کلانتری نوری، ابوالقاسم: تفاوت میان نسخهها
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'نوری (ابهام زدایی)' به 'نوری (ابهامزدایی)') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات زندگینامه | |||
| عنوان = میرزا ابوالقاسم کلانتری نوری | |||
| تصویر = NUR00654.jpg | |||
| | | اندازه تصویر = | ||
| توضیح تصویر = | |||
| | | نام کامل = میرزا ابوالقاسم بن محمدعلی بن هادی کلانتری نوری تهرانی | ||
| | | نامهای دیگر = کلانتری، ابوالقاسم بن محمدعلی؛ نوری، ابوالقاسم بن محمدعلی؛ کلانتری تهرانی، میرزا ابوالقاسم | ||
| | | لقب = کلانتر | ||
| تخلص = | |||
| نسب = منسوب به مختار بن ابیعبیده ثقفی | |||
| نام پدر = محمدعلی | |||
| ولادت = ۳ ربیعالثانی ۱۲۳۶ق | |||
| | | محل تولد = تهران | ||
|نام | | کشور تولد = ایران | ||
| | | محل زندگی = تهران، اصفهان، نجف، کربلا | ||
| | | رحلت = ۳ ربیعالثانی ۱۲۹۲ق | ||
| | | شهادت = | ||
| | | مدفن = شهر ری، حرم شاه عبدالعظیم، مقبره ابوالفتوح رازی | ||
| | | طول عمر = ۵۶ سال | ||
| | | نام همسر = | ||
| | | فرزندان = میرزا ابوالفضل کلانتری نوری | ||
| | | خویشاوندان = پدر جد همسر [[موسوی خمینی، سید روحالله|امام خمینی(ره)]] | ||
| | | دین = اسلام | ||
| | | مذهب = تشیع | ||
| | | پیشه = فقیه، اصولی | ||
|اساتید | | درجه علمی = اجتهاد | ||
| | | دانشگاه = | ||
| | | علایق پژوهشی = فقه، اصول، علوم عقلی | ||
| | | منصب = | ||
| پس از = | |||
| پیش از = | |||
[[مجموعة رسائل فقهية و أصولية]] | | اساتید = {{فهرست جعبه عمودی | [[انصاری، مرتضی بن محمدامین|شیخ مرتضی انصاری]] | [[قزوینی، سید ابراهیم بن محمدباقر|سید ابراهیم قزوینی]] | ملا عبدالله زنوزی}} | ||
| | | مشایخ = | ||
| | | معاصرین = | ||
| | | شاگردان = {{فهرست جعبه عمودی | ملا فتحعلی نهاوندی | میرزا علیاکبر حکمی قمی | شیخ اسماعیل محلاتی نجفی}} | ||
| اجازه اجتهاد از = | |||
| آثار = {{فهرست جعبه عمودی | [[مطارح الأنظار (طبع جدید)|مطارح الأنظار]] | [[مجموعة رسائل فقهية و أصولية]] | رسالة في المشتق | رسالة في الطهارة | الرد علی الرسالة الإرثية}} | |||
| سبک نوشتاری = | |||
| وبگاه = | |||
| امضا = | |||
| کد مؤلف = AUTHORCODE00654AUTHORCODE | |||
}} | |||
{{کاربردهای دیگر|کلانتری (ابهام زدایی)}} | {{کاربردهای دیگر|کلانتری (ابهام زدایی)}} | ||
{{کاربردهای دیگر|نوری (ابهامزدایی)}} | {{کاربردهای دیگر|نوری (ابهامزدایی)}} | ||
'''ميرزا ابوالقاسم کلانتری نوری''' ( | '''ميرزا ابوالقاسم کلانتری نوری''' (۱۲۳۶-۱۲۹۲ق) مشهور به کلانتر، فقیه و اصولی برجسته شیعه در قرن سیزدهم هجری، از شاگردان بزرگ [[انصاری، مرتضی بن محمدامین|شیخ مرتضی انصاری]] و نویسنده کتاب [[مطارح الأنظار (طبع جدید)|مطارح الأنظار]] (تقریرات درس اصول شیخ انصاری). وی پدر جد همسر [[موسوی خمینی، سید روحالله|امام خمینی(ره)]] میباشد. در سوم ربیعالثانی ۱۲۳۶ق در تهران متولد شد. پدرش محمدعلی و مادرش از خانوادهای اهل علم بودند. خاندان وی به «کلانتر» و «ثقفی» شهرت داشتند و نسب آنان به مختار بن ابیعبیده ثقفی میرسد. تحصیلات مقدماتی را در تهران آغاز کرد و پیش از ده سالگی به پایان رساند. سپس به همراه عموی خود برای ادامه تحصیل به اصفهان رفت و سه سال در آنجا ماند. پس از بازگشت به تهران، دو سال دیگر به تحصیل پرداخت و آنگاه راهی نجف اشرف شد. دو سال در نجف اقامت داشت اما به دلیل مشکلات اقتصادی به تهران بازگشت و در مدرسه خان مروی به درس و بحث مشغول شد. در این دوره نزد ملا عبدالله زنوزی علوم معقول و نزد دیگر علما فقه و اصول را فراگرفت. در بیست سالگی به درخواست دیگران بار دیگر عازم عراق شد و در کربلا نزد سید ابراهیم قزوینی به تحصیل پرداخت. پس از مدتی به سبب فتنهای در کربلا به اصفهان مهاجرت کرد و سپس به نجف بازگشت و بیست سال در مجلس درس شیخ مرتضی انصاری حاضر شد و از شاگردان برجسته و مورد اعتماد وی گردید. شیخ انصاری بارها به اجتهاد او تصریح کرد. پس از بیست سال، در سال ۱۲۷۷ق به تهران بازگشت و در مدرسه حاج محمدحسین خان فخرالدوله به تدریس فقه و اصول پرداخت. مورد استقبال عمدة المجتهدین حاج ملا علی قرار گرفت و به تربیت شاگردان مشغول شد. فرزندش میرزا ابوالفضل کلانتری او را «حکیم الفقهاء الربانیین و فقیه الحکماء الإلهیین» توصیف کرده است. از آثار ارزشمند او میتوان به «مطارح الأنظار» (تقریرات اصول شیخ انصاری)، «رسالة في المشتق»، «تقلید المیت و الأعلم» (تقریرات درس شیخ انصاری)، «الرد علی الرسالة الإرثية» در پاسخ به سید اسماعیل بهبهانی، «رسالة في الأدلة العقلية»، «رسالة في الصحيح و الأعم»، «رسالة في العام و الخاص»، «رسالة في المفهوم و المنطوق»، «رسالة في الإجارة» و «رسالة في الطهارة» اشاره کرد. وی در اواخر عمر نابینا شد و سرانجام در سوم ربیعالثانی ۱۲۹۲ق در تهران درگذشت و پیکرش به شهر ری منتقل و در حرم شاه عبدالعظیم، در مقبره ابوالفتوح رازی، پشت قبر حمزه بن امام موسی بن جعفر(ع) به خاک سپرده شد. | ||
==ولادت== | ==ولادت== | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۶ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۰۹
| میرزا ابوالقاسم کلانتری نوری | |
|---|---|
| نام کامل | میرزا ابوالقاسم بن محمدعلی بن هادی کلانتری نوری تهرانی |
| نامهای دیگر | کلانتری، ابوالقاسم بن محمدعلی؛ نوری، ابوالقاسم بن محمدعلی؛ کلانتری تهرانی، میرزا ابوالقاسم |
| لقب | کلانتر |
| نسب | منسوب به مختار بن ابیعبیده ثقفی |
| نام پدر | محمدعلی |
| ولادت | ۳ ربیعالثانی ۱۲۳۶ق |
| محل تولد | تهران، ایران |
| محل زندگی | تهران، اصفهان، نجف، کربلا |
| رحلت | ۳ ربیعالثانی ۱۲۹۲ق |
| مدفن | شهر ری، حرم شاه عبدالعظیم، مقبره ابوالفتوح رازی |
| طول عمر | ۵۶ سال |
| فرزندان | میرزا ابوالفضل کلانتری نوری |
| خویشاوندان | پدر جد همسر امام خمینی(ره) |
| دین | اسلام |
| مذهب | تشیع |
| پیشه | فقیه، اصولی |
| اطلاعات علمی | |
| درجه علمی | اجتهاد |
| علایق پژوهشی | فقه، اصول، علوم عقلی |
| اساتید |
|
| شاگردان |
|
| برخی آثار |
|
ميرزا ابوالقاسم کلانتری نوری (۱۲۳۶-۱۲۹۲ق) مشهور به کلانتر، فقیه و اصولی برجسته شیعه در قرن سیزدهم هجری، از شاگردان بزرگ شیخ مرتضی انصاری و نویسنده کتاب مطارح الأنظار (تقریرات درس اصول شیخ انصاری). وی پدر جد همسر امام خمینی(ره) میباشد. در سوم ربیعالثانی ۱۲۳۶ق در تهران متولد شد. پدرش محمدعلی و مادرش از خانوادهای اهل علم بودند. خاندان وی به «کلانتر» و «ثقفی» شهرت داشتند و نسب آنان به مختار بن ابیعبیده ثقفی میرسد. تحصیلات مقدماتی را در تهران آغاز کرد و پیش از ده سالگی به پایان رساند. سپس به همراه عموی خود برای ادامه تحصیل به اصفهان رفت و سه سال در آنجا ماند. پس از بازگشت به تهران، دو سال دیگر به تحصیل پرداخت و آنگاه راهی نجف اشرف شد. دو سال در نجف اقامت داشت اما به دلیل مشکلات اقتصادی به تهران بازگشت و در مدرسه خان مروی به درس و بحث مشغول شد. در این دوره نزد ملا عبدالله زنوزی علوم معقول و نزد دیگر علما فقه و اصول را فراگرفت. در بیست سالگی به درخواست دیگران بار دیگر عازم عراق شد و در کربلا نزد سید ابراهیم قزوینی به تحصیل پرداخت. پس از مدتی به سبب فتنهای در کربلا به اصفهان مهاجرت کرد و سپس به نجف بازگشت و بیست سال در مجلس درس شیخ مرتضی انصاری حاضر شد و از شاگردان برجسته و مورد اعتماد وی گردید. شیخ انصاری بارها به اجتهاد او تصریح کرد. پس از بیست سال، در سال ۱۲۷۷ق به تهران بازگشت و در مدرسه حاج محمدحسین خان فخرالدوله به تدریس فقه و اصول پرداخت. مورد استقبال عمدة المجتهدین حاج ملا علی قرار گرفت و به تربیت شاگردان مشغول شد. فرزندش میرزا ابوالفضل کلانتری او را «حکیم الفقهاء الربانیین و فقیه الحکماء الإلهیین» توصیف کرده است. از آثار ارزشمند او میتوان به «مطارح الأنظار» (تقریرات اصول شیخ انصاری)، «رسالة في المشتق»، «تقلید المیت و الأعلم» (تقریرات درس شیخ انصاری)، «الرد علی الرسالة الإرثية» در پاسخ به سید اسماعیل بهبهانی، «رسالة في الأدلة العقلية»، «رسالة في الصحيح و الأعم»، «رسالة في العام و الخاص»، «رسالة في المفهوم و المنطوق»، «رسالة في الإجارة» و «رسالة في الطهارة» اشاره کرد. وی در اواخر عمر نابینا شد و سرانجام در سوم ربیعالثانی ۱۲۹۲ق در تهران درگذشت و پیکرش به شهر ری منتقل و در حرم شاه عبدالعظیم، در مقبره ابوالفتوح رازی، پشت قبر حمزه بن امام موسی بن جعفر(ع) به خاک سپرده شد.
ولادت
ميرزا ابوالقاسم فرزند حاج محمدعلى فرزند حاج هادى نورى تهرانى در سوم ربيع الثانى سال 1236ق در شهر «تهران» به دنيا آمد. مادرش از خانوادهاى اهل علم و تقوا بود و پدرش انسانى مؤمن و پاک و علاقهمند به سلسلۀ جليلۀ روحانیت بود و لذا از همان كودكى فرزند خود را براى فراگيرى علوم اسلامى مهيا ساخت.
خاندان
خاندان «كلانتر» خاندانى مشهور بودند. كلانتر كلمهاى فارسى است به معناى «بزرگتر» و كلان به معناى بزرگ است. به آنان كلانتر مىگفتند چرا كه وى خواهر زادۀ «محمود خان كلانتر» بوده كه در سال قحطى به دست ناصرالدين شاه قاجار به دار آويخته شد.
به خاندان آنان «ثقفى» نيز مىگويند چرا كه جد آنان منسوب به «مختار بن ابى عبيدة ثقفى»، آن شخصيت مشهور در تاريخ اسلام و آن منتقم خون شهداى كربلا است.
پدر بزرگش «حاج هادى» از تجار پاک شهر نور در استان مازندران بود كه به تهران مىآيد و ساكن آن شهر مىشود. يكى از فرزندانش به نام «حاج محمد على» با خانوادهاى اهل علم و روحانى ازدواج مىكند كه ثمرۀ آن ميرزا ابوالقاسم، شخصيت فقيه و دانشمند مورد نظر ما است.
تحصيلات
ميرزا ابوالقاسم كلانتر از همان كودكى به فراگيرى علوم اسلامى مىپردازد و آثار نبوغ و استعداد ذاتى خود را آشكار مىسازد. هنوز به ده سالگى نرسيده بود كه مقدمات را به پايان مىرساند و عبارتهاى مشكل و پيچيده را به راحتى بيان مىكند. سپس به همراه عموى خود براى ادامۀ تحصيلات به «اصفهان» مىرود تا از محضر علماى آن حوزه نيز بهره ببرد.
سه سال در حوزۀ علمیّۀ اصفهان مىماند و سپس به تهران باز مىگردد و دو سال نيز در آن شهر به تحصيلات خود ادامه مىدهد. پس از آن به «نجف اشرف» مىرود و دو سال نيز از حوزۀ آن شهر استفاده مىبرد، اما به دليل مشكلات اقتصادى به تهران باز مىگردد و در مدرسۀ خان مروى به درس و بحث مشغول مىگردد.
وى در آن زمان در محضر «ملا عبدالله زنوزى» به فراگيرى علوم معقول و در محضر ديگر علما به فراگيرى فقه و اصول مىپردازد.
در سن 20 سالگى مشهور به علم و فضل مىگردد، لذا از وى درخواست مىكنند تا براى ادامۀ تحصيلات دوباره به عراق سفر نمايد. او هم مىپذيرد و به «كربلا» مىرود و در محضر درس «سيد ابراهيم قزوينى» به فراگيرى علوم شرعى مىپردازد تا آنكه فتنهاى در شهر كربلا پيش مىآيد و قتل و غارت مىشود و او مجبور مىگردد به «اصفهان» مهاجرت نمايد.
او پس از فرو نشستن فتنه به «نجف اشرف» باز مىگردد و پاى درس «شيخ مرتضى انصارى» حاضر مىشود و از شاگردان بزرگ اين عالم انديشمند مىگردد و تقريرات درس اصول ايشان را با نام «مطارح الأنظار» به نگارش درمىآورد.
وى مورد اعتماد شيخ انصارى بود و بيست سال در مجلس درس ايشان شركت مىكرد و شيخ انصارى نيز بارها به اجتهاد ايشان تصريح نموده است.
اساتيد
او از محضر علماى بزرگى بهره برده است مانند:
- ملا عبدالله زنوزى
- سيد ابراهيم قزوينى
- شيخ مرتضى انصارى
شاگردان
شاگردان فراوانى از محضر درس ايشان بهره بردهاند مانند:
- ملا فتح على نهاوندى
- ميرزا على اكبر حكمى قمى
- شيخ اسماعيل بن شيخ محمد على محلاتى نجفى
نصيحت استاد
ميرزا ابوالقاسم كلانتر پس از بيست سال استفاده از محضر شيخ انصارى تصميم به سفر به تهران براى تبليغ دين مىگيرد. شيخ انصارى در آن هنگام به وى مىفرمايد: وظيفۀ علما سه چيز است كه تو را به آن سفارش مىكنم:
- اول از آنها را اگر توانستى براى رضاى خدا انجام دهى، آن را برپاى دار و آن اقامۀ «نماز جماعت» با مردم است.
- دوم از آنها را اگر توانستى براى رضاى خدا انجام دهى خود را در معرض آن قرار ده و آن پست «قضاوت و حكومت» در ميان مردم است.
- سوم از آنها را اگر توانستى براى رضاى خدا انجام دهى انجام بده و بر آن مداومت نما و اگر نتوانستى باز سعى بر انجام آن داشته باش و آن «تدريس و نگارش» كتاب است.
سفر به تهران
ميرزا ابوالقاسم كلانتر پس از سالها فراگيرى علم و دانش در سال 1277 هجرى قمرى در سن 51 سالگى تصميم به بازگشت به تهران و تبليغ اسلام در وطن خود مىگيرد. وى مورد استقبال عمدة المجتهدين «حاج ملا على» قرار گرفته و در مدرسۀ «حاج محمدحسین خان فخر الدولة» به تدريس فقه و اصول و تربيت شاگردان مىپردازد و همچون شمعى درخشان به نور افشانى محفل علم و دانش در آن شهر مشغول مىگردد.
شخصيت علمى و اجتماعى
ميرزا ابوالقاسم بن محمد على نورى تهرانى كلانتر دانشمندى بزرگ و فاضلى انديشمند و محققى دقيق و فقيهى اصولى و از شاگردان بزرگ و مشهور شيخ انصارى است. وى از علماى بزرگ و فقهاى برجستۀ شهر تهران است.
فرزند وى ميرزا ابوالفضل كلانتر دربارۀ ايشان مىفرمايد:
«حكيم الفقهاء الربانيين و فقيه الحكماء الإلهيين، وحيد عصره و زمانه و فريد دهره و أوانه علامة العلماء المجتهدين و كشاف حقائق العلوم بالبراهين».
يعنى «وى حكيمى فقيه و عالمى ربانى و فقيه و فيلسوفى الهى، يگانۀ عصر و زمان خود و علامۀ علماى مجتهد و كشف كنندۀ حقائق علوم با برهان و استدلال است».
سخن سيد محسن امين
سيد محسن امين صاحب كتاب ارزشمند أعيان الشيعة دربارۀ ايشان مىفرمايد:
«كان المترجم من عباد الله الصالحين و في أيام قرائته على الشيخ مرتضى كان من وجوه تلاميذه و كان بعد فراغ أستاذه من الدرس في علمی الأصول و الفقه يعيده و يقرره لجماعة من حاضري الدرس».
يعنى «وى از بندگان صالح خدا بود. او در ايام درس شيخ مرتضى انصارى از شاگردان برجستۀ ايشان در فقه و اصول بود و بعد از جلسۀ درس نيز درس شيخ انصارى را براى شاگردان وى تقرير كرده و دوباره درس مىداد»
وفات
وی در اواخر عمر نابینا شد و سرانجام در 3 ربيع الثانى سال 1292ق در شهر تهران ديده از جهان فرو بست و پيكر مطهرش را در شهر رى، در حرم شاه عبدالعظيم و در مقبرۀ ابوالفتوح رازى، پشت قبر حمزة بن امام موسى بن جعفر عليهالسّلام به خاک سپردند.
آثار
ايشان تأليفات فراوانى به رشتۀ تحرير درآورده است مانند:
- مطارح الأنظار، اين كتاب تقريرات درس اصول شيخ انصارى است.
- رسالة في المشتق
- تقليد الميت و الأعلم، اين كتاب نيز تقريرات درس شيخ انصارى است.
- الرد على الرسالة الإرثية، وى اين كتاب را در سال 1287 در شهر تهران نگاشته و سپس آن را به فارسى ترجمه نموده است. اين كتاب در ردّ كتاب «الرسالة الإرثية» نوشتۀ سيد اسماعيل بهبهانى است.
- رسالة في الأدلة العقلية
- رسالة في الصحيح و الأعم
- رسالة في العام و الخاص
- رسالة في المفهوم و المنطوق
- رسالة في الإجارة
- رسالة في الطهارة، و تأليفات فراوان ديگر.
مآخذ
- أعيان الشيعة جلد 2 صفحۀ 413
- الذريعة إلی تصانيف الشيعة
- نامۀ دانشوران ناصرى
- مقدمه و تحقيق آقاى محمد محلاتى