الفقه موسوعة استدلالية في الفقه الإسلامي: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'گي' به 'گی'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'گي' به 'گی')
خط ۲۹: خط ۲۹:
در اين نوشتار 17 قاعده فقهى مورد بحث قرار گرفته است.
در اين نوشتار 17 قاعده فقهى مورد بحث قرار گرفته است.


== انگيزه تأليف ==
== انگیزه تأليف ==


قواعد فقهيه به دليل كاربردشان در ابواب مختلف فقهى و فروع زيادى كه بر آنها تفريع مى‌شود و مى‌تواند مرجع مهمى براى فقه پژوهان قرار گيرد، نگارنده را برانگيخته تا به شرح و ذكر فوايد و موارد استفاده‌شان در فقه بپردازد. شناخت اين قواعد مى‌تواند چراغ روشن‌گرى براى علاقه‌مندان به دانش فقه اسلامی‌باشد.
قواعد فقهيه به دليل كاربردشان در ابواب مختلف فقهى و فروع زيادى كه بر آنها تفريع مى‌شود و مى‌تواند مرجع مهمى براى فقه پژوهان قرار گیرد، نگارنده را برانگیخته تا به شرح و ذكر فوايد و موارد استفاده‌شان در فقه بپردازد. شناخت اين قواعد مى‌تواند چراغ روشن‌گرى براى علاقه‌مندان به دانش فقه اسلامی‌باشد.


==ساختار==
==ساختار==
خط ۵۹: خط ۵۹:
#قاعده نفي سبيل
#قاعده نفي سبيل
#:هر چند اين قاعده قرآنى است و نيازى به برهان و استدلال براى اثباتش نيست ولى مؤلف روايات متعدد و اجماع قولى و عملى قطعى و حكم عقل را براى اثبات آن ذكر كرده است.
#:هر چند اين قاعده قرآنى است و نيازى به برهان و استدلال براى اثباتش نيست ولى مؤلف روايات متعدد و اجماع قولى و عملى قطعى و حكم عقل را براى اثبات آن ذكر كرده است.
#:وى موارد اين قاعده را بسيار دانسته و به ذكر برخى از آنها بسنده كرده است. براى مثال كافر نمى‌تواند بر بچه مسلمان و ديوانه مسلمان مسلط شود؛ كما اينكه مرد كافر نمى‌تواند زن مسلمان بگيرد و هم‌چنين نمى‌تواند مسلمان به كافر زكات بدهد؛ وى حق شفعه، حق تقاص، حق سرپرستى اوقاف را ندارد؛ ولى اجازه تجارت با مسلمانان و كفار و سرپرستى مؤسسات هم‌كيشان خود را دارد.
#:وى موارد اين قاعده را بسيار دانسته و به ذكر برخى از آنها بسنده كرده است. براى مثال كافر نمى‌تواند بر بچه مسلمان و ديوانه مسلمان مسلط شود؛ كما اينكه مرد كافر نمى‌تواند زن مسلمان بگیرد و هم‌چنين نمى‌تواند مسلمان به كافر زكات بدهد؛ وى حق شفعه، حق تقاص، حق سرپرستى اوقاف را ندارد؛ ولى اجازه تجارت با مسلمانان و كفار و سرپرستى مؤسسات هم‌كيشان خود را دارد.
#قاعده الزام
#قاعده الزام
#:اسلام گر چه مردم را اجبار به مسلمان شدن نكرده است، ولى آنها را مجبور نموده كه از احكام و قوانين خودشان پيروى كنند. كفار مخيرند بر اينكه اسلام آورند يا جزيه بپردازند و يا كشته شوند. به اعتقاد مصنف اين قاعده اختصاص به اهل ذمه ندارد و كفار ديگر هم مى‌توانند جزيه بدهند و به مسلك خود ملزم شوند. نگارنده ادله فراوان قرآنى و روايى براى اين قاعده ذكر كرده و اين قاعده را شامل همه كفار (كتابى و غير كتابى) و منافقان دانسته است.
#:اسلام گر چه مردم را اجبار به مسلمان شدن نكرده است، ولى آنها را مجبور نموده كه از احكام و قوانين خودشان پيروى كنند. كفار مخيرند بر اينكه اسلام آورند يا جزيه بپردازند و يا كشته شوند. به اعتقاد مصنف اين قاعده اختصاص به اهل ذمه ندارد و كفار ديگر هم مى‌توانند جزيه بدهند و به مسلك خود ملزم شوند. نگارنده ادله فراوان قرآنى و روايى براى اين قاعده ذكر كرده و اين قاعده را شامل همه كفار (كتابى و غير كتابى) و منافقان دانسته است.
خط ۶۷: خط ۶۷:
#:هم‌چنين به سختى انداختن كافران را جايز ندانسته و گفته است همان‌طور كه جايز نيست به مسلمان ضرر وارد كنيم به كفار هم نمى‌توان ضرر مالى و جانى روا داشت.
#:هم‌چنين به سختى انداختن كافران را جايز ندانسته و گفته است همان‌طور كه جايز نيست به مسلمان ضرر وارد كنيم به كفار هم نمى‌توان ضرر مالى و جانى روا داشت.
#قاعده غرور
#قاعده غرور
#:فقها اين قاعده را مسلم گرفته‌اند و ادعاى اجماع كرده‌اند كه هر كسى به كسى ضرر وارد كرد، بايد غرامت آن ضرر را به عهده گيرد. مؤلف ضمن بيان برخى از روايات و كلمات فقها، اين قاعده را به اثبات رسانده و معيار تشخيص اين ضرر را به عهده عرف گذاشته است. عرف هر گاه ضرر و زيان را تشخيص داد، ضرر رساننده بايد جبران كند.
#:فقها اين قاعده را مسلم گرفته‌اند و ادعاى اجماع كرده‌اند كه هر كسى به كسى ضرر وارد كرد، بايد غرامت آن ضرر را به عهده گیرد. مؤلف ضمن بيان برخى از روايات و كلمات فقها، اين قاعده را به اثبات رسانده و معيار تشخيص اين ضرر را به عهده عرف گذاشته است. عرف هر گاه ضرر و زيان را تشخيص داد، ضرر رساننده بايد جبران كند.
#:وى مصاديق متعددى از اين قاعده را ارائه نموده است.
#:وى مصاديق متعددى از اين قاعده را ارائه نموده است.
#:براى مثال اگر شخصى به كسى كه مى‌خواهد وضو بگيرد بگويد اين آب ضررى ندارد و از آن آب استفاده كند و عضوى از او ناقص شود آن شخص ضامن است؛ خواه پزشک باشد يا يك فرد عادى.
#:براى مثال اگر شخصى به كسى كه مى‌خواهد وضو بگیرد بگويد اين آب ضررى ندارد و از آن آب استفاده كند و عضوى از او ناقص شود آن شخص ضامن است؛ خواه پزشک باشد يا يك فرد عادى.
#قاعده «الزعيم غارم»
#قاعده «الزعيم غارم»
#:نگارنده دليل‌هاى قرآنى و روايى متعددى براى اثبات اين قاعده ذكر كرده و به بيان مفاد آن پرداخته است. طبق اين قاعده هر گاه شخصى ضامن كسى شود مفهومش اين است كه ذمه وى را به عهده گرفته و مضمون ديگر تعهدى ندارد. مثلاًاگر قرض شخص ديگر را به عهده بگيرد از گردن مديون برداشته خواهد شد.
#:نگارنده دليل‌هاى قرآنى و روايى متعددى براى اثبات اين قاعده ذكر كرده و به بيان مفاد آن پرداخته است. طبق اين قاعده هر گاه شخصى ضامن كسى شود مفهومش اين است كه ذمه وى را به عهده گرفته و مضمون ديگر تعهدى ندارد. مثلاًاگر قرض شخص ديگر را به عهده بگیرد از گردن مديون برداشته خواهد شد.
#قاعده اتلاف
#قاعده اتلاف
#:اگر كسى مال ديگرى را تلف كند، تلف كننده ضامن است. اين قاعده به دليل قرآنى، روايى، اجماع قولى و فعلى و بناى عقلا و سيره مستمر متشرعه به اثبات رسيده است. نویسنده با ذكر اين ادله، به بيان موارد اتلاف مالى و غير مالى پرداخته است.
#:اگر كسى مال ديگرى را تلف كند، تلف كننده ضامن است. اين قاعده به دليل قرآنى، روايى، اجماع قولى و فعلى و بناى عقلا و سيره مستمر متشرعه به اثبات رسيده است. نویسنده با ذكر اين ادله، به بيان موارد اتلاف مالى و غير مالى پرداخته است.
خط ۷۷: خط ۷۷:
#:اين قاعده نيز داراى مبانى و ادله قرآنى، روايى، اجماع و حكم عقل است و مفادش چنين است كه احكام و فروعى كه معصومان عليهم‌السلام براى مردم زمان خود بيان كرده‌اند اختصاص به آنها ندارد و شامل مخاطبان آن مجلس، غايبان و آيندگان است. نگارنده براى اين قاعده استثناهایى ذكر كرده است.
#:اين قاعده نيز داراى مبانى و ادله قرآنى، روايى، اجماع و حكم عقل است و مفادش چنين است كه احكام و فروعى كه معصومان عليهم‌السلام براى مردم زمان خود بيان كرده‌اند اختصاص به آنها ندارد و شامل مخاطبان آن مجلس، غايبان و آيندگان است. نگارنده براى اين قاعده استثناهایى ذكر كرده است.
#قاعده تسلط
#قاعده تسلط
#:مفاد اين قاعده چنين است كه مردم مسلط بر اموال خودشان هستند و هر گاه ملكيت برایشان ثابت شد، هيچ كس نمى‌تواند اين حق را از آنها بگيرد و يا آنها را در اعمال تسلط بر مالشان محدود كنند. نگارنده ملكيت را اعم از ملكيت فردى و اجتماعى دانسته است؛ يعنى حتى اموالى كه مربوط به گروهى از مردم مى‌شود مانند خمس و يا مربوط به آحاد جامعه مسلمانان مى‌شود مانند بيت المال مشمول اين قاعده است.
#:مفاد اين قاعده چنين است كه مردم مسلط بر اموال خودشان هستند و هر گاه ملكيت برایشان ثابت شد، هيچ كس نمى‌تواند اين حق را از آنها بگیرد و يا آنها را در اعمال تسلط بر مالشان محدود كنند. نگارنده ملكيت را اعم از ملكيت فردى و اجتماعى دانسته است؛ يعنى حتى اموالى كه مربوط به گروهى از مردم مى‌شود مانند خمس و يا مربوط به آحاد جامعه مسلمانان مى‌شود مانند بيت المال مشمول اين قاعده است.
#:وى پا را فراتر گذاشته حقوق را نيز مشمول اين قاعده مى‌داند.
#:وى پا را فراتر گذاشته حقوق را نيز مشمول اين قاعده مى‌داند.
#:قاعده اهم و مهم، قاعده عسر (سختى و در تنگنا قرار گرفتن)، اصالة الصحة، قاعده حيازت، قاعده اعراض، قاعده تيسير از ديگر قواعدى است كه در اين كتاب مورد بررسى فقهى قرار گرفته است.
#:قاعده اهم و مهم، قاعده عسر (سختى و در تنگنا قرار گرفتن)، اصالة الصحة، قاعده حيازت، قاعده اعراض، قاعده تيسير از ديگر قواعدى است كه در اين كتاب مورد بررسى فقهى قرار گرفته است.
۴۲۵٬۲۲۵

ویرایش