منية المريد في آداب المفيد و المستفيد: تفاوت میان نسخه‌ها

    جز (جایگزینی متن - 'قـ' به 'ق')
    جز (جایگزینی متن - 'حـ' به 'ح')
    خط ۴۴: خط ۴۴:
    در باب دوم، شـرایط و اموری که در مفتی‎ معتبر‎ است، احکام و آداب و وظایف فتوادهنده‎، آداب‎ فتوا و صادر کردن حکم، احکام و آداب و وظایف مستفتی، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. شهید پس از مقدمه به ‎‎شایستگی‌های مفتی‎ از قبیل: عدالت و فقاهت اشاره می‌کند و بر آن است کـه ‎فـقیه جامع‌الشرایط باید به‎ معارف‎ اسلامی‎، مسائل کلامی و علوم زیربنائی که در شناخت ادله شـرعی نقش دارد آگـاهی داشته و به موارد‎ اختلاف و اتفاق علما و فقها، در مسائل شرعی آشنا باشد و دارای ملکه نفسانی و قوه و نیرویی قدسی‎ و ملکوتی باشد که فروع احکام‎ را‎ از اصول و کلیات آن استنباط کند. کسانی که دارای این ویژگی‌ها باشند بـر آنها واجب خواهد بـود نسبت بـه مسائل مورد نیاز خود فتوا دهند و مسائلی که از آنها پرسش می‌شود را پاسخ گویند<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1960/108 ر.ک: همان، ص108]</ref>‎.  
    در باب دوم، شـرایط و اموری که در مفتی‎ معتبر‎ است، احکام و آداب و وظایف فتوادهنده‎، آداب‎ فتوا و صادر کردن حکم، احکام و آداب و وظایف مستفتی، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. شهید پس از مقدمه به ‎‎شایستگی‌های مفتی‎ از قبیل: عدالت و فقاهت اشاره می‌کند و بر آن است کـه ‎فـقیه جامع‌الشرایط باید به‎ معارف‎ اسلامی‎، مسائل کلامی و علوم زیربنائی که در شناخت ادله شـرعی نقش دارد آگـاهی داشته و به موارد‎ اختلاف و اتفاق علما و فقها، در مسائل شرعی آشنا باشد و دارای ملکه نفسانی و قوه و نیرویی قدسی‎ و ملکوتی باشد که فروع احکام‎ را‎ از اصول و کلیات آن استنباط کند. کسانی که دارای این ویژگی‌ها باشند بـر آنها واجب خواهد بـود نسبت بـه مسائل مورد نیاز خود فتوا دهند و مسائلی که از آنها پرسش می‌شود را پاسخ گویند<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1960/108 ر.ک: همان، ص108]</ref>‎.  


    مـطالب باب سوم بدین شرح است‎: در‎ مقدمه‎ فصل اول، شهید فرموده است: مناظره‎ و تبادل فکر و نظر در احکام دینی، بـخش و عـضوی از پیکره دین است و در عمل نیازمند فرصت مـناسب، شرایط‎ و آداب‎ ویژه‌ای‎ است کـه کامیابی در آن در گرو رعایت‎ آن‎ شـروط‎ است. مطالب‎ این‎ فصل در هشت موضوع بیان شده که از جمله آن است: هدف مناظره‌کننده باید رسیدن بـه حق باشد، نه ریا و خـودنمایی. سپس نشانه مناظره‌ای که با هـدف الهـی برگزار می‌شود‎ را برمی‌شمارد. اشتغال بـه مـناظره را در صورتی صحیح می‌داند که وظایف مهم‎تر از آن در بین نباشد؛ زیرا درصورتی‌که مناظره درباره امر واجب، بـه‌گونه مـشروع انجام گیرد، واجب کفایی خواهد بود‎. آنگاه شرایط‎ اساسی مناظره‌کـنندگان در احـکام دین را اجتهاد می‌داند و بر آن است کـه نتیجه مناظره با این پشتوانه علمی برای دیگران قابل پیروی است و از دیگرچیزهایی که در مناظره سازنده علمی لازم می‌شمارد‎ وجود جو آرام و متکی بـر مـنطق، مـصون بـودن از تـحریکات، رعایت حق و انصاف ‎است<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1960/109 ر.ک: همان، ص109]؛ [https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35159/2/171 متن کتاب، ص173-171]</ref>‎.
    مـطالب باب سوم بدین شرح است‎: در‎ مقدمه‎ فصل اول، شهید فرموده است: مناظره‎ و تبادل فکر و نظر در احکام دینی، بـخش و عـضوی از پیکره دین است و در عمل نیازمند فرصت مـناسب، شرایط‎ و آداب‎ ویژه‌ای‎ است کـه کامیابی در آن در گرو رعایت‎ آن‎ شـروط‎ است. مطالب‎ این‎ فصل در هشت موضوع بیان شده که از جمله آن است: هدف مناظره‌کننده باید رسیدن بـه حق باشد، نه ریا و خـودنمایی. سپس نشانه مناظره‌ای که با هـدف الهـی برگزار می‌شود‎ را برمی‌شمارد. اشتغال بـه مـناظره را در صورتی صحیح می‌داند که وظایف مهم‎تر از آن در بین نباشد؛ زیرا درصورتی‌که مناظره درباره امر واجب، بـه‌گونه مـشروع انجام گیرد، واجب کفایی خواهد بود‎. آنگاه شرایط‎ اساسی مناظره‌کـنندگان در احکام دین را اجتهاد می‌داند و بر آن است کـه نتیجه مناظره با این پشتوانه علمی برای دیگران قابل پیروی است و از دیگرچیزهایی که در مناظره سازنده علمی لازم می‌شمارد‎ وجود جو آرام و متکی بـر مـنطق، مـصون بـودن از تـحریکات، رعایت حق و انصاف ‎است<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1960/109 ر.ک: همان، ص109]؛ [https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35159/2/171 متن کتاب، ص173-171]</ref>‎.
       
       
    در فصل دوم، از آفات و نتائج‎ سوئی‎ که از رهگذر مناظره مخرب نصیب‎ انسان‎ می‌شود و تأثیر نامطلوبی که بر اخلاق و رفـتار افـراد مـی‌گذارد، سخن گفته است و سفارش نموده مناظره به‌مـنظور غلبه بـر دیـگران، اقناع و اسکات خـصم و مباهات و فضل‎فروشی صورت‎ نگیرد‎. سپس نتائج سوئی را برای‎ مناظره‎ نادرست برشمرده است؛ از قبیل: عدم پذیرش حق از رهگذر گفتگو همراه با جدال و ستیز، جلوه‌گری رزائل مانند: خشم، غـضب، حقد، کینه‌توزی، رشک و حسد، انزوا و گوشه‌گیری از مردم‎، سخنان‎ ناروا بر زبان راندن و احساس تکبر و خودستایی در برابر دیگران و...<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1960/109 ر.ک: میری، سید عباس، ص109]</ref>‎.  
    در فصل دوم، از آفات و نتائج‎ سوئی‎ که از رهگذر مناظره مخرب نصیب‎ انسان‎ می‌شود و تأثیر نامطلوبی که بر اخلاق و رفـتار افـراد مـی‌گذارد، سخن گفته است و سفارش نموده مناظره به‌مـنظور غلبه بـر دیـگران، اقناع و اسکات خـصم و مباهات و فضل‎فروشی صورت‎ نگیرد‎. سپس نتائج سوئی را برای‎ مناظره‎ نادرست برشمرده است؛ از قبیل: عدم پذیرش حق از رهگذر گفتگو همراه با جدال و ستیز، جلوه‌گری رزائل مانند: خشم، غـضب، حقد، کینه‌توزی، رشک و حسد، انزوا و گوشه‌گیری از مردم‎، سخنان‎ ناروا بر زبان راندن و احساس تکبر و خودستایی در برابر دیگران و...<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1960/109 ر.ک: میری، سید عباس، ص109]</ref>‎.  
       
       
    خـاتمه کـتاب شامل سه مطلب اساسی به شرح زیر است‎: مطالب‎ بخش اول‎ در دو فصل آمده است: در فصل اول، علوم شرعی و دانش‌های اصیل دینی را به چهار بخش علم کلام‎، علم کتاب (قرآن کریم)، علم به احـادیث و عـلم به احکام شرعی (فقه‎) تقسیم‎ کرده‎ و ارزش و جایگاه و اهمیت هریک را یادآور شده و از آیات قرآن و سخنان پیامبر(ص) و پیشوایان دین و دانشوران بر نظرگاه‌ها ‎‎و مطالب‎ خود تأیید آورده است.  
    خـاتمه کـتاب شامل سه مطلب اساسی به شرح زیر است‎: مطالب‎ بخش اول‎ در دو فصل آمده است: در فصل اول، علوم شرعی و دانش‌های اصیل دینی را به چهار بخش علم کلام‎، علم کتاب (قرآن کریم)، علم به احادیث و عـلم به احکام شرعی (فقه‎) تقسیم‎ کرده‎ و ارزش و جایگاه و اهمیت هریک را یادآور شده و از آیات قرآن و سخنان پیامبر(ص) و پیشوایان دین و دانشوران بر نظرگاه‌ها ‎‎و مطالب‎ خود تأیید آورده است.  


    فـصل دوم، به علوم و دانش‌های فرعی که مـعرفت و شـناخت علوم‎ شرعی‎ بر‎ آن توقف دارد، مثل معرفت خداوند و مسائل مربوط به آن که از راه تأمل در نشانه‌های الهی می‌توان‎ بدان دست یافت و معرفت و کسب علومی که فهم احکام و آیات قرآن و احـادیث بر‎ آن مبتنی است و مـقدار‎ لازم‎ از هریک را گوشزد می‌کند. سپس علوم مورد نیاز علم فقه استدلالی را برمی‌شمرد که مجموعاً دوازده علم است (صرف، نحو، اشتقاق، معانی، بیان، بدیع، لغت، اصول فقه، رجال، منطق، تفسیر و حدیث)<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1960/110 ر.ک: همان، ص110]</ref>‎.  
    فـصل دوم، به علوم و دانش‌های فرعی که مـعرفت و شـناخت علوم‎ شرعی‎ بر‎ آن توقف دارد، مثل معرفت خداوند و مسائل مربوط به آن که از راه تأمل در نشانه‌های الهی می‌توان‎ بدان دست یافت و معرفت و کسب علومی که فهم احکام و آیات قرآن و احادیث بر‎ آن مبتنی است و مـقدار‎ لازم‎ از هریک را گوشزد می‌کند. سپس علوم مورد نیاز علم فقه استدلالی را برمی‌شمرد که مجموعاً دوازده علم است (صرف، نحو، اشتقاق، معانی، بیان، بدیع، لغت، اصول فقه، رجال، منطق، تفسیر و حدیث)<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1960/110 ر.ک: همان، ص110]</ref>‎.  


    بخش پایانی کتاب به توصیه‌ها و پندهای‎ شهید‎ به‎ دانشجویان اختصاص یافته است؛ از جمله توصیه‌های شهید: قدرشناسی فـرصت‎های زودگذر عمر است‎ که محصل‎ باید‎ آن را غنیمت شمرده و از آن کمال بهره‌برداری را در راه کسب فضائل و ملکات‎ علمی‎ و ارتقاء‎ دانش خود بنماید. کوتاهی و سهل‌انگاری در راه تحصیل دانش، مایه حسرت و تأسف درازمدت و موجب‎ سر‎درگمی در هـدف مـی‌گردد. تلاش در راه کسب دانش، پلکان ترقی است و جایگاه‎ و مدارج‎ عالی‎ قیامت و هم‎جواری با انبیا، شهدا، صالحین، علما و... به‌وسیله دانش و با استفاده از همین فرصت‎‍‎های عمر به ‎دست‎ می‌آید‎. اگر دانشجو در طریق تحصیل علم، تـن‌آسایی پیـشه سازد و همت بلند نداشته بـاشد،‎ ایـن‎ ناشی‎ از نارسایی عقل و غفلت او خواهد بود که باید از آن به خداوند پناه برد. البته تأسف‎ در‎ صورتی است که در قیامت از عذاب الهی مصون بـاشد، والا بـاید آماده عـذاب‎ الهی‎ بود‎ به‌خاطر قصور در وظیفه واجب عینی یـا کـفائی که خود گناه است و بنابراین، سرگرمی‌ها و تن پروری‌ها و اشتغالات‎ غیر‎ علمی‎ و شانه خالی کردن از زیر بار رنج تحصیل فقه و مـقدمات آن بزرگ‎ترین گـناه محسوب‎ می‌شود؛ گرچه آن اشتغالات غیر علمی، عبادت، مثل: دعا و قرائت قرآن باشد<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1960/110 ر.ک: همان]؛ [https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35159/2/237 متن کتاب، ص238-237]</ref>‎.
    بخش پایانی کتاب به توصیه‌ها و پندهای‎ شهید‎ به‎ دانشجویان اختصاص یافته است؛ از جمله توصیه‌های شهید: قدرشناسی فـرصت‎های زودگذر عمر است‎ که محصل‎ باید‎ آن را غنیمت شمرده و از آن کمال بهره‌برداری را در راه کسب فضائل و ملکات‎ علمی‎ و ارتقاء‎ دانش خود بنماید. کوتاهی و سهل‌انگاری در راه تحصیل دانش، مایه حسرت و تأسف درازمدت و موجب‎ سر‎درگمی در هـدف مـی‌گردد. تلاش در راه کسب دانش، پلکان ترقی است و جایگاه‎ و مدارج‎ عالی‎ قیامت و هم‎جواری با انبیا، شهدا، صالحین، علما و... به‌وسیله دانش و با استفاده از همین فرصت‎‍‎های عمر به ‎دست‎ می‌آید‎. اگر دانشجو در طریق تحصیل علم، تـن‌آسایی پیـشه سازد و همت بلند نداشته بـاشد،‎ ایـن‎ ناشی‎ از نارسایی عقل و غفلت او خواهد بود که باید از آن به خداوند پناه برد. البته تأسف‎ در‎ صورتی است که در قیامت از عذاب الهی مصون بـاشد، والا بـاید آماده عـذاب‎ الهی‎ بود‎ به‌خاطر قصور در وظیفه واجب عینی یـا کـفائی که خود گناه است و بنابراین، سرگرمی‌ها و تن پروری‌ها و اشتغالات‎ غیر‎ علمی‎ و شانه خالی کردن از زیر بار رنج تحصیل فقه و مـقدمات آن بزرگ‎ترین گـناه محسوب‎ می‌شود؛ گرچه آن اشتغالات غیر علمی، عبادت، مثل: دعا و قرائت قرآن باشد<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1960/110 ر.ک: همان]؛ [https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35159/2/237 متن کتاب، ص238-237]</ref>‎.