تشکیک در وجود: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    (صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات اصطلاحات فلسفی | نام = تشکیک در وجود | عنوان = تشکیک در وجود | نام کامل = مشککية الوجود | نام‌های دیگر = | معادل عربی = تشکیک الوجود، مشککية الوجود | معادل لاتین = Gradation of Being | معادل اروپایی = | دانش = فلسفه اسلامی | فلسفه = حکمت متعالیه | م...» ایجاد کرد)
     
    بدون خلاصۀ ویرایش
     
    (۲۰ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
    خط ۱: خط ۱:
    {{جعبه اطلاعات اصطلاحات فلسفی
    {{جعبه اطلاعات اصطلاح فلسفی
    | نام = تشکیک در وجود
    | نام = تشکیک در وجود
    | عنوان = تشکیک در وجود
    | عنوان = اصطلاحی در فلسفه اسلامی
    | نام کامل = مشککية الوجود
    | نام کامل = تشکیک در حقیقت وجود
    | نام‌های دیگر =  
    | نام‌های دیگر = مشکک بودن وجود، تشکیک خاصی وجود
    | معادل عربی = تشکیک الوجود، مشککية الوجود
    | معادل عربی = التشکیک فی الوجود
    | معادل لاتین = Gradation of Being
    | معادل لاتین = Gradation of Existence
    | معادل اروپایی =  
    | معادل اروپایی =  
    | دانش = فلسفه اسلامی
    | دانش = [[فلسفه]]، [[هستی‌شناسی]]
    | فلسفه = حکمت متعالیه
    | فلسفه = [[فلسفه اسلامی]]، [[حکمت متعالیه]]، [[فلسفه مشاء]]، [[فلسفه اشراق]]
    | مکتب =  
    | مکتب = [[حکمت متعالیه]]
    | فیلسوفان کلیدی = صدرالدین شیرازی (ملاصدرا)
    | فیلسوفان کلیدی = [[ابن سینا]]، [[سهروردی]]، [[صدرالمتألهین]]، [[علامه طباطبایی]]
    | مدافعان =  
    | مدافعان = [[خواجه نصیرالدین طوسی]]، [[ملاهادی سبزواری]]، [[علامه طباطبایی]]
    | نخستین بار توسط =  
    | نخستین بار توسط = [[ابن سینا]] (در برخی تقریرها)
    | نخستین متن کهن =  
    | نخستین متن کهن = [[الشفاء]] (ابن سینا)
    | ریشه‌شناسی =  
    | ریشه‌شناسی = از «شک» به معنای تردید نیست، بلکه به معنای تفاوت در شدت و ضعف
    | تعریف = تفاوت ذاتی مراتب وجود به شدت و ضعف، کمال و نقص، تقدم و تأخر، و غنا و فقر
    | تعریف = حقیقت واحد و بسیط وجود که افراد آن در شدت و ضعف، کمال و نقص، تقدم و تأخر متفاوتند
    | متون مهم = الأسفار الأربعة، الشواهد الربوبیة، المشاعر، بدایة الحکمة، نهایة الحکمة
    | متون مهم = [[الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة]]، [[المشاعر]]، [[نهایة الحکمة]]
    | مفاهیم مرتبط = اصالت وجود، بساطت وجود، تشکیک، وجود، ماهیت، حرکت جوهری، اتحاد عاقل و معقول
    | مفاهیم مرتبط = [[اصالت وجود]]، [[حرکت جوهری]]، [[وحدت شخصیه وجود]]، [[بساطت حقیقت وجود]]
    | متضادها = تشکیک در ماهیت، تواطؤ در وجود
    | متضادها = [[تواطؤ]]، [[اشتراک لفظی]]، [[اشتراک معنوی متواطی]]
    | پیش‌نیازها = اصالت وجود
    | پیش‌نیازها = [[اصالت وجود]]، [[بساطت حقیقت وجود]]
    | اختلافی =  
    | اختلافی = بله
    | متناظر غربی =  
    | متناظر غربی =  
    | متناظر شرقی =  
    | متناظر شرقی =  
    }}
    }}
    '''تشکیک در وجود''' (یا '''مشککیت وجود''') اصطلاحی در [[فلسفه اسلامی]]، به ویژه [[حکمت متعالیه]]، به معنای تفاوت ذاتی مراتب [[وجود]] به شدت و ضعف، کمال و نقص، تقدم و تأخر، و غنا و فقر.<ref>الشواهد الربوبیة، ج‏۱، ص‏۱۳۴</ref> بر اساس این نظریه، وجود حقیقتی واحد، بسیط و دارای مراتب متفاوت است.<ref>بدایة الحکمة، ص‏۱۵</ref>


    {{Hidden begin| title = توضیح مبسوط: معنای تشکیک در وجود | titlestyle = background:#D3D3D3; text-align:center;}}
    '''تشکیک در وجود''' اصطلاحی در [[فلسفه اسلامی]] به معنای آن است که حقیقت [[وجود]]، امری واحد، اصیل و بسیط است، اما افراد و مراتب این حقیقت واحد در شدت و ضعف، کمال و نقص، تقدم و تأخر، و غنا و فقر با یکدیگر تفاوت دارند. به عبارت دقیق‌تر، «ما به الاشتراک فی الوجود عین ما به الامتیاز» است. این نظریه که توسط [[صدرالمتألهین]] (ملاصدرا) به عنوان یکی از آموزه‌های محوری [[حکمت متعالیه]] نظام‌مند شد، در برابر دو دیدگاهِ «[[اشتراک لفظی]] وجود» و «[[اشتراک معنوی متواطی]]» قرار می‌گیرد.<ref>الحکمة المتعالیة، ج۱، ص ۲۵۸</ref><ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۷</ref><ref>بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۴</ref> ملاصدرا در تبیین نهایی خود می‌گوید: «اِنَّ الوجودَ طَبیعَةٌ واحِدَةٌ بَسیطَةٌ، لا اختِلافَ بَینَ آحادِها اِلّا بِالشِّدَّةِ وَ الضَّعفِ وَ الکَمالِ وَ النَّقصِ».<ref>الحکمة المتعالیة، ج۳، ص ۴۵۳</ref><ref>المشاعر، ج۱، ص ۶۹</ref><ref>شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۲، ص ۱۰۷۲</ref>
    «تشکیک» در لغت به معنای مشکوک و مردد کردن و در اصطلاح منطق و فلسفه به معنای «تفاوت ذاتی مصادیق یک مفهوم در عین اشتراک در آن مفهوم» است. برای درک بهتر، سه نوع حمل مفهوم بر مصادیقش داریم:
    1. **اشتراک لفظی:** یک لفظ بر چند معنا اطلاق می‌شود، بدون آنکه حقیقت واحدی بین آنها باشد. مثل «عین» که هم به چشم گفته می‌شود و هم به چشمه آب. اینجا هیچ اشتراک حقیقتی نیست.
    2. **اشتراک معنوی یا تواطؤ:** یک مفهوم بر چند مصداق حمل می‌شود و در همه آنها حقیقت واحد و مساوی دارد. مثلاً مفهوم «انسان» بر زید و عمرو، همه انسان‌اند و هیچ‌کدام «انسان‌تر» از دیگری نیست. اینجا حقیقت واحد است، اما مراتب (شدت و ضعف) ندارد.
    3. **تشکیک:** یک مفهوم بر چند مصداق حمل می‌شود، حقیقت واحد در همه وجود دارد، اما این حقیقت در هر مصداق دارای مرتبه متفاوتی از شدت و ضعف، کمال و نقص است. مثل مفهوم «نور». نور خورشید و نور ماه، هر دو نور هستند (حقیقت واحد) اما نور خورشید شدیدتر و کامل‌تر از نور ماه است (تفاوت ذاتی).


    نظریه تشکیک در وجود می‌گوید: «وجود» نیز چنین ویژگی‌ای دارد. وجود واجب الوجود (خدا) شدیدترین و کامل‌ترین مرتبه وجود است و وجود ممکنات (مخلوقات) مراتب ضعیف‌تری از همان حقیقت هستند. این تفاوت، صرفاً یک تفاوت عددی یا لفظی نیست، بلکه یک تفاوت ذاتی و تشکیکی است؛ یعنی وجود خدا در ذات خودش شدیدتر است، نه اینکه یک چیز مشترکی بنام «وجود» داشته باشیم و یک چیز اضافی دیگر بنام «شدت» بر آن افزوده شده باشد. بساطت وجود ایجاب می‌کند که شدت و ضعف، عین ذات وجود باشد.
    == معناشناسی و تحلیل مفهومی ==
    {{Hidden end}}
    '''تشکیک''' در اصطلاح منطق و فلسفه، به تفاوت داشتن افراد یک حقیقت واحد در شدت و ضعف گفته می‌شود و در مقابل «[[تواطؤ]]» به کار می‌رود. وجه تسمیه آن به دلیل «شک» در گوینده یا مستمع نیست، بلکه بدین جهت است که افراد مختلف یک حقیقت، به یک اندازه آن حقیقت را دارا نیستند و گویی فرد شدیدتر، حقیقت را به صورت «أکید» و فرد ضعیف‌تر، آن را به صورت «غیر أکید» داراست.<ref>شرح الإشارات و التنبیهات للطوسي (مع المحاکمات)، ج۳، ص ۳۳</ref><ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸</ref><ref>بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۵</ref>


    ==مفهوم و تعریف==
    «تشکیک در وجود» دارای سه رکن اصلی است:
    تشکیک در وجود به این معناست که وجود بر افراد خود به صورت [[اشتراک معنوی]] حمل می‌شود، نه اشتراک لفظی و نه تواطؤ.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۲، ص‏۷۸</ref> مراتب وجود در عین وحدت حقیقت، به نحو شدت و ضعف با یکدیگر تفاوت دارند.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۱، ص‏۱۰۸</ref>
    # '''وحدت حقیقت وجود:''' مفهوم وجود که بر تمام موجودات حمل می‌شود، مفهومی واحد و مشترک است.
    # '''بساطت حقیقت وجود:''' حقیقت وجود نه از جنس و فصل تشکیل شده و نه ترکیب خارجی دارد.
    # '''تفاوت مراتب:''' این حقیقت بسیط و واحد، در تحقق خارجی خود دارای درجات متفاوت «اشد» و «اضعف» است.


    تفاوت موجودات در وجوه متعددی رخ می‌دهد: شدت و ضعف، کمال و نقص، تقدم و تأخر، غنا و فقر، وجوب و امکان.<ref>الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۴۳</ref><ref>الشفاء، ص‏۲۷۶</ref>
    [[صدرالمتألهین]] در تبیین این ویژگی می‌گوید: «لیست أفرادها الذاتیّة متخالفة المعنی بل متخالفة الهویّات فی التقدّم و التأخّر، و الکمال و النقص، و الغنى و الحاجة».<ref>حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۲، ص ۳۳۵</ref><ref>الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۲۸۱</ref><ref>الشواهد الربوبیة، ج۱، ص ۱۳۵</ref>


    {{Hidden begin| title = توضیح مبسوط: ابعاد مختلف تفاوت در تشکیک | titlestyle = background:#D3D3D3; text-align:center;}}
    == جایگاه در نظام فلسفی ==
    توجه داشته باشید که تفاوت تشکیکی فقط به «شدت و ضعف» محدود نمی‌شود، بلکه جنبه‌های مختلفی دارد:
    اصل تشکیک در وجود در همهٔ شاخه‌های اصلی [[فلسفه اسلامی]] نقش تعیین‌کننده دارد:
    - **شدت و ضعف:** مثل تفاوت نور خورشید و نور ماه.
    - **کمال و نقص:** مثل تفاوت علم خداوند (کمال مطلق) با علم انسان (متناهی و ناقص).
    - **تقدم و تأخر:** مثلاً وجود علت بر وجود معلول تقدم ذاتی دارد. علت «قبل‌الوجود» نسبت به معلول است.
    - **غنا و فقر:** خداوند غنی بالذات است و ممکنات فقر ذاتی دارند و عین ربط به او هستند.
    - **وجوب و امکان:** وجود واجب، ضروری و ازلی و ابدی است، در حالی که وجود ممکن، ممکن الوجود است.


    همه این وجوه، جلوه‌های مختلف یک حقیقت واحد (وجود) هستند. یعنی وجود واجب، غنی، کامل، مقدم و شدید است و وجود ممکن، فقیر، ناقص، مؤخر و ضعیف. این دوگانگی در ذات وجود نهفته است و هیچ امر زائدی بر وجود تحمیل نمی‌شود.
    # '''[[الهیات بالمعنی الاخص]]:''' [[برهان صدیقین]] بر این پایه استوار است که «الوجود حقیقة واحدة بسیطة لا جنس لها و لا فصل لها».<ref>المشاعر، ج۱، ص ۶۸</ref><ref>الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۱۴</ref><ref>شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۱، ص ۸۱</ref> همچنین صفات الهی (علم، قدرت، حیات) نیز مانند وجود، حقیقتی مشکک دارند. ملاصدرا می‌گوید: «فالتی من الصفات... حالها بعینها حال الوجود فی ان التفاوت بین اقسامها بالشدة و الضعف و الکمال و النقص».<ref>شرح أصول الکافي، ج۳، ص ۵۸</ref><ref>الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۱۱۷</ref><ref>تفسیر القرآن الکریم، ج۴، ص ۱۲۲</ref>
    {{Hidden end}}
    # '''[[فلسفه اولی]] (علم به موجود بما هو موجود):''' تفاوت جوهر و عرض، علت و معلول، قوه و فعل، همگی بر اساس تشکیک در وجود تحلیل می‌شوند. ملاصدرا تصریح می‌کند: «إنما الاختلاف بین العلة و المعلول فی أمور ثلاثة: التقدم و التأخر، و الاستغناء و الحاجة، و الوجوب و الإمکان».<ref>المباحث المشرقیة، ج۱، ص ۵۱۴</ref><ref>الشفاء، ج۲، ص ۲۷۶</ref><ref>المباحثات، ج۱، ص ۲۸۶</ref>
    # '''[[طبیعیات]]:''' نظریهٔ [[حرکت جوهری]] و اشتداد در جوهر بدون پذیرش تشکیک وجود قابل اثبات نیست. ملاصدرا می‌گوید: «أنّ الوجود ممّا یقبل الأشدّ و الأضعف لذاته»<ref>حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۴، ص ۴۱۳</ref><ref>الحکمة المتعالیة، ج۳، ص ۱۳۱</ref><ref>مجموعه رسائل فلسفی صدر المتألهین، ج۱، ص ۸۲</ref> و این مبنای وقوع حرکت در جوهر است.
    # '''[[نفس شناسی]]:''' تبیین مراتب سه‌گانهٔ نفس (نباتی، حیوانی، انسانی) و [[اتحاد عاقل و معقول]] بر اساس تشکیک وجود صورت می‌گیرد. «إن لماهیة واحدة أنحاء متفاوتة من الوجود بعضها مادی و بعضها مجرد... فقد علمت أن لماهیة واحدة أطواراً من الوجود».<ref>الحکمة المتعالیة، ج۳، ص ۴۹۷</ref><ref>الشواهد الربوبیة، ج۱، ص ۹۸</ref><ref>رسالة في الحدوث (حدوث العالم)، ج۱، ص ۷۱</ref>
    # '''[[معادشناسی]]:''' اثبات [[معاد جسمانی]] مبتنی بر «أن طبيعة الوجود قابلة للشدة و الضعف بنفس ذاتها البسیطة»<ref>الحکمة المتعالیة، ج۹، ص ۱۸۶</ref><ref>شرح بر زاد المسافر، ج۱، ص ۱۸</ref><ref>مفاتیح الغیب، ج۱، ص ۵۹۶</ref> و [[حرکت جوهری]] است.


    ==ادله اثبات==
    == تاریخچه و سیر تطور ==
    # '''[[فهلویون|حکمای ایران باستان (فهلویون)]]:''' به نقل [[صدرالمتألهین]]، آنان حقیقت وجود را مانند نور حسی می‌دانستند که دارای مراتب شدت و ضعف است. «فذهب بعضهم إلى أن الوجود حقيقة واحدة مشككة، و هو المنسوب إلى الفهلويين من حكماء الفرس».<ref>بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۴</ref><ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸</ref><ref>شرح المنظومة (تعلیقات حسن زاده)، ج۲، ص ۱۰۵</ref> ایشان وجود را به نور حسی تشبیه می‌کردند که ظاهر بذاته و مظهر لغیره است.<ref>بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۴</ref><ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸</ref>
    # '''[[ابن سینا]] (شیخ الرئيس):''' هرچند قول مشهور [[مشائیان]] اشتراک متواطی است، اما ابن‌سینا در ''[[الشفاء]]'' صراحتاً تشکیک را پذیرفته است: «فإنه و إن لم یکن الموجود جنساً و لا مقولاً بالتساوی علی ما تحته، فإنه معنی متفق فیه علی التقدیم و التأخیر».<ref>الشفاء، ج۱، ص ۳۴</ref><ref>المباحثات، ج۱، ص ۲۸۰</ref><ref>حکمة العین و شرحه، ج۱، ص ۴۷</ref> همچنین در ''[[المباحثات]]'' گفته است: «انّ الوجود فى ذوات الماهيّات لا يختلف بالنوع، بل ان كان له اختلاف، فبالتأکّد و التضعّف».<ref>المباحثات، ج۱، ص ۱۰۴</ref><ref>المشاعر، ج۱، ص ۳۶</ref><ref>حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۲، ص ۲۵۸</ref>
    # '''[[سهروردی]] (شیخ اشراق):''' او به تشکیک در حقیقت نور قائل بود. [[صدرالمتألهین]] پس از نقد او می‌گوید: «فرجع الأمر إلى حقيقة «الوجود»؛ فحقّ أنّه حقيقة بسيطة لا يفترق إلاّ بالتأکّد و الضعف، و التقدّم و التأخّر».<ref>حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۴، ص ۵۱</ref><ref>مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۱، ص ۱۷</ref><ref>شرح حکمة الإشراق (شهرزوری)، ج۱، ص ۴۹</ref>
    # '''[[صدرالمتألهین]] (ملاصدرا):''' او برای نخستین بار تشکیک را به صورت نظریه‌ای نظام‌مند و در مقابل قول به تواطؤ مبنای [[حکمت متعالیه]] قرار داد و براهین متقنی بر آن اقامه کرد. وی می‌گوید: «إنّ الوجود حقيقة واحدة بسيطة، لا تتفاوت أعدادها بأمور ذاتيّة من جنس و فصل و نحوهما، بل بكمال و نقص و غنى و فقر».<ref>المشاعر، ج۱، ص ۴۹</ref><ref>الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۷۵</ref><ref>الشواهد الربوبیة، ج۱، ص ۱۲۱</ref>
    # '''[[علامه طباطبایی]]:''' ایشان تقریر جدیدی از تشکیک ارائه داد و برهان «وحدت مفهوم وجود» را به شکل نوینی تقریر کرد: «أنا ننتزع من جميع مراتبها و مصاديقها - مفهوم الوجود العام الواحد البديهي».<ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸</ref><ref>بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۶</ref>


    === برهان اول: تفاوت مراتب موجودات ===
    == تعاریف و تقریرهای اصلی ==
    موجودات در کمال و نقص با یکدیگر تفاوت دارند؛ این تفاوت به جهت وجود آنهاست نه ماهیت.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۱، ص‏۳۶</ref>
    # '''تقریر [[صدرالمتألهین]] (بساطت و عینیت ما به الاشتراک و ما به الامتیاز):''' حقیقت وجود به دلیل بساطت، فاقد اجزاء ماهوی است. بنابراین تفاوت میان افراد آن نه با فصول ماهوی، بلکه با شدت و ضعف در خود حقیقت است. «فما به الافتراق عين ما به الاتفاق بحسب أصل الحقيقه، و غيره بحسب التأكد و الضعف، و التمام و النقص، و الفعل و القوه».<ref>حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۴، ص ۴۸</ref><ref>الحکمة المتعالیة، ج۲، ص ۶۲</ref><ref>الشواهد الربوبیة، ج۱، ص ۱۳۴</ref>
    # '''تقریر [[علامه طباطبایی]] (برهان انتزاع مفهوم واحد):''' از آنجا که از همهٔ مصادیق وجود می‌توان یک مفهوم واحد بدیهی انتزاع کرد، پس آن مصادیق باید وحدت حقیقی داشته باشند. از سوی دیگر، این مصادیق در خارج با اوصافی چون شدت و ضعف، تقدّم و تأخر متمایز می‌شوند. بنابراین «الوجود حقيقة مشككة ذات مراتب مختلفة».<ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸</ref><ref>بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۵</ref><ref>شرح المنظومة (تعلیقات حسن زاده)، ج۲، ص ۱۰۵</ref>
    # '''تقریر [[سهروردی|شیخ اشراق]] (تشکیک در نور):''' سهروردی معتقد است که نور حقیقتی واحد و مشکک است. «فالنور حقيقة واحدة بسيطة متكثرة في عين وحدتها - و متوحدة في عين كثرتها».<ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸</ref><ref>بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۴</ref>


    {{Hidden begin| title = توضیح مبسوط: بیان برهان اول | titlestyle = background:#D3D3D3; text-align:center;}}
    == اقسام و تقسیمات ==
    این برهان از یک مشاهده بدیهی شروع می‌شود: ما در جهان، اشیاء متفاوتی داریم که بعضی از آنها از نظر کمال وجودی بر بعضی دیگر برتری دارند. مثلاً گیاه از جماد کامل‌تر است، حیوان از گیاه کامل‌تر است و انسان از حیوان کامل‌تر. حال سؤال این است که منشأ این تفاوت چیست؟
    [[صدرالمتألهین]] با استناد به کلمات [[ابن سینا]] و دیگران، سه قسم تشکیک را در وجود احصا می‌کند:<ref>شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۱، ص ۱۲۹</ref><ref>الحکمة المتعالیة، ج۱، ص ۳۶</ref><ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸</ref>


    دو فرض وجود دارد:
    # '''تشکیک به الأولویّة و عدم الأولویّة (الوجوب و الإمکان):''' تفاوت میان وجود واجب و ممکن. وجود واجب «أولی» و «أحق» به وجود است. «فإنّه في بعض الموجودات مقتضى ذاته دون بعض، كالواجب تعالى و الممكن».<ref>شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۱، ص ۱۲۹</ref><ref>المباحث المشرقیة، ج۱، ص ۲۸</ref><ref>حکمة العین و شرحه، ج۱، ص ۴۷</ref>
    1. این تفاوت به دلیل تفاوت در **ماهیت** آنهاست. مثلاً ماهیت «سنگی» ناقص است و ماهیت «درختی» کامل‌تر. اما اگر چنین باشد، آنگاه دیگر نمی‌توان گفت که «سنگ و درخت هر دو وجود دارند»؛ زیرا وجود در اینجا یک مفهوم انتزاعی و مشترک لفظی یا تواطؤی خواهد بود. در حالی که ما حس می‌کنیم که «بودن» سنگ و درخت، حقیقت واحدی دارد.
    # '''تشکیک به الأقدمیّة و الأحدثیّة (التقدّم و التأخّر بالذات):''' تفاوت میان وجود علت و وجود معلول. «و في بعضها أقدم بحسب الذات من بعض، كالعلل و معلولاتها».<ref>شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۱، ص ۱۲۹</ref><ref>المباحثات، ج۱، ص ۲۸۰</ref><ref>الشفاء، ج۱، ص ۳۴</ref>
    2. این تفاوت به دلیل تفاوت در **نفس وجود** آنهاست. یعنی سنگی وجود ضعیف دارد و درختی وجود قوی‌تر. این یعنی حقیقت وجود در این دو، یکی است (هر دو وجود دارند) اما با شدت و ضعف.
    # '''تشکیک به الأشدّیّة و الأضعفیّة (الکمال و النقص):''' تفاوت میان موجوداتی که یک سنخ ماهوی ندارند، مانند جوهر و عرض. «و في بعضها أتم و أقوى من بعض، كالجوهر و العرض».<ref>شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۱، ص ۱۲۹</ref><ref>الحکمة المتعالیة، ج۱، ص ۳۶</ref><ref>المباحثات، ج۱، ص ۲۱۸</ref>


    برهان می‌گوید: از آنجا که فرض اول (تفاوت به دلیل ماهیت) محال یا لااقل خلاف وجدان است (چون مفهوم واحد «وجود» از آنها انتزاع می‌شود)، پس فرض دوم (تفاوت ذاتی در خود وجود) اثبات می‌شود. بنابراین وجود حقیقتی تشکیکی دارد.
    [[علامه طباطبایی]] این اقسام را چنین تبیین می‌کند: «كذلك الوجود حقيقة واحدة ذات مراتب مختلفة - بالشدة و الضعف و التقدم و التأخر - و العلو و الدنو و غيرها».<ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸</ref><ref>بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۵</ref>
    {{Hidden end}}


    === برهان دوم: بساطت وجود ===
    == ادله و استدلال‌ها ==
    وجود حقیقتی بسیط است و مراتب شدید و ضعیف آن از ترکیب با امور زائد حاصل نمی‌شوند.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۲، ص‏۱۰۸</ref>
    # '''برهان وحدت مفهوم (برهان [[علامه طباطبایی]]):''' اگر مصادیق وجود هیچ حقیقت مشترکی نداشتند، انتزاع یک مفهوم واحد از آنها ممکن نبود. از طرفی، اگر این حقیقت مشترک در همهٔ مصادیق یکسان بود، باید همهٔ موجودات از نظر شدت و ضعف مساوی باشند که با وجدان و برهان در تناقض است. بنابراین «الوجود حقيقة مشكّكة» است.<ref>بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۶</ref><ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸</ref><ref>الحکمة المتعالیة، ج۱، ص ۳۵</ref>
    # '''برهان بساطت حقیقت وجود (برهان [[صدرالمتألهین]]):''' اگر وجود جنس و فصل داشت، می‌شد تفاوت افراد را به آن ارجاع داد. در حالی که «الوجود حقيقته بسيطة لا جزء له خارجا كالمادة و الصورة، و لا ماهية كالجنس و الفصل».<ref>حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۴، ص ۴۷</ref><ref>المشاعر، ج۱، ص ۶۸</ref><ref>شرح المنظومة (تعلیقات حسن زاده)، ج۲، ص ۱۰۸</ref> از آنجا که ترکیب در حقیقت وجود راه ندارد، پس تفاوت افراد آن تنها می‌تواند در خود آن حقیقت به صورت شدت و ضعف باشد. این همان تشکیک است.
    # '''برهان تحقق تقدم و تأخر در وجود:''' ما در خارج می‌بینیم که برخی موجودات (مانند علت) بر برخی دیگر (مانند معلول) تقدم ذاتی دارند. این تقدم و تأخر نمی‌تواند به ماهیت برگردد (زیرا ماهیت علت و معلول یک نوع نیست). پس باید در خود وجود باشد. بنابراین وجود مشکک است.<ref>المباحث المشرقیة، ج۱، ص ۲۸</ref><ref>الشفاء، ج۱، ص ۳۴</ref><ref>شرح حکمة العین، ج۱، ص ۴۲</ref>


    {{Hidden begin| title = توضیح مبسوط: بیان برهان دوم | titlestyle = background:#D3D3D3; text-align:center;}}
    == دیدگاه‌های مختلف ==
    این برهان از ویژگی «بساطت» وجود استفاده می‌کند. بسیط به چیزی گفته می‌شود که جزء ندارد و قابل تحلیل به اجزاء نیست. حال اگر تشکیک در وجود به این معنا بود که یک «وجود مشترک» داریم و یک امر زائد دیگر که باعث «شدت» می‌شود، در این صورت وجود مرکب می‌شد (چون از دو جزء «مشترک» و «خاص» ساخته می‌شد). در حالی که وجود حقیقتی بسیط است و هرگونه ترکیبی در آن راه ندارد.
    # '''[[مشائیان]] (به طور مشهور):''' قائل به اشتراک معنوی متواطی هستند. تفاوت موجودات را به عوارض یا فصول ماهوی ارجاع می‌دهند و اشتداد در جوهر را انکار می‌کنند. ولی [[ابن سینا]] مواردی از تشکیک را پذیرفته است.<ref>الحکمة المتعالیة، ج۱، ص ۲۵۰</ref><ref>الشواهد الربوبیة، ج۱، ص ۱۳۴</ref><ref>شرح الهدایة الاثیریة، ج۱، ص ۳۵۴</ref>
    # '''[[اشراقیان]] ([[سهروردی]]):''' تشکیک در حقیقت نور را می‌پذیرند، اما در وجود قائل به اعتباریت هستند. [[صدرالمتألهین]] می‌گوید: «و صاحب الإشراق لرأى أن الوجود أمر انتزاعي ذهني».<ref>الشواهد الربوبیة، ج۱، ص ۱۳۵</ref><ref>الحکمة المتعالیة، ج۱، ص ۲۵۰</ref><ref>حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۲، ص ۲۴۴</ref>
    # '''[[حکمت متعالیه]] ([[صدرالمتألهین]] و پیروان):''' قائل به [[اصالت وجود]] و تشکیک خاص در آن هستند. ایشان معتقدند «اختلاف أنحاء الوجودات إنما هو بنفس الوجودات».<ref>المبدأ و المعاد (ملاصدرا)، ج۱، ص ۳۱۱</ref><ref>الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۷۵</ref><ref>الشواهد الربوبیة، ج۱، ص ۷</ref>
    # '''[[فخر رازی]]:''' قائل به اعتباریت وجود و ناقد تشکیک است. [[صدرالمتألهین]] از قول او نقل می‌کند: «عند هذا الرجل أنه مفهوم عقلي- من المعقولات الثانية و لا يكون شيء منها أشد و شيء أضعف».<ref>الحکمة المتعالیة، ج۳، ص ۵۰۹</ref>


    بنابراین، شدت و ضعف باید عین ذات وجود باشد. یعنی «وجود ضعیف» و «وجود شدید»، هر دو وجود هستند، اما وجود شدید در عین حال که بسیط است، شدت خود را از ذاتش دارد نه از یک جزء اضافی. برای مثال، نور خورشید بسیط است اما شدید، و نور ماه نیز بسیط است اما ضعیف. شدت نور خورشید ناشی از اضافه شدن چیزی به نور نیست، بلکه عین حقیقت نور خورشید است.
    == اشکالات و نقدها و پاسخ‌ها ==
    {{Hidden end}}
    '''اشکال اصلی متأخران:''' چگونه یک حقیقت واحد و بسیط می‌تواند هم شدید باشد و هم ضعیف؟ اگر شدت و ضعف از سنخ عدم‌اند، چگونه با وجود آمیخته می‌شوند؟<ref>الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۱۷</ref><ref>شرح الهدایة الاثیریة، ج۱، ص ۳۵۶</ref>


    === برهان سوم: وحدت حقیقت وجود ===
    '''پاسخ [[صدرالمتألهین]] (مبتنی بر قاعدهٔ «[[البسیط حقیقة کل شیء]]»):''' اولاً، شدت و ضعف در وجود، به معنای ترکیب وجود از دو چیز (وجود و عدم) نیست. ثانیاً، حقیقت بسیط وجود، به گونه‌ای است که می‌تواند «بذاته متقدماً و متأخراً» باشد. ثالثاً، این اشکال ناشی از خلط میان «طبیعت نوعی ماهوی» و «حقیقت تشکیکی وجود» است. در ماهیات، تفاوت افراد به فصول زائد است، اما در حقیقت وجود، «ما به الاشتراک عین ما به الامتیاز» است. ملاصدرا می‌گوید: «و این معنا من خواص حقیقة الوجود، فإنّها في نفسها ذات شؤون متفاوتة».<ref>شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۲، ص ۱۰۷۳</ref><ref>الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۲۱</ref><ref>الشواهد الربوبیة، ج۱، ص ۱۳۴</ref> نقص در وجود، ناشی از معلولیت و ثانویت است، نه اینکه عدم، جزء وجود باشد: «إنما ینشأ النقص و القصور و الإمکان و نحوه من الثانویة و المعلولیة».<ref>المشاعر، ج۱، ص ۴۹</ref><ref>الحکمة المتعالیة، ج۷، ص ۱۴۹</ref>
    اگر وجود حقیقتی واحد نمی‌داشت، انتزاع مفهوم واحد از مصادیق متباین ممکن نبود.<ref>بدایة الحکمة، ص‏۱۶</ref>


    {{Hidden begin| title = توضیح مبسوط: بیان برهان سوم | titlestyle = background:#D3D3D3; text-align:center;}}
    '''اشکال دیگر (از طرف [[مشائیان]]):''' پذیرش تشکیک در وجود مستلزم آن است که [[واجب‌الوجود]] در رتبهٔ وجودی پایین‌تر از ممکن قرار گیرد یا اینکه واجبان متعددی اثبات شوند.<ref>الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۶۰</ref><ref>شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۲، ص ۱۰۷۱</ref>
    این برهان، یک برهان «استقرایی-منطقی» است. ما در ذهن خود یک مفهوم به نام «وجود» داریم. این مفهوم یک مفهوم واحد است (نه چند مفهوم). مثلاً وقتی می‌گوییم «خدا وجود دارد»، «انسان وجود دارد» و «سنگ وجود دارد»، واژه «وجود» در همه این موارد یک معنا دارد.


    حال اگر در عالم خارج، حقیقتی که این مفهوم از آن انتزاع می‌شود (یعنی مصادیق وجود) هیچ سنخیتی با هم نداشتند و کاملاً متباین بودند (مثل «انسان بودن» و «سفیدی بودن» که دو ماهیت کاملاً بیگانه‌اند)، آنگاه هرگز نمی‌توانستیم یک مفهوم واحد از آنها انتزاع کنیم. از کثرت و تباین محض، وحدت حاصل نمی‌شود.
    '''پاسخ ملاصدرا:''' «قد علمت أن أفراد الوجود بعضها أشد و بعضها أضعف كما أن بعضها أقدم من بعض بالذات».<ref>الحکمة المتعالیة، ج۴، ص ۲۷۵</ref><ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۷</ref> واجب‌الوجود، اشدّ و اقدم مراتب وجود است و امکان ندارد که ممکنی همردیف او یا بالاتر از او باشد.


    پس برای اینکه ما بتوانیم از همه موجودات یک مفهوم واحد (وجود) انتزاع کنیم، باید در خارج یک حقیقت واحد وجود داشته باشد که در همه آنها ساری و جاری است. اما این حقیقت واحد در هر موجودی به یک شکل نیست؛ بلکه در هر موجودی یک «مرتبه» از آن حقیقت ظهور کرده است. این یعنی همان تشکیک.
    == آثار و نتایج فلسفی ==
    {{Hidden end}}
    # '''[[برهان صدیقین]] (تقریر ملاصدرا):''' «قد مرّ... من أنّ الوجود- كما مرّ-حقيقة بسيطة، لا جنس لها و لا فصل لها، و لا حدّ لها... فظهر أنّ واجب الوجود تمام الأشياء، و وجود الوجودات، و نور الأنوار».<ref>المشاعر، ج۱، ص ۶۸ و ۴۹</ref><ref>الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۱۴</ref><ref>شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۱، ص ۸۱</ref> با اثبات تشکیک، وجود کامل‌ترین و شدیدترین مرتبه اش، واجب‌الوجود است.
    # '''[[حرکت جوهری]]:''' تشکیک وجود مبنای اثبات «أنّ الوجود الجوهري يصحّ له الاشتداد و الکمالية»<ref>حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۴، ص ۴۱۳</ref><ref>الحکمة المتعالیة، ج۳، ص ۸۵</ref><ref>مفاتیح الغیب، ج۱، ص ۳۸۳</ref> است.
    # '''[[اتحاد عاقل و معقول]]:''' ملاصدرا می‌گوید: «لا يمكن تحقيق هذه المسألة إلا بأحكام أصول... من كون الوجود هو الأصل... و أن الوجود يشتد و يضعف».<ref>الحکمة المتعالیة، ج۳، ص ۳۷۳</ref><ref>شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۱، ص ۶۲۱</ref><ref>مجموعه رسائل فلسفی صدر المتألهین، ج۱، ص ۸۲</ref>
    # '''[[صفات الهی]]:''' صفات خداوند نیز مانند ذات او، شدیدترین مراتب صفات وجودی‌اند. «و كما ان الوجود فيه تعالى على وجه اعلى و اشرف ... فكذلك الوحدة و العلم و القدرة و الحياة».<ref>شرح أصول الکافي، ج۴، ص ۶۲</ref><ref>الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۱۱۷</ref><ref>تفسیر القرآن الکریم، ج۱، ص ۴۵۳</ref>
    # '''[[معاد جسمانی]]:''' «الأصل الثالث: أن طبيعة الوجود قابلة للشدة و الضعف بنفس ذاتها البسيطة... و لهذا يقال إن الوجود مختلف الأنواع».<ref>الحکمة المتعالیة، ج۹، ص ۱۸۶</ref><ref>شرح بر زاد المسافر، ج۱، ص ۱۸</ref><ref>مفاتیح الغیب، ج۱، ص ۵۹۶</ref> این قاعده اثبات می‌کند که بدن دنیوی با حفظ هویت شخصی، به بدن اخروی تبدیل می‌شود.


    === برهان چهارم: عینیت ما به الافتراق و ما به الاتفاق ===
    == اصطلاحات مرتبط ==
    در وجود، آنچه موجب اشتراک است عین آنچه موجب اختلاف است می‌باشد.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۱، ص‏۲۵۵</ref>
    * '''[[اصالت الوجود]]:''' تشکیک وجود، نتیجهٔ مستقیم اصالت وجود است.<ref>الحکمة المتعالیة، ج۱، ص ۲۵۰</ref><ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۳</ref><ref>بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۳</ref>
    * '''[[حرکت جوهری]]:''' اشتداد در جوهر، مصداق بارز تشکیک در مراتب وجودی یک شیء است.<ref>الحکمة المتعالیة، ج۳، ص ۸۵</ref><ref>شرح المنظومة (تعلیقات حسن زاده)، ج۴، ص ۴۳۶</ref>
    * '''[[وحدت شخصیه وجود]]:''' دیدگاه عرفانی، نهایت تشکیک وجود است که در آن، کثرات، شؤون و مراتب یک حقیقت واحد شخصی دانسته می‌شوند.<ref>شرح أصول الکافي، ج۳، ص ۴۶</ref><ref>الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۲۸۵</ref>
    * '''[[تواطؤ]]:''' مقابل تشکیک؛ تساوی افراد یک مفهوم در آن مفهوم.<ref>الحکمة المتعالیة، ج۲، ص ۶۲</ref><ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۷۶</ref>
    * '''[[اشتراک لفظی]]:''' مقابل هر دو؛ یک لفظ برای چند معنا وضع شده باشد.<ref>الحکمة المتعالیة، ج۱، ص ۲۵۸</ref><ref>نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۷</ref>


    {{Hidden begin| title = توضیح مبسوط: بیان برهان چهارم | titlestyle = background:#D3D3D3; text-align:center;}}
    == جدول تطبیقی دیدگاه‌ها ==
    این برهان، دقیق‌ترین و فلسفی‌ترین برهان بر تشکیک است. در هر مفهومی دو جنبه وجود دارد:
    {| class="wikitable"
    - **ما به الاشتراک:** آن جنبه‌ای که در همه مصادیق مشترک است.
    |-
    - **ما به الامتیاز:** آن جنبه‌ای که مصادیق را از هم جدا می‌کند.
    ! مکتب / فیلسوف (منابع اصلی)
    ! حقیقت وجود در خارج
    ! نحوهٔ اشتراک
    ! نحوهٔ امتیاز
    ! جنس بودن وجود
    |-
    | '''مشائیون مشهور'''
    | ماهیت اصیل است، وجود عرضی
    | تواطؤ (مفهوم واحد و یکسان)
    | به واسطهٔ ماهیات یا عوارض زائد
    | می‌تواند جنس باشد
    |-
    | '''[[ابن سینا]]''' ([[الشفاء]]، [[المباحثات]])
    | حقیقتی عینی با مراتب
    | تشکیک (تقدیم و تأخیر)
    | به واسطهٔ شدت و ضعف در خود وجود
    | جنس نیست («لیس بجنس»)
    |-
    | '''[[سهروردی|شیخ اشراق (سهروردی)]]'''
    | وجود اعتباری، نور اصیل
    | تشکیک در نور
    | شدت و ضعف در نور
    | جنس و فصل ندارد
    |-
    | '''[[حکمت متعالیه]] ([[ملاصدرا]])'''
    | اصالت وجود، حقیقت عینی بسیط
    | تشکیک خاص
    | ما به الاشتراک عین ما به الامتیاز است
    | جنس نیست (به دلیل تشکیک)
    |}


    در مفاهیم متواطی (مثل انسان)، «ما به الاشتراک» (انسانیت) غیر از «ما به الامتیاز» (تشخصات عَرَضی مثل زید بودن) است. یعنی ذات انسانیت در همه یکی است و اختلاف افراد به امور عَرَضی خارج از ذات است.
    == نمودار سیر تاریخی ==
    <pre>
    (نوافلاطونیان، فهلویون: تشکیک در نور و وجود)
        │
        ▼
    ┌───────────────────┐  ┌───────────────────┐
    │ ابن سینا          │  │ سهروردی          │
    (پذیرش تلویحی و  │  │ (تشکیک در نور)  │
    │ گاه صریح تشکیک) │  │                  │
    └─────────┬─────────┘  └─────────┬─────────┘
              │                      │
              └───────────┬───────────┘
                          ▼
          ┌─────────────────────────────────┐
          │ خواجه نصیرالدین طوسی            │
          │ (تقریر تشکیک در شرح اشارات)   │
          └───────────────┬─────────────────┘
                          ▼
          ┌─────────────────────────────────┐
          │ صدرالمتألهین (ملاصدرا)         │
          │ نظریهٔ نظام‌مند «تشکیک در وجود» │
          │ در چارچوب حکمت متعالیه          │
          └───────────────┬─────────────────┘
                          ▼
          ┌─────────────────────────────────┐
          │ علامه طباطبایی                  │
          │ تقریر و اثبات مجدد تشکیک        │
          │ با رویکرد تحلیلی جدید          │
          └─────────────────────────────────┘
    </pre>


    اما در مفاهیم مشکک (مثل نور)، «ما به الاشتراک» (نور بودن) عین «ما به الامتیاز» (شدت و ضعف) است. یعنی شدت نور، ذاتی خود نور است و با ذات آن وحدت دارد.
    == جستارهای وابسته ==
    * [[اصالت وجود]]
    * [[حرکت جوهری]]
    * [[برهان صدیقین]]
    * [[بساطت حقیقت وجود]]
    * [[قاعده البسیط حقیقة کل شیء]]
    * [[اتحاد عاقل و معقول]]


    برهان می‌گوید: مفهوم «وجود» نیز در مصادیق خود چنین است. وقتی می‌گوییم «وجود واجب» و «وجود ممکن»، آنچه اشتراک دارند (وجود بودن) عین آن چیزی است که آنها را جدا می‌کند (وجوب و امکان، شدت و ضعف). یعنی وجود واجب «شدید» است و وجود ممکن «ضعیف». این شدت و ضعف، امور عَرَضی بر وجود نیستند، بلکه خودِ وجود به نحو شدید و ضعیف تحقق دارد.
    == پانویس ==
    {{Hidden end}}
     
    ==اقسام تشکیک==
     
    تشکیک در وجود بر سه قسم است:<ref>الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۷</ref>
     
    ۱. '''تشکیک به اولویت:''' برخی مراتب وجود نسبت به مراتب دیگر اصالت و اولویت دارند.
     
    ۲. '''تشکیک به اقدمیت:''' برخی مراتب از نظر زمانی یا رتبی بر دیگر مراتب مقدم‌اند.
     
    ۳. '''تشکیک به اشدیت:''' برخی مراتب از نظر شدت وجودی بر دیگر مراتب برتری دارند.
     
    {{Hidden begin| title = توضیح مبسوط: اقسام سه‌گانه تشکیک | titlestyle = background:#D3D3D3; text-align:center;}}
    حکما سه نوع تشکیک قائل شده‌اند که در واقع سه جهت مختلف تفاوت در مراتب وجود را نشان می‌دهند:
     
    1. **تشکیک به اولویت:** به معنای «اصالت» و «علّیت» یک مرتبه نسبت به مرتبه دیگر است. مثلاً وجود واجب نه تنها شدیدتر است، بلکه اصیل‌تر و علت وجود ممکنات است. ممکنات وجودشان از واجب «فیض» می‌شود و عین ربط به او هستند. این تشکیک، جنبه «فاعلی» و «ربطی» را نشان می‌دهد.
     
    2. **تشکیک به اقدمیت:** به معنای «تقدم رتبی» یا «زمانی» است. مثلاً وجود عقل بر وجود نفس مقدم است، و وجود نفس بر وجود بدن مقدم. این تقدم به معنای «علت بودن» نیست، بلکه به معنای «شرف و اصالت رتبی» است. هرچه مرتبه وجود بالاتر باشد، از نظر رتبه «مقدم» است.
     
    3. **تشکیک به اشدیت:** همان معنای مشهور «شدت و ضعف» است. مثل تفاوت نور خورشید و نور ماه، یا تفاوت علم خدا و علم انسان. این تشکیک، جنبه «کمالی» وجود را نشان می‌دهد.
     
    این سه قسم در واقع سه وجه از حقیقت واحد تشکیک هستند و در وجود واجب و ممکنات به طور کامل محقق می‌شوند.
    {{Hidden end}}
     
    ==رابطه تشکیک با اصالت وجود==
     
    تشکیک در وجود مبتنی بر [[اصالت وجود]] است.<ref>بدایة الحکمة، ص‏۱۳</ref> اگر ماهیت اصیل بود، تشکیک در آن راه نداشت؛ زیرا ماهیات با یکدیگر تباین دارند.<ref>الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۴</ref>
     
    برای اثبات تشکیک در وجود، ابتدا باید اصالت وجود اثبات شود.<ref>بدایة الحکمة، ص‏۱۴</ref>
     
    {{Hidden begin| title = توضیح مبسوط: وابستگی تشکیک به اصالت وجود | titlestyle = background:#D3D3D3; text-align:center;}}
    این بخش یکی از مهم‌ترین بخش‌های فلسفه ملاصدرا است. دو دیدگاه عمده در مورد «اصالت» وجود یا ماهیت وجود دارد:
    - **اصالت ماهیت (مشائون و بسیاری از متکلمان):** در این دیدگاه، حقیقت هر چیزی به ماهیت آن است و وجود یک امر اعتباری و عارضی بر ماهیت است. اگر ماهیت اصیل باشد، آنگاه ماهیات با یکدیگر تباین تام دارند (ماهیت سنگ غیر از ماهیت درخت است). در این صورت، نمی‌توان از «شدت و ضعف وجود» صحبت کرد؛ چون وجود در این دیدگاه یک مفهوم انتزاعی بی‌ربط است و نمی‌تواند شدت و ضعف بپذیرد.
    - **اصالت وجود (ملاصدرا):** در این دیدگاه، حقیقت هر چیزی به وجود آن است و ماهیت یک امر انتزاعی و ثانوی است. در این صورت، همه موجودات در یک «حقیقت واحد» (وجود) شریک هستند. اما چون این حقیقت در هر موجودی به یک اندازه نیست (به دلیل تفاوت در ظرفیت‌ها و استعدادها)، مراتب تشکیکی پیدا می‌کند.
     
    پس تشکیک در وجود، نتیجه منطقی اصالت وجود است. کسی که اصالت وجود را نپذیرد (مانند ابن سینا در برخی عبارات)، نمی‌تواند به تشکیک در وجود قائل شود. صدرالمتألهین با اثبات اصالت وجود، راه را برای اثبات تشکیک هموار می‌کند.
    {{Hidden end}}
     
    ==تشکیک در صفات وجودی==
     
    تشکیک مختص به خود وجود نیست، بلکه در صفات و کمالات وجودی نیز جاری است. علم نیز مانند وجود، دارای مراتب شدت و ضعف است.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۳، ص‏۳۷۹</ref> قوه نیز به تبع وجود، حقیقتی دارای مراتب است.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۴، ص‏۱۶۳</ref>
     
    {{Hidden begin| title = توضیح مبسوط: سرایت تشکیک به اوصاف وجودی | titlestyle = background:#D3D3D3; text-align:center;}}
    اگر وجود حقیقت واحد مشکک باشد، آنگاه هر «کمال وجودی» نیز (که عین وجود و یا تابع وجود است) باید تشکیکی باشد. به عنوان مثال:
    - **علم:** علم خداوند (علم حضوری و نامتناهی) از علم انسان (علم حصولی و محدود) شدیدتر و کامل‌تر است. علم انسان در مراتب مختلف (از علم حسی تا علم عقلی) تشکیکی است.
    - **قوه:** قوه خداوند (قدرت مطلقه) با قوه انسان (متناهی و مشروط) تفاوت تشکیکی دارد.
    - **حیات:** حیات خداوند (ازلی و ابدی) با حیات موجودات (محدود و وابسته) تفاوت تشکیکی دارد.
    - **نور:** در فلسفه اشراق، نور نیز حقیقتی مشکک است و از نورالانوار (خدا) تا نورهای عرضی و طولی مراتب دارد.
     
    این نظریه به ملاصدرا کمک می‌کند تا بتواند صفات خداوند را با صفات مخلوقات مقایسه کند و در عین تشابه (اشتراک معنوی)، تفاوت ذاتی (تشکیک) را حفظ کند.
    {{Hidden end}}
     
    ==آثار و نتایج==
     
    === حدوث زمانی عالم ===
    تشکیک در وجود با [[حرکت جوهری]] اثبات [[معاد جسمانی]] را ممکن می‌سازد.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۹، ص‏۱۸۶</ref>
     
    {{Hidden begin| title = توضیح مبسوط: ثمره تشکیک در معاد و حرکت | titlestyle = background:#D3D3D3; text-align:center;}}
    یکی از مهم‌ترین ثمرات تشکیک در وجود، تبیین فلسفی «حرکت جوهری» و در نتیجه «معاد جسمانی» است.
     
    - **حرکت جوهری:** اگر وجود، حقیقتی مشکک باشد، آنگاه یک شیء مادی می‌تواند در ذات و جوهر خود حرکت کند و از مرتبه‌ای ضعیف از وجود به مرتبه‌ای قوی‌تر منتقل شود (مثلاً نطفه به علقه، علقه به مضغه و...). این حرکت در ذات (جوهر) ممکن می‌شود، زیرا وجود مراتب مختلفی دارد و شیء می‌تواند در طول زمان، این مراتب را طی کند.
    - **معاد جسمانی:** بر اساس حرکت جوهری، نفس انسان و بدن او در طول حیات دنیوی تکامل می‌یابند و به مرتبه‌ای از وجود می‌رسند که پس از مرگ نیز بدن (بدن اخروی) به نحو شدیدتر و کامل‌تری از وجود باقی می‌ماند. این بدن اخروی عین بدن دنیوی است، اما در مرتبه‌ای شدیدتر از وجود. بدون تشکیک در وجود، تبیین این «عینیت در عین تفاوت» امکان‌پذیر نیست.
    {{Hidden end}}
     
    === اتحاد عاقل و معقول ===
    تحقیق [[اتحاد عاقل و معقول]] بدون اصالت وجود و تشکیک در آن ممکن نیست.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۳، ص‏۳۷۳</ref>
     
    {{Hidden begin| title = توضیح مبسوط: تشکیک و اتحاد عاقل و معقول | titlestyle = background:#D3D3D3; text-align:center;}}
    مسئله «اتحاد عاقل و معقول» یکی از پیچیده‌ترین مسائل فلسفه است. بر اساس این نظریه، در مقام تعقل، عاقل (ذهن) و معقول (معلوم) در خارج متحد می‌شوند. اما این اتحاد چگونه ممکن است؟ اگر حقیقت عاقل و معقول دو حقیقت متباین باشند، اتحادشان محال است.
     
    حل این مسئله فقط با «اصالت وجود» و «تشکیک در وجود» ممکن می‌شود. توضیح:
    - عاقل و معقول هر دو «وجود» دارند.
    - «وجود» حقیقتی واحد است.
    - در لحظه تعقل، وجود عاقل و وجود معقول به یکدیگر می‌رسند و به دلیل بساطت و تشکیک وجود، با هم اتحاد می‌یابند.
    - قبل از تعقل، عاقل «قوه» دارد و معقول «فعل». بعد از تعقل، عاقل «فعل» می‌شود و با معقول متحد می‌گردد. این سیر از قوه به فعل، بدون تشکیک در وجود (مراتب ضعیف و قوی وجود) قابل تبیین نیست.
     
    پس تشکیک در وجود، شرط لازم برای اثبات اتحاد عاقل و معقول است.
    {{Hidden end}}
     
    === امکان تجرد و مادیت یک حقیقت ===
    بر اساس تشکیک در وجود، امکان دارد برخی افراد یک حقیقت وجودی مجرد و برخی دیگر مادی باشند.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۳، ص‏۷۱۴</ref>
     
    {{Hidden begin| title = توضیح مبسوط: تشکیک و تجرد تدریجی نفس | titlestyle = background:#D3D3D3; text-align:center;}}
    یکی از ابتکارات ملاصدرا این است که نفس انسانی «جسمانیه الحدوث» و «روحانیه البقاء» است. یعنی نفس در آغاز پیدایش (موقع انعقاد نطفه) یک امر مادی (جسمانی) است، اما به تدریج با حرکت جوهری و تکامل وجودی، مجرد می‌شود. این نظریه بدون تشکیک در وجود قابل تبیین نیست.
     
    چگونه یک حقیقت واحد می‌تواند هم مادی باشد و هم مجرد؟ پاسخ این است که «وجود» مراتب دارد. مرتبه ضعیف وجود (مرتبه مادی) با مرتبه قوی وجود (مرتبه مجرد) از یک سنخ هستند و تفاوتشان تشکیکی است. نفس ابتدا در مرتبه ضعیف وجودی قرار دارد (مادی)، اما با حرکت جوهری به مراتب قوی‌تر می‌رود تا به مرحله تجرد می‌رسد. در حالی که هویت شخصی نفس در تمام این مراحل محفوظ می‌ماند، زیرا «وجود» است که حرکت می‌کند و ماهیت، تنها یک انتزاع است.
    {{Hidden end}}
     
    === برهان صدیقین ===
    تشکیک در وجود، همراه با اصالت وجود و بساطت آن، از ارکان [[برهان صدیقین]] است.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۶، ص‏۱۴</ref>
     
    {{Hidden begin| title = توضیح مبسوط: جایگاه تشکیک در برهان صدیقین | titlestyle = background:#D3D3D3; text-align:center;}}
    برهان صدیقین (که ملاصدرا آن را به بهترین شکل تقریر کرده) بر سه رکن اساسی استوار است:
     
    #اصالت وجود: حقیقت عالم، «وجود» است نه ماهیت.
    #بساطت وجود: وجود حقیقتی است بسیط و بدون جزء.
    #تشکیک در وجود: وجود دارای مراتب شدید و ضعیف است.
     
    تقریب برهان: ما حقیقت «وجود» را که شک‌ناپذیر و بدیهی است، در نظر می‌گیریم. این وجود دارای مراتب است (تشکیک). هر مرتبه ضعیف نسبت به مرتبه قوی‌تر، فقیر و نیازمند است. سلسله مراتب وجود نمی‌تواند تا بی‌نهایت ادامه پیدا کند (تسلسل محال است). پس باید به مرتبه‌ای از وجود برسیم که شدیدترین، کامل‌ترین، غنی‌ترین و مقدم‌ترین مرتبه باشد. آن مرتبه، «وجود واجب» یا خدای متعال است. این برهان نیازی به اثبات «ممکن الوجود» و «علت» ندارد و مستقیماً از خود حقیقت وجود، واجب را اثبات می‌کند. به همین دلیل آن را «صدیقین» (راست‌ترین) می‌نامند.
    {{Hidden end}}
     
    === مسأله شرور ===
    شدت وجود به معنای برائت و خلوص بیشتر از عدم و شر است.<ref>الأسفار الأربعة، ج‏۹، ص‏۱۲۱</ref>
     
    {{Hidden begin| title = توضیح مبسوط: تشکیک و مسئله شر | titlestyle = background:#D3D3D3; text-align:center;}}
    یکی از قدیمی‌ترین مسائل فلسفه و کلام، مسئله «شر» است: اگر خداوند خیر محض است، چرا شر در عالم وجود دارد؟ پاسخ ملاصدرا بر اساس تشکیک در وجود به این صورت است:
     
    - شر، امری عدمی است نه وجودی. یعنی شر در حقیقت «نبودن» خیر است، نه «بودن» چیزی به نام شر.
    - هر چه موجود است، خیر است و از آن جهت که وجود دارد، خوب است. اما وجود مراتب دارد.
    - مرتبه ضعیف وجود (مثلاً وجود ماده اولی) از مرتبه قوی وجود (مثلاً وجود خداوند) بسیار فقیرتر و ناقص‌تر است. این «نقص» و «فقر» که عین ضعف وجود است، همان شرور نامیده می‌شود.
    - هر چه موجودی به مرتبه پایین‌تری از وجود تعلق داشته باشد، «شَرّ» بیشتری دارد و هر چه به مرتبه بالاتری برود (نزدیکتر به خدا)، «خیر» بیشتری دارد. در واقع شر، امری عدمی و نسبی است.
     
    بنابراین شرور در عالم، نه به معنای وجود امری «بد»، بلکه به معنای مراتب پایین‌تر «خیر» (وجود) هستند. و این مراتب پایین برای نظام طولی وجود ضروری هستند و کمال عالم به همه مراتب آن (از شدید تا ضعیف) بستگی دارد.
    {{Hidden end}}
     
    ==دیدگاه فلاسفه پیشین==
     
    === ابن سینا ===
    [[ابن سینا]] در برخی عبارات، تشکیک در وجود را نفی کرده است.<ref>الحاشیة علی الإلهیات، ص‏۲۴۲</ref> اما در مواردی به تفاوت مراتب وجود به شدت و ضعف اقرار کرده است.<ref>المشاعر، ص‏۳۶</ref>
     
    {{Hidden begin| title = توضیح مبسوط: دیدگاه ابن سینا درباره تشکیک | titlestyle = background:#D3D3D3; text-align:center;}}
    ابن سینا به طور صریح و روشن به تشکیک در وجود قائل نبود. او وجود را عارض بر ماهیت می‌دانست و قائل به اصالت ماهیت بود (حداقل در بسیاری از آثارش). با این حال، در برخی موارد ناچار به قبول نوعی «شدت و ضعف» در وجود شده است. مثلاً:
     
    - تفاوت وجود واجب و ممکن: ابن سینا قبول دارد که وجود واجب «واجب» است و وجود ممکن «ممکن». این واجب بودن و ممکن بودن از اوصاف وجود است و در ذات وجود ریشه دارد.
    - تقدم و تأخر: او قبول دارد که برخی موجودات (مانند عقل) بر برخی دیگر (مثل نفس) تقدم ذاتی دارند.
     
    اما ملاصدرا معتقد است که ابن سینا در اینجا دچار تناقض است؛ زیرا از یک سو قائل به اصالت ماهیت است (و در نتیجه تشکیک در ماهیت ممکن نیست)، از سوی دیگر ناچار به قبول تفاوت تشکیکی در وجود شده است. ملاصدرا با حل این تناقض و اثبات اصالت وجود، تشکیک را به طور کامل تبیین می‌کند.
    {{Hidden end}}
     
    === فهلویون ===
    [[فهلویون]] معتقد به وحدت حقیقت وجود در عین کثرت آن بوده‌اند.<ref>نهایة الحکمة، ص‏۱۸</ref>
     
    {{Hidden begin| title = توضیح مبسوط: فهلویون و تشکیک | titlestyle = background:#D3D3D3; text-align:center;}}
    فهلویون (حکمای ایران باستان) از نخستین کسانی بودند که به «وحدت حقیقت وجود» و «تشکیک» در آن قائل بودند. در متون پهلوی (مانند «بندهش» و «دینکرد») سخن از «نور نامتناهی» (زروان یا اهورامزدا) و مراتب نزولی آن (امشاسپندان، ایزدان، مینوی نور) به میان آمده است.
     
    این دیدگاه از طریق ترجمه آثار پهلوی به عربی در دوران عباسی و نیز از طریق جریان‌های فکری ایرانشهری، به فلاسفه اسلامی منتقل شد. ملاصدرا در بسیاری از آثار خود به فهلویون ارجاع می‌دهد و دیدگاه آنها را یکی از منابع الهام خود در نظریه تشکیک می‌داند.
     
    وجه اشتراک فهلویون با ملاصدرا در این است که هر دو قائل بودند: «وحدت» در عین «کثرت» و «کثرت» در عین «وحدت». یعنی یک حقیقت واحد در مراتب مختلف ظهور پیدا می‌کند و این مراتب، تفاوت ذاتی (تشکیک) دارند.
    {{Hidden end}}
     
    === اشراقیون ===
    [[سهروردی]] و اشراقیون تمایز موجودات را به نقص و کمال در اصل ماهیت می‌دانستند.<ref>شرح المنظومة-فلسفة، ج‏۲، ص‏۱۸۰</ref>
     
    {{Hidden begin| title = توضیح مبسوط: سهروردی و تشکیک در نور | titlestyle = background:#D3D3D3; text-align:center;}}
    نظام فلسفی سهروردی (حکمت اشراق) مبتنی بر اصالت «نور» است. نور در نظر او نه یک مفهوم انتزاعی، بلکه یک حقیقت عینی و شدیدالوجود است که عالم از آن ساخته شده شده است. سهروردی قائل به تشکیک در نور است؛ یعنی نور مراتب دارد: نورالانوار (خداوند) شدیدترین نور، سپس انوار قاهره (مجردات)، انوار مدبره (نفوس فلکی)، و در نهایت نورهای ضعیف (اجسام مادی).
     
    اما تفاوت اساسی سهروردی با ملاصدرا این است که:
    - سهروردی «نور» را ماهیت اشیاء می‌داند نه وجود. او قائل به اصالت ماهیت (نور ماهیت است) است، هر چند معتقد است نور یک ماهیت «مشکک» است.
    - ملاصدرا اما قائل به اصالت وجود است و تشکیک را نیز در وجود می‌داند، نه در ماهیت (حتی ماهیت مشکک).
     
    نقد ملاصدرا بر سهروردی این است که تشکیک در ماهیت ممکن نیست. ماهیت فی نفسه امری ثابت و لایتغیر است و شدت و ضعف نمی‌پذیرد. شدت و ضعف فقط از آنِ «وجود» است. بنابراین سهروردی در اینجا دچار خطا شده است و آنچه او «تشکیک در نور» می‌نامد، در واقع تشکیک در «وجود نور» است.
    {{Hidden end}}
     
    ==پانويس ==
    <references />
    <references />


    ==منابع مقاله==
    == منابع مقاله ==
    # صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). '''الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة'''. (جلدهای ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷، ۸، ۹).
    # ابن سینا، حسین بن عبدالله. '''الشفاء (الإلهیات)'''. (جلد ۱ و ۲).
    # خواجه نصیرالدین طوسی. '''شرح الإشارات و التنبیهات (مع المحاکمات)'''. (جلد ۳).
    # ابن سینا، حسین بن عبدالله. '''المباحثات'''. (جلد ۱).
    # ابن سینا، حسین بن عبدالله. '''التعلیقات'''.
    # صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). '''شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا (ملاصدرا)'''. (جلد ۱ و ۲).
    # طباطبایی، محمدحسین. '''نهایة الحکمة'''. (جلد ۱).
    # صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). '''مفاتیح الغیب'''.
    # حسن‌زاده آملی، حسن. '''شرح المنظومة (تعلیقات)'''. (جلد ۲، ۳، ۴).
    # صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). '''حکمة العین و شرحه'''. (جلد ۱).
    # فخرالدین رازی، محمد بن عمر. '''المباحث المشرقیة'''. (جلد ۱).
    # صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). '''حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)'''. (جلد ۲ و ۴).
    # صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). '''تفسیر القرآن الکریم'''. (جلد ۱ و ۴).
    # صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). '''شرح أصول الکافي'''. (جلد ۲، ۳، ۴).
    # صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). '''شرح الهدایة الاثیریة'''. (جلد ۱).
    # شهرزوری، شمس‌الدین محمد بن محمود. '''شرح حکمة الإشراق'''. (جلد ۱).
    # صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). '''المظاهر الإلهیة في أسرار العلوم الکمالیة'''.
    # طباطبایی، محمدحسین. '''بدایة الحکمة'''. (جلد ۱).
    # سهروردی، یحیی بن حبش. '''مجموعه مصنفات شیخ اشراق'''. (جلد ۱).
    # صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). '''المشاعر'''. (جلد ۱).
    # صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). '''القبسات'''.
    # صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). '''الشواهد الربوبیة فی المناهج السلوکیة'''. (جلد ۱).
    # صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). '''المبدأ و المعاد'''. (جلد ۱).
    # صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). '''مجموعه رسائل فلسفی صدر المتألهین'''. (جلد ۱).
    # صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). '''رسالة في الحدوث (حدوث العالم)'''. (جلد ۱).
    # صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). '''شرح بر زاد المسافر'''. (جلد ۱).
    # صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). '''رساله عرشیه'''.


    == رده‌ها ==
    [[رده:فلسفه اسلامی]]
    [[رده:اصطلاحات فلسفه]]
    [[رده:اصطلاحات فلسفه]]
    [[رده:اصطلاحات فلسفه اسلامی]]
    [[رده:حکمت متعالیه]]
    [[رده:حکمت متعالیه]]
    [[رده:مفاهیم فلسفی]]
    [[رده:وجود]]
    [[رده:صدرالدین شیرازی]]
    [[رده:فلسفه ملاصدرا]]
    [[رده:هستی‌شناسی]]
    [[رده:هستی‌شناسی]]
    [[رده:مفاهیم متافیزیکی]]
    [[رده:اصالت وجود]]

    نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۱۶

    تشکیک در وجود
    اصطلاحی در فلسفه اسلامی
    شناسه اصطلاح
    نام‌های دیگرمشکک بودن وجود، تشکیک خاصی وجود
    معادل عربیالتشکیک فی الوجود
    معادل لاتینGradation of Existence
    دانشفلسفه، هستی‌شناسی
    فلسفهفلسفه اسلامی، حکمت متعالیه، فلسفه مشاء، فلسفه اشراق
    پیشینه و ریشه‌شناسی
    فیلسوفان کلیدیابن سینا، سهروردی، صدرالمتألهین، علامه طباطبایی
    مدافعانخواجه نصیرالدین طوسی، ملاهادی سبزواری، علامه طباطبایی
    نخستین بار توسطابن سینا (در برخی تقریرها)
    نخستین متن کهنالشفاء (ابن سینا)
    ریشه‌شناسیاز «شک» به معنای تردید نیست، بلکه به معنای تفاوت در شدت و ضعف
    محتوا و تعریف
    متون مهمالحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة، المشاعر، نهایة الحکمة
    مفاهیم مرتبطاصالت وجود، حرکت جوهری، وحدت شخصیه وجود، بساطت حقیقت وجود
    متضادهاتواطؤ، اشتراک لفظی، اشتراک معنوی متواطی
    پیش‌نیازهااصالت وجود، بساطت حقیقت وجود
    مقایسه و تطبیق

    تشکیک در وجود اصطلاحی در فلسفه اسلامی به معنای آن است که حقیقت وجود، امری واحد، اصیل و بسیط است، اما افراد و مراتب این حقیقت واحد در شدت و ضعف، کمال و نقص، تقدم و تأخر، و غنا و فقر با یکدیگر تفاوت دارند. به عبارت دقیق‌تر، «ما به الاشتراک فی الوجود عین ما به الامتیاز» است. این نظریه که توسط صدرالمتألهین (ملاصدرا) به عنوان یکی از آموزه‌های محوری حکمت متعالیه نظام‌مند شد، در برابر دو دیدگاهِ «اشتراک لفظی وجود» و «اشتراک معنوی متواطی» قرار می‌گیرد.[۱][۲][۳] ملاصدرا در تبیین نهایی خود می‌گوید: «اِنَّ الوجودَ طَبیعَةٌ واحِدَةٌ بَسیطَةٌ، لا اختِلافَ بَینَ آحادِها اِلّا بِالشِّدَّةِ وَ الضَّعفِ وَ الکَمالِ وَ النَّقصِ».[۴][۵][۶]

    معناشناسی و تحلیل مفهومی

    تشکیک در اصطلاح منطق و فلسفه، به تفاوت داشتن افراد یک حقیقت واحد در شدت و ضعف گفته می‌شود و در مقابل «تواطؤ» به کار می‌رود. وجه تسمیه آن به دلیل «شک» در گوینده یا مستمع نیست، بلکه بدین جهت است که افراد مختلف یک حقیقت، به یک اندازه آن حقیقت را دارا نیستند و گویی فرد شدیدتر، حقیقت را به صورت «أکید» و فرد ضعیف‌تر، آن را به صورت «غیر أکید» داراست.[۷][۸][۹]

    «تشکیک در وجود» دارای سه رکن اصلی است:

    1. وحدت حقیقت وجود: مفهوم وجود که بر تمام موجودات حمل می‌شود، مفهومی واحد و مشترک است.
    2. بساطت حقیقت وجود: حقیقت وجود نه از جنس و فصل تشکیل شده و نه ترکیب خارجی دارد.
    3. تفاوت مراتب: این حقیقت بسیط و واحد، در تحقق خارجی خود دارای درجات متفاوت «اشد» و «اضعف» است.

    صدرالمتألهین در تبیین این ویژگی می‌گوید: «لیست أفرادها الذاتیّة متخالفة المعنی بل متخالفة الهویّات فی التقدّم و التأخّر، و الکمال و النقص، و الغنى و الحاجة».[۱۰][۱۱][۱۲]

    جایگاه در نظام فلسفی

    اصل تشکیک در وجود در همهٔ شاخه‌های اصلی فلسفه اسلامی نقش تعیین‌کننده دارد:

    1. الهیات بالمعنی الاخص: برهان صدیقین بر این پایه استوار است که «الوجود حقیقة واحدة بسیطة لا جنس لها و لا فصل لها».[۱۳][۱۴][۱۵] همچنین صفات الهی (علم، قدرت، حیات) نیز مانند وجود، حقیقتی مشکک دارند. ملاصدرا می‌گوید: «فالتی من الصفات... حالها بعینها حال الوجود فی ان التفاوت بین اقسامها بالشدة و الضعف و الکمال و النقص».[۱۶][۱۷][۱۸]
    2. فلسفه اولی (علم به موجود بما هو موجود): تفاوت جوهر و عرض، علت و معلول، قوه و فعل، همگی بر اساس تشکیک در وجود تحلیل می‌شوند. ملاصدرا تصریح می‌کند: «إنما الاختلاف بین العلة و المعلول فی أمور ثلاثة: التقدم و التأخر، و الاستغناء و الحاجة، و الوجوب و الإمکان».[۱۹][۲۰][۲۱]
    3. طبیعیات: نظریهٔ حرکت جوهری و اشتداد در جوهر بدون پذیرش تشکیک وجود قابل اثبات نیست. ملاصدرا می‌گوید: «أنّ الوجود ممّا یقبل الأشدّ و الأضعف لذاته»[۲۲][۲۳][۲۴] و این مبنای وقوع حرکت در جوهر است.
    4. نفس شناسی: تبیین مراتب سه‌گانهٔ نفس (نباتی، حیوانی، انسانی) و اتحاد عاقل و معقول بر اساس تشکیک وجود صورت می‌گیرد. «إن لماهیة واحدة أنحاء متفاوتة من الوجود بعضها مادی و بعضها مجرد... فقد علمت أن لماهیة واحدة أطواراً من الوجود».[۲۵][۲۶][۲۷]
    5. معادشناسی: اثبات معاد جسمانی مبتنی بر «أن طبيعة الوجود قابلة للشدة و الضعف بنفس ذاتها البسیطة»[۲۸][۲۹][۳۰] و حرکت جوهری است.

    تاریخچه و سیر تطور

    1. حکمای ایران باستان (فهلویون): به نقل صدرالمتألهین، آنان حقیقت وجود را مانند نور حسی می‌دانستند که دارای مراتب شدت و ضعف است. «فذهب بعضهم إلى أن الوجود حقيقة واحدة مشككة، و هو المنسوب إلى الفهلويين من حكماء الفرس».[۳۱][۳۲][۳۳] ایشان وجود را به نور حسی تشبیه می‌کردند که ظاهر بذاته و مظهر لغیره است.[۳۴][۳۵]
    2. ابن سینا (شیخ الرئيس): هرچند قول مشهور مشائیان اشتراک متواطی است، اما ابن‌سینا در الشفاء صراحتاً تشکیک را پذیرفته است: «فإنه و إن لم یکن الموجود جنساً و لا مقولاً بالتساوی علی ما تحته، فإنه معنی متفق فیه علی التقدیم و التأخیر».[۳۶][۳۷][۳۸] همچنین در المباحثات گفته است: «انّ الوجود فى ذوات الماهيّات لا يختلف بالنوع، بل ان كان له اختلاف، فبالتأکّد و التضعّف».[۳۹][۴۰][۴۱]
    3. سهروردی (شیخ اشراق): او به تشکیک در حقیقت نور قائل بود. صدرالمتألهین پس از نقد او می‌گوید: «فرجع الأمر إلى حقيقة «الوجود»؛ فحقّ أنّه حقيقة بسيطة لا يفترق إلاّ بالتأکّد و الضعف، و التقدّم و التأخّر».[۴۲][۴۳][۴۴]
    4. صدرالمتألهین (ملاصدرا): او برای نخستین بار تشکیک را به صورت نظریه‌ای نظام‌مند و در مقابل قول به تواطؤ مبنای حکمت متعالیه قرار داد و براهین متقنی بر آن اقامه کرد. وی می‌گوید: «إنّ الوجود حقيقة واحدة بسيطة، لا تتفاوت أعدادها بأمور ذاتيّة من جنس و فصل و نحوهما، بل بكمال و نقص و غنى و فقر».[۴۵][۴۶][۴۷]
    5. علامه طباطبایی: ایشان تقریر جدیدی از تشکیک ارائه داد و برهان «وحدت مفهوم وجود» را به شکل نوینی تقریر کرد: «أنا ننتزع من جميع مراتبها و مصاديقها - مفهوم الوجود العام الواحد البديهي».[۴۸][۴۹]

    تعاریف و تقریرهای اصلی

    1. تقریر صدرالمتألهین (بساطت و عینیت ما به الاشتراک و ما به الامتیاز): حقیقت وجود به دلیل بساطت، فاقد اجزاء ماهوی است. بنابراین تفاوت میان افراد آن نه با فصول ماهوی، بلکه با شدت و ضعف در خود حقیقت است. «فما به الافتراق عين ما به الاتفاق بحسب أصل الحقيقه، و غيره بحسب التأكد و الضعف، و التمام و النقص، و الفعل و القوه».[۵۰][۵۱][۵۲]
    2. تقریر علامه طباطبایی (برهان انتزاع مفهوم واحد): از آنجا که از همهٔ مصادیق وجود می‌توان یک مفهوم واحد بدیهی انتزاع کرد، پس آن مصادیق باید وحدت حقیقی داشته باشند. از سوی دیگر، این مصادیق در خارج با اوصافی چون شدت و ضعف، تقدّم و تأخر متمایز می‌شوند. بنابراین «الوجود حقيقة مشككة ذات مراتب مختلفة».[۵۳][۵۴][۵۵]
    3. تقریر شیخ اشراق (تشکیک در نور): سهروردی معتقد است که نور حقیقتی واحد و مشکک است. «فالنور حقيقة واحدة بسيطة متكثرة في عين وحدتها - و متوحدة في عين كثرتها».[۵۶][۵۷]

    اقسام و تقسیمات

    صدرالمتألهین با استناد به کلمات ابن سینا و دیگران، سه قسم تشکیک را در وجود احصا می‌کند:[۵۸][۵۹][۶۰]

    1. تشکیک به الأولویّة و عدم الأولویّة (الوجوب و الإمکان): تفاوت میان وجود واجب و ممکن. وجود واجب «أولی» و «أحق» به وجود است. «فإنّه في بعض الموجودات مقتضى ذاته دون بعض، كالواجب تعالى و الممكن».[۶۱][۶۲][۶۳]
    2. تشکیک به الأقدمیّة و الأحدثیّة (التقدّم و التأخّر بالذات): تفاوت میان وجود علت و وجود معلول. «و في بعضها أقدم بحسب الذات من بعض، كالعلل و معلولاتها».[۶۴][۶۵][۶۶]
    3. تشکیک به الأشدّیّة و الأضعفیّة (الکمال و النقص): تفاوت میان موجوداتی که یک سنخ ماهوی ندارند، مانند جوهر و عرض. «و في بعضها أتم و أقوى من بعض، كالجوهر و العرض».[۶۷][۶۸][۶۹]

    علامه طباطبایی این اقسام را چنین تبیین می‌کند: «كذلك الوجود حقيقة واحدة ذات مراتب مختلفة - بالشدة و الضعف و التقدم و التأخر - و العلو و الدنو و غيرها».[۷۰][۷۱]

    ادله و استدلال‌ها

    1. برهان وحدت مفهوم (برهان علامه طباطبایی): اگر مصادیق وجود هیچ حقیقت مشترکی نداشتند، انتزاع یک مفهوم واحد از آنها ممکن نبود. از طرفی، اگر این حقیقت مشترک در همهٔ مصادیق یکسان بود، باید همهٔ موجودات از نظر شدت و ضعف مساوی باشند که با وجدان و برهان در تناقض است. بنابراین «الوجود حقيقة مشكّكة» است.[۷۲][۷۳][۷۴]
    2. برهان بساطت حقیقت وجود (برهان صدرالمتألهین): اگر وجود جنس و فصل داشت، می‌شد تفاوت افراد را به آن ارجاع داد. در حالی که «الوجود حقيقته بسيطة لا جزء له خارجا كالمادة و الصورة، و لا ماهية كالجنس و الفصل».[۷۵][۷۶][۷۷] از آنجا که ترکیب در حقیقت وجود راه ندارد، پس تفاوت افراد آن تنها می‌تواند در خود آن حقیقت به صورت شدت و ضعف باشد. این همان تشکیک است.
    3. برهان تحقق تقدم و تأخر در وجود: ما در خارج می‌بینیم که برخی موجودات (مانند علت) بر برخی دیگر (مانند معلول) تقدم ذاتی دارند. این تقدم و تأخر نمی‌تواند به ماهیت برگردد (زیرا ماهیت علت و معلول یک نوع نیست). پس باید در خود وجود باشد. بنابراین وجود مشکک است.[۷۸][۷۹][۸۰]

    دیدگاه‌های مختلف

    1. مشائیان (به طور مشهور): قائل به اشتراک معنوی متواطی هستند. تفاوت موجودات را به عوارض یا فصول ماهوی ارجاع می‌دهند و اشتداد در جوهر را انکار می‌کنند. ولی ابن سینا مواردی از تشکیک را پذیرفته است.[۸۱][۸۲][۸۳]
    2. اشراقیان (سهروردی): تشکیک در حقیقت نور را می‌پذیرند، اما در وجود قائل به اعتباریت هستند. صدرالمتألهین می‌گوید: «و صاحب الإشراق لرأى أن الوجود أمر انتزاعي ذهني».[۸۴][۸۵][۸۶]
    3. حکمت متعالیه (صدرالمتألهین و پیروان): قائل به اصالت وجود و تشکیک خاص در آن هستند. ایشان معتقدند «اختلاف أنحاء الوجودات إنما هو بنفس الوجودات».[۸۷][۸۸][۸۹]
    4. فخر رازی: قائل به اعتباریت وجود و ناقد تشکیک است. صدرالمتألهین از قول او نقل می‌کند: «عند هذا الرجل أنه مفهوم عقلي- من المعقولات الثانية و لا يكون شيء منها أشد و شيء أضعف».[۹۰]

    اشکالات و نقدها و پاسخ‌ها

    اشکال اصلی متأخران: چگونه یک حقیقت واحد و بسیط می‌تواند هم شدید باشد و هم ضعیف؟ اگر شدت و ضعف از سنخ عدم‌اند، چگونه با وجود آمیخته می‌شوند؟[۹۱][۹۲]

    پاسخ صدرالمتألهین (مبتنی بر قاعدهٔ «البسیط حقیقة کل شیء»): اولاً، شدت و ضعف در وجود، به معنای ترکیب وجود از دو چیز (وجود و عدم) نیست. ثانیاً، حقیقت بسیط وجود، به گونه‌ای است که می‌تواند «بذاته متقدماً و متأخراً» باشد. ثالثاً، این اشکال ناشی از خلط میان «طبیعت نوعی ماهوی» و «حقیقت تشکیکی وجود» است. در ماهیات، تفاوت افراد به فصول زائد است، اما در حقیقت وجود، «ما به الاشتراک عین ما به الامتیاز» است. ملاصدرا می‌گوید: «و این معنا من خواص حقیقة الوجود، فإنّها في نفسها ذات شؤون متفاوتة».[۹۳][۹۴][۹۵] نقص در وجود، ناشی از معلولیت و ثانویت است، نه اینکه عدم، جزء وجود باشد: «إنما ینشأ النقص و القصور و الإمکان و نحوه من الثانویة و المعلولیة».[۹۶][۹۷]

    اشکال دیگر (از طرف مشائیان): پذیرش تشکیک در وجود مستلزم آن است که واجب‌الوجود در رتبهٔ وجودی پایین‌تر از ممکن قرار گیرد یا اینکه واجبان متعددی اثبات شوند.[۹۸][۹۹]

    پاسخ ملاصدرا: «قد علمت أن أفراد الوجود بعضها أشد و بعضها أضعف كما أن بعضها أقدم من بعض بالذات».[۱۰۰][۱۰۱] واجب‌الوجود، اشدّ و اقدم مراتب وجود است و امکان ندارد که ممکنی همردیف او یا بالاتر از او باشد.

    آثار و نتایج فلسفی

    1. برهان صدیقین (تقریر ملاصدرا): «قد مرّ... من أنّ الوجود- كما مرّ-حقيقة بسيطة، لا جنس لها و لا فصل لها، و لا حدّ لها... فظهر أنّ واجب الوجود تمام الأشياء، و وجود الوجودات، و نور الأنوار».[۱۰۲][۱۰۳][۱۰۴] با اثبات تشکیک، وجود کامل‌ترین و شدیدترین مرتبه اش، واجب‌الوجود است.
    2. حرکت جوهری: تشکیک وجود مبنای اثبات «أنّ الوجود الجوهري يصحّ له الاشتداد و الکمالية»[۱۰۵][۱۰۶][۱۰۷] است.
    3. اتحاد عاقل و معقول: ملاصدرا می‌گوید: «لا يمكن تحقيق هذه المسألة إلا بأحكام أصول... من كون الوجود هو الأصل... و أن الوجود يشتد و يضعف».[۱۰۸][۱۰۹][۱۱۰]
    4. صفات الهی: صفات خداوند نیز مانند ذات او، شدیدترین مراتب صفات وجودی‌اند. «و كما ان الوجود فيه تعالى على وجه اعلى و اشرف ... فكذلك الوحدة و العلم و القدرة و الحياة».[۱۱۱][۱۱۲][۱۱۳]
    5. معاد جسمانی: «الأصل الثالث: أن طبيعة الوجود قابلة للشدة و الضعف بنفس ذاتها البسيطة... و لهذا يقال إن الوجود مختلف الأنواع».[۱۱۴][۱۱۵][۱۱۶] این قاعده اثبات می‌کند که بدن دنیوی با حفظ هویت شخصی، به بدن اخروی تبدیل می‌شود.

    اصطلاحات مرتبط

    جدول تطبیقی دیدگاه‌ها

    مکتب / فیلسوف (منابع اصلی) حقیقت وجود در خارج نحوهٔ اشتراک نحوهٔ امتیاز جنس بودن وجود
    مشائیون مشهور ماهیت اصیل است، وجود عرضی تواطؤ (مفهوم واحد و یکسان) به واسطهٔ ماهیات یا عوارض زائد می‌تواند جنس باشد
    ابن سینا (الشفاء، المباحثات) حقیقتی عینی با مراتب تشکیک (تقدیم و تأخیر) به واسطهٔ شدت و ضعف در خود وجود جنس نیست («لیس بجنس»)
    شیخ اشراق (سهروردی) وجود اعتباری، نور اصیل تشکیک در نور شدت و ضعف در نور جنس و فصل ندارد
    حکمت متعالیه (ملاصدرا) اصالت وجود، حقیقت عینی بسیط تشکیک خاص ما به الاشتراک عین ما به الامتیاز است جنس نیست (به دلیل تشکیک)

    نمودار سیر تاریخی

    (نوافلاطونیان، فهلویون: تشکیک در نور و وجود)
        │
        ▼
    ┌───────────────────┐   ┌───────────────────┐
    │ ابن سینا          │   │ سهروردی          │
    │ (پذیرش تلویحی و   │   │ (تشکیک در نور)   │
    │ گاه صریح تشکیک)  │   │                   │
    └─────────┬─────────┘   └─────────┬─────────┘
              │                       │
              └───────────┬───────────┘
                          ▼
          ┌─────────────────────────────────┐
          │ خواجه نصیرالدین طوسی            │
          │ (تقریر تشکیک در شرح اشارات)    │
          └───────────────┬─────────────────┘
                          ▼
          ┌─────────────────────────────────┐
          │ صدرالمتألهین (ملاصدرا)          │
          │ نظریهٔ نظام‌مند «تشکیک در وجود» │
          │ در چارچوب حکمت متعالیه          │
          └───────────────┬─────────────────┘
                          ▼
          ┌─────────────────────────────────┐
          │ علامه طباطبایی                  │
          │ تقریر و اثبات مجدد تشکیک        │
          │ با رویکرد تحلیلی جدید           │
          └─────────────────────────────────┘
    

    جستارهای وابسته

    پانویس

    1. الحکمة المتعالیة، ج۱، ص ۲۵۸
    2. نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۷
    3. بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۴
    4. الحکمة المتعالیة، ج۳، ص ۴۵۳
    5. المشاعر، ج۱، ص ۶۹
    6. شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۲، ص ۱۰۷۲
    7. شرح الإشارات و التنبیهات للطوسي (مع المحاکمات)، ج۳، ص ۳۳
    8. نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸
    9. بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۵
    10. حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۲، ص ۳۳۵
    11. الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۲۸۱
    12. الشواهد الربوبیة، ج۱، ص ۱۳۵
    13. المشاعر، ج۱، ص ۶۸
    14. الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۱۴
    15. شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۱، ص ۸۱
    16. شرح أصول الکافي، ج۳، ص ۵۸
    17. الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۱۱۷
    18. تفسیر القرآن الکریم، ج۴، ص ۱۲۲
    19. المباحث المشرقیة، ج۱، ص ۵۱۴
    20. الشفاء، ج۲، ص ۲۷۶
    21. المباحثات، ج۱، ص ۲۸۶
    22. حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۴، ص ۴۱۳
    23. الحکمة المتعالیة، ج۳، ص ۱۳۱
    24. مجموعه رسائل فلسفی صدر المتألهین، ج۱، ص ۸۲
    25. الحکمة المتعالیة، ج۳، ص ۴۹۷
    26. الشواهد الربوبیة، ج۱، ص ۹۸
    27. رسالة في الحدوث (حدوث العالم)، ج۱، ص ۷۱
    28. الحکمة المتعالیة، ج۹، ص ۱۸۶
    29. شرح بر زاد المسافر، ج۱، ص ۱۸
    30. مفاتیح الغیب، ج۱، ص ۵۹۶
    31. بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۴
    32. نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸
    33. شرح المنظومة (تعلیقات حسن زاده)، ج۲، ص ۱۰۵
    34. بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۴
    35. نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸
    36. الشفاء، ج۱، ص ۳۴
    37. المباحثات، ج۱، ص ۲۸۰
    38. حکمة العین و شرحه، ج۱، ص ۴۷
    39. المباحثات، ج۱، ص ۱۰۴
    40. المشاعر، ج۱، ص ۳۶
    41. حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۲، ص ۲۵۸
    42. حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۴، ص ۵۱
    43. مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۱، ص ۱۷
    44. شرح حکمة الإشراق (شهرزوری)، ج۱، ص ۴۹
    45. المشاعر، ج۱، ص ۴۹
    46. الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۷۵
    47. الشواهد الربوبیة، ج۱، ص ۱۲۱
    48. نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸
    49. بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۶
    50. حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۴، ص ۴۸
    51. الحکمة المتعالیة، ج۲، ص ۶۲
    52. الشواهد الربوبیة، ج۱، ص ۱۳۴
    53. نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸
    54. بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۵
    55. شرح المنظومة (تعلیقات حسن زاده)، ج۲، ص ۱۰۵
    56. نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸
    57. بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۴
    58. شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۱، ص ۱۲۹
    59. الحکمة المتعالیة، ج۱، ص ۳۶
    60. نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸
    61. شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۱، ص ۱۲۹
    62. المباحث المشرقیة، ج۱، ص ۲۸
    63. حکمة العین و شرحه، ج۱، ص ۴۷
    64. شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۱، ص ۱۲۹
    65. المباحثات، ج۱، ص ۲۸۰
    66. الشفاء، ج۱، ص ۳۴
    67. شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۱، ص ۱۲۹
    68. الحکمة المتعالیة، ج۱، ص ۳۶
    69. المباحثات، ج۱، ص ۲۱۸
    70. نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸
    71. بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۵
    72. بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۶
    73. نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۸
    74. الحکمة المتعالیة، ج۱، ص ۳۵
    75. حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۴، ص ۴۷
    76. المشاعر، ج۱، ص ۶۸
    77. شرح المنظومة (تعلیقات حسن زاده)، ج۲، ص ۱۰۸
    78. المباحث المشرقیة، ج۱، ص ۲۸
    79. الشفاء، ج۱، ص ۳۴
    80. شرح حکمة العین، ج۱، ص ۴۲
    81. الحکمة المتعالیة، ج۱، ص ۲۵۰
    82. الشواهد الربوبیة، ج۱، ص ۱۳۴
    83. شرح الهدایة الاثیریة، ج۱، ص ۳۵۴
    84. الشواهد الربوبیة، ج۱، ص ۱۳۵
    85. الحکمة المتعالیة، ج۱، ص ۲۵۰
    86. حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۲، ص ۲۴۴
    87. المبدأ و المعاد (ملاصدرا)، ج۱، ص ۳۱۱
    88. الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۷۵
    89. الشواهد الربوبیة، ج۱، ص ۷
    90. الحکمة المتعالیة، ج۳، ص ۵۰۹
    91. الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۱۷
    92. شرح الهدایة الاثیریة، ج۱، ص ۳۵۶
    93. شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۲، ص ۱۰۷۳
    94. الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۲۱
    95. الشواهد الربوبیة، ج۱، ص ۱۳۴
    96. المشاعر، ج۱، ص ۴۹
    97. الحکمة المتعالیة، ج۷، ص ۱۴۹
    98. الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۶۰
    99. شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۲، ص ۱۰۷۱
    100. الحکمة المتعالیة، ج۴، ص ۲۷۵
    101. نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۷
    102. المشاعر، ج۱، ص ۶۸ و ۴۹
    103. الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۱۴
    104. شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۱، ص ۸۱
    105. حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا)، ج۴، ص ۴۱۳
    106. الحکمة المتعالیة، ج۳، ص ۸۵
    107. مفاتیح الغیب، ج۱، ص ۳۸۳
    108. الحکمة المتعالیة، ج۳، ص ۳۷۳
    109. شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا، ج۱، ص ۶۲۱
    110. مجموعه رسائل فلسفی صدر المتألهین، ج۱، ص ۸۲
    111. شرح أصول الکافي، ج۴، ص ۶۲
    112. الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۱۱۷
    113. تفسیر القرآن الکریم، ج۱، ص ۴۵۳
    114. الحکمة المتعالیة، ج۹، ص ۱۸۶
    115. شرح بر زاد المسافر، ج۱، ص ۱۸
    116. مفاتیح الغیب، ج۱، ص ۵۹۶
    117. الحکمة المتعالیة، ج۱، ص ۲۵۰
    118. نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۳
    119. بدایة الحکمة، ج۱، ص ۱۳
    120. الحکمة المتعالیة، ج۳، ص ۸۵
    121. شرح المنظومة (تعلیقات حسن زاده)، ج۴، ص ۴۳۶
    122. شرح أصول الکافي، ج۳، ص ۴۶
    123. الحکمة المتعالیة، ج۶، ص ۲۸۵
    124. الحکمة المتعالیة، ج۲، ص ۶۲
    125. نهایة الحکمة، ج۱، ص ۷۶
    126. الحکمة المتعالیة، ج۱، ص ۲۵۸
    127. نهایة الحکمة، ج۱، ص ۱۷

    منابع مقاله

    1. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة. (جلدهای ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷، ۸، ۹).
    2. ابن سینا، حسین بن عبدالله. الشفاء (الإلهیات). (جلد ۱ و ۲).
    3. خواجه نصیرالدین طوسی. شرح الإشارات و التنبیهات (مع المحاکمات). (جلد ۳).
    4. ابن سینا، حسین بن عبدالله. المباحثات. (جلد ۱).
    5. ابن سینا، حسین بن عبدالله. التعلیقات.
    6. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا (ملاصدرا). (جلد ۱ و ۲).
    7. طباطبایی، محمدحسین. نهایة الحکمة. (جلد ۱).
    8. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). مفاتیح الغیب.
    9. حسن‌زاده آملی، حسن. شرح المنظومة (تعلیقات). (جلد ۲، ۳، ۴).
    10. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). حکمة العین و شرحه. (جلد ۱).
    11. فخرالدین رازی، محمد بن عمر. المباحث المشرقیة. (جلد ۱).
    12. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). حکمة الإشراق (تعلیقه ملاصدرا). (جلد ۲ و ۴).
    13. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). تفسیر القرآن الکریم. (جلد ۱ و ۴).
    14. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). شرح أصول الکافي. (جلد ۲، ۳، ۴).
    15. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). شرح الهدایة الاثیریة. (جلد ۱).
    16. شهرزوری، شمس‌الدین محمد بن محمود. شرح حکمة الإشراق. (جلد ۱).
    17. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). المظاهر الإلهیة في أسرار العلوم الکمالیة.
    18. طباطبایی، محمدحسین. بدایة الحکمة. (جلد ۱).
    19. سهروردی، یحیی بن حبش. مجموعه مصنفات شیخ اشراق. (جلد ۱).
    20. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). المشاعر. (جلد ۱).
    21. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). القبسات.
    22. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). الشواهد الربوبیة فی المناهج السلوکیة. (جلد ۱).
    23. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). المبدأ و المعاد. (جلد ۱).
    24. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). مجموعه رسائل فلسفی صدر المتألهین. (جلد ۱).
    25. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). رسالة في الحدوث (حدوث العالم). (جلد ۱).
    26. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). شرح بر زاد المسافر. (جلد ۱).
    27. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا). رساله عرشیه.

    رده‌ها