاگردش را ترسیم می‌کند. مصححان معاصر، على اوجبى و اكبر ثقفيان کتاب حاضر را تصحیح و تحقیق کرده‌اند.

    هدف و روش

    1. ده سال پيش در سال 1380 خورشيدى در پى تأكيد پروفسور هانرى كربن در فلسفۀ ايرانى - فلسفۀ تطبيقى با كتاب شگرف تقويم‌الايمان و شرح كشف الحقائق آشنا شدم. وى آرزو داشت محقّقى جوان ويرايشى از آن را ارائه دهد. پس از دو سال تحقيق و پژوهش، بازخوانى متن و شرح به انجام رسيد. هيچ باور نداشتم چنين متن فلسفى دشوارى اين‌گونه مورد استقبال اساتيد و دانشجويان فلسفه قرار گيرد و در طىّ اين چند سال سه بار تجديد چاپ شود. خوشبختانه جداى از تشويق‌هاى اساتيد بنام فلسفه در دومين جشنوارۀ فارابى نيز برگزيده شد.
    2. اينك پس از سالها اين توفيق حاصل شد كه با همكارى دوست دانشور و خوش‌ذوق جناب آقاى اكبر ثقفيان شرح ديگرى از تقويم‌الايمان به نام عرش الايقان به خامۀ نوۀ ميرداماد، مير عبدالحسيب بن احمد علوى كه بشدّت متأثّر از شرح پدرش كشف الحقائق مى‌باشد، بازخوانى و در اختيار علاقه مندان متون فلسفى قرارگيرد.
    3. براى سهولت در استفاده از اين شرح متن تقويم‌الايمان كه پيش از اين بارها از سوى مؤسسه مطالعات اسلامى و مؤسسه پژوهشى ميراث مكتوب به زيور طبع آراسته شده بود، را اين بار بدون ذكر نسخه بدلها آورديم. [۱]

    ساختار و محتوا

    1. متن تقويم الإيمان: شايد بجرئت بتوان گفت مهمترين اثر فلسفى وى كتاب تقويم الإيمان است. تقويم الإيمان از يك «رصد» مشتمل بر پنج «فصل»، و هر فصل متضمّن بخشهايى چون: تقويم، تصحيح، توصيه، تحكمه، محاققه و تقويم، ظنّ و تقويم، وهم و تقويم، تشكّك وتثبيت مى‌باشد. از تعبير «الرصد الاوّل» چنين برداشت مى شود كه او بنا داشته تا رصدهاى ديگرى را نيز بدان بيافزايد، امّا به دليل نامعلومى از اين مهمّ منصرف شده است. در هر صورت، عناوين و موضوعات پنج فصل كتاب از اين قرار است:
      1. فصل آغازين كتاب به منزلۀ مدخل به شمار مى‌آيد و در آن به برخى از مبادى و مباحث مربوط به امور عامّه همچون: تعريف فلسفه، موضوع فلسفه، مسائل فلسفه، انقسام موجود به واجب و ممكن، تقسيم ممكن به جوهر و عرض، ملاك نياز ممكن به علّت، و تساوق وجود و تشخص پرداخته است.
      2. فصل دوم: بيشتر به براهين اثبات واجب و ابطال تسلسل و دور اختصاص دارد؛ براهينى چون: برهان ضرورت، برهان اولويت، برهان جزء و كل، برهان قوّه و فعل، برهان شخصيت، برهان وسط و طرف، برهان تضايف، برهان حيثيات، برهان اَسدّ و اَخصر و برهان ترتب.
      3. فصل سوم: در اين فصل مصنّف بيشتر به تبيين و اثبات صفات سلبى واجب پرداخته است. صفاتى چون: واجب بالذات ماهيت ندارد (ماهيتِ واجبْ عين اِنّيتِ اوست)، واجب بالذات مركّب نيست، واجب بالذات جنس ندارد، واجب بالذات نوع نيست، واجب بالذات حدّ ندارد، واجب بالذات كثير نيست، واجب بالذات جسمْ جسمانى و عرض نيست، واجب بالذات به حسّ درك نمى شود، واجب بالذات جهتْ مكان و وضع ندارد، واجب بالذات نه جنس براى جوهر است و نه در مقولۀ جوهر مى‌گنجد، و وحدت واجب بالذات عددى نيست.
      4. فصل چهارم: در اين فصل نيز در دنبالۀ فصل پيشين به تحليل و بررسى برخى از صفات سلبى واجب بالذات چون: واجب بالذات مقابل ندارد، واجب بالذات شريك ندارد، واجب بالذات منزّه از حركت، سكون و تغيّر است، در واجب بالذات كثرت راه ندارد، امتناع علم به حقيقت واجب بالذات، استحالۀ تقرّر صورت علمى در ذات واجب و مباحثى مانند: تقابل و اقسام آن، چگونگى عروض إضافه بر واجب الوجود، كيفيت عروض سلوب بر ذات واجب الوجود، عينيت صفات و ذات واجب الوجود، لوازم صفات كمالى واجب الوجود، چگونگى صدور كثرات، تقدّم سرمدى واجب بالذات، حدوث و قدم دهرى پرداخته است. در اين فصل مصنّف براى اثبات حدوث دهرى ممكنات برهانى را إقامه مى‌كند كه در كتابهاى ديگرش طرح نكرده است.
      5. فصل پايانى كتاب كه شايد جذّابترين و خواندنى‌ترين فصول آن باشد، به مباحث معرفت شناسانه و ديدگاه‌هاى مير در مقولۀ علم بويژه علم إلهى اختصاص دارد. عمده مباحث اين فصل عبارتند از: تقسيم علم به حصولى و حضورى و تعريف آنها، رابطۀ علم حصولى و حضورى، معلوم در علوم حصولى و حضورى، علم جواهر مفارقه، ترتيب و ترتب علوم و ادراكات، اتّحاد عقل و عاقل و معقول، علم واجب به اشيا عينيت علم و ذات واجب، علم به معلول، علم فعلى و انفعالى و نقد ديدگاه شيخ الرئيس در اين باب، علم اجمالى و علم تفصيلى، و چگونگى انكشاف صور متعدّد براى نفس آدمى. [۲]
    2. متن عرش الإيقان: درباره این شرح چند نکته گفتنی است:
      1. این حواشى كوتاه همانند شرح مير سيّد احمد علوى كشف الحقايق، همدلانه و به انگيزۀ شرح نكات مبهم و مهم كتاب تقويم الإيمان به نگارش درآمده است.
      2. شارح بشدّت متأثر از انديشه‌ها و شيوۀ پدر مى‌باشد. حتى عرش الإيقان در برخى از موارد عيناً برگرفته شده از كتاب كشف الحقايق است. چنين به نظر مى‌رسد كه او شرح پدر را هماره پيش روى داشته و به نوعى حواشى او تلخيص و عصاره اثر ياد شده است.
      3. به دليل ابتناى حكمت يمانى مير داماد بر نحله‌هاى فلسفى پيشين بويژه فارابى، ابن سينا و سهروردى و انديشه‌هاى كلامى خواجه نصيرالدين طوسى، شارح نيز در حواشى خود از نوشته‌هاى انديشمندان ياد شده بخوبى بهره برده است.
      4. متأسفانه تنها نسخۀ موجود از اين شرح، ناقص است و نمى‌دانيم آيا همانند اصل تقويم الإيمان ناتمام مانده و او نيز توفيق انجام آن را نيافته يا اين بخشى از نگاشتۀ اوست كه شناختۀ شده و به دست ما رسيده است‌؟! [۳]
    • در پایان کتاب، تصویر نسخه خطی، نمایه‌ها و منابع و مآخذ آمده است.

    روش نشر و تصحیح

    • نسخۀ اساس و شيوه بازخوانى:
    1. متن تقويم الإيمان كه پيش از اين بر اساس معتبرترين نسخه‌هاى موجود تصحيح و بازخوانى شده بود، بدون درج نسخه بدلها عيناً در اينجا تكرار شد تا استفاده مخاطبان از شرح به آسودگى انجام شود، و لازم نباشد تا كتاب يادشده را نيز تهيه و همراه داشته باشند.
    2. از شرح عرش الإيقان متأسّفانه تنها يك دستنوشت ناقص وجود دارد كه در كتابخانۀ مجلس شوراى اسلامى به شماره 5386/1 نگهدارى مى شود. اين نسخه حاوى 86 برگ با صفحات 11 سطرى است كه به خط نستعليق سدۀ 11-12 كتابت شده است.1 از اين رو اساس تحقيق ما همان دست‌نوشت است. اين شرح حاوى 186 فقره مى‌باشد.
    3. در پاورقيها حرف « M » نشانگر نسخۀ اساس عرش الايقان، حرف « T » بيانگر متن تقويم الإيمان؛ حرف « K » نشانگر كشف الحقائق است؛ و حرف « H » به حواشى نسخۀ اساس اشاره دارد.
    4. شماره‌هاى متن تقويم الايمان اشاره به شماره اين شرح دارد.
    5. در مواردى كه شارح مطلب را عيناً از شرح پدرش - يعنى كتاب كشف الحقايق - اقتباس كرده، به شماره صفحات در پاورقيها تصريح كرده‌ايم.
    6. به مآخذ روايات و نقل قولها در حدّ توان در پاورقيها اشاره كرده‌ايم.
    7. گاه براى تسهيل در خوانش متن عباراتى را داخل دو قلاب افزوديم. [۴]

    نمونه مباحث

    • شارح مطالب متن را به صورت شرح گسسته (غیرمزجی) توضیح می‌دهد. او در توضیح این عبارت «التقدمة فى الاُمّة المفترقة و الفرقة الناجية»، یادآور شده است که این سخن به حدیثی مشهور عنایت دارد که در نزد همه فرقه‌ها متواتر است و از جمله ترمذی (از دانشوران عامه) آن را نقل کرده است و در این حدیث پیامبر اکرم(ص) گفته است که مسلمانان 73 فرقه می‌شوند و همه در آتش هستند بجز یک فرقه. شارح می‌افزاید: ضمیمه خاصی برای این روایت در نزد شیعه وجود دارد که فرقه ناجیه را معرفی کرده است و آنان را عبارت از پیروان وصیّ خاتم المرسلین(ص) یعنی شیعیان امام علی علیه‌السلام دانسته است. و همین ضمیمه و معرفی فرقه ناجیه را جمعی از پیشوایان تفسیر و حدیث از میان دانشوران عامه نیز نقل کرده‌اند. [۵]

    پانویس

    1. مقدمه نویسنده، ص نه- ده.
    2. همان، ص بیست‌وپنج- بیست‌وهفت.
    3. همان، ص سی‌ونه- چهل.
    4. همان، ص چهل.
    5. ر.ک: متن کتاب، ص155.

    منابع مقاله

    • مقدمه و متن کتاب.


    وابسته‌ها