علم حضوری: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی‌نور
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۰ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات اصطلاح فلسفی
{{جعبه اطلاعات اصطلاح فلسفی
| نام =  
| نام = علم حضوری
| عنوان =  
| عنوان = اصطلاحی در فلسفه اسلامی
| سرشناسی = یکی از دو قسم اصلی علم در فلسفه اسلامی
| نام کامل = العلم الحضوری
| نام کامل =  
| نام‌های دیگر = دانش حضوری، علم شهودی، العلم الإشراقی الحضوری
| نام‌های دیگر =  
| معادل عربی = اَلْعِلْمُ اَلْحُضُورِی
| معادل عربی = العلم الحضوری
| معادل لاتین = Scientia Praesentialis
| معادل لاتین = Scientia Praesentialis
| معادل اروپایی =  
| معادل اروپایی = Knowledge by Presence
| دانش = فلسفه اسلامی
| دانش = فلسفه، معرفت‌شناسی، هستی‌شناسی
| فلسفه =  
| فلسفه = فلسفه اسلامی، حکمت متعالیه، فلسفه اشراق، فلسفه مشاء
| مکتب = فلسفه مشائی، فلسفه اشراق، حکمت متعالیه
| مکتب = حکمت متعالیه، فلسفه اشراق
| فیلسوفان کلیدی = ابن سینا، شیخ اشراق، ملاصدرا، علامه طباطبائی
| فیلسوفان کلیدی = ابن سینا، شهابالدین سهروردی، صدرالمتألهین شیرازی، علامه طباطبائی
| مدافعان = خواجه نصیرالدین طوسی، ملا هادی سبزواری
| مدافعان = سهروردی، ملاصدرا، علامه طباطبائی، قطب‌الدین شیرازی، شهرزوری
| نخستین بار توسط =  
| نخستین بار توسط = شهابالدین سهروردی (بنیان‌گذاری نظام‌مند)
| نخستین متن کهن =  
| نخستین متن کهن = التعلیقات (ابن سینا - پیش‌زمینه)، حکمة الإشراق (سهروردی)
| ریشه‌شناسی =  
| ریشه‌شناسی = «حضور» در لغت به معنای «در پیش بودن» و «مکاشفه بی‌واسطه» است.
| تعریف = حضور شیء به وجود خود نزد عالم، بدون نیاز به صورت یا مفهومی که حاکی از آن باشد
| تعریف = علمی که در آن، خودِ واقعیت عینیِ معلوم (وجود خارجی آن)، بدون واسطهٔ صورت ذهنی، نزد عالم حاضر باشد.
| متون مهم = الإلهیات من الشفاء، الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، نهایة الحکمة، بدایة الحکمة
| متون مهم = الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة، حکمة الإشراق، نهایة الحکمة
| مفاهیم مرتبط = علم حصولی، اتحاد عاقل و معقول، علم نفس به ذات، علم خداوند
| مفاهیم مرتبط = علم حصولی، اتحاد عاقل و معقول، اضافه اشراقیه، تجرد نفس، علم الهی، وجود رابط
| متضادها = علم حصولی
| متضادها = علم حصولی، دانش اکتسابی
| پیش‌نیازها = تجرد عالم یا معلوم (در برخی اقسام)
| پیش‌نیازها = تجرد عالم، علیت، وجود رابط
| اختلافی = گستره علم حضوری (مختص به علم به ذات یا شامل علم علت به معلول) نزد مشائون و اشراقیون
| اختلافی = بله (در گستره و متعلق آن میان مشائین و اشراقیان)
| ویکی‌واژه =
| متناظر غربی = Knowledge by Acquaintance (برتراند راسل)
| دانشنامه ایران =
| متناظر شرقی = پراجنا (آگاهی بی‌واسطه در بودیسم)
| متناظر غربی =  
| متناظر شرقی =  
| پانویس =
}}
}}
'''علم حضوری'''، دانشی است که در آن، خودِ شیءِ معلوم با وجودِ عینیِ خود نزد عالم حاضر است، نه صورت و مثالی از ماهیت آن. در این قسم از علم، میان عالم و معلوم، رابطه‌ای وجودی و شهودی برقرار است که گاه به اتحاد یا اضافه اشراقیۀ محض تعبیر می‌شود؛ برخلاف علم حصولی که در آن، صورت ذهنیِ ماهیتِ شیء، واسطۀ ادراک است. علم حضوری اقسام و مراتبی دارد: علم هر چیزی به ذات خود، علم علت مجرد به معلول مجرد خود، علم معلول به علت خود، و نیز برخی ادراکات نفسانی مانند علم انسان به ذات خویش، آلام و لذات و قوای درونی خود، از مصادیق بارز آن به شمار می‌روند. این علم، که در حقیقت، تمام‌ترین اقسام علم است، نهایتاً علوم حصولی نیز بدان بازمی‌گردند.
'''علم حضوری'''، یکی از دو تقسیم اصلی علم در فلسفهٔ اسلامی است که در مقابل [[علم حصولی]] قرار دارد. در این نوع علم، خودِ شیء یا واقعیت خارجی (معلوم بالذات) بدون واسطهٔ صورتی از آن در ذهن (صورت ذهنی)، نزد عالم حاضر و مکشوف است. [[ملاصدرا]] در این باره می‌گوید: «'''العلم بالشئ بالحقيقة هو حضور ذاته عند العالم'''»<ref>[[ملاصدرا]]، '''الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة'''، ج۶، ص۱۶۳.</ref> و [[علامه طباطبائی]] در تعریف آن می‌نویسد: «'''حضور المعلوم بوجوده للعالم'''»<ref>[[علامه طباطبائی]]، '''بدایة الحکمة'''، ج۱، ص۱۳۹.</ref>. این مفهوم در مقابل علم حصولی قرار دارد که در آن، معلوم به واسطهٔ ماهیت خود (صورت ذهنی) نزد عالم حاضر می‌شود.<ref>[[علامه طباطبائی]]، '''نهایة الحکمة'''، ج۱، ص۲۳۷.</ref>


== معناشناسی و تحلیل مفهومی ==


==علم حضوری از نظر فلاسفه==
=== معنای اصطلاحی ===
=== ارسطو (معلّم اول) ===
علم حضوری در مقابل علم حصولی، «حضور خودِ وجود عینی معلوم نزد عالم» است. [[صدرالمتألهین]] در ''مفاتیح الغیب'' علم را به سه قسم تقسیم می‌کند: (۱) حصول هويت عينی معلول برای علت (علم حقیقی)، (۲) حصول هويت شيء برای أمر مستقل الوجود به نحو حکمی (مانند علم مجرد به ذات خود)، و (۳) حصول صورت ماهیت برای عالم (علم حصولی). دو قسم نخست را علم حضوری می‌داند.<ref>[[ملاصدرا]]، '''مفاتیح الغیب'''، ج۱، ص۱۰۸.</ref>
در برخی عباراتِ منسوب، قائل به «حضور» نبوده، بلکه عدم غیبت را مطرح می‌کند: «الشيء لا يحضر لنفسه و لكن لا يغيب عنها»<ref>مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۱، ص ۷۲</ref>. در جای دیگر، معرفت اشیاء به خودشان را جهل می‌داند: «فمعرفة الأشياء بأنفسها عند العقل جهل، لأنّها ليست معرفة صحيحة و لا تامّة»<ref>تفسیر القرآن الکریم، ج۲، ص ۲۹۶</ref>.


=== شیخ الرئیس ابن سینا ===
علامه طباطبائی در ''نهایة الحکمة'' می‌نویسد: «'''و انقسام العلم إلى القسمين قسمة حاصرة - فحضور المعلوم للعالم إما بماهيته - و هو العلم الحصولي أو بوجوده و هو العلم الحضوري'''»<ref>[[علامه طباطبائی]]، '''نهایة الحکمة'''، ج۱، ص۲۳۷.</ref>.
در برخی مواضع، تعقل را «حضور ماهية المعقول عند العاقل» تعریف می‌کند<ref>المباحث المشرقیة، ج۲، ص ۴۶۹</ref>. اما در جای دیگر، علم را صرفاً «حضور الشيء عند العالم» نمی‌داند<ref>المباحث المشرقیة، ج۲، ص ۴۷۰</ref>.


=== فخرالدین رازی ===
=== وجه تسمیه ===
در المباحث المشرقیة به تبعیت از ابن سینا، تعقل را به حضور ماهیت معقول نزد عاقل تعریف کرده و اشکالاتی بر علم حضوریِ واجب به ذات خود مطرح می‌کند.
این علم را از آن رو «حضوری» می‌نامند که رابطهٔ عالم و معلوم در آن از سنخ «حضور» وجودی است نه «حصول» ماهوی. در علم حضوری، تمایز عالم و معلوم گاه تنها اعتباری است و گاه به رابطهٔ علیت یا قیومیت تحلیل می‌رود.<ref>[[ابن سینا]]، '''التعلیقات'''، ج۱، ص۱۴۸.</ref> [[سهروردی]] نیز بر این نکته تأکید دارد که «'''کل مدرک لذاته فهو مدرک لعین ما به أنائیته، و یشیر إلیه بقوله "أنا"'''»؛ یعنی هر موجودی که ذات خود را درک می‌کند، به عین «منیّت» خود اشاره دارد، نه به امری زائد بر ذات.<ref>[[سهروردی]]، '''شرح حکمة الإشراق (قطب)'''، ج۱، ص۲۸۳.</ref>


=== شهاب‌الدین سهروردی (شیخ اشراق) ===
=== تحول معنایی ===
تعریف را از «حضور ماهیت» به «اضافه اشراقیه» و «حضور ذوات» تغییر می‌دهد. به نظر وی، علم، صرفاً «عدم غيبة الشيء عن الذات المجردة» است<ref>مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۱، ص ۴۸۷</ref>.
هرچند ریشهٔ علم حضوری را در تأکید ابن سینا بر «شعور بالذات» می‌توان دید،<ref>[[ابن سینا]]، '''التعلیقات'''، ج۱، ص۱۴۸.</ref> اما سهروردی بود که آن را به صورت یک تقسیم‌بندی فراگیر در معرفت‌شناسی مطرح کرد و آن را به علم علت به معلول و علم مجردات به یکدیگر نیز تعمیم داد.<ref>[[سهروردی]]، '''مجموعه مصنفات شیخ اشراق'''، ج۱، ص۴۸۷.</ref> بعدها، ملاصدرا در حکمت متعالیه، این مفهوم را با مبانی وجودشناختی خود درآمیخت و بر «هویت عینی علم و وجود» تأکید کرد.<ref>[[ملاصدرا]]، '''المبدأ و المعاد'''، ج۱، ص۸۳.</ref> [[علامه طباطبائی]] نیز در ''نهایة الحکمة'' تقریری نوین از آن ارائه داد.<ref>[[علامه طباطبائی]]، '''نهایة الحکمة'''، ج۱، ص۲۳۷.</ref>


=== میرک بخاری (شارح حکمة العین) ===
== جایگاه در نظام فلسفی ==
علمی را که نیازمند صورت نیست، «علم حضورى» می‌نامد<ref>حکمة العین و شرحه، ج۱، ص ۳۰۹</ref>.
علم حضوری در سه حوزهٔ کلان فلسفهٔ اسلامی نقش اساسی دارد:


=== صدرالمتألهین شیرازی ===
# '''معرفت‌شناسی (نظریهٔ علم)''': به عنوان یکی از دو قلمرو اساسی علم (در کنار علم حصولی). علم حضوری پایه و منشأ همهٔ علوم حصولی دانسته می‌شود.<ref>[[علامه طباطبائی]]، '''نهایة الحکمة'''، ج۱، ص۲۳۷.</ref> [[صدرالمتألهین]] در این باره می‌نویسد: «'''العلم الحضوری هو أتم صنفی العلم، بل العلم في الحقیقة لیس إلا هو'''».<ref>[[ملاصدرا]]، '''المبدأ و المعاد'''، ج۱، ص۸۳.</ref>
علم حضوری را «حضور الأشياء بوجوداتها عند العالم لا بماهياتها» تعریف می‌کند<ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۲۳۷</ref> و آن را «أتم صنفي العلم» می‌داند<ref>المبدأ و المعاد، ج۱، ص ۸۳</ref>.
# '''هستی‌شناسی (وجودشناسی)''': به دلیل هم‌سنخی علم حضوری با وجود، این نظریه به اثبات تجرد نفس و اثبات علم الهی به جزئیات مادی یاری می‌رساند.<ref>[[ملاصدرا]]، '''المبدأ و المعاد'''، ج۱، ص۱۰۵.</ref>
# '''خداشناسی (علم الهی)''': مهم‌ترین کاربرد علم حضوری، تبیین چگونگی علم خداوند به اشیاء، به ویژه جزئیات مادی، بدون نیاز به صور ذهنی و بدون تغییر در ذات الهی است.<ref>[[ملاصدرا]]، '''شرح أصول الکافي'''، ج۳، ص۱۲۴.</ref>


=== علامه طباطبایی ===
== تاریخچه و سیر تطور ==
در [[نهایة الحکمة]] و [[بدایة الحکمة]]، تعریف صدرالمتألهین را پذیرفته و تقریر می‌کند.


== تعاریف کلیدی ==
=== پیش‌زمینه (ابن سینا و مشائیان) ===
=== تعریف مشائی (ابن سینا) ===
ابن سینا در آثار خود به روشنی به این نکته اشاره کرده است که علم انسان به ذات خود از سنخ «شعور بالذات» است و در آن، نفس با ذات خود یکی است: «'''فالشعور بالذات يكون بقوة واحدة'''».<ref>[[ابن سینا]]، '''التعلیقات'''، ج۱، ص۱۴۸.</ref> همچنین در ''التعلیقات'' می‌نویسد: «'''فواجب الوجود بذاته عاقل لذاته و معقول لذاته'''».<ref>[[ابن سینا]]، '''التعلیقات'''، ج۱، ص۱۹۰.</ref> با این حال، مشائیان (پیروان ابن سینا) عمدتاً علم حضوری را تنها در مورد «علم النفس بذاتها» و گاهی «علم العلة بمعلولها» می‌پذیرفتند و آن را به سایر موارد تعمیم نمی‌دادند.<ref>[[علامه طباطبائی]]، '''نهایة الحکمة'''، ج۱، ص۲۶۰.</ref> [[فخر رازی]] در ''المباحث المشرقیة'' قول مشائیان را چنین نقل کرده است: «'''الحكماء اتفقوا على ان علم الانسان بنفسه هو نفس نفسه'''».<ref>[[فخر رازی]]، '''المباحث المشرقیة'''، ج۱، ص۱۴۴.</ref>
«التعقل عبارة عن حضور ماهية المعقول عند العاقل»<ref>المباحث المشرقیة، ج۲، ص ۴۶۹</ref>. این تعریف ناظر به علم حصولی است.


=== تعریف اشراقی (سهروردی) ===
=== تأسیس نظام‌مند (شیخ اشراق) ===
«العلم هو حضور الشيء عند العالم»<ref>حکمة العین و شرحه، ج۱، ص ۳۴۷</ref> و «العلم او التعقّل هو عدم غيبة الشيء عن الذات المجردة»<ref>مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۱، ص ۴۸۷</ref>.
[[سهروردی]] با نقد نظریهٔ «علم به صور ذهنی» در تبیین علم الهی، نظریهٔ «علم حضوری اشراقی» را بنیان نهاد. وی بر اساس اصل «'''الإبصار بمجرد مقابلة المستنیر للعضو الباصر'''»<ref>[[سهروردی]]، '''شرح الهدایة الأثیریة''' (نقل قول)، ج۱، ص۳۸۳.</ref>، نشان داد که در مواردی مانند رؤیت، نفس، خودِ شیء خارجی را با علم حضوری درک می‌کند، نه صورت آن را.<ref>[[سهروردی]]، '''شرح حکمة الإشراق (قطب)'''، ج۱، ص۳۹.</ref> وی همچنین علم واجب تعالی به اشیاء را از نوع علم حضوری اشراقی دانست و می‌گوید: «'''علمه تعالى محض إضافة إشراقية عنده'''».<ref>[[سهروردی]]، '''المبدأ و المعاد (ملاصدرا)'''، ج۱، ص۱۰۷.</ref>


=== تعریف صدرایی (صدرالمتألهین) ===
=== تکامل در حکمت متعالیه ===
«العلم التام بشيء من أنحاء الوجود لا يحصل إلا بمجرد حضور ذلك النحو من الوجود عند العالم، دون حصول مثال له»<ref>المبدأ و المعاد، ج۱، ص ۱۰۲</ref>. «العلم الحضوري هو حضور المعلوم بوجوده الخارجي عند العالم»<ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۲۳</ref>.
[[ملاصدرا]] با پذیرش مبانی سهروردی، علم حضوری را با اصل «اصالت وجود» پیوند زد. از نظر او، علم حضوری چیزی جز «نحوی از وجود» است و هر موجود مجردی به ذات خود علم حضوری دارد.<ref>[[ملاصدرا]]، '''أسرار الآیات'''، ج۱، ص۴۵.</ref> ملاصدرا همچنین برهان‌های متعددی بر اثبات علم حضوری برای نفس، قوای نفس، بدن و حتی برای نفس نسبت به قوای خود اقامه کرد.<ref>[[ملاصدرا]]، '''المبدأ و المعاد'''، ج۱، ص۸۱.</ref> وی در ''الحکمة المتعالیة'' می‌نویسد: «'''فالعلم الحضوري هو أتم صنفي العلم، بل العلم في الحقيقة ليس إلا هو'''».<ref>[[ملاصدرا]]، '''المبدأ و المعاد'''، ج۱، ص۸۳.</ref>


=== تعریف نهایی (بر اساس مبانی صدرایی) ===
=== دوران معاصر ===
علمی که در آن، معلوم نه از طریق صورت ماهوی، بلکه با خودِ وجودِ عینیِ خود برای عالم حاضر باشد.
[[علامه طباطبائی]] در کتاب [[نهایة الحکمة]]، تقریری روشن و نظام‌مند از علم حضوری و تقسیمات آن ارائه داد و بر انتهاء همهٔ علوم حصولی به علم حضوری تأکید کرد.<ref>[[علامه طباطبائی]]، '''نهایة الحکمة'''، ج۱، ص۲۳۷.</ref> وی در ''بدایة الحکمة'' می‌نویسد: «'''إنقسام العلم إلى القسمین قسمة حاصرة - فحضور المعلوم للعالم إما بماهيته - و هو العلم الحصولي أو بوجوده و هو العلم الحضوري'''».<ref>[[علامه طباطبائی]]، '''بدایة الحکمة'''، ج۱، ص۱۳۹.</ref>


== پیشینه و سیر تطور اصطلاح==
== تعاریف و تقریرهای اصلی ==


=== نطفه اولیه ===
=== تعریف مشائیان ===
در فلسفه یونان (ارسطو) و تفاسیر نوافلاطونی ([[اثولوجیا]]) که علم خدا به اشیاء را به نحو حضور و شهود مطرح می‌کرده‌اند<ref>قبسات، ج۱، ص ۱۲؛ الشواهد الربوبیة، ج۱، ص ۵۶</ref>.
«'''العلم عبارة عن حضور ماهية المعقول عند العاقل'''»<ref>[[فخر رازی]]، '''المباحث المشرقیة'''، ج۲، ص۴۶۹.</ref> – از این منظر، علم حضوری تنها در جایی تحقق می‌یابد که ماهیت معلوم، عین ذات عالم باشد (مانند علم نفس به خود). این تعریف بعدها با انتقاد سهروردی و ملاصدرا مواجه شد.


=== تکوین در فلسفه اسلامی ===
=== تعریف اشراقیان ===
[[ابن سینا]] در المباحثات و التعلیقات به تفاوت علم به ذات (که حضور ذاتی است) و علم به غیر (که نیازمند صورت است) اشاره می‌کند، اما نظریه منسجمی ارائه نمی‌دهد<ref>المباحثات، ج۱، ص ۱۶۰</ref>.
«'''العلم و الإدراك ليس عبارة عن حضور صورة المدرك في المدرك بل عن إضافة مخصوصة بين المدرك و المدرك'''»<ref>[[فخر رازی]] (به نقل از اشراقیان)، '''المباحث المشرقیة'''، ج۲، ص۴۷۰.</ref>. در این دیدگاه، علم حضوری به «اضافهٔ اشراقیه» (ارتباط وجودی خاصی) میان عالم و معلوم تحقق می‌یابد و نیازمند صورتی زائد بر ذات نیست.<ref>[[سهروردی]]، '''شرح حکمة الإشراق (شهرزوری)'''، ج۱، ص۳۸۲.</ref>


=== انقلاب در حکمت اشراق ===
=== تعریف صدرایی ===
[[سهروردی]] با طرح نظریه «اضافه اشراقیه» و انتقاد از نظریه انطباع صور در ابصار، علم حضوری را به عنوان اصلی بنیادین در مورد مجردات، علم نفس به خود و حتی علم خدا به اشیاء (به نحو ظهور ذوات) پایه‌گذاری می‌کند<ref>مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۱، ص ۴۸۴-۴۸۹</ref>.
«'''العلم بالشئ بالحقيقة هو حضور ذاته عند العالم، و هو أتم قسمي العلم بالشئ'''»<ref>[[ملاصدرا]]، '''الحکمة المتعالیة'''، ج۶، ص۱۶۳.</ref>. ملاصدرا علم حضوری را معادل با «حضور وجودی» معلوم نزد عالم می‌داند و آن را برتر از علم حصولی می‌شمارد. وی همچنین در ''مفاتیح الغیب'' علم را به سه قسم تقسیم می‌کند: حصول هويت عينی معلول برای علت، حصول هويت شيء برای أمر مستقل الوجود به نحو حکمی، و حصول صورت ماهیت برای عالم.<ref>[[ملاصدرا]]، '''مفاتیح الغیب'''، ج۱، ص۱۰۸.</ref>


=== توسعه در حکمت متعالیه ===
=== تعریف علامه طباطبائی ===
[[ملاصدرا]] با مبنا قرار دادن [[اصالت وجود]] و [[تشکیک وجود|تشکیک آن]]، نظریه علم حضوری را به اوج می‌رساند. او علم را از مقولات عرضی خارج کرده، آن را مساوق با وجود مجرد می‌داند و قائل به علم حضوری برای همه مراتب وجود (از جمله نفس، عقل، خدا و حتی علت به معلول خود) می‌شود<ref>الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة، ج۶، ص ۱۶۳؛ نهایة الحکمة، ج۱، ص ۲۶۰</ref>.
«'''حضور المعلوم بوجوده للعالم'''»<ref>[[علامه طباطبائی]]، '''بدایة الحکمة'''، ج۱، ص۱۳۹.</ref> که در مقابل «حضور المعلوم بماهیته» (علم حصولی) قرار می‌گیرد.


==اقسام و زیرمجموعه‌ها==
== اقسام و تقسیمات ==


=== الف) بر اساس رابطه عالم و معلوم ===
{| class="wikitable"
==== ۱. علم شیء به خود (ذات) ====
|-
کامل‌ترین قسم (مثل علم نفس به خود، علم واجب به ذات).
! معیار تقسیم !! نوع علم حضوری !! مثال
|-
| نسبت عالم و معلوم || علم شیء به خود || علم نفس به ذات خود <ref>[[ابن سینا]]، '''التعلیقات'''، ج۱، ص۱۴۸.</ref>
|-
| علیت || علم علت به معلول || علم واجب به معلولات <ref>[[علامه طباطبائی]]، '''بدایة الحکمة'''، ج۱، ص۱۵۴.</ref>
|-
| علیت || علم معلول به علت || علم نفس مجرد به علت خود (عقل فعال) <ref>[[علامه طباطبائی]]، '''نهایة الحکمة'''، ج۱، ص۲۶۰.</ref>
|-
| متعلَّق || علم به امور وجودی || علم انسان به بدن و قوای خود <ref>[[ملاصدرا]]، '''المبدأ و المعاد'''، ج۱، ص۸۰.</ref>
|-
| متعلَّق || علم به امور عدمی (به تبع) || علم به عدم (از راه حضور امر وجودیِ مقابل) <ref>[[ملاصدرا]]، '''الحکمة المتعالیة'''، ج۹، ص۳۶۳.</ref>
|}


==== ۲. علم علت به معلول ====
== ادله و استدلال‌ها ==
اگر هر دو مجرد باشند، علم علت به معلول خود حضوری است، زیرا وجود رابط معلول نزد علت حاضر است<ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۲۶۰</ref>.


==== ۳. علم معلول به علت ====
=== برهان اجتماع مثلین (نخستین برهان) ===
اگر معلول مجرد باشد و علیت را شهود کند، می‌تواند علم حضوری به علت داشته باشد.
اگر علم انسان به ذات خود حصولی (و از راه صورت ذهنی) بود، باید صورت مساوی با ذات او در نفس او حاصل می‌شد که مستلزم «اجتماع مثلین» است. پس علم انسان به ذات خود حضوری است.<ref>[[فخر رازی]]، '''المباحث المشرقیة'''، ج۱، ص۱۴۴.</ref> همین استدلال در تقریری دیگر چنین بیان شده است: «'''إنا قد نعقل ذواتنا، و كل من عقل ذاتا فله ماهية تلك الذات...'''» – اگر صورت ذهنی زائد بر ذات بود، نمی‌توانست نشانهٔ «انا» (من شخصی) باشد.<ref>[[ملاصدرا]]، '''المبدأ و المعاد'''، ج۱، ص۲۸۸.</ref><ref>[[سهروردی]]، '''حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)'''، ج۴، ص۱۹.</ref>


=== ب) بر اساس موضوع معلوم ===
=== برهان عرشی (ملاصدرا) ===
==== ۱. علم حضوری به امور درونی نفس (وجدانیات) ====
نفس در آغاز فطرت از همهٔ علوم حصولی خالی است، اما استعمال آلات (حواس) به علم به آن آلات نیاز دارد. اگر این علم هم حصولی بود، مستلزم دور یا تسلسل است. پس نخستین علم نفس به ذات خود و سپس به قوای خود، حضوری است.<ref>[[ملاصدرا]]، '''المبدأ و المعاد'''، ج۱، ص۸۱.</ref> ملاصدرا در جای دیگر این برهان را از «عرشيات» برمی‌شمارد.<ref>[[ملاصدرا]]، '''الحکمة المتعالیة'''، ج۶، ص۱۶۱.</ref>
مانند علم به ذات، آلام، لذات، قوا (مثل وهم، خیال) و افعال نفس<ref>المبدأ و المعاد، ج۱، ص ۸۰-۸۱</ref>.


==== ۲. علم حضوری به بدن و قوای آن ====
=== برهان علیت (علامه طباطبائی) ===
نفس به بدن و قوای خود علم حضوری دارد، نه از طریق صورت<ref>المبدأ و المعاد، ج۱، ص ۸۰-۸۱</ref>.
وجود معلول، وجودی رابط نسبت به علت خود دارد و به تمام وجود خود نزد علت حاضر است؛ از این رو علم علت به معلول، حضوری است (در صورت تجرد هر دو).<ref>[[علامه طباطبائی]]، '''نهایة الحکمة'''، ج۱، ص۲۶۰.</ref> همچنین در ''بدایة الحکمة'' می‌نویسد: «'''و كذلك العلة حاضرة بوجودها، لمعلولها... فهي معلومة لمعلولها علما حضوريا'''».<ref>[[علامه طباطبائی]]، '''بدایة الحکمة'''، ج۱، ص۱۵۴.</ref>


==== ۳. علم حضوری به صور خیالی و مثالی ====
=== برهان تجرد (شیخ اشراق) ===
بر مبنای اشراق، ادراک صور خیالیِ معلّق در [[عالم مثال]]، به علم حضوری است<ref>شرح حکمة الإشراق (قطب)، ج۱، ص ۴۵۴</ref>.
اگر علم نفس به بدن و قوای خود حصولی و از راه صورت ذهنی بود، آن صورت کلی می‌شد در حالی که بدن و قوای نفس جزئی هستند؛ همچنین وهم (که قوه‌ای جزئی است) نمی‌تواند خود را درک کند، در حالی که نفس به وهم خود علم دارد. بنابراین این علوم نیز حضوری‌اند.<ref>[[سهروردی]]، '''مجموعه مصنفات شیخ اشراق'''، ج۱، ص۴۸۴.</ref>


==== ۴. علم حضوری به وجود ====
=== برهان ألم ===
تصور حقیقت وجود (که عین تشخص است) تنها از راه شهود حضوری ممکن است<ref>شرح أصول الکافي، ج۳، ص ۲۵۶</ref>.
انسان با تفرق اتصال در عضو خود متألم می‌شود و این ألم، خودِ تفرق اتصال است نه صورت ذهنی آن. پس علم به ألم از نوع علم حضوری است.<ref>[[سهروردی]]، '''مجموعه مصنفات شیخ اشراق'''، ج۱، ص۴۸۵.</ref><ref>[[ملاصدرا]]، '''المبدأ و المعاد'''، ج۱، ص۸۱.</ref> صدرالمتألهین در ''شرح أصول الکافی'' می‌گوید: «'''الآلام... عبارة عن الادراك الحضورى لحصول فقد ما و زوال حالة ملائمة'''».<ref>[[ملاصدرا]]، '''شرح أصول الکافي'''، ج۱، ص۴۰۷.</ref>


== دیدگاه‌های مختلف==
== دیدگاه‌های مختلف ==
=== مشائیان (قدمایی) ===
عمدتاً علم حضوری را منحصر در علم شیء به ذات خود می‌دانستند و علم خدا به غیر را نیز حصولی (به وسیله صور ماهوی) تفسیر می‌کردند<ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۲۶۰، ۲۹۱</ref>.


=== ابن سینا ===
=== مشائیان ===
قائل به علم حضوری نفس به ذات خود بود و از آن برای اثبات تجرد نفس استفاده کرد، اما در تبیین علم الهی دچار تردید و اضطراب شد<ref>الشفاء؛ الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة، ج۶، ص ۲۰۸</ref>.
علم حضوری را تنها به «علم النفس بذاتها» محدود می‌کردند و علم واجب به غیر را از راه صور ذهنی تبیین می‌نمودند.<ref>[[علامه طباطبائی]]، '''بدایة الحکمة'''، ج۱، ص۱۵۴.</ref> [[فارابی]] نیز از جمله کسانی است که علم حضوری را در غیر علم مجرد به ذات خود نفی کرده است.<ref>[[ملاصدرا]]، '''مجموعه رسائل فلسفی'''، ج۱، ص۱۲۹.</ref>


=== سهروردی (شیخ اشراق) ===
=== اشراقیان ===
علم حضوری را توسعه داد و آن را شامل علم نفس به ذات، قوا و بدن، و نیز علم خدا به جمیع اشیاء (به نحو ظهور ذوات) دانست. ابصار را نیز علم حضوریِ نفس به مبصرات می‌دانست<ref>مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۱، ص ۴۸۴-۴۸۹</ref>.
علم حضوری را به علم شیء به خود، علم عله به معلول، علم معلول به عله (در صورت تجرد) و نیز علم نفس به بدن و قوای خود تعمیم دادند. در علم الهی، معتقد به علم حضوری به جمیع اشیاء شدند.<ref>[[سهروردی]]، '''شرح حکمة الإشراق (شهرزوری)'''، ج۱، ص۳۸۲.</ref> سهروردی در این باره می‌گوید: «'''العقول القادسة و الذوات الجرمية سواسية الحضور لديه'''».<ref>[[سهروردی]]، '''المبدأ و المعاد (ملاصدرا)'''، ج۱، ص۱۰۹.</ref>


=== خواجه نصیرالدین طوسی ===
=== حکمت متعالیه ===
در [[شرح الإشارات و التنبیهات|شرح الإشارات]]، بدون مخالفت ظاهری با ابن سینا، راهی نزدیک به نظر اشراقیان در علم حضوریِ عاقل به معلولات ذاتی خود پیمود<ref>شرح الإشارات و التنبیهات للطوسي (مع المحاکمات)، ج۳، ص ۳۰۵</ref>.
با پذیرش دیدگاه اشراقیان، علم حضوری را با اصالت وجود پیوند زدند و بر این نکته تأکید کردند که در علم حضوری، «'''المعلوم بالذات هو نفس الموجود الخارجی'''»<ref>[[ملاصدرا]]، '''حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)'''، ج۴، ص۹.</ref>. همچنین بر این باورند که همهٔ علوم حصولی سرانجام به علوم حضوری باز می‌گردند.<ref>[[علامه طباطبائی]]، '''نهایة الحکمة'''، ج۱، ص۲۳۷.</ref>


=== صدرالمتألهین شیرازی ===
== اشکالات و نقدها ==
با پذیرش مبانی اشراق و تکمیل آن با اصالت وجود، علم حضوری را فراگیرترین قسم علم دانست و آن را بر تمام مراتب وجود (به نحو وجود رابط برای معلولات) جاری ساخت. او علم حضوری را «أتم صنفي العلم» و علم حقیقی نامید<ref>المبدأ و المعاد، ج۱، ص ۸۳</ref>.


=== علامه طباطبایی ===
=== اشکال در علم واجب به متغیرات ===
به تبعیت از صدرا، علم حضوری را در نهایة الحکمة به خوبی تقریر کرده و آن را شامل علم علت مجرد به معلول مجرد و بالعکس می‌داند<ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۲۶۰</ref>.
گفته شده اگر علم خداوند به حوادث متغیر، حضوری و عین وجود آنها باشد، با تغییر معلوم، علم الهی نیز باید متغیر شود. پاسخ اشراقیان: علم حضوری، «اضافهٔ اشراقیه» است و تغییر اضافه، مستلزم تغییر در ذات مضاف‌الیه نیست.<ref>[[سهروردی]]، '''شرح حکمة الإشراق (قطب)'''، ج۱، ص۳۵۱.</ref> قطب‌الدین شیرازی در این باره می‌گوید: «'''لا من تغيّر الإضافات تغيّر المضاف إليه'''».<ref>همان.</ref>


==ادله و استدلال‌ها==
=== اشکال در علم حضوری به مادیات ===
مادیات به دلیل تغایر اجزاء و حجاب ذاتی، نمی‌توانند به صورت حضوری برای موجودی دیگر حاضر شوند.<ref>[[علامه طباطبائی]]، '''بدایة الحکمة'''، ج۱، ص۱۶۵.</ref> ملاصدرا پاسخ می‌دهد که مادیات برای واجب تعالی به وجود علمی و مجرد خود (نه وجود مادی) حاضرند.<ref>[[ملاصدرا]]، '''العرشیه'''، ج۱، ص۲۲۵.</ref> وی در ''العرشیه'' می‌نویسد: «'''لا تصغ إلى قول من يقول هذه المكونات الجسمانية و إن كانت في حدود أنفسها جسمانية متغيرة لكنها بالإضافة إلى ما فوقها... معقولات ثابتة غير متغيرة'''».<ref>[[ملاصدرا]]، '''العرشیه'''، ج۱، ص۲۲۵.</ref>


=== برهان بر وجود علم حضوری برای نفس به خود ===
=== اشکال در علم حضوری نفس به قوای خود ===
ناقدان گفته‌اند اگر علم نفس به قوای خود حضوری بود، هرگز دربارهٔ جوهر بودن نفس تردید نمی‌کردیم. پاسخ: علم حضوری نفس به ذات خود، علم به «هویت شخصی» است (انا)، در حالی که مفاهیمی مانند «جوهر» از سنخ علم حصولی و کلی هستند؛ غفلت از این مفاهیم با علم حضوری منافات ندارد.<ref>[[ملاصدرا]]، '''مجموعه رسائل فلسفی'''، ج۱، ص۱۲۸.</ref> صدرالمتألهین در این باره می‌گوید: «'''ثبت ان ادراك هوية الانسان و نيل ذاته العينية بالكشف الحضورى شيء، و ادراك ماهيته شيء آخر'''».<ref>همان.</ref>


==== ۱. برهان رجوع به ذات (برهان روحانی) ====
== آثار و نتایج فلسفی ==
هر انسانی به خود رجوع کند، می‌یابد که خود را بدون واسطه درک می‌کند<ref>شرح حکمة الإشراق (شهرزوری)، ج۱، ص ۲۹۷</ref>.
# '''اثبات تجرد نفس''': برهان علم حضوری به ذات، یکی از مهم‌ترین براهین اثبات تجرد نفس در فلسفه اسلامی است.<ref>[[ملاصدرا]]، '''مجموعه رسائل فلسفی'''، ج۱، ص۱۲۶.</ref>
# '''تبیین علم الهی به جزئیات''': نظریهٔ علم حضوری راهی برای حل مسئلهٔ دیرینهٔ «علم خدا به جزئیات مادی» بدون افتادن در تغیر یا نیاز به صور ذهنی فراهم می‌کند.<ref>[[ملاصدرا]]، '''شرح أصول الکافي'''، ج۳، ص۱۲۴.</ref>
# '''پایان‌دهی به سفسطه''': از راه علم حضوری انسان به وجود خود و به برخی از حالات درونی (مانند درد و لذت) می‌توان واقعیت خارجی را اثبات کرد و شکاکیت را ابطال نمود.<ref>[[علامه طباطبائی]]، '''نهایة الحکمة'''، ج۱، ص۴.</ref>
# '''اتحاد عاقل و معقول''': در برخی از اقسام علم حضوری (مانند علم نفس به خود یا علم عقل به ماهیت خود)، اتحاد عالم و معلوم تحقق می‌یابد.<ref>[[ابن سینا]]، '''التعلیقات'''، ج۱، ص۱۴۸.</ref>
# '''تبیین علم به آلام و لذات''': علم حضوری تبیینی دقیق از علم به امور عدمی (مانند درد ناشی از تفرق اتصال) ارائه می‌دهد.<ref>[[ملاصدرا]]، '''شرح أصول الکافي'''، ج۱، ص۴۰۷.</ref>


==== ۲. برهان عدم احتیاج به صورت ====
== اصطلاحات مرتبط ==
اگر این ادراک از طریق صورت بود، آن صورت یا باید عین ذات و یا مثال آن باشد. اگر عین ذات باشد، مستلزم اجتماع مثلین و اگر مثال باشد، مستلزم ادراک «هو» به جای «انا» است و هر دو محال<ref>شرح حکمة الإشراق (شهرزوری)، ج۱، ص ۲۹۷</ref>.
* [[علم حصولی]]
* [[اتحاد عاقل و معقول]]
* [[تجرد نفس]]
* [[علم الهی]]
* [[وجود رابط]]
* [[اضافه اشراقیه]]
* [[شعور بالذات]]


==== ۳. برهان جزئیت ====
== جدول تطبیقی دیدگاه‌ها ==
ادراک ما از خودمان، امری جزئی و شخصی است که امکان شرکت ندارد، در حالی که هر صورت ذهنی، کلی و قابل صدق بر کثیرین است<ref>مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۱، ص ۴۸۴</ref>.


=== برهان بر علم حضوری خدا به اشیاء ===
{| class="wikitable"
 
|-
==== ۱. برهان علیت (صدرا و طباطبایی) ====
! مکتب !! دامنهٔ علم حضوری !! در علم الهی !! در علم نفس به ذات
اشیاء نسبت به خداوند، معلول و دارای وجود رابط هستند. وجود رابط، عین تعلق به علت است و فی نفسه نزد علت حاضر می‌باشد. پس خداوند به آنها علم حضوری دارد<ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۲۸۹</ref>.
|-
 
| مشاء || محدود (علم شیء به خود) || علم حصولی به صور || حضوری<ref>[[علامه طباطبائی]]، '''بدایة الحکمة'''، ج۱، ص۱۵۴.</ref>
==== ۲. برهان انکشاف ذاتی (سهروردی و صدرا) ====
|-
صدور اشیاء از خداوند، همراه با انکشاف و ظهور آنهاست، زیرا فیضان بدون علم محال است<ref>المبدأ و المعاد، ج۱، ص ۱۰۶</ref>.
| اشراق || گسترده (خود، عله، معلول، نفس به بدن) || حضوری اشراقی || حضوری<ref>[[سهروردی]]، '''شرح حکمة الإشراق (شهرزوری)'''، ج۱، ص۳۸۲.</ref>
 
|-
=== برهان بر علم حضوری به آلام ===
| حکمت متعالیه || بسیار گسترده (جمیع مجردات و حتی مادیات به وجود علمی) || حضوری و عین وجود || حضوری (هویت شخصی)<ref>[[ملاصدرا]]، '''المبدأ و المعاد'''، ج۱، ص۸۳ و ص۱۰۷.</ref>
انسان، تفرق اتصال در عضو خود را مستقیماً حس می‌کند، نه از طریق صورت آن. خود تفرق اتصال (که امری عدمی و منافی است) با علم حضوری درک می‌شود<ref>المبدأ و المعاد، ج۱، ص ۸۱؛ نهایة الحکمة، ج۱، ص ۳۱۱</ref>.
|}
 
==مثال‌ها و مصادیق==
 
=== مثال بدیهی ===
علم هر انسانی به «خود» (هویت شخصی خود)<ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۲۳۶</ref>.
 
=== مثال وجدانی ===
علم به درد، لذت، گرسنگی، تشنگی و دیگر حالات درونی<ref>المباحث المشرقیة، ج۲، ص ۴۹۶</ref>.
 
=== مثال نفس‌شناختی ===
علم نفس انسانی به بدن، قوای خیالی و وهمی خود<ref>شرح الهدایة الاثیریة، ج۱، ص ۲۴۱</ref>.
 
=== مثال الهیاتی ===
علم خداوند به ذات خود و به تمام مخلوقات<ref>مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۱، ص ۴۸۸</ref>.
 
=== مثال معرفت‌شناختی ===
ابصار (دیدن) از نظر اشراقیان که علم حضوری نفس به شیء مقابل است، نه حصول صورت آن در چشم<ref>حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۲، ص ۳۸۷</ref>.
 
==اشکالات مطرح‌شده و پاسخ‌ها==
 
=== اشکال: تعقل نیازمند دوگانگی ===
تعقل (ادراک)، حالتی اضافی است که بین دو چیز (عالم و معلوم) تحقق می‌یابد. در علم واجب به ذات خود، دوگانگی وجود ندارد، پس تعقل محال است<ref>المباحث المشرقیة، ج۲، ص ۴۶۹</ref>.
 
==== پاسخ (فخر رازی/صدرا) ====
اضافه، همیشه میان دو چیز متغایر نیست و در علم به ذات، حضور ذات برای خود کافی است. همچنین علم حقیقتاً اضافه محض نیست بلکه حصول شیء برای مدرِک است<ref>المباحث المشرقیة، ج۲، ص ۴۷۰</ref>.
 
=== اشکال: استلزام دلالت یکی بر دیگری ===
اگر علم واجب به ذات، خود ذات باشد، پس ذات واجب عالم به عاقل بودن خود خواهد بود، در حالی که دلالت بر یکی دلالت بر دیگری نیست<ref>المباحث المشرقیة، ج۲، ص ۴۶۹</ref>.
 
==== پاسخ ====
این اشکال به علم ما به خودمان نیز وارد است که بدیهی البطلان است (نقض)<ref>المباحث المشرقیة، ج۲، ص ۴۶۹</ref>.
 
=== اشکال: شک در جوهر بودن نفس با وجود علم حضوری ===
علم انسان به نفس خود اگر حضوری است و علم به ذات مساوی با وجود ذات است، پس چرا بسیاری از مردم در جوهر بودن نفس شک دارند؟<ref>مجموعه رسائل فلسفی صدر المتألهین، ج۱، ص ۱۲۶</ref>
 
==== پاسخ (صدرالمتألهین) ====
علم حضوری به ذات، امری وجدانی و غیر مفهومی است. جوهر بودن نفس، یک مفهوم کلی است که در مقام تحلیل عقلی انتزاع می‌شود و ممکن است شخص از آن غافل باشد، هرچند خود ذات را شهود کند<ref>حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۴، ص ۱۹؛ الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة، ج۴، ص ۲۵۷</ref>.
 
=== اشکال (بر نظریه ابصار اشراقی): تعدد اجسام با تعدد ناظرین ===
اگر رؤیت با علم حضوری نفس به عین شیء خارجی باشد، در صورتی که چند فرد احول به یک جسم واحد نگاه کنند، لازم می‌آید که چند جسم (به تعداد ناظرین) در خارج تحقق یابد<ref>حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدراج۲، ص ۳۸۷</ref>.
 
==== پاسخ (احتمالی) ====
این اشکال مبتنی بر پیش‌فرض مادی بودن ادراک بصری است و در نظریه اشراقی که ادراک را امری نفسانی و اضافه اشراقیه می‌داند، چنین لزومی ندارد.
 
==بازگشت علوم حصولی به علم حضوری==
یکی از دقائق عمیق فلسفی که در تحلیل نهایی به دست می‌آید، این است که همهٔ علوم حصولی در نهایت به علم حضوری بازمی‌گردند. توضیح آنکه در علم حصولی، صورت ذهنیِ معلوم برای عالم حاصل است. خودِ این صورت ذهنی که یک امر مجرد است، برای نفس عالم، حضوری دارد؛ زیرا حصول آن برای نفس، عین حضور آن است. پس معلوم بالذات در علم حصولی (که صورت است) برای عالم، علم حضوری است و علم به امر خارجی، بالعرض و بواسطهٔ این صورت حاصل می‌شود. بنابراین هر علم حصولی به یک یا چند علم حضوری منتهی می‌گردد<ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۲۳۷-۲۴۰</ref><ref>مفاتیح الغیب، ج۱، ص ۱۰۸-۱۰۹</ref>.
 
==اشکالات بر علم حضوری واجب به ذات خود و پاسخ‌های آن==
 
مخالفان علم حضوریِ واجب تعالی به ذات خود، اشکالاتی مطرح کرده‌اند که مهمترین آنها از این قرار است:
 
=== اشکال اول: استحالهٔ تعقل ذات به دلیل نیاز به دوگانگی ===
تعقل، حالتی اضافی است که نمی‌تواند جز بین دو چیز تحقق یابد (لا يمكن تقررها إلا بين إثنين). در علم واجب به ذات خود، دوگانگی مفروض نیست، پس تعقل محال است<ref>المباحث المشرقیة، ج۲، ص ۴۶۹</ref>.
 
=== اشکال دوم: استلزام دلالت یکی بر دیگری ===
اگر تعقل واجب به ذات خود، عین ذات او باشد، در این صورت ذات واجب عالم به عاقل بودن خود خواهد بود و لازم می‌آید که دلالت بر ذات، دلالت بر عاقل بودن نیز باشد، در حالی که چنین نیست<ref>المباحث المشرقیة، ج۲، ص ۴۶۹</ref>.
 
=== پاسخ اول: نقض به علمنا بأنفسنا ===
این اشکالات به علم ما به خودمان نیز وارد است، در حالی که ما به وجدان درمی‌یابیم که ذات خود را بدون هیچ گونه دوگانگی و بدون نیاز به دلالت، مستقیماً درک می‌کنیم. پس اشکال مذکور با بداهت وجدانی باطل می‌شود<ref>المباحث المشرقیة، ج۲، ص ۴۶۹</ref>.
 
=== پاسخ دوم: تصحیح ماهیت علم ===
علم و ادراک، صرفاً حضور صورت مدرک در مدرک نیست، بلکه اضافهٔ مخصوصی است میان مدرک و مدرَک. در جایی که مدرک عین مدرَک است (مانند علم به ذات)، همین که ذات حاضر باشد، برای تحقق این اضافه کافی است و نیازی به صورت دیگر نیست<ref>المباحث المشرقیة، ج۲، ص ۴۷۰</ref>.
 
== تمایز علم حضوری انسان و حیوان به ذات خود==
 
یکی از نکات مهم تطبیقی در حکمت اسلامی، تمایز نحوهٔ ادراک ذات در انسان و حیوان است:
 
=== انسان ===
ذات خود را «بذاته» و با علم حضوری مستقیماً درک می‌کند. این ادراک، بدون واسطه و بی‌واسطه است.
 
=== حیوان ===
ذات خود را «بوهمه فی آلة وهمه» (با قوهٔ وهم خود و به صورت صورتی مرتسم در آلهٔ وهم) درک می‌کند. به عبارت دیگر، ادراک حیوان از ذات خویش، حصولی و از طریق صورت است، نه حضوری<ref>المباحثات، ج۱، ص ۱۷۹؛ المباحث المشرقیة، ج۲، ص ۳۵۸</ref>.
 
این تمایز نشان‌دهندهٔ مرتبهٔ نازلتر وجودی و ادراکی حیوان نسبت به انسان است.
 
==اموری که علم حضوری به آنها تعلق نمی‌گیرد==
 
علم حضوری، به دلیل اینکه نیازمند حضور وجود عینی شیء نزد عالم است، به برخی امور تعلق نمی‌گیرد:
 
=== حرکت ===
از آنجا که حرکت، امری تدریجی و دارای عدم ذاتی است، صورت خارجیِ واحدی ندارد که بتواند با علم حضوری درک شود. «العلم الحضوری لا یتعلّق بالحرکات و ما یجری مجراها مما لا صورة لها فی الخارج»<ref>مجموعه رسائل فلسفی صدر المتألهین، ج۱، ص ۱۳۱</ref>.
 
=== اعدام محض ===
عدم و شر محض، وجود عینی ندارند تا حضوری درک شوند. هر چند ادراک اعدام (مانند تفرق اتصال در باب الم) از سنخ علم حضوری است، اما آنچه درک می‌شود خودِ امر عدمی نیست، بلکه وجود رابط و نسبیِ آن نزد مدرک است<ref>الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة، ج۹، ص ۳۶۳</ref>.
 
== نقش التفات (توجه) در تحقق علم حضوری==
 
یکی از شرایط تحقق علم حضوری برای نفس نسبت به برخی امور، «التفات» (توجه) است. چه بسا صورتی در آلهٔ ادراکی (مانند حس یا خیال) حاصل شود، ولی نفس تا زمانی که به آن توجه نکند، از آن علم حضوری ندارد. نفس با التفات خود به آن صورت، آن را به صورت شهودی و حضوری درک می‌کند. این مطلب نشان می‌دهد که صرف حصول صورت در آله برای تحقق علم حضوری کافی نیست، بلکه نیاز به فعل نفسانیِ توجه نیز هست<ref>الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة، ج۶، ص ۱۶۲؛ مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۱، ص ۴۸۵</ref>.


== منابع و ارجاعات کلیدی (افراد، کتب، نظریات)==
== منابع و ارجاعات کلیدی (افراد، کتب، نظریات)==


|+ مهم‌ترین منابع و صاحب‌نظران علم حضوری
{| class="wikitable"
|+ مهم‌ترین منابع و صاحب‌نظران
|-
! فرد / مکتب !! کتاب یا اثر کلیدی !! نظریه یا دیدگاه اصلی در باب علم حضوری
! فرد / مکتب !! کتاب یا اثر کلیدی !! نظریه یا دیدگاه اصلی در باب علم حضوری
 
|-
| '''ارسطو (معلّم اول)''' || اثولوجیا (منسوب)، کتاب النفس (به نقل از دیگران) || اشاره به حضور اشیاء در عالم عقلی؛ علم خدا به اشیاء به نحو حضور و شهود؛ قول به اینکه «الشيء لا يحضر لنفسه و لكن لا يغيب عنها»<ref>مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۱، ص ۷۲</ref>
| '''ارسطو (معلّم اول)''' || اثولوجیا (منسوب)، کتاب النفس (به نقل از دیگران) || اشاره به حضور اشیاء در عالم عقلی؛ علم خدا به اشیاء به نحو حضور و شهود؛ قول به اینکه «الشيء لا يحضر لنفسه و لكن لا يغيب عنها»<ref>مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۱، ص ۷۲</ref>
 
|-
| '''شیخ‌الرئیس ابن‌سینا''' || التعلیقات، المباحثات، الشفاء (الهیات) || قائل به علم حضوری نفس به ذات خود؛ اثبات تجرد نفس از طریق علم حضوری؛ اضطراب در تبیین علم الهی؛ تعریف تعقل به «حضور ماهية المعقول عند العاقل»<ref>المباحث المشرقیة، ج۲، ص ۴۶۹</ref>
| '''شیخ‌الرئیس ابن‌سینا''' || التعلیقات، المباحثات، الشفاء (الهیات) || قائل به علم حضوری نفس به ذات خود؛ اثبات تجرد نفس از طریق علم حضوری؛ اضطراب در تبیین علم الهی؛ تعریف تعقل به «حضور ماهية المعقول عند العاقل»<ref>المباحث المشرقیة، ج۲، ص ۴۶۹</ref>
 
|-
| '''فخرالدین رازی''' || المباحث المشرقیة || طرح اشکالات بر علم حضوری واجب به ذات خود؛ نقض اشکالات خود به علمنا بأنفسنا<ref>المباحث المشرقیة، ج۲، ص ۴۶۹-۴۷۰</ref>
| '''فخرالدین رازی''' || المباحث المشرقیة || طرح اشکالات بر علم حضوری واجب به ذات خود؛ نقض اشکالات خود به علمنا بأنفسنا<ref>المباحث المشرقیة، ج۲، ص ۴۶۹-۴۷۰</ref>
 
|-
| '''شهاب‌الدین سهروردی (شیخ اشراق)''' || حکمة الإشراق، مجموعه مصنفات شیخ اشراق (المشارع و المطارحات) || توسعه علم حضوری به علم نفس به ذات، قوا و بدن؛ علم خدا به اشیاء به نحو ظهور ذوات؛ ابصار به عنوان علم حضوری نفس به مبصرات؛ تعریف علم به «عدم غيبة الشيء عن الذات المجردة»<ref>مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۱، ص ۴۸۷</ref>
| '''شهاب‌الدین سهروردی (شیخ اشراق)''' || حکمة الإشراق، مجموعه مصنفات شیخ اشراق (المشارع و المطارحات) || توسعه علم حضوری به علم نفس به ذات، قوا و بدن؛ علم خدا به اشیاء به نحو ظهور ذوات؛ ابصار به عنوان علم حضوری نفس به مبصرات؛ تعریف علم به «عدم غيبة الشيء عن الذات المجردة»<ref>مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۱، ص ۴۸۷</ref>
 
|-
| '''خواجه نصیرالدین طوسی''' || شرح الإشارات و التنبیهات || راهی نزدیک به نظر اشراقیان در علم حضوری عاقل به معلولات ذاتی خود؛ عدم افتقار عاقل در ادراک ذات و معلولات ذاتی به صورت<ref>شرح الإشارات و التنبیهات للطوسي (مع المحاکمات)، ج۳، ص ۳۰۵</ref>
| '''خواجه نصیرالدین طوسی''' || شرح الإشارات و التنبیهات || راهی نزدیک به نظر اشراقیان در علم حضوری عاقل به معلولات ذاتی خود؛ عدم افتقار عاقل در ادراک ذات و معلولات ذاتی به صورت<ref>شرح الإشارات و التنبیهات للطوسي (مع المحاکمات)، ج۳، ص ۳۰۵</ref>
 
|-
| '''قطب‌الدین شیرازی''' || شرح حکمة الإشراق || تقریر نظریه اشراقی در باب علم حضوری؛ تبیین ابصار به عنوان اشراق حضوری نفس بر مرئیات<ref>شرح حکمة الإشراق (قطب)، ج۱، ص ۴۵۴</ref>
| '''قطب‌الدین شیرازی''' || شرح حکمة الإشراق || تقریر نظریه اشراقی در باب علم حضوری؛ تبیین ابصار به عنوان اشراق حضوری نفس بر مرئیات<ref>شرح حکمة الإشراق (قطب)، ج۱، ص ۴۵۴</ref>
 
|-
| '''شهرزوری''' || شرح حکمة الإشراق || تقریر و بسط نظریه اشراقی؛ تبیین علم واجب به اشیاء به نحو حضور اشراقی<ref>شرح حکمة الإشراق (شهرزوری)، ج۱، ص ۳۸۲</ref>
| '''شهرزوری''' || شرح حکمة الإشراق || تقریر و بسط نظریه اشراقی؛ تبیین علم واجب به اشیاء به نحو حضور اشراقی<ref>شرح حکمة الإشراق (شهرزوری)، ج۱، ص ۳۸۲</ref>
 
|-
| '''میرداماد''' || القبسات || اشاره به علوم حضوری مانند علم نفس عاقله به ذات مجرد خود؛ عدم اتصاف علم حضوری تام واجب به اجمال و تفصیل<ref>القبسات، ج۱، ص ۳۸۷، ۴۱۸</ref>
| '''میرداماد''' || القبسات || اشاره به علوم حضوری مانند علم نفس عاقله به ذات مجرد خود؛ عدم اتصاف علم حضوری تام واجب به اجمال و تفصیل<ref>القبسات، ج۱، ص ۳۸۷، ۴۱۸</ref>
 
|-
| '''میرک بخاری''' || حکمة العین و شرحه || نامگذاری علمی که نیازمند صورت نیست به «علم حضورى»؛ بحث درباره خلو نفس از علم حصولی در بدو فطرت نه علم حضوری<ref>حکمة العین و شرحه، ج۱، ص ۳۰۹</ref>
| '''میرک بخاری''' || حکمة العین و شرحه || نامگذاری علمی که نیازمند صورت نیست به «علم حضورى»؛ بحث درباره خلو نفس از علم حصولی در بدو فطرت نه علم حضوری<ref>حکمة العین و شرحه، ج۱، ص ۳۰۹</ref>
 
|-
| '''صدرالمتألهین شیرازی (ملاصدرا)''' || الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة، المبدأ و المعاد، شرح أصول الکافي، تفسیر القرآن الکریم، حکمة الإشراق (تعلیقه)، مجموعه رسائل فلسفی، أسرار الآیات، الشواهد الربوبیة، عرشیه، مفاتیح الغیب || جامع‌ترین نظریه علم حضوری؛ تعریف «حضور الأشياء بوجوداتها عند العالم لا بماهياتها»<ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۲۳۷</ref>؛ علم حضوری به عنوان «أتم صنفي العلم» و علم حقیقی<ref>المبدأ و المعاد، ج۱، ص ۸۳</ref>؛ جریان علم حضوری بر تمام مراتب وجود (نفس، عقل، خدا، علت به معلول)؛ بازگشت علوم حصولی به علم حضوری
| '''صدرالمتألهین شیرازی (ملاصدرا)''' || الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة، المبدأ و المعاد، شرح أصول الکافي، تفسیر القرآن الکریم، حکمة الإشراق (تعلیقه)، مجموعه رسائل فلسفی، أسرار الآیات، الشواهد الربوبیة، عرشیه، مفاتیح الغیب || جامع‌ترین نظریه علم حضوری؛ تعریف «حضور الأشياء بوجوداتها عند العالم لا بماهياتها»<ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۲۳۷</ref>؛ علم حضوری به عنوان «أتم صنفي العلم» و علم حقیقی<ref>المبدأ و المعاد، ج۱، ص ۸۳</ref>؛ جریان علم حضوری بر تمام مراتب وجود (نفس، عقل، خدا، علت به معلول)؛ بازگشت علوم حصولی به علم حضوری
 
|-
| '''علامه سید محمدحسین طباطبایی''' || نهایة الحکمة، بدایة الحکمة || تقریر نهایی نظریه صدرایی؛ تقسیم علم به حصولی و حضوری به عنوان قسمة حاصره<ref>بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۳۹</ref>؛ اثبات علم حضوری علت مجرد به معلول مجرد و بالعکس<ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۲۶۰</ref>؛ بازگشت علوم حصولی به علم حضوری
| '''علامه سید محمدحسین طباطبایی''' || نهایة الحکمة، بدایة الحکمة || تقریر نهایی نظریه صدرایی؛ تقسیم علم به حصولی و حضوری به عنوان قسمة حاصره<ref>بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۳۹</ref>؛ اثبات علم حضوری علت مجرد به معلول مجرد و بالعکس<ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۲۶۰</ref>؛ بازگشت علوم حصولی به علم حضوری
 
|-
| '''حسن‌زاده آملی''' || تعلیقات بر شرح المنظومة || تقریر و تعلیقات بر مباحث علم حضوری در حکمت متعالیه؛ اشاره به علم شهودی به وجود کلّ به عنوان حقیقتی نوری<ref>شرح المنظومة (تعلیقات حسن زاده)، ج۵، ص ۲۹۸</ref>
| '''حسن‌زاده آملی''' || تعلیقات بر شرح المنظومة || تقریر و تعلیقات بر مباحث علم حضوری در حکمت متعالیه؛ اشاره به علم شهودی به وجود کلّ به عنوان حقیقتی نوری<ref>شرح المنظومة (تعلیقات حسن زاده)، ج۵، ص ۲۹۸</ref>
 
|-
| '''گروه مشائیان''' || - || علم حضوری را منحصر در علم شیء به ذات خود می‌دانند؛ علم خدا به غیر را حصولی (به وسیله صور ماهوی) تفسیر می‌کنند<ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۲۶۰، ۲۹۱</ref>
| '''گروه مشائیان''' || - || علم حضوری را منحصر در علم شیء به ذات خود می‌دانند؛ علم خدا به غیر را حصولی (به وسیله صور ماهوی) تفسیر می‌کنند<ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۲۶۰، ۲۹۱</ref>
 
|-
| '''گروه اشراقیان''' || - || علم حضوری را شامل علم شیء به ذات، علم علت به معلول و علم معلول به علت می‌دانند؛ قائل به علم حضوری خدا به جمیع اشیاء<ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۲۶۰</ref>
| '''گروه اشراقیان''' || - || علم حضوری را شامل علم شیء به ذات، علم علت به معلول و علم معلول به علت می‌دانند؛ قائل به علم حضوری خدا به جمیع اشیاء<ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۲۶۰</ref>
 
|-
| '''اهل ذوق و کشف (عرفاء)''' || - || علم به کنه حقیقت اشیاء را تنها از راه مشاهده حضوری ممکن می‌دانند؛ قائل به فنا و شهود حضوری حق تعالی از وراء حجاب<ref>المبدأ و المعاد، ج۱، ص ۳۶-۴۰</ref>
| '''اهل ذوق و کشف (عرفاء)''' || - || علم به کنه حقیقت اشیاء را تنها از راه مشاهده حضوری ممکن می‌دانند؛ قائل به فنا و شهود حضوری حق تعالی از وراء حجاب<ref>المبدأ و المعاد، ج۱، ص ۳۶-۴۰</ref>
## نمودار و طرح گرافیکی
|}
 
<div dir="ltr">
<pre>
graph TD
    subgraph "اقسام علم (تقسیم اولیه)"
        A[علم] --> B{حضور معلوم نزد عالم}
        B -- به واسطه ماهیت --> C[علم حصولی]
        B -- بدون واسطه و با وجود --> D[علم حضوری]
    end


    subgraph "علم حضوری"
== جستارهای وابسته ==
        D --> E{انواع بر اساس رابطه عالم و معلوم}
* [[علم حصولی]]
        E --> F[علم شیء به خود<br>مثال: علم نفس به خود]
* [[نظریه علم در فلسفه اسلامی]]
        E --> G[علم علت مجرد به معلول مجرد<br>مثال: علم خدا به اشیاء]
* [[شهابالدین سهروردی]]
        E --> H[علم معلول مجرد به علت مجرد<br>مثال: علم عقل به خدا]
* [[اصالت وجود]]
* [[علم الهی]]


        D --> I{مصادیق مهم}
== پانویس ==
        I --> J[ادراک ذات (انا)]
<references />
        I --> K[ادراک آلام و لذات]
        I --> L[ادراک قوای نفس (وهم، خیال)]
        I --> M[ادراک بدن توسط نفس]
        I --> N[ابصار (بر مبنای اشراق)]
    end


    subgraph "ویژگی‌ها"
== منابع ==
        D --> O[حضور وجود عینی شیء]
        D --> P[بدون نیاز به صورت ذهنی]
        D --> Q[اتحاد یا اضافه اشراقیه]
        D --> R[علم حقیقی و أتم اقسام علم]
    end


    subgraph "نظریه‌پردازان کلیدی"
[[رده:فلسفه اسلامی]]
        S[ابن سینا] -->|توجه به علم به ذات| D
        T[سهروردی] -->|توسعه به ابصار و علم خدا| D
        U[ملاصدرا] -->|تعمیم به همه مراتب وجود بر اساس اصالت وجود| D
        V[علامه طباطبایی] -->|تقریر نهایی| D
    end
</pre>
</div>
 
==پانويس ==
<references/>
==منابع مقاله==
[[رده:اصطلاحات فلسفه]]
[[رده:اصطلاحات فلسفه]]
[[رده:اصطلاحات فلسفه اسلامی]]
[[رده:مفاهیم فلسفی]]
[[رده:علم در فلسفه]]
[[رده:فلسفه ملاصدرا]]
[[رده:حکمت متعالیه]]
[[رده:حکمت متعالیه]]
[[رده:فلسفه اشراق]]
[[رده:فلسفه اشراق]]
[[رده:فلسفه مشاء]]
[[رده:معرفت‌شناسی]]
[[رده:معرفت‌شناسی اسلامی]]
[[رده:اصطلاحات فلسفه اسلامی]]
[[رده:علم حضوری]]
 
[[رده:نظریه‌های معرفت]]
[[ar:العلم الحضوري]]
[[رده:مفاهیم معرفت‌شناسی]]
[[en:Scientia Praesentialis]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۳۶

علم حضوری
اصطلاحی در فلسفه اسلامی
شناسه اصطلاح
نام‌های دیگردانش حضوری، علم شهودی، العلم الإشراقی الحضوری
معادل عربیاَلْعِلْمُ اَلْحُضُورِی
معادل لاتینScientia Praesentialis
معادل اروپاییKnowledge by Presence
دانشفلسفه، معرفت‌شناسی، هستی‌شناسی
فلسفهفلسفه اسلامی، حکمت متعالیه، فلسفه اشراق، فلسفه مشاء
پیشینه و ریشه‌شناسی
فیلسوفان کلیدیابن سینا، شهابالدین سهروردی، صدرالمتألهین شیرازی، علامه طباطبائی
مدافعانسهروردی، ملاصدرا، علامه طباطبائی، قطب‌الدین شیرازی، شهرزوری
نخستین بار توسطشهابالدین سهروردی (بنیان‌گذاری نظام‌مند)
نخستین متن کهنالتعلیقات (ابن سینا - پیش‌زمینه)، حکمة الإشراق (سهروردی)
ریشه‌شناسی«حضور» در لغت به معنای «در پیش بودن» و «مکاشفه بی‌واسطه» است.
محتوا و تعریف
متون مهمالحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة، حکمة الإشراق، نهایة الحکمة
مفاهیم مرتبطعلم حصولی، اتحاد عاقل و معقول، اضافه اشراقیه، تجرد نفس، علم الهی، وجود رابط
متضادهاعلم حصولی، دانش اکتسابی
پیش‌نیازهاتجرد عالم، علیت، وجود رابط
مقایسه و تطبیق
متناظر غربیKnowledge by Acquaintance (برتراند راسل)
متناظر شرقیپراجنا (آگاهی بی‌واسطه در بودیسم)

علم حضوری، یکی از دو تقسیم اصلی علم در فلسفهٔ اسلامی است که در مقابل علم حصولی قرار دارد. در این نوع علم، خودِ شیء یا واقعیت خارجی (معلوم بالذات) بدون واسطهٔ صورتی از آن در ذهن (صورت ذهنی)، نزد عالم حاضر و مکشوف است. ملاصدرا در این باره می‌گوید: «العلم بالشئ بالحقيقة هو حضور ذاته عند العالم»[۱] و علامه طباطبائی در تعریف آن می‌نویسد: «حضور المعلوم بوجوده للعالم»[۲]. این مفهوم در مقابل علم حصولی قرار دارد که در آن، معلوم به واسطهٔ ماهیت خود (صورت ذهنی) نزد عالم حاضر می‌شود.[۳]

معناشناسی و تحلیل مفهومی

معنای اصطلاحی

علم حضوری در مقابل علم حصولی، «حضور خودِ وجود عینی معلوم نزد عالم» است. صدرالمتألهین در مفاتیح الغیب علم را به سه قسم تقسیم می‌کند: (۱) حصول هويت عينی معلول برای علت (علم حقیقی)، (۲) حصول هويت شيء برای أمر مستقل الوجود به نحو حکمی (مانند علم مجرد به ذات خود)، و (۳) حصول صورت ماهیت برای عالم (علم حصولی). دو قسم نخست را علم حضوری می‌داند.[۴]

علامه طباطبائی در نهایة الحکمة می‌نویسد: «و انقسام العلم إلى القسمين قسمة حاصرة - فحضور المعلوم للعالم إما بماهيته - و هو العلم الحصولي أو بوجوده و هو العلم الحضوري»[۵].

وجه تسمیه

این علم را از آن رو «حضوری» می‌نامند که رابطهٔ عالم و معلوم در آن از سنخ «حضور» وجودی است نه «حصول» ماهوی. در علم حضوری، تمایز عالم و معلوم گاه تنها اعتباری است و گاه به رابطهٔ علیت یا قیومیت تحلیل می‌رود.[۶] سهروردی نیز بر این نکته تأکید دارد که «کل مدرک لذاته فهو مدرک لعین ما به أنائیته، و یشیر إلیه بقوله "أنا"»؛ یعنی هر موجودی که ذات خود را درک می‌کند، به عین «منیّت» خود اشاره دارد، نه به امری زائد بر ذات.[۷]

تحول معنایی

هرچند ریشهٔ علم حضوری را در تأکید ابن سینا بر «شعور بالذات» می‌توان دید،[۸] اما سهروردی بود که آن را به صورت یک تقسیم‌بندی فراگیر در معرفت‌شناسی مطرح کرد و آن را به علم علت به معلول و علم مجردات به یکدیگر نیز تعمیم داد.[۹] بعدها، ملاصدرا در حکمت متعالیه، این مفهوم را با مبانی وجودشناختی خود درآمیخت و بر «هویت عینی علم و وجود» تأکید کرد.[۱۰] علامه طباطبائی نیز در نهایة الحکمة تقریری نوین از آن ارائه داد.[۱۱]

جایگاه در نظام فلسفی

علم حضوری در سه حوزهٔ کلان فلسفهٔ اسلامی نقش اساسی دارد:

  1. معرفت‌شناسی (نظریهٔ علم): به عنوان یکی از دو قلمرو اساسی علم (در کنار علم حصولی). علم حضوری پایه و منشأ همهٔ علوم حصولی دانسته می‌شود.[۱۲] صدرالمتألهین در این باره می‌نویسد: «العلم الحضوری هو أتم صنفی العلم، بل العلم في الحقیقة لیس إلا هو».[۱۳]
  2. هستی‌شناسی (وجودشناسی): به دلیل هم‌سنخی علم حضوری با وجود، این نظریه به اثبات تجرد نفس و اثبات علم الهی به جزئیات مادی یاری می‌رساند.[۱۴]
  3. خداشناسی (علم الهی): مهم‌ترین کاربرد علم حضوری، تبیین چگونگی علم خداوند به اشیاء، به ویژه جزئیات مادی، بدون نیاز به صور ذهنی و بدون تغییر در ذات الهی است.[۱۵]

تاریخچه و سیر تطور

پیش‌زمینه (ابن سینا و مشائیان)

ابن سینا در آثار خود به روشنی به این نکته اشاره کرده است که علم انسان به ذات خود از سنخ «شعور بالذات» است و در آن، نفس با ذات خود یکی است: «فالشعور بالذات يكون بقوة واحدة».[۱۶] همچنین در التعلیقات می‌نویسد: «فواجب الوجود بذاته عاقل لذاته و معقول لذاته».[۱۷] با این حال، مشائیان (پیروان ابن سینا) عمدتاً علم حضوری را تنها در مورد «علم النفس بذاتها» و گاهی «علم العلة بمعلولها» می‌پذیرفتند و آن را به سایر موارد تعمیم نمی‌دادند.[۱۸] فخر رازی در المباحث المشرقیة قول مشائیان را چنین نقل کرده است: «الحكماء اتفقوا على ان علم الانسان بنفسه هو نفس نفسه».[۱۹]

تأسیس نظام‌مند (شیخ اشراق)

سهروردی با نقد نظریهٔ «علم به صور ذهنی» در تبیین علم الهی، نظریهٔ «علم حضوری اشراقی» را بنیان نهاد. وی بر اساس اصل «الإبصار بمجرد مقابلة المستنیر للعضو الباصر»[۲۰]، نشان داد که در مواردی مانند رؤیت، نفس، خودِ شیء خارجی را با علم حضوری درک می‌کند، نه صورت آن را.[۲۱] وی همچنین علم واجب تعالی به اشیاء را از نوع علم حضوری اشراقی دانست و می‌گوید: «علمه تعالى محض إضافة إشراقية عنده».[۲۲]

تکامل در حکمت متعالیه

ملاصدرا با پذیرش مبانی سهروردی، علم حضوری را با اصل «اصالت وجود» پیوند زد. از نظر او، علم حضوری چیزی جز «نحوی از وجود» است و هر موجود مجردی به ذات خود علم حضوری دارد.[۲۳] ملاصدرا همچنین برهان‌های متعددی بر اثبات علم حضوری برای نفس، قوای نفس، بدن و حتی برای نفس نسبت به قوای خود اقامه کرد.[۲۴] وی در الحکمة المتعالیة می‌نویسد: «فالعلم الحضوري هو أتم صنفي العلم، بل العلم في الحقيقة ليس إلا هو».[۲۵]

دوران معاصر

علامه طباطبائی در کتاب نهایة الحکمة، تقریری روشن و نظام‌مند از علم حضوری و تقسیمات آن ارائه داد و بر انتهاء همهٔ علوم حصولی به علم حضوری تأکید کرد.[۲۶] وی در بدایة الحکمة می‌نویسد: «إنقسام العلم إلى القسمین قسمة حاصرة - فحضور المعلوم للعالم إما بماهيته - و هو العلم الحصولي أو بوجوده و هو العلم الحضوري».[۲۷]

تعاریف و تقریرهای اصلی

تعریف مشائیان

«العلم عبارة عن حضور ماهية المعقول عند العاقل»[۲۸] – از این منظر، علم حضوری تنها در جایی تحقق می‌یابد که ماهیت معلوم، عین ذات عالم باشد (مانند علم نفس به خود). این تعریف بعدها با انتقاد سهروردی و ملاصدرا مواجه شد.

تعریف اشراقیان

«العلم و الإدراك ليس عبارة عن حضور صورة المدرك في المدرك بل عن إضافة مخصوصة بين المدرك و المدرك»[۲۹]. در این دیدگاه، علم حضوری به «اضافهٔ اشراقیه» (ارتباط وجودی خاصی) میان عالم و معلوم تحقق می‌یابد و نیازمند صورتی زائد بر ذات نیست.[۳۰]

تعریف صدرایی

«العلم بالشئ بالحقيقة هو حضور ذاته عند العالم، و هو أتم قسمي العلم بالشئ»[۳۱]. ملاصدرا علم حضوری را معادل با «حضور وجودی» معلوم نزد عالم می‌داند و آن را برتر از علم حصولی می‌شمارد. وی همچنین در مفاتیح الغیب علم را به سه قسم تقسیم می‌کند: حصول هويت عينی معلول برای علت، حصول هويت شيء برای أمر مستقل الوجود به نحو حکمی، و حصول صورت ماهیت برای عالم.[۳۲]

تعریف علامه طباطبائی

«حضور المعلوم بوجوده للعالم»[۳۳] که در مقابل «حضور المعلوم بماهیته» (علم حصولی) قرار می‌گیرد.

اقسام و تقسیمات

معیار تقسیم نوع علم حضوری مثال
نسبت عالم و معلوم علم شیء به خود علم نفس به ذات خود [۳۴]
علیت علم علت به معلول علم واجب به معلولات [۳۵]
علیت علم معلول به علت علم نفس مجرد به علت خود (عقل فعال) [۳۶]
متعلَّق علم به امور وجودی علم انسان به بدن و قوای خود [۳۷]
متعلَّق علم به امور عدمی (به تبع) علم به عدم (از راه حضور امر وجودیِ مقابل) [۳۸]

ادله و استدلال‌ها

برهان اجتماع مثلین (نخستین برهان)

اگر علم انسان به ذات خود حصولی (و از راه صورت ذهنی) بود، باید صورت مساوی با ذات او در نفس او حاصل می‌شد که مستلزم «اجتماع مثلین» است. پس علم انسان به ذات خود حضوری است.[۳۹] همین استدلال در تقریری دیگر چنین بیان شده است: «إنا قد نعقل ذواتنا، و كل من عقل ذاتا فله ماهية تلك الذات...» – اگر صورت ذهنی زائد بر ذات بود، نمی‌توانست نشانهٔ «انا» (من شخصی) باشد.[۴۰][۴۱]

برهان عرشی (ملاصدرا)

نفس در آغاز فطرت از همهٔ علوم حصولی خالی است، اما استعمال آلات (حواس) به علم به آن آلات نیاز دارد. اگر این علم هم حصولی بود، مستلزم دور یا تسلسل است. پس نخستین علم نفس به ذات خود و سپس به قوای خود، حضوری است.[۴۲] ملاصدرا در جای دیگر این برهان را از «عرشيات» برمی‌شمارد.[۴۳]

برهان علیت (علامه طباطبائی)

وجود معلول، وجودی رابط نسبت به علت خود دارد و به تمام وجود خود نزد علت حاضر است؛ از این رو علم علت به معلول، حضوری است (در صورت تجرد هر دو).[۴۴] همچنین در بدایة الحکمة می‌نویسد: «و كذلك العلة حاضرة بوجودها، لمعلولها... فهي معلومة لمعلولها علما حضوريا».[۴۵]

برهان تجرد (شیخ اشراق)

اگر علم نفس به بدن و قوای خود حصولی و از راه صورت ذهنی بود، آن صورت کلی می‌شد در حالی که بدن و قوای نفس جزئی هستند؛ همچنین وهم (که قوه‌ای جزئی است) نمی‌تواند خود را درک کند، در حالی که نفس به وهم خود علم دارد. بنابراین این علوم نیز حضوری‌اند.[۴۶]

برهان ألم

انسان با تفرق اتصال در عضو خود متألم می‌شود و این ألم، خودِ تفرق اتصال است نه صورت ذهنی آن. پس علم به ألم از نوع علم حضوری است.[۴۷][۴۸] صدرالمتألهین در شرح أصول الکافی می‌گوید: «الآلام... عبارة عن الادراك الحضورى لحصول فقد ما و زوال حالة ملائمة».[۴۹]

دیدگاه‌های مختلف

مشائیان

علم حضوری را تنها به «علم النفس بذاتها» محدود می‌کردند و علم واجب به غیر را از راه صور ذهنی تبیین می‌نمودند.[۵۰] فارابی نیز از جمله کسانی است که علم حضوری را در غیر علم مجرد به ذات خود نفی کرده است.[۵۱]

اشراقیان

علم حضوری را به علم شیء به خود، علم عله به معلول، علم معلول به عله (در صورت تجرد) و نیز علم نفس به بدن و قوای خود تعمیم دادند. در علم الهی، معتقد به علم حضوری به جمیع اشیاء شدند.[۵۲] سهروردی در این باره می‌گوید: «العقول القادسة و الذوات الجرمية سواسية الحضور لديه».[۵۳]

حکمت متعالیه

با پذیرش دیدگاه اشراقیان، علم حضوری را با اصالت وجود پیوند زدند و بر این نکته تأکید کردند که در علم حضوری، «المعلوم بالذات هو نفس الموجود الخارجی»[۵۴]. همچنین بر این باورند که همهٔ علوم حصولی سرانجام به علوم حضوری باز می‌گردند.[۵۵]

اشکالات و نقدها

اشکال در علم واجب به متغیرات

گفته شده اگر علم خداوند به حوادث متغیر، حضوری و عین وجود آنها باشد، با تغییر معلوم، علم الهی نیز باید متغیر شود. پاسخ اشراقیان: علم حضوری، «اضافهٔ اشراقیه» است و تغییر اضافه، مستلزم تغییر در ذات مضاف‌الیه نیست.[۵۶] قطب‌الدین شیرازی در این باره می‌گوید: «لا من تغيّر الإضافات تغيّر المضاف إليه».[۵۷]

اشکال در علم حضوری به مادیات

مادیات به دلیل تغایر اجزاء و حجاب ذاتی، نمی‌توانند به صورت حضوری برای موجودی دیگر حاضر شوند.[۵۸] ملاصدرا پاسخ می‌دهد که مادیات برای واجب تعالی به وجود علمی و مجرد خود (نه وجود مادی) حاضرند.[۵۹] وی در العرشیه می‌نویسد: «لا تصغ إلى قول من يقول هذه المكونات الجسمانية و إن كانت في حدود أنفسها جسمانية متغيرة لكنها بالإضافة إلى ما فوقها... معقولات ثابتة غير متغيرة».[۶۰]

اشکال در علم حضوری نفس به قوای خود

ناقدان گفته‌اند اگر علم نفس به قوای خود حضوری بود، هرگز دربارهٔ جوهر بودن نفس تردید نمی‌کردیم. پاسخ: علم حضوری نفس به ذات خود، علم به «هویت شخصی» است (انا)، در حالی که مفاهیمی مانند «جوهر» از سنخ علم حصولی و کلی هستند؛ غفلت از این مفاهیم با علم حضوری منافات ندارد.[۶۱] صدرالمتألهین در این باره می‌گوید: «ثبت ان ادراك هوية الانسان و نيل ذاته العينية بالكشف الحضورى شيء، و ادراك ماهيته شيء آخر».[۶۲]

آثار و نتایج فلسفی

  1. اثبات تجرد نفس: برهان علم حضوری به ذات، یکی از مهم‌ترین براهین اثبات تجرد نفس در فلسفه اسلامی است.[۶۳]
  2. تبیین علم الهی به جزئیات: نظریهٔ علم حضوری راهی برای حل مسئلهٔ دیرینهٔ «علم خدا به جزئیات مادی» بدون افتادن در تغیر یا نیاز به صور ذهنی فراهم می‌کند.[۶۴]
  3. پایان‌دهی به سفسطه: از راه علم حضوری انسان به وجود خود و به برخی از حالات درونی (مانند درد و لذت) می‌توان واقعیت خارجی را اثبات کرد و شکاکیت را ابطال نمود.[۶۵]
  4. اتحاد عاقل و معقول: در برخی از اقسام علم حضوری (مانند علم نفس به خود یا علم عقل به ماهیت خود)، اتحاد عالم و معلوم تحقق می‌یابد.[۶۶]
  5. تبیین علم به آلام و لذات: علم حضوری تبیینی دقیق از علم به امور عدمی (مانند درد ناشی از تفرق اتصال) ارائه می‌دهد.[۶۷]

اصطلاحات مرتبط

جدول تطبیقی دیدگاه‌ها

مکتب دامنهٔ علم حضوری در علم الهی در علم نفس به ذات
مشاء محدود (علم شیء به خود) علم حصولی به صور حضوری[۶۸]
اشراق گسترده (خود، عله، معلول، نفس به بدن) حضوری اشراقی حضوری[۶۹]
حکمت متعالیه بسیار گسترده (جمیع مجردات و حتی مادیات به وجود علمی) حضوری و عین وجود حضوری (هویت شخصی)[۷۰]

منابع و ارجاعات کلیدی (افراد، کتب، نظریات)

مهم‌ترین منابع و صاحب‌نظران
فرد / مکتب کتاب یا اثر کلیدی نظریه یا دیدگاه اصلی در باب علم حضوری
ارسطو (معلّم اول) اثولوجیا (منسوب)، کتاب النفس (به نقل از دیگران) اشاره به حضور اشیاء در عالم عقلی؛ علم خدا به اشیاء به نحو حضور و شهود؛ قول به اینکه «الشيء لا يحضر لنفسه و لكن لا يغيب عنها»[۷۱]
شیخ‌الرئیس ابن‌سینا التعلیقات، المباحثات، الشفاء (الهیات) قائل به علم حضوری نفس به ذات خود؛ اثبات تجرد نفس از طریق علم حضوری؛ اضطراب در تبیین علم الهی؛ تعریف تعقل به «حضور ماهية المعقول عند العاقل»[۷۲]
فخرالدین رازی المباحث المشرقیة طرح اشکالات بر علم حضوری واجب به ذات خود؛ نقض اشکالات خود به علمنا بأنفسنا[۷۳]
شهاب‌الدین سهروردی (شیخ اشراق) حکمة الإشراق، مجموعه مصنفات شیخ اشراق (المشارع و المطارحات) توسعه علم حضوری به علم نفس به ذات، قوا و بدن؛ علم خدا به اشیاء به نحو ظهور ذوات؛ ابصار به عنوان علم حضوری نفس به مبصرات؛ تعریف علم به «عدم غيبة الشيء عن الذات المجردة»[۷۴]
خواجه نصیرالدین طوسی شرح الإشارات و التنبیهات راهی نزدیک به نظر اشراقیان در علم حضوری عاقل به معلولات ذاتی خود؛ عدم افتقار عاقل در ادراک ذات و معلولات ذاتی به صورت[۷۵]
قطب‌الدین شیرازی شرح حکمة الإشراق تقریر نظریه اشراقی در باب علم حضوری؛ تبیین ابصار به عنوان اشراق حضوری نفس بر مرئیات[۷۶]
شهرزوری شرح حکمة الإشراق تقریر و بسط نظریه اشراقی؛ تبیین علم واجب به اشیاء به نحو حضور اشراقی[۷۷]
میرداماد القبسات اشاره به علوم حضوری مانند علم نفس عاقله به ذات مجرد خود؛ عدم اتصاف علم حضوری تام واجب به اجمال و تفصیل[۷۸]
میرک بخاری حکمة العین و شرحه نامگذاری علمی که نیازمند صورت نیست به «علم حضورى»؛ بحث درباره خلو نفس از علم حصولی در بدو فطرت نه علم حضوری[۷۹]
صدرالمتألهین شیرازی (ملاصدرا) الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة، المبدأ و المعاد، شرح أصول الکافي، تفسیر القرآن الکریم، حکمة الإشراق (تعلیقه)، مجموعه رسائل فلسفی، أسرار الآیات، الشواهد الربوبیة، عرشیه، مفاتیح الغیب جامع‌ترین نظریه علم حضوری؛ تعریف «حضور الأشياء بوجوداتها عند العالم لا بماهياتها»[۸۰]؛ علم حضوری به عنوان «أتم صنفي العلم» و علم حقیقی[۸۱]؛ جریان علم حضوری بر تمام مراتب وجود (نفس، عقل، خدا، علت به معلول)؛ بازگشت علوم حصولی به علم حضوری
علامه سید محمدحسین طباطبایی نهایة الحکمة، بدایة الحکمة تقریر نهایی نظریه صدرایی؛ تقسیم علم به حصولی و حضوری به عنوان قسمة حاصره[۸۲]؛ اثبات علم حضوری علت مجرد به معلول مجرد و بالعکس[۸۳]؛ بازگشت علوم حصولی به علم حضوری
حسن‌زاده آملی تعلیقات بر شرح المنظومة تقریر و تعلیقات بر مباحث علم حضوری در حکمت متعالیه؛ اشاره به علم شهودی به وجود کلّ به عنوان حقیقتی نوری[۸۴]
گروه مشائیان - علم حضوری را منحصر در علم شیء به ذات خود می‌دانند؛ علم خدا به غیر را حصولی (به وسیله صور ماهوی) تفسیر می‌کنند[۸۵]
گروه اشراقیان - علم حضوری را شامل علم شیء به ذات، علم علت به معلول و علم معلول به علت می‌دانند؛ قائل به علم حضوری خدا به جمیع اشیاء[۸۶]
اهل ذوق و کشف (عرفاء) - علم به کنه حقیقت اشیاء را تنها از راه مشاهده حضوری ممکن می‌دانند؛ قائل به فنا و شهود حضوری حق تعالی از وراء حجاب[۸۷]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ملاصدرا، الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة، ج۶، ص۱۶۳.
  2. علامه طباطبائی، بدایة الحکمة، ج۱، ص۱۳۹.
  3. علامه طباطبائی، نهایة الحکمة، ج۱، ص۲۳۷.
  4. ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ج۱، ص۱۰۸.
  5. علامه طباطبائی، نهایة الحکمة، ج۱، ص۲۳۷.
  6. ابن سینا، التعلیقات، ج۱، ص۱۴۸.
  7. سهروردی، شرح حکمة الإشراق (قطب)، ج۱، ص۲۸۳.
  8. ابن سینا، التعلیقات، ج۱، ص۱۴۸.
  9. سهروردی، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۱، ص۴۸۷.
  10. ملاصدرا، المبدأ و المعاد، ج۱، ص۸۳.
  11. علامه طباطبائی، نهایة الحکمة، ج۱، ص۲۳۷.
  12. علامه طباطبائی، نهایة الحکمة، ج۱، ص۲۳۷.
  13. ملاصدرا، المبدأ و المعاد، ج۱، ص۸۳.
  14. ملاصدرا، المبدأ و المعاد، ج۱، ص۱۰۵.
  15. ملاصدرا، شرح أصول الکافي، ج۳، ص۱۲۴.
  16. ابن سینا، التعلیقات، ج۱، ص۱۴۸.
  17. ابن سینا، التعلیقات، ج۱، ص۱۹۰.
  18. علامه طباطبائی، نهایة الحکمة، ج۱، ص۲۶۰.
  19. فخر رازی، المباحث المشرقیة، ج۱، ص۱۴۴.
  20. سهروردی، شرح الهدایة الأثیریة (نقل قول)، ج۱، ص۳۸۳.
  21. سهروردی، شرح حکمة الإشراق (قطب)، ج۱، ص۳۹.
  22. سهروردی، المبدأ و المعاد (ملاصدرا)، ج۱، ص۱۰۷.
  23. ملاصدرا، أسرار الآیات، ج۱، ص۴۵.
  24. ملاصدرا، المبدأ و المعاد، ج۱، ص۸۱.
  25. ملاصدرا، المبدأ و المعاد، ج۱، ص۸۳.
  26. علامه طباطبائی، نهایة الحکمة، ج۱، ص۲۳۷.
  27. علامه طباطبائی، بدایة الحکمة، ج۱، ص۱۳۹.
  28. فخر رازی، المباحث المشرقیة، ج۲، ص۴۶۹.
  29. فخر رازی (به نقل از اشراقیان)، المباحث المشرقیة، ج۲، ص۴۷۰.
  30. سهروردی، شرح حکمة الإشراق (شهرزوری)، ج۱، ص۳۸۲.
  31. ملاصدرا، الحکمة المتعالیة، ج۶، ص۱۶۳.
  32. ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ج۱، ص۱۰۸.
  33. علامه طباطبائی، بدایة الحکمة، ج۱، ص۱۳۹.
  34. ابن سینا، التعلیقات، ج۱، ص۱۴۸.
  35. علامه طباطبائی، بدایة الحکمة، ج۱، ص۱۵۴.
  36. علامه طباطبائی، نهایة الحکمة، ج۱، ص۲۶۰.
  37. ملاصدرا، المبدأ و المعاد، ج۱، ص۸۰.
  38. ملاصدرا، الحکمة المتعالیة، ج۹، ص۳۶۳.
  39. فخر رازی، المباحث المشرقیة، ج۱، ص۱۴۴.
  40. ملاصدرا، المبدأ و المعاد، ج۱، ص۲۸۸.
  41. سهروردی، حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۴، ص۱۹.
  42. ملاصدرا، المبدأ و المعاد، ج۱، ص۸۱.
  43. ملاصدرا، الحکمة المتعالیة، ج۶، ص۱۶۱.
  44. علامه طباطبائی، نهایة الحکمة، ج۱، ص۲۶۰.
  45. علامه طباطبائی، بدایة الحکمة، ج۱، ص۱۵۴.
  46. سهروردی، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۱، ص۴۸۴.
  47. سهروردی، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۱، ص۴۸۵.
  48. ملاصدرا، المبدأ و المعاد، ج۱، ص۸۱.
  49. ملاصدرا، شرح أصول الکافي، ج۱، ص۴۰۷.
  50. علامه طباطبائی، بدایة الحکمة، ج۱، ص۱۵۴.
  51. ملاصدرا، مجموعه رسائل فلسفی، ج۱، ص۱۲۹.
  52. سهروردی، شرح حکمة الإشراق (شهرزوری)، ج۱، ص۳۸۲.
  53. سهروردی، المبدأ و المعاد (ملاصدرا)، ج۱، ص۱۰۹.
  54. ملاصدرا، حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۴، ص۹.
  55. علامه طباطبائی، نهایة الحکمة، ج۱، ص۲۳۷.
  56. سهروردی، شرح حکمة الإشراق (قطب)، ج۱، ص۳۵۱.
  57. همان.
  58. علامه طباطبائی، بدایة الحکمة، ج۱، ص۱۶۵.
  59. ملاصدرا، العرشیه، ج۱، ص۲۲۵.
  60. ملاصدرا، العرشیه، ج۱، ص۲۲۵.
  61. ملاصدرا، مجموعه رسائل فلسفی، ج۱، ص۱۲۸.
  62. همان.
  63. ملاصدرا، مجموعه رسائل فلسفی، ج۱، ص۱۲۶.
  64. ملاصدرا، شرح أصول الکافي، ج۳، ص۱۲۴.
  65. علامه طباطبائی، نهایة الحکمة، ج۱، ص۴.
  66. ابن سینا، التعلیقات، ج۱، ص۱۴۸.
  67. ملاصدرا، شرح أصول الکافي، ج۱، ص۴۰۷.
  68. علامه طباطبائی، بدایة الحکمة، ج۱، ص۱۵۴.
  69. سهروردی، شرح حکمة الإشراق (شهرزوری)، ج۱، ص۳۸۲.
  70. ملاصدرا، المبدأ و المعاد، ج۱، ص۸۳ و ص۱۰۷.
  71. مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۱، ص ۷۲
  72. المباحث المشرقیة، ج۲، ص ۴۶۹
  73. المباحث المشرقیة، ج۲، ص ۴۶۹-۴۷۰
  74. مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۱، ص ۴۸۷
  75. شرح الإشارات و التنبیهات للطوسي (مع المحاکمات)، ج۳، ص ۳۰۵
  76. شرح حکمة الإشراق (قطب)، ج۱، ص ۴۵۴
  77. شرح حکمة الإشراق (شهرزوری)، ج۱، ص ۳۸۲
  78. القبسات، ج۱، ص ۳۸۷، ۴۱۸
  79. حکمة العین و شرحه، ج۱، ص ۳۰۹
  80. نهایة الحکمة، ج۱، ص ۲۳۷
  81. المبدأ و المعاد، ج۱، ص ۸۳
  82. بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۳۹
  83. نهایة الحکمة، ج۱، ص ۲۶۰
  84. شرح المنظومة (تعلیقات حسن زاده)، ج۵، ص ۲۹۸
  85. نهایة الحکمة، ج۱، ص ۲۶۰، ۲۹۱
  86. نهایة الحکمة، ج۱، ص ۲۶۰
  87. المبدأ و المعاد، ج۱، ص ۳۶-۴۰

منابع