وجود ذهنی: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    بدون خلاصۀ ویرایش
    بدون خلاصۀ ویرایش
     
    (۷ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
    خط ۱: خط ۱:
    {{جعبه اطلاعات اصطلاح فلسفی
    {{جعبه اطلاعات اصطلاح فلسفی
    | نام = وجود ذهنی
    | نام = وجود ذهنی
    | عنوان = یکی از دو قسم اساسی وجود
    | عنوان = اصطلاحی در فلسفه اسلامی
    | نام کامل = الوجود الذهنی
    | نام کامل = الوجود الذهنی
    | نام‌های دیگر = وجود عقلی، وجود علمی
    | نام‌های دیگر = وجود علمی، وجود ظلی، وجود ارتسامی، حصول ذهنی
    | معادل عربی = الوجود الذهنی
    | معادل عربی = الوجود الذهنی، الوجود العلمی، الوجود الظلّی، الوجود الارتسامی
    | معادل لاتین = Esse objective / Mental existence
    | معادل لاتین = Mental Existence, Subjective Existence
    | معادل اروپایی = Mental existence
    | معادل اروپایی = Existencia Mental (اسپانیایی)، Existence Mentale (فرانسوی)
    | دانش = فلسفه اسلامی، معرفت‌شناسی
    | دانش = فلسفه، معرفت‌شناسی
    | فلسفه = متافیزیک / فلسفه ذهن
    | فلسفه = فلسفه اسلامی
    | مکتب = فلسفه مشاء، حکمت متعالیه، فلسفه اشراق
    | مکتب = مشاء، اشراق، حکمت متعالیه
    | فیلسوفان کلیدی = ابن سینا، صدرالمتألهین شیرازی، جلال‌الدین دوانی، صدرالدین دشتکی
    | فیلسوفان کلیدی = ابوعلی سینا، میرداماد، صدرالمتألهین شیرازی، علامه طباطبائی
    | مدافعان = علامه طباطبایی، محمدتقی مصباح یزدی، حسن حسن‌زاده آملی
    | مدافعان = حکماء (فیلسوفان اسلامی)، شیخ‌الرئیس ابن‌سینا، سید‌داماد، صدرالمتألهین، قطب‌الدین شیرازی، علامه طباطبائی
    | نخستین بار توسط = فارابی یا ابن سینا (در نظام‌مندترین شکل)
    | نخستین بار توسط = ابوعلی سینا (در تقریر نظام‌یافته)
    | نخستین متن کهن = الإشارات و التنبیهات (ابن سیناالأسفار الأربعة (ملاصدرا)
    | نخستین متن کهن = الشفاء (ابن‌سیناالقبسات (میرداماد)
    | ریشه‌شناسی = «وجود» + «ذهن»؛ مقابل «وجود خارجی»
    | ریشه‌شناسی = از «وجـد» به معنای یافتن و بودن؛ «ذهن» به معنای قوه مدرکه
    | تعریف = وجود معانی و ماهیات در ذهن به گونه‌ای که ماهیت شیء به خودِ خود در ذهن حضور می‌یابد نه به شبح یا مثال آن.
    | تعریف = «حصول ارتسامی طبیعت مُرسَله لابشرط‌شيء در ذهن، به‌گونه‌ای که آن طبیعت از فرد خود جدا شده و ذات معروض ملزوم، به همراه ذات خود از لوازم و عوارضش منفک می‌گردد.» (القبسات: ج1 ص38)؛ و در تعریف دیگر: «بودن شیء در اذهان» (حکمة العین و شرحه: ج1 ص37)
    | متون مهم = الأسفار الأربعة، بدایة الحکمة، نهایة الحکمة، شرح المنظومه
    | متون مهم = القبسات (میرداماد)، الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة (صدرالمتألهین)، نهایة الحکمة (علامه طباطبائی)، بدایة الحکمة (علامه طباطبائی)، الشفاء (ابن‌سینا)
    | مفاهیم مرتبط = وجود خارجی، علم، ماهیت، کلی طبیعی، تجرد نفس، اصالت وجود
    | مفاهیم مرتبط = وجود خارجی، ماهیت، علم حصولی، نفس، عقل، صورت ذهنی، حکایت، مطابقت
    | متضادها = وجود خارجی، وجود عینی
    | متضادها = وجود خارجی، وجود عینی، وجود متأصل
    | پیش‌نیازها = شناخت تمایز وجود و ماهیت، آشنایی با اقسام حمل (اولی و شایع)
    | پیش‌نیازها = تغایر وجود و ماهیت در ممکنات، قاعده فرعیه، امکان انتزاع مفاهیم کلی
    | اختلافی = حقیقت وجود ذهنی (شبح، حلول، صدور، انقلاب ماهیات)
    | اختلافی = وجود ذهنی از مسائل اختلافی میان حکماء (قائل به اثبات) و متکلمان (قائل به انکار) است.
    | متناظر غربی = Mental representation, Intentionality (Brentano, Husserl)
    | متناظر غربی = Mental Existence, Subjective Existence (فلسفه غرب)، Intentional Existence (فرانتس برنتانو)
    | متناظر شرقی = وی‌جناپتی‌وادا (Buddhist idealismچیتَ (وجود آگاهی‌محور در ودانتا)
    | متناظر شرقی = 存在於心智 (چینی心的存在 (ژاپنی)
    }}
    }}
    '''وجود ذهنی''' یکی از دو قسم اساسی [[وجود]] نزد [[حکیم (فلسفه)|حکما]]ست، چه وجود به [[وجود خارجی]] عینی و وجود ذهنی عقلی تقسیم می‌شود. مراد از وجود ذهنی، وجود معانی و [[ماهیت|ماهیات]] در [[ذهن]] است به گونه‌ای که ماهیت شیء به خودِ خود در ذهن حضور می‌یابد نه به شبح یا مثال آن. وجود ذهنی از وجود خارجی متمایز است، زیرا آثار مطلوب شیء بر وجود ذهنی مترتب نمی‌شود در حالی که بر وجود خارجی مترتب می‌گردد.<ref>نهایةالحکمة، ص۳۴، س۲</ref>


    ==ادله اثبات وجود ذهنی==
    '''وجود ذهنی'''، اصطلاحی در فلسفه اسلامی است که به معنای تحقق ماهیت یک شیء در ذهن، با نحوه‌ای از وجود متفاوت از وجود خارجی می‌باشد. این وجود، برخلاف وجود خارجی که «اصیل» و «متأصل» است، وجودی «ظِلی»، «ارتسامی» و «غیرمتأصل» محسوب می‌شود و آثاری که بر وجود خارجی مترتب است (مانند حرارت برای آتش، یا حرکت و نمو برای انسان)، بر آن مترتب نمی‌گردد.
    حکما برای اثبات وجود ذهنی به ادله متعددی استدلال کرده‌اند و همگی در اصل وجود ذهنی اتفاق نظر دارند. از برجسته‌ترین این ادله، تصور امور متصف به [[کلی (فلسفه)|کلیت]] و [[عموم]] است، چه کلی و معنای کلی در خارج اصلاً وجود ندارد و تنها در ذهن تحقق می‌یابد. نیز تصور [[معدوم]] متمایز از سایر معدومات، زیرا ما معدوم را تصور می‌کنیم و احکام ثبوتی بر آن حمل می‌نماییم با آنکه در خارج معدوم است، و این مستلزم وجود آن در ذهن می‌باشد.<ref>الأسفارالأربعة، ج۱، ص۲۶۳، س۵، ف۱۵۱۰؛ بدایةالحکمة، ص۲۹، س۱۱</ref>


    نیز از راه [[حکم ثبوتی]] صادق بر معدومات و [[ممتنع|ممتنعات]] استدلال می‌شود. مثلاً هنگامی که حکم می‌کنیم «اجتماع [[نقیض|نقیضین]] محال است»، این حکمی ثبوتی بر امری معدوم در خارج است، و حکم جز با وجود موضوع در مرتبه‌ای از مراتب صحیح نیست، و آن مرتبه همان وجود ذهنی است. همچنین [[قضیه حقیقیه|قضایای حقیقیه]] که در آنها بر [[طبیعت (فلسفه)|طبیعت]] بما هی له احکامی را حمل می‌کنیم با آنکه طبیعت بما هی در خارج وجود ندارد، بر وجود ذهنی دلالت دارند.<ref>الأسفارالأربعة، ج۳، ص۲۸۰، س۴، ف۷۷۳۹</ref>
    == بخش اول: مفهوم و حقیقت اصطلاح «وجود ذهنی» ==


    از دیگر ادله، تصور صرف حقیقت بدون غرائب و اجانب آن چون [[ماده (فلسفه)|ماده]] و لواحق آن است. انسان هنگامی که حقیقت انسان بما هو انسان را تصور می‌کند، از ماده و لواحق آن [[تجرد]] می‌یابد، در حالی که این متصور در خارج وجود ندارد زیرا در خارج از ماده و لواحق منفک نیست، پس وجود آن در ذهن خواهد بود.<ref>شرح المنظومة (فلسفه)، ج۲، ص۱۲۵، س۳</ref>
    === تعاریف کلیدی ===
    * «وجود ذهنی»: «حصول ارتسامی طبیعت مُرسَله لابشرط‌شيء در ذهن، به‌گونه‌ای که آن طبیعت از فرد خود جدا شده و ذات معروض ملزوم، به همراه ذات خود از لوازم و عوارضش منفک می‌گردد.»<ref>القبسات: ج1 ص38</ref>
    * در تعریف دیگر: «وجود ذهنی عبارت است از بودن شیء در اذهان» و «وجود خارجی عبارت است از بودن شیء در اعیان».<ref>حکمة العین و شرحه: ج1 ص37</ref>
    * «موجود ذهنی، بما هو موجود در ذهن و متمثل در عقل، متأصل بالوجود و متقرر در اعیان نیست.»<ref>القبسات: ج1 ص49</ref>


    ==اقوال در حقیقت وجود ذهنی==
    === اقسام و زیرمجموعه‌ها ===
    اقوال حکما در حقیقت وجود ذهنی متعدد است. برخی گفته‌اند [[علم]] حصول شبحی است در ذهن که حاکی از خارج و مباین با محکی در ماهیت باشد. این همان قول به [[شبح (فلسفه)|شبح]] نامیده می‌شود. برخی دیگر گفته‌اند علم حصول شبحی در ذهن است که حاکی از خارج نیست، اما این قول به [[سفسطه]] می‌انجامد. قول صحیح عند التحقیق آن است که حاصل در ذهن خود ماهیت شیء است نه شبح و نه مثال آن.<ref>بدایةالحکمة، ص۲۸، س۳؛ نهایةالحکمة، ص۳۴، س۹</ref>
    * «انقسام الوجود به ذهنی و خارجی» از اقسام اولیه وجود است.<ref>نهایة الحکمة: ج1 ص34</ref><ref>بدایة الحکمة: ج1 ص27</ref>
    * تفکیک میان «موجود ذهنی» و «موجود در ذهن»؛ صفات نفسانی مانند علم و قدرت، اگرچه در ذهن موجودند، اما «وجود ذهنی» به معنای اصطلاحی ندارند.<ref>الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة: ج4 ص251</ref>


    [[ابن سینا]] (شیخ الرئیس) بر این باور است که علم ما به [[جوهر (فلسفه)|جواهر]] ـ چه مادی چه مجرد ـ بواسطة صوری است که [[عرض (فلسفه)|اعراض]]ی در [[نفس (فلسفه)|نفس]] می‌باشند. این قول او مبتنی بر مقدماتی چند است: عدم تعقل عاقل جز ذات خود یا صفت خود، و اینکه نفس دارای درجه واحدة است، و نفی [[تشکیک (فلسفه)|تشکیک]] در وجود، و نفی [[اتحاد عاقل و معقول]]، و نفی اتصال [[عقل فعال|عقل به عقل فعّال]]، و نفی [[مثل افلاطونی|مثل]].<ref>الحاشیة على الإلهیات، ص۱۳۹، س۱ و س۴</ref>
    === دیدگاه‌های مختلف با ذکر نام صاحب‌نظران ===
    * '''حکماء (فیلسوفان):''' اثبات‌کننده وجود ذهنی.<ref>حکمة العین و شرحه: ج1 ص49</ref>
    ** '''شیخ‌الرئیس ابن‌سینا:''' در تعریف علم به «صورة حاصلة في النفس مطابقة للمعلوم»، وجود ذهنی را می‌پذیرد.<ref>مفاتیح الغیب: ج1 ص101</ref>
    ** '''صدرالمتألهین:''' وجود ذهنی را «وجود انتزاعی عقلی»، «وجهی از وجوه وجود» و «وجود ظلی» می‌داند.<ref>سه رساله فلسفی: ج1 ص200</ref><ref>الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة: ج1 ص248</ref>
    ** '''سید‌داماد:''' بر اتحاد وجود و ماهیت در عالم ذهن تأکید دارد.<ref>القبسات: ج1 ص37</ref>
    ** '''قطب‌الدین شیرازی:''' وجود مطلق را اعم از خارجی و ذهنی می‌داند.<ref>حکمة العین و شرحه: ج1 ص38</ref>
    * '''متکلمان:''' منکر وجود ذهنی و تفسیرکننده علم به اضافه.<ref>حکمة العین و شرحه: ج1 ص49</ref><ref>نهایة الحکمة: ج1 ص34</ref>
    * '''معتزله:''' به دلیل جهل به وجود ذهنی ماهیت، قائل به «ثبوت معدوم» شدند.<ref>المباحث المشرقیة: ج1 ص47</ref><ref>حکمة العین و شرحه: ج1 ص61</ref>
    * '''سید صدرالدین دشتکی:''' قائل به «انقلاب ماهیت» در ذهن.<ref>شرح المنظومة (تعلیقات حسن زاده): ج2 ص131</ref><ref>الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة: ج1 ص282</ref>
    * '''محقق دوانی:''' اطلاق «کيف» بر صور ذهنی را از باب مسامحه و تشبیه می‌داند.<ref>شرح المنظومة (تعلیقات حسن زاده): ج2 ص136</ref><ref>شرح الهدایة الاثیریة: ج1 ص307</ref>
    * '''قوشچی:''' قائل به حصول دو امر در ذهن (معلوم جوهر و علم کیف).<ref>مفاتیح الغیب: ج1 ص105</ref><ref>الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة: ج1 ص282</ref>
    * '''علامه طباطبائی:''' وجود ذهنی را وجودی می‌داند که آثار خارجی بر آن مترتب نیست.<ref>نهایة الحکمة: ج1 ص34</ref><ref>بدایة الحکمة: ج1 ص28</ref>


    ==دیدگاه [[ملاصدرا|صدرالمتألهین]] و [[محقق دوانی|دوانی]]==
    === ادله اثبات اصطلاح «وجود ذهنی» ===
    [[صدرالدین شیرازی|صدرالمتألهین شیرازی]] قول خود در وجود ذهنی را بر [[اصالت وجود]] و [[اعتباریت ماهیات]] بنا نهاده است. به باور او ماهیات ذهنی تحت [[مقولات دهگانه|مقولات]] خود در خارج قرار نمی‌گیرند، زیرا ماهیات کلی طبیعی اموری اعتباری هستند. وی معتقد است صور علمی به [[حمل شائع]] بر مقوله [[کیف (فلسفه)|کیف]] حمل می‌شوند و به [[حمل اولی]] بر مقوله‌ای که در خارج دارند حمل می‌گردند.<ref>شرح المنظومة (فلسفه)، ج۲، ص۱۴۰، س۹</ref>
    # '''دلیل حکم بر معدوم:''' ما بر اشیاء معدوم در خارج (مانند اجتماع نقیضین، شریک الباری، بحر از زئبق) احکام ثبوتی جاری می‌کنیم. از آنجا که حکم بر شیء فرع وجود آن شیء است و در خارج موجود نیست، پس در ذهن وجود دارد.<ref>حکمة العین و شرحه: ج1 ص49</ref><ref>بدایة الحکمة: ج1 ص29</ref><ref>المباحث المشرقیة: ج1 ص42</ref>
    # '''دلیل تصور کلی:''' ما «انسان کلی» و «حیوان کلی» را تصور می‌کنیم. تصور، اشاره عقلی به امر موجود است، در حالی که کلی بما هو کلی در خارج وجود ندارد؛ پس این تصورات ناظر به وجودی در ذهن هستند.<ref>نهایة الحکمة: ج1 ص34</ref><ref>حکمة العین و شرحه: ج1 ص51</ref><ref>بدایة الحکمة: ج1 ص29</ref>
    # '''دلیل قاعده فرعیه:''' اثبات صفت وجودی برای شیء، نیازمند وجود آن شیء است. از آنجا که ما ماهیت را موجود می‌یابیم، باید برای آن وجودی قائل شویم.<ref>المباحث المشرقیة: ج1 ص41</ref><ref>حکمة العین و شرحه: ج1 ص49</ref>
    # '''دلیل آثار:''' لوازم و عوارضی که بر ماهیت در ظرف وجود خارجی مترتب می‌شود (مانند احتراق برای آتش)، در ظرف وجود ذهنی بر آن مترتب نیست؛ این تفاوت در لوازم، دلالت بر تغایر وجودین دارد.<ref>القبسات: ج1 ص52</ref><ref>نهایة الحکمة: ج1 ص12</ref>
    # '''دلیل غرض فاعل:''' هر فاعلی فعلی را برای غرضی انجام می‌دهد. آن غرض اگر در خارج وجود عینی داشت، تحصیل حاصل لازم می‌آمد؛ پس باید نحوه‌ای از وجود داشته باشد که آثار مطلوب بر آن مترتب نباشد، و آن «وجود ذهنی» است.<ref>الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة: ج1 ص275</ref>


    در مقابل، [[جلال الدین دوانی|محقق دوانی]] بر این باور است که صور ذهنی تحت مقوله [[معلوم]] قرار می‌گیرند به دلیل [[اتحاد علم و معلوم|اتحاد علم و معلوم بالذات]]، و نیز منکر این است که علم کیف نفسانی باشد. وی بر جوهر بودن جوهر ذهنی اصرار می‌ورزد و مستند می‌کند که جوهر ماهیتی است که شأن آن این است که اگر در خارج موجود شود در موضوع نباشد.<ref>شرح المنظومة (فلسفه)، ج۲، ص۱۳۷، س۴؛ الحاشیة على الإلهیات، ص۱۳۱، س۱</ref>
    === مثال‌ها و مصادیق ===
    * تصور «عنقاء»، «بحر از زئبق»، «اجتماع نقیضین»، «شریک الباری»<ref>حکمة العین و شرحه: ج1 ص49</ref><ref>المباحث المشرقیة: ج1 ص47</ref><ref>الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة: ج1 ص268</ref>
    * تصور «انسان کلی»، «حیوان کلی»<ref>نهایة الحکمة: ج1 ص34</ref><ref>حکمة العین و شرحه: ج1 ص51</ref>
    * تصور «فرح» که وجود آن در انسان غیر از وجود صورت آن در ذهن است.<ref>التعلیقات (ابن سینا): ج1 ص37</ref>
    * تصور «کوه» و «صحرای وسیع» در ذهن<ref>نهایة الحکمة: ج1 ص38</ref><ref>مفاتیح الغیب: ج1 ص101</ref>


    ==اشکالات وارد بر وجود ذهنی==
    === آثار و لوازم اصطلاح وجود ذهنی ===
    اشکالات بسیاری بر قول به وجود ذهنی وارد شده است. از مهمترین آنها: لازمه وجود ذهنی اندراج ماهیت ذهنی تحت دو مقوله یا دو [[نوع (فلسفه)|نوع]] است. مثلاً انسان ذهنی از جهتی جوهر است و از جهتی دیگر که در ذهن حاصل شده کیف نفسانی می‌باشد، پس لازم می‌آید یک چیز واحد هم جوهر باشد هم عرض.<ref>بدایةالحکمة، ص۳۰، س۴ و س۹</ref>
    * «وجود ذهنی» برای هر چیزی که «شیء» به اعتبار معقولیتش باشد، ثابت است.<ref>شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا: ج1 ص119</ref>
    * «لوازم وجود ذهنی» (مانند نوعیت برای انسان) تابع ماهیت ذهنی است و از «معقولات ثانی» محسوب می‌شود.<ref>الشواهد الربوبیة فی المناهج السلوکیة: ج1 ص53</ref>
    * «وجود ذهنی» از حیثی وجود خارجی (زیرا خود یک امر خارجی است) و از حیث دیگر ذهنی (به اعتبار حکایت از مصداق خارجی) محسوب می‌شود.<ref>نهایة الحکمة: ج1 ص16</ref><ref>بدایة الحکمة: ج1 ص34</ref>


    از اشکالات دیگر: لازمه وجود ذهنی [[انطباع کبیر در صغیر]] است. صورت ذهنی کوه مثلاً در ذهن حاصل می‌شود در حالی که بزرگ است و ذهن یا آله مدرکه کوچک، پس انطباع عظیم در صغیر لازم می‌آید. نیز لازمه آن اتصاف نفس به صفات متضاد است؛ اگر نفس حرارت و برودت را توأماً تصور کند باید نفس هم گرم باشد هم سرد.<ref>بدایةالحکمة، ص۳۵، س۲۴؛ الأسفارالأربعة، ج۱، ص۳۰۸، س۱، ف۱۷۵۴</ref>
    == بخش دوم: نسبت وجود ذهنی و وجود خارجی ==


    ==دفع اشکالات==
    === تعاریف کلیدی ===
    حکما این اشکالات را به وجوه گوناگونی دفع کرده‌اند. برخی به [[اختلاف حمل]] پاسخ گفته‌اند: حمل در قول «جوهر ذهنی جوهر است» حمل اولی ذاتی است و در قول «جوهر ذهنی کیفی است» حمل شائع صناعی، و [[تناقض]]ی در کار نیست زیرا حمل به اختلاف اعتبار مختلف می‌شود. این روش صدرالمتألهین در حل اشکال بوده است.<ref>شرح المنظومة (فلسفه)، ج۲، ص۱۳۸، س۶</ref>
    * «وجود خارجی»: «تقرر اصیل در متن اعیان و حاق خارج»<ref>القبسات: ج1 ص49</ref>
    * «تشخص»: وجود در اعیان، عین تشخص عینی؛ وجود در ذهن، عین تشخص ذهنی است.<ref>القبسات: ج1 ص50</ref>
    * «معنی کون الشیء فی الخارج» ترتب آثار بر آن شیء است و «معنی کونه فی الذهن» عدم ترتب آن آثار است؛ نه این که ذهن و خارج ظرف و وعاء باشند.<ref>مجموعه رسائل فلسفی صدر المتألهین: ج1 ص190</ref>


    از دیگر پاسخ‌ها این است که صور علمی در نفس [[حلول (فلسفه)|حلول]] نمی‌کنند به گونه حلول اعراض در موضوعات مادی، بلکه [[قیام صدوری|قیام]] آنها به ذهن قیام صدوری است نه حلولی. نفس [[فاعل (فلسفه)|فاعل]] صور است نه [[محل قابل]] برای آنها. با این بیان، اشکال اتصاف نفس به صفات مادیات و اشکال انطباع کبیر در صغیر دفع می‌شود.<ref>الحاشیة على الإلهیات، ص۱۳۰، س۱</ref>
    === ادله تغایر و تقابل ===
    * «وجود اصیل در متن اعیان و ارتسام ظِلی در لوح اذهان، دو نحوه متقابل از وجودند.»<ref>القبسات: ج1 ص49</ref>
    * اگر شیء دارای ماهیت ورای وجود باشد، «مرتبه ماهیت ورای مرتبه وجود» است که خود عین مرتبه تشخص یا مساوق آن است؛ در نتیجه می‌توان برای آن «دو فرد متغایر به حسب وجود عینی و ذهنی» داشت.<ref>القبسات: ج1 ص50</ref>


    ==قول [[صدرالدین دشتکی|دشتکی]] به [[انقلاب ماهیات|انقلاب]]==
    === مثال‌ها و مصادیق ===
    قول دیگر در حل اشکالات وجود ذهنی، قول [[صدرالدین دشتکی|دشتکی]] به انقلاب ماهیات است. وی معتقد است ماهیت هنگامی که در ذهن تحقق می‌یابد به کیف نفسانی منقلب می‌شود و هنگامی که در خارج موجود می‌گردد جوهر یا عرضی خواهد بود مطابق با مقوله خود. این قول اشکالات مبتنی بر [[انحفاظ ماهیت]] بر حقیقت خود را دفع می‌کند، زیرا در این دیدگاه انحفاظی در کار نیست بلکه انقلاب صورت می‌پذیرد. این مسلک دقیق و نزدیک به تحقیق توصیف شده است.<ref>الحاشیة على الإلهیات، ص۱۳۳، س۶ و س۱۵</ref>
    * مثال «فرح»: وجود فرح در انسان غیر از وجود صورت آن در ذهن است.<ref>التعلیقات (ابن سینا): ج1 ص37</ref>
    * مثال «صورة فرس منقوش در دیوار»: این مثال برای تبیین این نکته به کار رفته که چیزی می‌تواند در ظرفی (ذهن) مثال و شبح یک حقیقت باشد، بدون این که خود آن حقیقت باشد.<ref>مفاتیح الغیب: ج1 ص105</ref>


    با این حال، محقق دوانی بر دشتکی اعتراض کرده است که [[عوارض]] مطلقاً ماهیت معروض خود را تغییر نمی‌دهند، بنابراین باید ماهیت با عوارض خود باقی بماند. نیز اشکال کرده که قول دشتکی مستلزم وجود [[مادة مشترک]] بین ذهنیات و خارجیات است در حالی که چنین مادة مشترکی مفقود می‌باشد.<ref>الحاشیة على الإلهیات، ص۱۳۳، س۲۵ و س۳۳</ref>
    == بخش سوم: شرایط امکان و امتناع وجود ذهنی ==


    ==بطلان قول به شبح==
    * '''شرط امکان:''' وجود ذهنی برای چیزی تصحیح می‌شود که وجود آن عین ماهیتش نباشد، یعنی ممکنات.<ref>القبسات: ج1 ص49</ref>
    قول به شبح به دلایل متقنی باطل شده است. از یک سو قول به شبح به سفسطه می‌انجامد، زیرا اگر حاصل در ذهن خود ماهیت نباشد بلکه شبحی از آن باشد، چگونه مطابق با واقع خواهد بود؟ و راهی برای اثبات [[مطابقت (فلسفه)|مطابقت]] وجود ندارد. از سوی دیگر، قول به شبح مستلزم تحقق امری در ذهن است که در ذات با ماهیت مغایر و در برخی اعراض با آن موافق باشد، در حالی که ادله وجود ذهنی حضور خود ماهیت را در ذهن اثبات می‌کنند.<ref>شرح المنظومة (فلسفه)، ج۲، ص۱۳۱، س۵؛ بدایةالحکمة، ص۳۲، س۱۶</ref>
    * '''شرط امتناع:''' آنچه ماهیتش عین وجود است (مانند واجب‌الوجود)، وجود ذهنی برای ماهیتش محال است.<ref>القبسات: ج1 ص49</ref>


    ==ثمرات بحث وجود ذهنی==
    === ادله امتناع برای واجب ===
    بحث از وجود ذهنی ثمرات مهمی در مسائل فلسفی دیگر دارد. از جمله: اثبات [[تجرد نفس]]، زیرا نفس طبایع کلی عقلی مجرد را ادراک می‌کند در حالی که این طبایع در نفس موجودند و قیام مجرد به مادی محال است، پس تجرد نفس ثابت می‌شود. نیز از ثمرات آن اثبات اصالت وجود است، چه آثار وجود خارجی بر وجود خارجی مترتب است نه بر وجود ذهنی، و اگر ماهیت اصیل بود حکم آن در ذهن و خارج یکسان می‌شد.<ref>شرح المنظومة (فلسفه)، ج۵، ص۱۲۷، س۷؛ بدایةالحکمة، ص۱۳، س۱۳</ref>
    # اگر ماهیت واجب عین وجود او باشد، نسبت وجود خارجی به ماهیت او مانند نسبت «انسانیت» به «ذات انسان» است. در نتیجه، «در فرجار تصور و دایره امکان» نیست که ذات او با وجود ذهنی موجود شود و ماهیتش در ذهنی متمثل گردد.<ref>القبسات: ج1 ص50</ref>
    # اگر چنین چیزی ممکن بود، لازم می‌آمد یا «انسلاخ ماهیت از ذات خود» یا «انقلاب وجود ظِلی ذهنی به وجود متأصل عینی» یا «این که شیء بما هو موجود ظِلی منطبع در ذهن، موجود اصیل متقرر در اعیان نیز باشد» و همه اینها محال است.<ref>القبسات: ج1 ص50</ref>


    نیز مسأله وجود ذهنی در تحقیق [[معاد جسمانی]] و [[معاد روحانی|روحانی]] و بسیاری از مقاصد ایمانی دخالت دارد. همچنین مبنایی است برای تصحیح احکام بر معدومات و ممتنعات و نقشی اساسی در تفسیر کلیات و مفاهیم عقلی ایفا می‌کند.<ref>الشواهد الربوبیة، ج۱، ص۳۴، س۲</ref>
    === نتیجه ===
    برای ممکنات، ماهیت کلی قابل تحقق در دو ظرف وجود عینی و ذهنی است؛ اما برای واجب، نه ماهیت کلی قابل تصور است و نه تشخصی جز همان تشخص عینی که عین ماهیت اوست.<ref>القبسات: ج1 ص50</ref>


    ==خلاصه==
    == بخش چهارم: اشکالات وارد بر اصطلاح وجود ذهنی و پاسخ‌های آنها ==
    وجود ذهنی حقیقتی فلسفی است که به ادله عقلی ثابت گردیده، و عبارت است از وجود ماهیات در ذهن به وجودی تبعی غیرمستقل که آثار خارجی بر آن مترتب نمی‌شود. آرای حکما در حقیقت آن و در چگونگی حل اشکالات وارد بر آن مختلف است: قول به شبح، قول به حلول، قول به صدور، قول به انقلاب. رأی راجح عند التحقیق آن است که ماهیات به خودِ خود با تبدل وجود در ذهن حاضر می‌شوند، قیام آنها به ذهن قیام صدوری است نه حلولی، و اشکالات به اختلاف حمل یا به تعدد جهات و اعتبارات دفع می‌گردد.
     
    === اشکال اول: اجتماع جوهر و عرض (یا جوهر و کیف) در یک شیء واحد ===
    * '''تقریب اشکال:''' هنگام تعقل جوهر، صورت ذهنی آن از سویی به دلیل انحفاظ ذاتيات، جوهر است و از سوی دیگر به دلیل قیامش به نفس (که امری خارجی است)، عرض و کیف نفسانی به شمار می‌آید.<ref>بدایة الحکمة: ج1 ص30</ref><ref>نهایة الحکمة: ج1 ص36</ref>
    * '''پاسخ صدرالمتألهین (راه‌حل اصلی با تفکیک دو نوع حمل):''' «حمل اولی ذاتی» به معنای اتحاد در مفهوم است و «حمل شایع صناعی» به معنای اتحاد در وجود. صورت ذهنی جوهر، بالحمل الأولی الذاتی «جوهر» است، اما بالحمل الشائع الصناعی «عرض» و «کیف نفسانی» است. بنابراین یک چیز از دو حیث و با دو نوع حمل، واجد دو مقوله متفاوت است بدون تناقض.<ref>بدایة الحکمة: ج1 ص33</ref><ref>نهایة الحکمة: ج1 ص36</ref><ref>سه رساله فلسفی: ج1 ص229</ref>
    * '''پاسخ‌های دیگر (و نقد آنها):'''
    ** '''سید صدرالدین دشتکی (انقلاب ماهیت):''' ماهیت شیء در ظرف وجود ذهنی منقلب شده و از جوهر به کیف تبدیل می‌شود.<ref>مفاتیح الغیب: ج1 ص106</ref><ref>شرح المنظومة: ج2 ص133</ref><ref>الحکمة المتعالیة: ج1 ص317</ref>
    ** '''محقق دوانی (مجاز و تشبیه):''' اطلاق «کیف» بر صور ذهنی از باب مسامحه و تشبیه است، نه حقیقت.<ref>شرح المنظومة: ج2 ص136</ref><ref>شرح الهدایة الاثیریة: ج1 ص307</ref>
    ** '''قوشچی (دو امری):''' در ذهن هنگام تعقل جوهر، دو چیز حاصل می‌شود: «معلوم» که جوهر است و «علم» که کیف نفسانی.<ref>مفاتیح الغیب: ج1 ص105</ref><ref>الحکمة المتعالیة: ج1 ص282</ref>
     
    === اشکال دوم: اتصاف نفس به صفات متضاد و متناقض ===
    * '''تقریب اشکال:''' اگر حقیقت اشیاء در ذهن حاصل شود، هنگام تصور گرما و سرما، نفس باید هم گرم باشد و هم سرد.<ref>حکمة العین و شرحه: ج1 ص51</ref><ref>نهایة الحکمة: ج1 ص37</ref><ref>مفاتیح الغیب: ج1 ص101</ref>
    * '''پاسخ:''' آنچه در ذهن حاصل می‌شود، «صورت» و «شبح» آن صفات است، نه خودِ آنها با وجود عینی. همچنین اتصاف به چیزی به معنای تأثر و انفعال از آن است، نه صرف قیام صوری.<ref>حکمة العین و شرحه: ج1 ص52</ref><ref>سه رساله فلسفی: ج1 ص249</ref><ref>الحکمة المتعالیة: ج1 ص308</ref>
     
    === اشکال سوم: انطباع کبیر در صغیر (محال بودن حصول صور عظیم در ذهن) ===
    * '''تقریب اشکال:''' چگونه صورت زمین و آسمان با عظمتشان در ذهن کوچک انسان نقش می‌بندد؟<ref>مفاتیح الغیب: ج1 ص101</ref><ref>نهایة الحکمة: ج1 ص38</ref><ref>بدایة الحکمة: ج1 ص35</ref>
    * '''پاسخ:''' اولاً، صور ادراکی (به ویژه عقلی و خیالی) مجرد از ماده و مقدارند و «انطباع» به معنای مادی ندارند. ثانیاً، نسبت نفس به این صور، نسبت «فاعلیت و ایجاد» است نه «انفعال و حلول».<ref>نهایة الحکمة: ج1 ص38</ref><ref>الحکمة المتعالیة: ج1 ص299</ref><ref>شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا: ج1 ص587</ref>
     
    === اشکال چهارم: ثبوت محالات ذاتی در ذهن ===
    * '''تقریب اشکال:''' اگر اشیاء به ذات خود در ذهن حاصل شوند، محالات ذاتی (مانند شریک الباری، اجتماع نقیضین) نیز باید در ذهن تحقق یابند.<ref>نهایة الحکمة: ج1 ص37</ref><ref>بدایة الحکمة: ج1 ص35</ref>
    * '''پاسخ:''' آنچه در ذهن از «شریک الباری» یا «اجتماع نقیضین» حاصل می‌شود، «مفهوم» آنهاست بالحمل الأولی الذاتی، نه «مصداق» آنها بالحمل الشائع الصناعی.<ref>نهایة الحکمة: ج1 ص37</ref><ref>بدایة الحکمة: ج1 ص35</ref>
     
    === اشکال پنجم: کُلی و جزئی بودن همزمان یک چیز ===
    * '''تقریب اشکال:''' انسان معقول از حیث صدق بر کثیرین، کلی است و از حیث قیام به نفس شخصی، جزئی.<ref>نهایة الحکمة: ج1 ص37</ref><ref>بدایة الحکمة: ج1 ص37</ref>
    * '''پاسخ:''' جهات مختلف است. انسان معقول از حیث نسبت به خارج، کلی و از حیث این که کیف نفسانی قائم به نفس است، جزئی می‌شود.<ref>نهایة الحکمة: ج1 ص37</ref><ref>بدایة الحکمة: ج1 ص37</ref>
     
    == بخش پنجم: مراتب، مظاهر و احکام وجود ذهنی ==
     
    * '''مراتب وجود ذهنی:''' «حقّ وجود قیّومی» (واجب)، سپس «وجودات عارض بر ماهیات»، سپس «نفس ماهیات ممکن معروض وجود در خارج»، سپس «ذهنیات صِرف و فرضیات کاذب».<ref>تفسیر القرآن الکریم: ج4 ص65</ref>
    * '''مظاهر وجود ذهنی:''' «مظهر وجود ذهنی، مدارک عقلیه و مشاعر حسیه است.»<ref>الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة: ج1 ص263</ref>
    * '''سریان وجود ذهنی:''' «همان طور که وجود بر هر چیزی منبسط است، حتی بر لاموجود (مفهوم ذهنی عدم) نیز به اعتبار مفهوم ذهنی‌اش، نحوی از وجود عقلی دارد.»<ref>تفسیر القرآن الکریم: ج4 ص63</ref>
    * '''کلّیت وجود ذهنی:''' «کلّیت از لوازم وجود ذهنی برای ماهیت است، همان طور که شخصیت از لوازم وجود خارجی است.»<ref>نهایة الحکمة: ج1 ص74</ref> همچنین «کلّیت و جزئیت و عموم و خصوص از اوصافی هستند که بر خود وجود (به دلیل عدم وجود ذهنی برای وجود) حمل نمی‌شوند.»<ref>المشاعر: ج1 ص7</ref>
    * '''قیام صدوری (نه حلولی) صور ذهنی به نفس:''' نسبت نفس به مدرکات خیالی و حسی، فاعل مبدع است تا محل قابل. با این مبنا، بسیاری از اشکالات حلول (مانند حلول جوهر در نفس، اتصاف نفس به اضداد) منتفی می‌شود.<ref>سه رساله فلسفی: ج1 ص233</ref><ref>الحکمة المتعالیة: ج1 ص287</ref>
    * '''عروض (عرضیّت) وجود ذهنی:''' «علم (که همان صورت ذهنی است) از مقوله کیف بالذات است و جوهر بالعرض.»<ref>القبسات: ج1 ص41</ref><ref>مجموعه رسائل فلسفی صدر المتألهین: ج1 ص295</ref> همچنین «جوهر ذهنی به اعتبار ماهیت، جوهر و به اعتبار وجود ذهنی (که قائم به نفس است)، عرض می‌باشد.»<ref>مجموعه رسائل فلسفی صدر المتألهین: ج1 ص169</ref>
    * '''اتحاد علم و معلوم در وجود ذهنی:''' «صورة ذهنیه مرتسمه در نفس، علم و معلوم به دو اعتبار است؛ و به همین معناست که می‌گویند: علم و معلوم بالذات متحدند و بالاعتبار متغایرند.»<ref>القبسات: ج1 ص60</ref>
     
    == ۶. منابع و ارجاعات کلیدی مقاله (افراد، کتاب‌ها، نظریه‌ها) ==
    {| class="wikitable"
    |+ مهم‌ترین منابع و صاحب‌نظران
    |-
    ! فرد / مکتب !! کتاب یا اثر کلیدی !! نظریه یا دیدگاه اصلی
    |-
    | '''میرداماد''' || القبسات (ج1 ص37-54، 77، 194) || اتحاد وجود و ماهیت در ذهن؛ تفکیک امکان وجود ذهنی برای ممکنات و امتناع آن برای واجب
    |-
    | '''صدرالمتألهین شیرازی''' || الحکمة المتعالیة (ج1، ج3، ج4، ج6)، الشواهد الربوبیه، المبدأ و المعاد، تفسیر القرآن الکریم، سه رساله فلسفی، مجموعه رسائل، شرح و تعلیقه بر الهیات شفا || اصالت وجود، تشکیک وجود، اتحاد عاقل و معقول؛ تبیین وجود ذهنی به‌عنوان وجود ظلی و انتزاعی؛ پاسخ تفصیلی به اشکالات
    |-
    | '''شیخ‌الرئیس ابن‌سینا''' || الشفاء، التعلیقات، الإشارات || تعریف علم به «صورة حاصلة مطابقة للمعلوم»؛ طرح مسئله اجتماع جوهر و عرض
    |-
    | '''فخرالدین رازی''' || المباحث المشرقیة (ج1 ص15-322) || نقل و نقد برخی ادله و اشکالات؛ اشاره به منشأ قول معتزله
    |-
    | '''خواجه نصیرالدین طوسی''' || شرح الإشارات (ج2-ج3) || شرح و تحلیل برخی اشکالات
    |-
    | '''قطب‌الدین شیرازی''' || حکمة العین و شرحه، شرح حکمة الإشراق || اعمیت وجود مطلق از خارج و ذهن؛ تحلیل مغالطه «أخذ مثال الشيء مکانه»
    |-
    | '''سید صدرالدین دشتکی''' || شرح الهدایة الاثیریه، حواشی || نظریه «انقلاب ماهیت» در ذهن
    |-
    | '''محقق دوانی''' || شرح الهدایة الاثیریه || اطلاق مجازی و تشبیهی «کیف» بر صور ذهنی
    |-
    | '''قوشچی''' || شرح الهدایة الاثیریه، الحکمة المتعالیة (ج1) || نظریه «دو امری» بودن حاصل تعقل (علم و معلوم)
    |-
    | '''علامه طباطبایی''' || نهایة الحکمة (ج1 ص5-39)، بدایة الحکمة (ج1 ص27-37) || تقریر نوین از براهین وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات بر اساس تفکیک دو نوع حمل
    |}
     
    == ۷. نتیجه‌گیری مقاله (با حفظ ساختار استدلالی) ==
    مقاله با تکیه بر قاعده فرعیه (<ref>المباحث المشرقیة: ج1 ص41</ref>) و برهان حکم بر معدوم (<ref>حکمة العین و شرحه: ج1 ص49</ref><ref>بدایة الحکمة: ج1 ص29</ref>) اثبات می‌کند که برای ماهیات اشیاء (به‌ویژه ممکنات) نحوه‌ای از وجود به نام «وجود ذهنی» ضرورت دارد. این وجود با «وجود خارجی» تفاوت اساسی دارد؛ به‌گونه‌ای که وجود ذهنی، وجودی ظِلی و ارتسامی است<ref>القبسات: ج1 ص49</ref> و آثاری متفاوت (یا هیچ اثری) بر آن مترتب می‌شود (<ref>القبسات: ج1 ص52</ref>).
     
    مقاله ضمن تأکید بر این نکته که شرط اساسی امکان وجود ذهنی، «مغایرت وجود و ماهیت» در یک شیء است، اثبات می‌کند که واجب‌الوجود به دلیل عینیت وجود و ماهیت (<ref>القبسات: ج1 ص49</ref><ref>القبسات: ج1 ص50</ref>)، از چنین امکانی بی‌بهره است و تصور ذهنی حقیقت او محال می‌باشد.
     
    در پایان، پس از بررسی و تحلیل اشکالات عمده‌ای که بر نظریه وجود ذهنی وارد شده است (اجتماع جوهر و عرض، اتصاف نفس به اضداد، انطباع کبیر در صغیر، ثبوت محالات ذاتی، کلی و جزئی بودن همزمان)، مقاله با تکیه بر اصولی همچون:
    * تفکیک میان «حمل اولی ذاتی» و «حمل شایع صناعی» (<ref>بدایة الحکمة: ج1 ص33</ref><ref>نهایة الحکمة: ج1 ص36</ref>)؛
    * تفاوت میان «صورت» و «حقیقت» اشیاء (<ref>حکمة العین و شرحه: ج1 ص52</ref><ref>سه رساله فلسفی: ج1 ص249</ref>)؛
    * تجرد صور ادراکی (<ref>نهایة الحکمة: ج1 ص38</ref><ref>الحکمة المتعالیة: ج1 ص299</ref>)؛
    * فاعلیت نفس نسبت به این صور و قیام صدوری (نه حلولی) آنها (<ref>سه رساله فلسفی: ج1 ص233</ref><ref>الحکمة المتعالیة: ج1 ص287</ref>)؛
     
    به تمامی این اشکالات پاسخ می‌دهد و در نهایت اصطلاح «وجود ذهنی» را به‌عنوان حقیقتی پذیرفتنی، مطابق با برهان و وجدان، و ضروری برای تبیین صحیح علم حصولی و شناخت ما از واقعیات به اثبات می‌رساند. قول به وجود ذهنی نه تنها مستلزم هیچ محذوری نیست، بلکه برای تبیین امکان خطا، تصور امور معدوم و ممتنع، و نیز تحقق علوم کلی، امری انکارناپذیر است.


    ==پانویس==
    ==پانویس==
    <references />
    <references />


    == منابع ==
    ==منابع مقاله==


    == رده‌ها ==
    == رده‌ها ==
    [[رده:مباحث فلسفه اسلامی]]
    [[رده:فلسفه اسلامی]]
    [[رده:اصطلاحات فلسفه]]
    [[رده:اصطلاحات فلسفه اسلامی]]
    [[رده:وجودشناسی]]
    [[رده:وجودشناسی]]
    [[رده:معرفت‌شناسی در فلسفه اسلامی]]
    [[رده:معرفت‌شناسی]]
    [[رده:فلسفه ذهن]]
    [[رده:علم النفس]]
    [[رده:مفاهیم فلسفی]]
    [[رده:حکمت مشاء]]
    [[رده:نظریه‌های معرفت]]
    [[رده:حکمت اشراق]]
    [[رده:فلسفه ملاصدرا]]
    [[رده:حکمت متعالیه]]
    [[رده:ابنسینا]]
    [[رده:فلسفه صدرایی]]
    [[رده:ماهیات]]
    [[رده:وجود]]
    [[رده:علم (فلسفه)]]
    [[رده:وجود ذهنی]]
    [[رده:ماهیت]]
    [[رده:علم]]
    [[رده:ادراک]]
    [[رده:نفس]]
    [[رده:عقل]]
    [[رده:آثار ابن سینا]]
    [[رده:آثار میرداماد]]
    [[رده:آثار صدرالمتألهین]]
    [[رده:آثار علامه طباطبائی]]
    [[رده:القبسات]]
    [[رده:اسفار اربعه]]
    [[رده:نهایة الحکمة]]
    [[رده:بدایة الحکمة]]
    [[رده:الشفاء]]
    [[رده:المباحث المشرقیة]]
    [[رده:حکمة العین و شرحه]]
    [[رده:شرح الهدایة الاثیریة]]
    [[رده:تفسیر القرآن الکریم (صدرالمتألهین)]]
    [[رده:الشواهد الربوبیه]]
    [[رده:المبدأ و المعاد]]
    [[رده:اختلافات فلسفی]]
    [[رده:فلسفه تطبیقی]]
    [[رده:مسائل علم النفس فلسفی]]
    [[رده:مسائل معرفت‌شناسی در فلسفه اسلامی]]
    [[رده:حمل اولی و شایع]]
    [[رده:قاعده فرعیه]]
    [[رده:انقلاب ماهیت]]
    [[رده:صور مرتسمه]]
    [[رده:ادراک حصولی]]
    [[رده:علم حضوری و حصولی]]

    نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۷:۴۱

    وجود ذهنی
    اصطلاحی در فلسفه اسلامی
    شناسه اصطلاح
    نام‌های دیگروجود علمی، وجود ظلی، وجود ارتسامی، حصول ذهنی
    معادل عربیالوجود الذهنی، الوجود العلمی، الوجود الظلّی، الوجود الارتسامی
    معادل لاتینMental Existence, Subjective Existence
    معادل اروپاییExistencia Mental (اسپانیایی)، Existence Mentale (فرانسوی)
    دانشفلسفه، معرفت‌شناسی
    فلسفهفلسفه اسلامی
    پیشینه و ریشه‌شناسی
    فیلسوفان کلیدیابوعلی سینا، میرداماد، صدرالمتألهین شیرازی، علامه طباطبائی
    مدافعانحکماء (فیلسوفان اسلامی)، شیخ‌الرئیس ابن‌سینا، سید‌داماد، صدرالمتألهین، قطب‌الدین شیرازی، علامه طباطبائی
    نخستین بار توسطابوعلی سینا (در تقریر نظام‌یافته)
    نخستین متن کهنالشفاء (ابن‌سینا)، القبسات (میرداماد)
    ریشه‌شناسیاز «وجـد» به معنای یافتن و بودن؛ «ذهن» به معنای قوه مدرکه
    محتوا و تعریف
    متون مهمالقبسات (میرداماد)، الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة (صدرالمتألهین)، نهایة الحکمة (علامه طباطبائی)، بدایة الحکمة (علامه طباطبائی)، الشفاء (ابن‌سینا)
    مفاهیم مرتبطوجود خارجی، ماهیت، علم حصولی، نفس، عقل، صورت ذهنی، حکایت، مطابقت
    متضادهاوجود خارجی، وجود عینی، وجود متأصل
    پیش‌نیازهاتغایر وجود و ماهیت در ممکنات، قاعده فرعیه، امکان انتزاع مفاهیم کلی
    مقایسه و تطبیق
    متناظر غربیMental Existence, Subjective Existence (فلسفه غرب)، Intentional Existence (فرانتس برنتانو)
    متناظر شرقی存在於心智 (چینی)، 心的存在 (ژاپنی)

    وجود ذهنی، اصطلاحی در فلسفه اسلامی است که به معنای تحقق ماهیت یک شیء در ذهن، با نحوه‌ای از وجود متفاوت از وجود خارجی می‌باشد. این وجود، برخلاف وجود خارجی که «اصیل» و «متأصل» است، وجودی «ظِلی»، «ارتسامی» و «غیرمتأصل» محسوب می‌شود و آثاری که بر وجود خارجی مترتب است (مانند حرارت برای آتش، یا حرکت و نمو برای انسان)، بر آن مترتب نمی‌گردد.

    بخش اول: مفهوم و حقیقت اصطلاح «وجود ذهنی»

    تعاریف کلیدی

    • «وجود ذهنی»: «حصول ارتسامی طبیعت مُرسَله لابشرط‌شيء در ذهن، به‌گونه‌ای که آن طبیعت از فرد خود جدا شده و ذات معروض ملزوم، به همراه ذات خود از لوازم و عوارضش منفک می‌گردد.»[۱]
    • در تعریف دیگر: «وجود ذهنی عبارت است از بودن شیء در اذهان» و «وجود خارجی عبارت است از بودن شیء در اعیان».[۲]
    • «موجود ذهنی، بما هو موجود در ذهن و متمثل در عقل، متأصل بالوجود و متقرر در اعیان نیست.»[۳]

    اقسام و زیرمجموعه‌ها

    • «انقسام الوجود به ذهنی و خارجی» از اقسام اولیه وجود است.[۴][۵]
    • تفکیک میان «موجود ذهنی» و «موجود در ذهن»؛ صفات نفسانی مانند علم و قدرت، اگرچه در ذهن موجودند، اما «وجود ذهنی» به معنای اصطلاحی ندارند.[۶]

    دیدگاه‌های مختلف با ذکر نام صاحب‌نظران

    • حکماء (فیلسوفان): اثبات‌کننده وجود ذهنی.[۷]
      • شیخ‌الرئیس ابن‌سینا: در تعریف علم به «صورة حاصلة في النفس مطابقة للمعلوم»، وجود ذهنی را می‌پذیرد.[۸]
      • صدرالمتألهین: وجود ذهنی را «وجود انتزاعی عقلی»، «وجهی از وجوه وجود» و «وجود ظلی» می‌داند.[۹][۱۰]
      • سید‌داماد: بر اتحاد وجود و ماهیت در عالم ذهن تأکید دارد.[۱۱]
      • قطب‌الدین شیرازی: وجود مطلق را اعم از خارجی و ذهنی می‌داند.[۱۲]
    • متکلمان: منکر وجود ذهنی و تفسیرکننده علم به اضافه.[۱۳][۱۴]
    • معتزله: به دلیل جهل به وجود ذهنی ماهیت، قائل به «ثبوت معدوم» شدند.[۱۵][۱۶]
    • سید صدرالدین دشتکی: قائل به «انقلاب ماهیت» در ذهن.[۱۷][۱۸]
    • محقق دوانی: اطلاق «کيف» بر صور ذهنی را از باب مسامحه و تشبیه می‌داند.[۱۹][۲۰]
    • قوشچی: قائل به حصول دو امر در ذهن (معلوم جوهر و علم کیف).[۲۱][۲۲]
    • علامه طباطبائی: وجود ذهنی را وجودی می‌داند که آثار خارجی بر آن مترتب نیست.[۲۳][۲۴]

    ادله اثبات اصطلاح «وجود ذهنی»

    1. دلیل حکم بر معدوم: ما بر اشیاء معدوم در خارج (مانند اجتماع نقیضین، شریک الباری، بحر از زئبق) احکام ثبوتی جاری می‌کنیم. از آنجا که حکم بر شیء فرع وجود آن شیء است و در خارج موجود نیست، پس در ذهن وجود دارد.[۲۵][۲۶][۲۷]
    2. دلیل تصور کلی: ما «انسان کلی» و «حیوان کلی» را تصور می‌کنیم. تصور، اشاره عقلی به امر موجود است، در حالی که کلی بما هو کلی در خارج وجود ندارد؛ پس این تصورات ناظر به وجودی در ذهن هستند.[۲۸][۲۹][۳۰]
    3. دلیل قاعده فرعیه: اثبات صفت وجودی برای شیء، نیازمند وجود آن شیء است. از آنجا که ما ماهیت را موجود می‌یابیم، باید برای آن وجودی قائل شویم.[۳۱][۳۲]
    4. دلیل آثار: لوازم و عوارضی که بر ماهیت در ظرف وجود خارجی مترتب می‌شود (مانند احتراق برای آتش)، در ظرف وجود ذهنی بر آن مترتب نیست؛ این تفاوت در لوازم، دلالت بر تغایر وجودین دارد.[۳۳][۳۴]
    5. دلیل غرض فاعل: هر فاعلی فعلی را برای غرضی انجام می‌دهد. آن غرض اگر در خارج وجود عینی داشت، تحصیل حاصل لازم می‌آمد؛ پس باید نحوه‌ای از وجود داشته باشد که آثار مطلوب بر آن مترتب نباشد، و آن «وجود ذهنی» است.[۳۵]

    مثال‌ها و مصادیق

    • تصور «عنقاء»، «بحر از زئبق»، «اجتماع نقیضین»، «شریک الباری»[۳۶][۳۷][۳۸]
    • تصور «انسان کلی»، «حیوان کلی»[۳۹][۴۰]
    • تصور «فرح» که وجود آن در انسان غیر از وجود صورت آن در ذهن است.[۴۱]
    • تصور «کوه» و «صحرای وسیع» در ذهن[۴۲][۴۳]

    آثار و لوازم اصطلاح وجود ذهنی

    • «وجود ذهنی» برای هر چیزی که «شیء» به اعتبار معقولیتش باشد، ثابت است.[۴۴]
    • «لوازم وجود ذهنی» (مانند نوعیت برای انسان) تابع ماهیت ذهنی است و از «معقولات ثانی» محسوب می‌شود.[۴۵]
    • «وجود ذهنی» از حیثی وجود خارجی (زیرا خود یک امر خارجی است) و از حیث دیگر ذهنی (به اعتبار حکایت از مصداق خارجی) محسوب می‌شود.[۴۶][۴۷]

    بخش دوم: نسبت وجود ذهنی و وجود خارجی

    تعاریف کلیدی

    • «وجود خارجی»: «تقرر اصیل در متن اعیان و حاق خارج»[۴۸]
    • «تشخص»: وجود در اعیان، عین تشخص عینی؛ وجود در ذهن، عین تشخص ذهنی است.[۴۹]
    • «معنی کون الشیء فی الخارج» ترتب آثار بر آن شیء است و «معنی کونه فی الذهن» عدم ترتب آن آثار است؛ نه این که ذهن و خارج ظرف و وعاء باشند.[۵۰]

    ادله تغایر و تقابل

    • «وجود اصیل در متن اعیان و ارتسام ظِلی در لوح اذهان، دو نحوه متقابل از وجودند.»[۵۱]
    • اگر شیء دارای ماهیت ورای وجود باشد، «مرتبه ماهیت ورای مرتبه وجود» است که خود عین مرتبه تشخص یا مساوق آن است؛ در نتیجه می‌توان برای آن «دو فرد متغایر به حسب وجود عینی و ذهنی» داشت.[۵۲]

    مثال‌ها و مصادیق

    • مثال «فرح»: وجود فرح در انسان غیر از وجود صورت آن در ذهن است.[۵۳]
    • مثال «صورة فرس منقوش در دیوار»: این مثال برای تبیین این نکته به کار رفته که چیزی می‌تواند در ظرفی (ذهن) مثال و شبح یک حقیقت باشد، بدون این که خود آن حقیقت باشد.[۵۴]

    بخش سوم: شرایط امکان و امتناع وجود ذهنی

    • شرط امکان: وجود ذهنی برای چیزی تصحیح می‌شود که وجود آن عین ماهیتش نباشد، یعنی ممکنات.[۵۵]
    • شرط امتناع: آنچه ماهیتش عین وجود است (مانند واجب‌الوجود)، وجود ذهنی برای ماهیتش محال است.[۵۶]

    ادله امتناع برای واجب

    1. اگر ماهیت واجب عین وجود او باشد، نسبت وجود خارجی به ماهیت او مانند نسبت «انسانیت» به «ذات انسان» است. در نتیجه، «در فرجار تصور و دایره امکان» نیست که ذات او با وجود ذهنی موجود شود و ماهیتش در ذهنی متمثل گردد.[۵۷]
    2. اگر چنین چیزی ممکن بود، لازم می‌آمد یا «انسلاخ ماهیت از ذات خود» یا «انقلاب وجود ظِلی ذهنی به وجود متأصل عینی» یا «این که شیء بما هو موجود ظِلی منطبع در ذهن، موجود اصیل متقرر در اعیان نیز باشد» و همه اینها محال است.[۵۸]

    نتیجه

    برای ممکنات، ماهیت کلی قابل تحقق در دو ظرف وجود عینی و ذهنی است؛ اما برای واجب، نه ماهیت کلی قابل تصور است و نه تشخصی جز همان تشخص عینی که عین ماهیت اوست.[۵۹]

    بخش چهارم: اشکالات وارد بر اصطلاح وجود ذهنی و پاسخ‌های آنها

    اشکال اول: اجتماع جوهر و عرض (یا جوهر و کیف) در یک شیء واحد

    • تقریب اشکال: هنگام تعقل جوهر، صورت ذهنی آن از سویی به دلیل انحفاظ ذاتيات، جوهر است و از سوی دیگر به دلیل قیامش به نفس (که امری خارجی است)، عرض و کیف نفسانی به شمار می‌آید.[۶۰][۶۱]
    • پاسخ صدرالمتألهین (راه‌حل اصلی با تفکیک دو نوع حمل): «حمل اولی ذاتی» به معنای اتحاد در مفهوم است و «حمل شایع صناعی» به معنای اتحاد در وجود. صورت ذهنی جوهر، بالحمل الأولی الذاتی «جوهر» است، اما بالحمل الشائع الصناعی «عرض» و «کیف نفسانی» است. بنابراین یک چیز از دو حیث و با دو نوع حمل، واجد دو مقوله متفاوت است بدون تناقض.[۶۲][۶۳][۶۴]
    • پاسخ‌های دیگر (و نقد آنها):
      • سید صدرالدین دشتکی (انقلاب ماهیت): ماهیت شیء در ظرف وجود ذهنی منقلب شده و از جوهر به کیف تبدیل می‌شود.[۶۵][۶۶][۶۷]
      • محقق دوانی (مجاز و تشبیه): اطلاق «کیف» بر صور ذهنی از باب مسامحه و تشبیه است، نه حقیقت.[۶۸][۶۹]
      • قوشچی (دو امری): در ذهن هنگام تعقل جوهر، دو چیز حاصل می‌شود: «معلوم» که جوهر است و «علم» که کیف نفسانی.[۷۰][۷۱]

    اشکال دوم: اتصاف نفس به صفات متضاد و متناقض

    • تقریب اشکال: اگر حقیقت اشیاء در ذهن حاصل شود، هنگام تصور گرما و سرما، نفس باید هم گرم باشد و هم سرد.[۷۲][۷۳][۷۴]
    • پاسخ: آنچه در ذهن حاصل می‌شود، «صورت» و «شبح» آن صفات است، نه خودِ آنها با وجود عینی. همچنین اتصاف به چیزی به معنای تأثر و انفعال از آن است، نه صرف قیام صوری.[۷۵][۷۶][۷۷]

    اشکال سوم: انطباع کبیر در صغیر (محال بودن حصول صور عظیم در ذهن)

    • تقریب اشکال: چگونه صورت زمین و آسمان با عظمتشان در ذهن کوچک انسان نقش می‌بندد؟[۷۸][۷۹][۸۰]
    • پاسخ: اولاً، صور ادراکی (به ویژه عقلی و خیالی) مجرد از ماده و مقدارند و «انطباع» به معنای مادی ندارند. ثانیاً، نسبت نفس به این صور، نسبت «فاعلیت و ایجاد» است نه «انفعال و حلول».[۸۱][۸۲][۸۳]

    اشکال چهارم: ثبوت محالات ذاتی در ذهن

    • تقریب اشکال: اگر اشیاء به ذات خود در ذهن حاصل شوند، محالات ذاتی (مانند شریک الباری، اجتماع نقیضین) نیز باید در ذهن تحقق یابند.[۸۴][۸۵]
    • پاسخ: آنچه در ذهن از «شریک الباری» یا «اجتماع نقیضین» حاصل می‌شود، «مفهوم» آنهاست بالحمل الأولی الذاتی، نه «مصداق» آنها بالحمل الشائع الصناعی.[۸۶][۸۷]

    اشکال پنجم: کُلی و جزئی بودن همزمان یک چیز

    • تقریب اشکال: انسان معقول از حیث صدق بر کثیرین، کلی است و از حیث قیام به نفس شخصی، جزئی.[۸۸][۸۹]
    • پاسخ: جهات مختلف است. انسان معقول از حیث نسبت به خارج، کلی و از حیث این که کیف نفسانی قائم به نفس است، جزئی می‌شود.[۹۰][۹۱]

    بخش پنجم: مراتب، مظاهر و احکام وجود ذهنی

    • مراتب وجود ذهنی: «حقّ وجود قیّومی» (واجب)، سپس «وجودات عارض بر ماهیات»، سپس «نفس ماهیات ممکن معروض وجود در خارج»، سپس «ذهنیات صِرف و فرضیات کاذب».[۹۲]
    • مظاهر وجود ذهنی: «مظهر وجود ذهنی، مدارک عقلیه و مشاعر حسیه است.»[۹۳]
    • سریان وجود ذهنی: «همان طور که وجود بر هر چیزی منبسط است، حتی بر لاموجود (مفهوم ذهنی عدم) نیز به اعتبار مفهوم ذهنی‌اش، نحوی از وجود عقلی دارد.»[۹۴]
    • کلّیت وجود ذهنی: «کلّیت از لوازم وجود ذهنی برای ماهیت است، همان طور که شخصیت از لوازم وجود خارجی است.»[۹۵] همچنین «کلّیت و جزئیت و عموم و خصوص از اوصافی هستند که بر خود وجود (به دلیل عدم وجود ذهنی برای وجود) حمل نمی‌شوند.»[۹۶]
    • قیام صدوری (نه حلولی) صور ذهنی به نفس: نسبت نفس به مدرکات خیالی و حسی، فاعل مبدع است تا محل قابل. با این مبنا، بسیاری از اشکالات حلول (مانند حلول جوهر در نفس، اتصاف نفس به اضداد) منتفی می‌شود.[۹۷][۹۸]
    • عروض (عرضیّت) وجود ذهنی: «علم (که همان صورت ذهنی است) از مقوله کیف بالذات است و جوهر بالعرض.»[۹۹][۱۰۰] همچنین «جوهر ذهنی به اعتبار ماهیت، جوهر و به اعتبار وجود ذهنی (که قائم به نفس است)، عرض می‌باشد.»[۱۰۱]
    • اتحاد علم و معلوم در وجود ذهنی: «صورة ذهنیه مرتسمه در نفس، علم و معلوم به دو اعتبار است؛ و به همین معناست که می‌گویند: علم و معلوم بالذات متحدند و بالاعتبار متغایرند.»[۱۰۲]

    ۶. منابع و ارجاعات کلیدی مقاله (افراد، کتاب‌ها، نظریه‌ها)

    مهم‌ترین منابع و صاحب‌نظران
    فرد / مکتب کتاب یا اثر کلیدی نظریه یا دیدگاه اصلی
    میرداماد القبسات (ج1 ص37-54، 77، 194) اتحاد وجود و ماهیت در ذهن؛ تفکیک امکان وجود ذهنی برای ممکنات و امتناع آن برای واجب
    صدرالمتألهین شیرازی الحکمة المتعالیة (ج1، ج3، ج4، ج6)، الشواهد الربوبیه، المبدأ و المعاد، تفسیر القرآن الکریم، سه رساله فلسفی، مجموعه رسائل، شرح و تعلیقه بر الهیات شفا اصالت وجود، تشکیک وجود، اتحاد عاقل و معقول؛ تبیین وجود ذهنی به‌عنوان وجود ظلی و انتزاعی؛ پاسخ تفصیلی به اشکالات
    شیخ‌الرئیس ابن‌سینا الشفاء، التعلیقات، الإشارات تعریف علم به «صورة حاصلة مطابقة للمعلوم»؛ طرح مسئله اجتماع جوهر و عرض
    فخرالدین رازی المباحث المشرقیة (ج1 ص15-322) نقل و نقد برخی ادله و اشکالات؛ اشاره به منشأ قول معتزله
    خواجه نصیرالدین طوسی شرح الإشارات (ج2-ج3) شرح و تحلیل برخی اشکالات
    قطب‌الدین شیرازی حکمة العین و شرحه، شرح حکمة الإشراق اعمیت وجود مطلق از خارج و ذهن؛ تحلیل مغالطه «أخذ مثال الشيء مکانه»
    سید صدرالدین دشتکی شرح الهدایة الاثیریه، حواشی نظریه «انقلاب ماهیت» در ذهن
    محقق دوانی شرح الهدایة الاثیریه اطلاق مجازی و تشبیهی «کیف» بر صور ذهنی
    قوشچی شرح الهدایة الاثیریه، الحکمة المتعالیة (ج1) نظریه «دو امری» بودن حاصل تعقل (علم و معلوم)
    علامه طباطبایی نهایة الحکمة (ج1 ص5-39)، بدایة الحکمة (ج1 ص27-37) تقریر نوین از براهین وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات بر اساس تفکیک دو نوع حمل

    ۷. نتیجه‌گیری مقاله (با حفظ ساختار استدلالی)

    مقاله با تکیه بر قاعده فرعیه ([۱۰۳]) و برهان حکم بر معدوم ([۱۰۴][۱۰۵]) اثبات می‌کند که برای ماهیات اشیاء (به‌ویژه ممکنات) نحوه‌ای از وجود به نام «وجود ذهنی» ضرورت دارد. این وجود با «وجود خارجی» تفاوت اساسی دارد؛ به‌گونه‌ای که وجود ذهنی، وجودی ظِلی و ارتسامی است[۱۰۶] و آثاری متفاوت (یا هیچ اثری) بر آن مترتب می‌شود ([۱۰۷]).

    مقاله ضمن تأکید بر این نکته که شرط اساسی امکان وجود ذهنی، «مغایرت وجود و ماهیت» در یک شیء است، اثبات می‌کند که واجب‌الوجود به دلیل عینیت وجود و ماهیت ([۱۰۸][۱۰۹])، از چنین امکانی بی‌بهره است و تصور ذهنی حقیقت او محال می‌باشد.

    در پایان، پس از بررسی و تحلیل اشکالات عمده‌ای که بر نظریه وجود ذهنی وارد شده است (اجتماع جوهر و عرض، اتصاف نفس به اضداد، انطباع کبیر در صغیر، ثبوت محالات ذاتی، کلی و جزئی بودن همزمان)، مقاله با تکیه بر اصولی همچون:

    • تفکیک میان «حمل اولی ذاتی» و «حمل شایع صناعی» ([۱۱۰][۱۱۱]
    • تفاوت میان «صورت» و «حقیقت» اشیاء ([۱۱۲][۱۱۳]
    • تجرد صور ادراکی ([۱۱۴][۱۱۵]
    • فاعلیت نفس نسبت به این صور و قیام صدوری (نه حلولی) آنها ([۱۱۶][۱۱۷]

    به تمامی این اشکالات پاسخ می‌دهد و در نهایت اصطلاح «وجود ذهنی» را به‌عنوان حقیقتی پذیرفتنی، مطابق با برهان و وجدان، و ضروری برای تبیین صحیح علم حصولی و شناخت ما از واقعیات به اثبات می‌رساند. قول به وجود ذهنی نه تنها مستلزم هیچ محذوری نیست، بلکه برای تبیین امکان خطا، تصور امور معدوم و ممتنع، و نیز تحقق علوم کلی، امری انکارناپذیر است.

    پانویس

    1. القبسات: ج1 ص38
    2. حکمة العین و شرحه: ج1 ص37
    3. القبسات: ج1 ص49
    4. نهایة الحکمة: ج1 ص34
    5. بدایة الحکمة: ج1 ص27
    6. الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة: ج4 ص251
    7. حکمة العین و شرحه: ج1 ص49
    8. مفاتیح الغیب: ج1 ص101
    9. سه رساله فلسفی: ج1 ص200
    10. الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة: ج1 ص248
    11. القبسات: ج1 ص37
    12. حکمة العین و شرحه: ج1 ص38
    13. حکمة العین و شرحه: ج1 ص49
    14. نهایة الحکمة: ج1 ص34
    15. المباحث المشرقیة: ج1 ص47
    16. حکمة العین و شرحه: ج1 ص61
    17. شرح المنظومة (تعلیقات حسن زاده): ج2 ص131
    18. الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة: ج1 ص282
    19. شرح المنظومة (تعلیقات حسن زاده): ج2 ص136
    20. شرح الهدایة الاثیریة: ج1 ص307
    21. مفاتیح الغیب: ج1 ص105
    22. الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة: ج1 ص282
    23. نهایة الحکمة: ج1 ص34
    24. بدایة الحکمة: ج1 ص28
    25. حکمة العین و شرحه: ج1 ص49
    26. بدایة الحکمة: ج1 ص29
    27. المباحث المشرقیة: ج1 ص42
    28. نهایة الحکمة: ج1 ص34
    29. حکمة العین و شرحه: ج1 ص51
    30. بدایة الحکمة: ج1 ص29
    31. المباحث المشرقیة: ج1 ص41
    32. حکمة العین و شرحه: ج1 ص49
    33. القبسات: ج1 ص52
    34. نهایة الحکمة: ج1 ص12
    35. الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة: ج1 ص275
    36. حکمة العین و شرحه: ج1 ص49
    37. المباحث المشرقیة: ج1 ص47
    38. الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة: ج1 ص268
    39. نهایة الحکمة: ج1 ص34
    40. حکمة العین و شرحه: ج1 ص51
    41. التعلیقات (ابن سینا): ج1 ص37
    42. نهایة الحکمة: ج1 ص38
    43. مفاتیح الغیب: ج1 ص101
    44. شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا: ج1 ص119
    45. الشواهد الربوبیة فی المناهج السلوکیة: ج1 ص53
    46. نهایة الحکمة: ج1 ص16
    47. بدایة الحکمة: ج1 ص34
    48. القبسات: ج1 ص49
    49. القبسات: ج1 ص50
    50. مجموعه رسائل فلسفی صدر المتألهین: ج1 ص190
    51. القبسات: ج1 ص49
    52. القبسات: ج1 ص50
    53. التعلیقات (ابن سینا): ج1 ص37
    54. مفاتیح الغیب: ج1 ص105
    55. القبسات: ج1 ص49
    56. القبسات: ج1 ص49
    57. القبسات: ج1 ص50
    58. القبسات: ج1 ص50
    59. القبسات: ج1 ص50
    60. بدایة الحکمة: ج1 ص30
    61. نهایة الحکمة: ج1 ص36
    62. بدایة الحکمة: ج1 ص33
    63. نهایة الحکمة: ج1 ص36
    64. سه رساله فلسفی: ج1 ص229
    65. مفاتیح الغیب: ج1 ص106
    66. شرح المنظومة: ج2 ص133
    67. الحکمة المتعالیة: ج1 ص317
    68. شرح المنظومة: ج2 ص136
    69. شرح الهدایة الاثیریة: ج1 ص307
    70. مفاتیح الغیب: ج1 ص105
    71. الحکمة المتعالیة: ج1 ص282
    72. حکمة العین و شرحه: ج1 ص51
    73. نهایة الحکمة: ج1 ص37
    74. مفاتیح الغیب: ج1 ص101
    75. حکمة العین و شرحه: ج1 ص52
    76. سه رساله فلسفی: ج1 ص249
    77. الحکمة المتعالیة: ج1 ص308
    78. مفاتیح الغیب: ج1 ص101
    79. نهایة الحکمة: ج1 ص38
    80. بدایة الحکمة: ج1 ص35
    81. نهایة الحکمة: ج1 ص38
    82. الحکمة المتعالیة: ج1 ص299
    83. شرح و تعلیقه صدر المتالهین بر الهیات شفا: ج1 ص587
    84. نهایة الحکمة: ج1 ص37
    85. بدایة الحکمة: ج1 ص35
    86. نهایة الحکمة: ج1 ص37
    87. بدایة الحکمة: ج1 ص35
    88. نهایة الحکمة: ج1 ص37
    89. بدایة الحکمة: ج1 ص37
    90. نهایة الحکمة: ج1 ص37
    91. بدایة الحکمة: ج1 ص37
    92. تفسیر القرآن الکریم: ج4 ص65
    93. الحکمة المتعالیة في الأسفار العقلیة الأربعة: ج1 ص263
    94. تفسیر القرآن الکریم: ج4 ص63
    95. نهایة الحکمة: ج1 ص74
    96. المشاعر: ج1 ص7
    97. سه رساله فلسفی: ج1 ص233
    98. الحکمة المتعالیة: ج1 ص287
    99. القبسات: ج1 ص41
    100. مجموعه رسائل فلسفی صدر المتألهین: ج1 ص295
    101. مجموعه رسائل فلسفی صدر المتألهین: ج1 ص169
    102. القبسات: ج1 ص60
    103. المباحث المشرقیة: ج1 ص41
    104. حکمة العین و شرحه: ج1 ص49
    105. بدایة الحکمة: ج1 ص29
    106. القبسات: ج1 ص49
    107. القبسات: ج1 ص52
    108. القبسات: ج1 ص49
    109. القبسات: ج1 ص50
    110. بدایة الحکمة: ج1 ص33
    111. نهایة الحکمة: ج1 ص36
    112. حکمة العین و شرحه: ج1 ص52
    113. سه رساله فلسفی: ج1 ص249
    114. نهایة الحکمة: ج1 ص38
    115. الحکمة المتعالیة: ج1 ص299
    116. سه رساله فلسفی: ج1 ص233
    117. الحکمة المتعالیة: ج1 ص287

    منابع مقاله

    رده‌ها