۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'گي' به 'گی') |
||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
در اين نوشتار 17 قاعده فقهى مورد بحث قرار گرفته است. | در اين نوشتار 17 قاعده فقهى مورد بحث قرار گرفته است. | ||
== | == انگیزه تأليف == | ||
قواعد فقهيه به دليل كاربردشان در ابواب مختلف فقهى و فروع زيادى كه بر آنها تفريع مىشود و مىتواند مرجع مهمى براى فقه پژوهان قرار | قواعد فقهيه به دليل كاربردشان در ابواب مختلف فقهى و فروع زيادى كه بر آنها تفريع مىشود و مىتواند مرجع مهمى براى فقه پژوهان قرار گیرد، نگارنده را برانگیخته تا به شرح و ذكر فوايد و موارد استفادهشان در فقه بپردازد. شناخت اين قواعد مىتواند چراغ روشنگرى براى علاقهمندان به دانش فقه اسلامیباشد. | ||
==ساختار== | ==ساختار== | ||
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
#قاعده نفي سبيل | #قاعده نفي سبيل | ||
#:هر چند اين قاعده قرآنى است و نيازى به برهان و استدلال براى اثباتش نيست ولى مؤلف روايات متعدد و اجماع قولى و عملى قطعى و حكم عقل را براى اثبات آن ذكر كرده است. | #:هر چند اين قاعده قرآنى است و نيازى به برهان و استدلال براى اثباتش نيست ولى مؤلف روايات متعدد و اجماع قولى و عملى قطعى و حكم عقل را براى اثبات آن ذكر كرده است. | ||
#:وى موارد اين قاعده را بسيار دانسته و به ذكر برخى از آنها بسنده كرده است. براى مثال كافر نمىتواند بر بچه مسلمان و ديوانه مسلمان مسلط شود؛ كما اينكه مرد كافر نمىتواند زن مسلمان | #:وى موارد اين قاعده را بسيار دانسته و به ذكر برخى از آنها بسنده كرده است. براى مثال كافر نمىتواند بر بچه مسلمان و ديوانه مسلمان مسلط شود؛ كما اينكه مرد كافر نمىتواند زن مسلمان بگیرد و همچنين نمىتواند مسلمان به كافر زكات بدهد؛ وى حق شفعه، حق تقاص، حق سرپرستى اوقاف را ندارد؛ ولى اجازه تجارت با مسلمانان و كفار و سرپرستى مؤسسات همكيشان خود را دارد. | ||
#قاعده الزام | #قاعده الزام | ||
#:اسلام گر چه مردم را اجبار به مسلمان شدن نكرده است، ولى آنها را مجبور نموده كه از احكام و قوانين خودشان پيروى كنند. كفار مخيرند بر اينكه اسلام آورند يا جزيه بپردازند و يا كشته شوند. به اعتقاد مصنف اين قاعده اختصاص به اهل ذمه ندارد و كفار ديگر هم مىتوانند جزيه بدهند و به مسلك خود ملزم شوند. نگارنده ادله فراوان قرآنى و روايى براى اين قاعده ذكر كرده و اين قاعده را شامل همه كفار (كتابى و غير كتابى) و منافقان دانسته است. | #:اسلام گر چه مردم را اجبار به مسلمان شدن نكرده است، ولى آنها را مجبور نموده كه از احكام و قوانين خودشان پيروى كنند. كفار مخيرند بر اينكه اسلام آورند يا جزيه بپردازند و يا كشته شوند. به اعتقاد مصنف اين قاعده اختصاص به اهل ذمه ندارد و كفار ديگر هم مىتوانند جزيه بدهند و به مسلك خود ملزم شوند. نگارنده ادله فراوان قرآنى و روايى براى اين قاعده ذكر كرده و اين قاعده را شامل همه كفار (كتابى و غير كتابى) و منافقان دانسته است. | ||
| خط ۶۷: | خط ۶۷: | ||
#:همچنين به سختى انداختن كافران را جايز ندانسته و گفته است همانطور كه جايز نيست به مسلمان ضرر وارد كنيم به كفار هم نمىتوان ضرر مالى و جانى روا داشت. | #:همچنين به سختى انداختن كافران را جايز ندانسته و گفته است همانطور كه جايز نيست به مسلمان ضرر وارد كنيم به كفار هم نمىتوان ضرر مالى و جانى روا داشت. | ||
#قاعده غرور | #قاعده غرور | ||
#:فقها اين قاعده را مسلم گرفتهاند و ادعاى اجماع كردهاند كه هر كسى به كسى ضرر وارد كرد، بايد غرامت آن ضرر را به عهده | #:فقها اين قاعده را مسلم گرفتهاند و ادعاى اجماع كردهاند كه هر كسى به كسى ضرر وارد كرد، بايد غرامت آن ضرر را به عهده گیرد. مؤلف ضمن بيان برخى از روايات و كلمات فقها، اين قاعده را به اثبات رسانده و معيار تشخيص اين ضرر را به عهده عرف گذاشته است. عرف هر گاه ضرر و زيان را تشخيص داد، ضرر رساننده بايد جبران كند. | ||
#:وى مصاديق متعددى از اين قاعده را ارائه نموده است. | #:وى مصاديق متعددى از اين قاعده را ارائه نموده است. | ||
#:براى مثال اگر شخصى به كسى كه مىخواهد وضو | #:براى مثال اگر شخصى به كسى كه مىخواهد وضو بگیرد بگويد اين آب ضررى ندارد و از آن آب استفاده كند و عضوى از او ناقص شود آن شخص ضامن است؛ خواه پزشک باشد يا يك فرد عادى. | ||
#قاعده «الزعيم غارم» | #قاعده «الزعيم غارم» | ||
#:نگارنده دليلهاى قرآنى و روايى متعددى براى اثبات اين قاعده ذكر كرده و به بيان مفاد آن پرداخته است. طبق اين قاعده هر گاه شخصى ضامن كسى شود مفهومش اين است كه ذمه وى را به عهده گرفته و مضمون ديگر تعهدى ندارد. مثلاًاگر قرض شخص ديگر را به عهده | #:نگارنده دليلهاى قرآنى و روايى متعددى براى اثبات اين قاعده ذكر كرده و به بيان مفاد آن پرداخته است. طبق اين قاعده هر گاه شخصى ضامن كسى شود مفهومش اين است كه ذمه وى را به عهده گرفته و مضمون ديگر تعهدى ندارد. مثلاًاگر قرض شخص ديگر را به عهده بگیرد از گردن مديون برداشته خواهد شد. | ||
#قاعده اتلاف | #قاعده اتلاف | ||
#:اگر كسى مال ديگرى را تلف كند، تلف كننده ضامن است. اين قاعده به دليل قرآنى، روايى، اجماع قولى و فعلى و بناى عقلا و سيره مستمر متشرعه به اثبات رسيده است. نویسنده با ذكر اين ادله، به بيان موارد اتلاف مالى و غير مالى پرداخته است. | #:اگر كسى مال ديگرى را تلف كند، تلف كننده ضامن است. اين قاعده به دليل قرآنى، روايى، اجماع قولى و فعلى و بناى عقلا و سيره مستمر متشرعه به اثبات رسيده است. نویسنده با ذكر اين ادله، به بيان موارد اتلاف مالى و غير مالى پرداخته است. | ||
| خط ۷۷: | خط ۷۷: | ||
#:اين قاعده نيز داراى مبانى و ادله قرآنى، روايى، اجماع و حكم عقل است و مفادش چنين است كه احكام و فروعى كه معصومان عليهمالسلام براى مردم زمان خود بيان كردهاند اختصاص به آنها ندارد و شامل مخاطبان آن مجلس، غايبان و آيندگان است. نگارنده براى اين قاعده استثناهایى ذكر كرده است. | #:اين قاعده نيز داراى مبانى و ادله قرآنى، روايى، اجماع و حكم عقل است و مفادش چنين است كه احكام و فروعى كه معصومان عليهمالسلام براى مردم زمان خود بيان كردهاند اختصاص به آنها ندارد و شامل مخاطبان آن مجلس، غايبان و آيندگان است. نگارنده براى اين قاعده استثناهایى ذكر كرده است. | ||
#قاعده تسلط | #قاعده تسلط | ||
#:مفاد اين قاعده چنين است كه مردم مسلط بر اموال خودشان هستند و هر گاه ملكيت برایشان ثابت شد، هيچ كس نمىتواند اين حق را از آنها | #:مفاد اين قاعده چنين است كه مردم مسلط بر اموال خودشان هستند و هر گاه ملكيت برایشان ثابت شد، هيچ كس نمىتواند اين حق را از آنها بگیرد و يا آنها را در اعمال تسلط بر مالشان محدود كنند. نگارنده ملكيت را اعم از ملكيت فردى و اجتماعى دانسته است؛ يعنى حتى اموالى كه مربوط به گروهى از مردم مىشود مانند خمس و يا مربوط به آحاد جامعه مسلمانان مىشود مانند بيت المال مشمول اين قاعده است. | ||
#:وى پا را فراتر گذاشته حقوق را نيز مشمول اين قاعده مىداند. | #:وى پا را فراتر گذاشته حقوق را نيز مشمول اين قاعده مىداند. | ||
#:قاعده اهم و مهم، قاعده عسر (سختى و در تنگنا قرار گرفتن)، اصالة الصحة، قاعده حيازت، قاعده اعراض، قاعده تيسير از ديگر قواعدى است كه در اين كتاب مورد بررسى فقهى قرار گرفته است. | #:قاعده اهم و مهم، قاعده عسر (سختى و در تنگنا قرار گرفتن)، اصالة الصحة، قاعده حيازت، قاعده اعراض، قاعده تيسير از ديگر قواعدى است كه در اين كتاب مورد بررسى فقهى قرار گرفته است. | ||
ویرایش