۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'كتاب' به 'کتاب') |
|||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
== معرفى اجمالى == | == معرفى اجمالى == | ||
اصل | اصل کتاب داراى بيست جزء مىباشد كه اثر حاضر، جزء چهارم و قسمت سوم از تاريخ سياسى اماميه آن است كه شامل تاريخ سياسى مذهب تشيع راجع به حالات وزراء و امراء نامى آن در دربارهاى شيعى و غيرشيعى در ايران، عراق، عرب، سوريه، مصر، هند و... از ابتداى تشكيل وزارت و امارت در اسلام تا انقراض سلسله زنديه در ايران مىباشد كه به قلم على جواهر الكلام به فارسى ترجمه شده است. | ||
انگيزه نويسنده از تأليف اين اثر، آن بوده كه ايرانيان از طرز تشكيل مذهب شيعه و شاهكارهاى نوابغ خود در رهايى و استخلاص از چنگال اجانب بيخبر نباشند <ref>مقدمه مترجم، ص1</ref>. | انگيزه نويسنده از تأليف اين اثر، آن بوده كه ايرانيان از طرز تشكيل مذهب شيعه و شاهكارهاى نوابغ خود در رهايى و استخلاص از چنگال اجانب بيخبر نباشند <ref>مقدمه مترجم، ص1</ref>. | ||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
کتاب با دو مقدمه از مترجم و نويسنده آغاز و مطالب در دو باب و هر باب در چندين فصل، تنظيم شده است. | |||
اين اثر يكى از مهمترين منابع تاريخى ايران بعد از اسلام محسوب مىگردد زيرا در تأليف آن، بهقدر توانائى راجع به صحت اسناد و مدارك، جمعآورى اطلاعات مفيد و تقليد و پيروى از تأليفات جديد علمى، سعى و اهتمام بهعمل آمده است<ref>همان</ref>. | اين اثر يكى از مهمترين منابع تاريخى ايران بعد از اسلام محسوب مىگردد زيرا در تأليف آن، بهقدر توانائى راجع به صحت اسناد و مدارك، جمعآورى اطلاعات مفيد و تقليد و پيروى از تأليفات جديد علمى، سعى و اهتمام بهعمل آمده است<ref>همان</ref>. | ||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
در مقدمه مترجم، به جايگاه | در مقدمه مترجم، به جايگاه کتاب و نحوه ترجمه آن، اشاره گرديده است <ref>همان</ref>. | ||
نويسنده در مقدمه، ضمن بيان مقام شيعه در عالم سياست و معارف، رويه خود در تأليف | نويسنده در مقدمه، ضمن بيان مقام شيعه در عالم سياست و معارف، رويه خود در تأليف کتاب را ذكر و در ادامه، به بيان موضوع بيست جزء کتاب پرداخته است <ref>مقدمه نويسنده، ص3</ref>. | ||
نويسنده باب اول | نويسنده باب اول کتاب را با ذكر مقدمهاى در تاريخ نهضت علمى و ادبى ايرانيان و تأثير آن در آداب و سياست عرب آغاز كرده است. مطالب اين باب در حالات وزراء بوده و مشتمل بر سه فصل زير است: | ||
فصل اول، در حالات وزرائى است كه در دربارهاى مخالف مذهب خود وزارت نمودهاند كه عبارتند از: | فصل اول، در حالات وزرائى است كه در دربارهاى مخالف مذهب خود وزارت نمودهاند كه عبارتند از: | ||
الف) وزراى عباسيان در عراق؛ از جمله: خالد بن برمك وزير سفاح و منصور، يحيى بن خالد بن برمك وزير هارون، فضل بن يحيى وزير هارون <ref>متن | الف) وزراى عباسيان در عراق؛ از جمله: خالد بن برمك وزير سفاح و منصور، يحيى بن خالد بن برمك وزير هارون، فضل بن يحيى وزير هارون <ref>متن کتاب، ص20-26</ref>. | ||
ب) وزراى اخشيديه؛ سرسلسله دولت اخشيدى مصر محمد بن طغج است كه از قبل الراضى باللّه عباسى در مصر حكومت مىنمود و همينكه سلطنت عباسى رو بضعف نهاد و هريك از امراء درصدد سركشى و ياغىگرى برآمدند، محمد بن طفج حاكم مصر نيز در سال 327ق اعلان استقلال داد و خليفه از ناچارى استقلال وى را پذيرفته او را به لقب اخشيد ملقب نمود. اخشيد از القاب ملوك فرغانه و به معناى پادشاه پادشاهان است. محمد بن طفج نيز از همان خاندان بوده و مدت حكومت او تا سال 334ق دوام يافت و بعد از او پسرش ابوالقاسم انوجور بن اخشيد تا سال 349ق سلطنت نمود تا اينكه آخرين پادشاه اخشيديه است تا سال 362ق حكومت كرد <ref>همان، ص41</ref>. | ب) وزراى اخشيديه؛ سرسلسله دولت اخشيدى مصر محمد بن طغج است كه از قبل الراضى باللّه عباسى در مصر حكومت مىنمود و همينكه سلطنت عباسى رو بضعف نهاد و هريك از امراء درصدد سركشى و ياغىگرى برآمدند، محمد بن طفج حاكم مصر نيز در سال 327ق اعلان استقلال داد و خليفه از ناچارى استقلال وى را پذيرفته او را به لقب اخشيد ملقب نمود. اخشيد از القاب ملوك فرغانه و به معناى پادشاه پادشاهان است. محمد بن طفج نيز از همان خاندان بوده و مدت حكومت او تا سال 334ق دوام يافت و بعد از او پسرش ابوالقاسم انوجور بن اخشيد تا سال 349ق سلطنت نمود تا اينكه آخرين پادشاه اخشيديه است تا سال 362ق حكومت كرد <ref>همان، ص41</ref>. | ||
| خط ۸۶: | خط ۸۶: | ||
فصل سوم، در حالات امراء دوره سلاطين موافق مذهب شيعه مانند امراء بنى حمدان، امراى كاكويه، امراى ايلخانى، امراى سربداريه و امراى صفويه <ref>همان، ص180-194</ref>. | فصل سوم، در حالات امراء دوره سلاطين موافق مذهب شيعه مانند امراء بنى حمدان، امراى كاكويه، امراى ايلخانى، امراى سربداريه و امراى صفويه <ref>همان، ص180-194</ref>. | ||
== وضعيت | == وضعيت کتاب == | ||
فهرست مطالب در انتهاى | فهرست مطالب در انتهاى کتاب آمده است. | ||
مترجم گاه با اجازه و تصويب مؤلف از ترجمه بخشى از مطالب | مترجم گاه با اجازه و تصويب مؤلف از ترجمه بخشى از مطالب کتاب صرفنظر نموده است؛ مثلاً از شرح حال نقباء صرفنظر نموده به ذكر حالات صدور و شيخالاسلامهاى معاصر سلاطين صفويه پرداخته است <ref>همان، ص 105</ref>. | ||
پاورقىها بيشتر به ذكر منابع -و البته در بسيارى از موارد بدون ذكر صفحه- اختصاص يافته است. | پاورقىها بيشتر به ذكر منابع -و البته در بسيارى از موارد بدون ذكر صفحه- اختصاص يافته است. | ||
| خط ۹۹: | خط ۹۹: | ||
مقدمه و متن | مقدمه و متن کتاب. | ||
ویرایش