الفقه موسوعة استدلالية في الفقه الإسلامي: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۹
جز
جایگزینی متن - 'هاي' به 'های'
جز (جایگزینی متن - '‌ ' به ' ')
جز (جایگزینی متن - 'هاي' به 'های')
خط ۴۷: خط ۴۷:
#:مفهوم قاعده يد، تسلط مالك و وكيل وى است بر هر آنچه كه تحت سلطه‌اش مى‌باشد و فرقى بين اينكه مالك يكى باشد يا چند نفر، مسلمان باشد يا كافر، مرد باشد يا زن، نيست.
#:مفهوم قاعده يد، تسلط مالك و وكيل وى است بر هر آنچه كه تحت سلطه‌اش مى‌باشد و فرقى بين اينكه مالك يكى باشد يا چند نفر، مسلمان باشد يا كافر، مرد باشد يا زن، نيست.
#:در ادامه، نگارنده اين قاعده را عمومیت مى‌دهد و مى‌گويد: اين قاعده حتى در مورد نسب و نواميس هم جارى مى‌شود. براى مثال اگر ذو اليد گفت اين ديوانه يا اين بچه، فرزند من است، يا اين خانم همسر من است، حرف وى قبول مى‌شود و قاعد يد اين‌جا هم جارى مى‌گردد.
#:در ادامه، نگارنده اين قاعده را عمومیت مى‌دهد و مى‌گويد: اين قاعده حتى در مورد نسب و نواميس هم جارى مى‌شود. براى مثال اگر ذو اليد گفت اين ديوانه يا اين بچه، فرزند من است، يا اين خانم همسر من است، حرف وى قبول مى‌شود و قاعد يد اين‌جا هم جارى مى‌گردد.
#:البته وى اذعان مى‌دارد كه اين قاعده فقط براى خود شخص قابل اجرا است؛ يعنى در صورتى كه آن سلطه‌اى كه بر مال دارد، مشترك نباشد و يا احتمال وجود فرد ديگر در بين نباشد، اين قاعده جارى مى‌شود. مثلاًاگر شخصى مالى را در صندوق داخل منزلش يافت، و لو اينكه مجهول باشد، مال خودش به حساب مى‌آيد؛ در حالى كه اگر همان مال در صندوقى در جاى مشترك و عمومى قرار داشته باشد قاعده يد جارى نمى‌شود. وى هم‌چنين اين قاعده را به بحث حليت، تذكيه، طهارت و نجاست، قبله، كرّيت و عدم كرّيت و ملكيت هم سرايت مى‌دهد و قول صاحب يد را در اين موارد هم قابل قبول مى‌داند و در پایان، احكام و فروع فراوانى براى اين قاعده و كاربردهايش بيان مى‌كند.
#:البته وى اذعان مى‌دارد كه اين قاعده فقط براى خود شخص قابل اجرا است؛ يعنى در صورتى كه آن سلطه‌اى كه بر مال دارد، مشترك نباشد و يا احتمال وجود فرد ديگر در بين نباشد، اين قاعده جارى مى‌شود. مثلاًاگر شخصى مالى را در صندوق داخل منزلش يافت، و لو اينكه مجهول باشد، مال خودش به حساب مى‌آيد؛ در حالى كه اگر همان مال در صندوقى در جاى مشترك و عمومى قرار داشته باشد قاعده يد جارى نمى‌شود. وى هم‌چنين اين قاعده را به بحث حليت، تذكيه، طهارت و نجاست، قبله، كرّيت و عدم كرّيت و ملكيت هم سرايت مى‌دهد و قول صاحب يد را در اين موارد هم قابل قبول مى‌داند و در پایان، احكام و فروع فراوانى براى اين قاعده و كاربردهایش بيان مى‌كند.
#قاعده جبّ الإسلام
#قاعده جبّ الإسلام
#:در صدر اسلام كسانى كه تازه مسلمان مى‌شدند مورد بخشش قرار مى‌گرفتند و اعمال واجب الهى، كه اگر مسلمان بودند بايد انجام مى‌دادند و در صورت ترك بايد قضا می‌كردند، از عهده آنها برداشته شده بود و اين مهم به امر پيامبر(ص) انجام مى‌گرفت. سپس به صورت يك قاعده مسلم فقهى در ادوار بعد هم به اثبات رسيد ‎كه آن را قاعده جب الإسلام مى‌گويند.
#:در صدر اسلام كسانى كه تازه مسلمان مى‌شدند مورد بخشش قرار مى‌گرفتند و اعمال واجب الهى، كه اگر مسلمان بودند بايد انجام مى‌دادند و در صورت ترك بايد قضا می‌كردند، از عهده آنها برداشته شده بود و اين مهم به امر پيامبر(ص) انجام مى‌گرفت. سپس به صورت يك قاعده مسلم فقهى در ادوار بعد هم به اثبات رسيد ‎كه آن را قاعده جب الإسلام مى‌گويند.
خط ۷۳: خط ۷۳:
#:اگر كسى مال ديگرى را تلف كند، تلف كننده ضامن است. اين قاعده به دليل قرآنى، روايى، اجماع قولى و فعلى و بناى عقلا و سيره مستمر متشرعه به اثبات رسيده است. نویسنده با ذكر اين ادله، به بيان موارد اتلاف مالى و غير مالى پرداخته است.
#:اگر كسى مال ديگرى را تلف كند، تلف كننده ضامن است. اين قاعده به دليل قرآنى، روايى، اجماع قولى و فعلى و بناى عقلا و سيره مستمر متشرعه به اثبات رسيده است. نویسنده با ذكر اين ادله، به بيان موارد اتلاف مالى و غير مالى پرداخته است.
#قاعده اشتراك در تكليف
#قاعده اشتراك در تكليف
#:اين قاعده نيز داراى مبانى و ادله قرآنى، روايى، اجماع و حكم عقل است و مفادش چنين است كه احكام و فروعى كه معصومان عليهم‌السلام براى مردم زمان خود بيان كرده‌اند اختصاص به آنها ندارد و شامل مخاطبان آن مجلس، غايبان و آيندگان است. نگارنده براى اين قاعده استثناهايى ذكر كرده است.
#:اين قاعده نيز داراى مبانى و ادله قرآنى، روايى، اجماع و حكم عقل است و مفادش چنين است كه احكام و فروعى كه معصومان عليهم‌السلام براى مردم زمان خود بيان كرده‌اند اختصاص به آنها ندارد و شامل مخاطبان آن مجلس، غايبان و آيندگان است. نگارنده براى اين قاعده استثناهایى ذكر كرده است.
#قاعده تسلط
#قاعده تسلط
#:مفاد اين قاعده چنين است كه مردم مسلط بر اموال خودشان هستند و هر گاه ملكيت برایشان ثابت شد، هيچ كس نمى‌تواند اين حق را از آنها بگيرد و يا آنها را در اعمال تسلط بر مالشان محدود كنند. نگارنده ملكيت را اعم از ملكيت فردى و اجتماعى دانسته است؛ يعنى حتى اموالى كه مربوط به گروهى از مردم مى‌شود مانند خمس و يا مربوط به آحاد جامعه مسلمانان مى‌شود مانند بيت المال مشمول اين قاعده است.
#:مفاد اين قاعده چنين است كه مردم مسلط بر اموال خودشان هستند و هر گاه ملكيت برایشان ثابت شد، هيچ كس نمى‌تواند اين حق را از آنها بگيرد و يا آنها را در اعمال تسلط بر مالشان محدود كنند. نگارنده ملكيت را اعم از ملكيت فردى و اجتماعى دانسته است؛ يعنى حتى اموالى كه مربوط به گروهى از مردم مى‌شود مانند خمس و يا مربوط به آحاد جامعه مسلمانان مى‌شود مانند بيت المال مشمول اين قاعده است.
۴۲۵٬۲۲۵

ویرایش