سفرنامه فرد ریچاردز: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    جز (جایگزینی متن - 'فارسي' به 'فارسی')
    جز (جایگزینی متن - ':ت' به ': ت')
    خط ۸۶: خط ۸۶:


    [[رده:کتاب‌شناسی]]
    [[رده:کتاب‌شناسی]]
    [[رده:تاریخ]]
    [[رده: تاریخ]]
    [[رده:تاریخ ایران]]
    [[رده: تاریخ ایران]]

    نسخهٔ ‏۲۵ مارس ۲۰۱۷، ساعت ۱۴:۱۶

    سفرنامه فرد ریچاردز
    نام کتاب سفرنامه فرد ریچاردز
    نام های دیگر کتاب
    پدیدآورندگان ریچاردز، فردریک چارلز (نويسنده)

    بزرگمهر، مهین دخت (صبا) (مترجم)

    زبان فارسی
    کد کنگره ‏DSR‎‏ ‎‏1481‎‏ ‎‏/‎‏ر‎‏9‎‏س‎‏7
    موضوع ایران - آثار تاریخی

    ایران - سیر و سیاحت - قرن 14

    سفر نامه‎ها

    شهرها و شهرستان‏ها - ایران

    ناشر شرکت انتشارات علمی و فرهنگی
    مکان نشر تهران - ایران
    سال نشر 1379 هـ.ش
    کد اتوماسیون AUTOMATIONCODE10734AUTOMATIONCODE


    معرفى اجمالى

    سفرنامه فرد ريچاردز، سفرنامه‌اي تصويري به قلم يك نويسنده انگليسى مى‌باشد كه توسط خانم ميهن دخت صبا به فارسی ترجمه شده است. نام اصلي آن "يك سفرنامه ايراني" بوده و در زمان خود مورد استقبال و تحسين قرار گرفته است. از ويژگى‌هايي آن مى‌توان به اين موارد اشاره نمود:

    1. مؤلف سراسر ايران را پيموده و آنچه را كه ديده به خوبى شرح داده است. وي نويسنده و شاعر بوده و كتاب را با بياني لطيف و دقيق و شاعرانه نوشته است.
    2. او همچنين نقاشي ماهر بوده و 48 تابلوي زيبا از شهرهاي مختلف ايران و اماكن تاريخي و مذهبي تهيه كرده و در كتاب آورده كه از اين جهت كم نظير است.
    3. تاريخ مسافرت او اوايل سلطنت رضا شاه(1309ش 1930م) است كه با دگرگونى‌هاي بسياري در كشور همراه است و توجه خوانندگان ايراني را جلب مي‌كند.

    ساختار و گزارش محتوا

    با مقدمه‌هاي مفيدي از مترجم و مؤلف آغاز مى‌شود. اولين تابلويي كه در كتاب آمده "دروازه قرآن شيراز" است. از گذشته دور هر ايراني سفرش را با گرفتن قرآن بر سر آغاز مى‌كرده است. نويسنده نيز با توجه به اين نكته، اين طرح را كه بايد در صفحه 170 كتاب مي‌آمد، در مطلع كتاب آورده است. او در "به سوي ايران" چگونگي آغاز سفر به ايران را شرح داده و سپس شهرهاي مختلف ايران: اصفهان، شيراز، يزد، کرمان، مشهد، قزوين، تبريز، رشد و انزلي را به همان ترتيبي كه سفر كرده توصيف كرده است. آنچه در اين شهرها توجهش را جلب كرده است، از آثار تاريخي تا رسوم و مراسم مذهبي و يا حتي ملخ و درشكه و گورستان‌هاي ايران را با بياني شيرين تعريف مي‌كند. يك مشاهده كوچك را چنان پرورش مى‌دهد و از اندوخته‌هاي علمي و اشعار و تشبيهات استفاده مى‌كند كه خواننده را به اعجاب واميدارد. تفكيك بين موضوعات، جذابيت آنها و بيان روان و داستاني كتاب فضايي را فراهم آورده كه خواننده از مطالعه آن خسته نشود.

    هر سفرنامه بيانگر اوضاع و احوال يك جامعه در زمان معيني است. سفرنامه‌هاي خارجي از اين جهاتي بر داخلي برتر است: اول آنكه نويسنده آن يك فرد بيگانه با مردم و فرهنگ و رسوم است و ممكن است هر پديدهاي نظر او را جلب كند و ديگر اينكه پديده مورد نظرش را با پديده‌هاي همانندش در جامعه خويش مقايسه مى‌كند. از جهات مثبت كه بگذريم در مطالعه سفرنامه‌هاي سياحان بيگانه نبايد از اين نكته غفلت كرد كه اين مقايسه‌ها ممكن است كه تحليل‌هاي ناصوابي را نتيجه دهد. عدم آشنايي كافي با زبان و ادبيات و تاريخ گذشته ايران نيز سبب لغزش‌هايي در اين زمينه‌ها شده كه مترجم كتاب با دقت و تيزبيني مواردي از آنها را يافته و تذكر داده است. به عنوان نمونه در صفحه 162 كتاب سوزاندن كتابخانه اسكندريه به عمر نسبت داده شده است. در صفحه 163 در رباعي مشهور عمر خيام به جاي نام جمشيد، بهرام آمده است. در صفحه 189 امامت را با نظام شاهنشاهي و موروثي مقايسه كرده است.

    نويسنده با علاقه به زيبايى‌هاي معماري ايران سعي كرده است كه آثار شهرهاي مختلف را از نزديك ببيند و از آنها نقشي زده و توصيفي داشته باشد. او از اينكه نتوانسته از طاق بستان کرمانشاه نقاشي بكشد، اظهار تأثر كرده و پوزش مى‌طلبد.شرح و توصيف از شهرها و محلات و اماكني كه بازديد كرده با ارائه ويژگى‌هاي جغرافيايي، تاريخي و هنري آن آثار همراه است. فرد ريچاردز در صفحه 342 كتاب در ديدار مجددش از تهران مى‌نويسد:

    "تهران امروز با شتابي تب آلود از مغرب زمين پيروي مى‌كند. قسمت‌هاي كاملي را از ظواهر سبك‌ها و مختصات و ادوار تاريخي مغرب زمين، بدون در نظر گرفتن اين كه از چه كشوري آمده، اخذ مى‌كند و با زندگي خود تناسب مي‌دهد... جاي بسي تأسف است كه ايران در عرض يكي دو سال از آداب و سنن ملي خود در زمينه سبك‌هاي معماري شرمنده و خجل شود. هيچ چيز در دنيا مانند خيابان‌هاي سرپوشيده (البته هر گاه به عنوان سايبان باشد و به عنوان مغازه نيز مورد استفاده قرار گيرد) زيبا نيست".

    در اين نوشته خواننده با بسيارى از آداب و رسوم و وضع اجتماعى آن روزگاران ايران آشنا مى‌شود، البته نويسنده، بنا به نگرش غربى خود از يكسو نگرى و بيان طنزى گزنده درباره عقايد ايرانيان بركنار نمانده است و اين نكته‌اى است كه در هنگام مطالعه بايد مد نظر قرار گيرد.

    وضعيت

    مترجم كتاب در پانوشت كتاب مطالبى را كه نياز به شرح و توضيح دارد و از نظر تاريخى و اعتقادى داراى اشكال مى‌باشد، را توضيح داده است.فهرست مطالب و فهرست تصاوير در ابتداي كتاب آمده است.

    درباره ترجمه

    ترجمه كتاب سليس و روان و تحت‌اللفظي است. در مواردي كه مترجم احساس كرده ابهامي وجود دارد و نياز به توضيحي است، در متن و يا پاورقي رفع ابهام كرده است. لغزش‌ها و اشتباهات وي سبب دخل و تصرف در ترجمه نشده و با رعايت امانت در پانوشت به تصحيح آن مطلب پرداخته است.

    منابع

    1. متن و مقدمات كتاب.
    2. مقاله مسعود رجب نيا، مجله سخن، شماره 168.


    پیوندها