۱۴۷٬۷۷۵
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' .' به '.') |
||
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
هدف او شناخت شیوۀ زندگانی مردمان این سامان، ناتوانیهای برخاسته از نادانیها و خرافهپرستیهایشان، میزان داراییها و گنجینههای طبیعی و در حقیقت بررسی شیوهها و راههای دستاندازی آسان بر آنهاست. در این زمان ایران و مردمانش در زیر چنبرۀ فرمانروایی خاندان قاجار است که اندکی از خروار تعریف آن چنین است: «..... بدبختانه بعد از رفتن قفقاز و قسمت بزرگی از طرف خراسان و بلوچستان تاریخ ایران هم هیچ شده چیزی درخور گفتن نداشت. مثلاً از نصف زمان فتحعلی شاه و تمام زمان محمدشاه و [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین شاه]] و مظفرالدین شاه تاریخ ایران چیزی ندارد جز اینکه شاه به شکار رفت یا کدام حاکم چه کرد، یا کدام عالم بر سر مردم چه بلا آورده، یا درباریان کدام دسته به دیگری غلبه کرد، چقدر نسوان در دستگاه سلطنت جمع شدهاند، خصوصا کشاکش دولتین روس و انگلیس و نفوذ روسیان در دربار ایران با اظهار دوستی و غرق کردن رجال به عبش و نوش و خرابی مملکت و از بین بردن کسانی که میتوانستند ایران را نجات بدهند». نویسنده در چنین دورانی به ایران آمده با حکومتی آنچنانی و مردمانی اینچنین. | هدف او شناخت شیوۀ زندگانی مردمان این سامان، ناتوانیهای برخاسته از نادانیها و خرافهپرستیهایشان، میزان داراییها و گنجینههای طبیعی و در حقیقت بررسی شیوهها و راههای دستاندازی آسان بر آنهاست. در این زمان ایران و مردمانش در زیر چنبرۀ فرمانروایی خاندان قاجار است که اندکی از خروار تعریف آن چنین است: «..... بدبختانه بعد از رفتن قفقاز و قسمت بزرگی از طرف خراسان و بلوچستان تاریخ ایران هم هیچ شده چیزی درخور گفتن نداشت. مثلاً از نصف زمان فتحعلی شاه و تمام زمان محمدشاه و [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین شاه]] و مظفرالدین شاه تاریخ ایران چیزی ندارد جز اینکه شاه به شکار رفت یا کدام حاکم چه کرد، یا کدام عالم بر سر مردم چه بلا آورده، یا درباریان کدام دسته به دیگری غلبه کرد، چقدر نسوان در دستگاه سلطنت جمع شدهاند، خصوصا کشاکش دولتین روس و انگلیس و نفوذ روسیان در دربار ایران با اظهار دوستی و غرق کردن رجال به عبش و نوش و خرابی مملکت و از بین بردن کسانی که میتوانستند ایران را نجات بدهند». نویسنده در چنین دورانی به ایران آمده با حکومتی آنچنانی و مردمانی اینچنین. | ||
سفرنامۀ وارینگ بهحق یکی از اولین ومهمترین سفرنامههایی است که انگلیسیها دربارۀ ایران نوشتهاند و بعدها نیز هم بین خوانندگان عام و هم خوانندگان حرفهای و سیاحانی که از ایران دیدن کردند، توجه بسیاری به خود جلب کرد. سر دنیس رایت در کتاب «انگلیسیها در میان ایرانیان» در مورد سفرنامۀ وارینگ و اهمیتی که به لحاظ تقدم در ایرانشناسی و سفرنامهنویسی انگلیسیها در ایران دورۀ قاجار دارد، مینویسد: «یکی از نخستین کتابها از ایندست، از اسکات وارینگ دانشمند و پژوهشگری است که در دستگاه اداری بنگال در کمپانی هند شرقی خدمت میکرد.... این کتاب که در سال 1807 منتشر شد، نخستین مطالعۀ جدی دورۀ قاجار از سوی یک انگلیسی است ....». | سفرنامۀ وارینگ بهحق یکی از اولین ومهمترین سفرنامههایی است که انگلیسیها دربارۀ ایران نوشتهاند و بعدها نیز هم بین خوانندگان عام و هم خوانندگان حرفهای و سیاحانی که از ایران دیدن کردند، توجه بسیاری به خود جلب کرد. سر دنیس رایت در کتاب «انگلیسیها در میان ایرانیان» در مورد سفرنامۀ وارینگ و اهمیتی که به لحاظ تقدم در ایرانشناسی و سفرنامهنویسی انگلیسیها در ایران دورۀ قاجار دارد، مینویسد: «یکی از نخستین کتابها از ایندست، از اسکات وارینگ دانشمند و پژوهشگری است که در دستگاه اداری بنگال در کمپانی هند شرقی خدمت میکرد.... این کتاب که در سال 1807 منتشر شد، نخستین مطالعۀ جدی دورۀ قاجار از سوی یک انگلیسی است....». | ||
مؤلف این سفرنامه عضو یکی از خاندانهای معروف انگلستان در قرن هجدهم و نوزدهم میلادی است که با حضور و فعالیت در دستگاه اداری بنگال خدمات شایانی به حکومت پادشاهی انگلستان کردند. ادوارد اسکات وارینگ فرزند جان اسکات وارینگ (1747 ـ 1819 م) سیاستمدار انگلیسی است که نمایندۀ پارلمان انگلستان بود و مدتی نیز در مقام کارگزار سیاسی «وارن هاستینگ» خدمت کرد. جان اسکات وارینگ پدر ادوارد یکی از پنج برادری بود که همگی در دستگاه اداری بنگال خدمت میکردند و مقامهای مهم نظامی و سیاسی داشتند. | مؤلف این سفرنامه عضو یکی از خاندانهای معروف انگلستان در قرن هجدهم و نوزدهم میلادی است که با حضور و فعالیت در دستگاه اداری بنگال خدمات شایانی به حکومت پادشاهی انگلستان کردند. ادوارد اسکات وارینگ فرزند جان اسکات وارینگ (1747 ـ 1819 م) سیاستمدار انگلیسی است که نمایندۀ پارلمان انگلستان بود و مدتی نیز در مقام کارگزار سیاسی «وارن هاستینگ» خدمت کرد. جان اسکات وارینگ پدر ادوارد یکی از پنج برادری بود که همگی در دستگاه اداری بنگال خدمت میکردند و مقامهای مهم نظامی و سیاسی داشتند. | ||