حکمت هنر اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    بدون خلاصۀ ویرایش
    جز (جایگزینی متن - 'گ ترین ' به 'گ‌ترین ')
     
    (۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
    خط ۲۹: خط ۲۹:


    ==گزارش کتاب==
    ==گزارش کتاب==
    در طراحی بیش از چهار نوع خط وجود ندارد: عمودی، افقی، اریب و دوار. ولی از ترکیب همین چهار نوع خط است که فرهنگ بصری ملل از کهن ترین زمان تا دوره‌ی معاصر شکل گرفته است. در هندسه نیز شکل‌های بنیادین از سه شکل مربع، دایره و مثلث فراتر نمی رود، ولی از ترکیب همین اشکال ساده، هنرمندان تصاویر و نقوش بی پایانی را خلق نموده‌اند. بنابراین هنر فرایندی است هدفمند که با اثراتی فراتر از ابعاد زمان و مکان به صورتی تکرار ناپذیر در وجود بشر تجلی یافته است. امروزه برای هنرمند ارائه‌ی اثری درخور مخاطب، امری دشوارتر از گذشته است. چرا که با پیشرفت تمدن، تنوع کارهایی که در آن واحد می‌توان انجام داد بیشتر و بیشتر می‌شود و برای انسانی که پرداختنش به هریک از این امور همراه با لذتی است، ارتباط با هنر به بهای از دست دادن تمامی دیگر لذت ها تمام خواهد شد. در اینجاست که ارائه‌ی هنر همراه با حکمت و معنویت، با قدرت جذب مخاطب و در عین حال در چهارچوب اصول و موازین، کاری بس دشوار می‌شود که تنها از عهده‌ی انگشت شماری از افراد برمی آید. در این میان حکمت معنوی هنرهای اسلامی رشحه‌ای است از حکمته لطیف و الهامی است از خلقت (فی صنعه حکیم). شاید چون بزرگ ترین درس هنر اسلامی این باشد که زیبایی معیار حقیقت است. اگر اسلام دینی کاذب بود و اگر پیام الهی نداشت و نظامی بود ساخته دست بشر، نمی توانست آثاری برخوردار از موهبت زیبایی جاودانه ایجاد کند. در هنر به کار بردن حکمت یعنی درک این حقیقت که هر اثر هنری باید طبق قوانینی که بر موادی که آن اثر از آن به وجود آمده است و حکم فرمایی می‌کند، ساخته و پرداخته شود و این قوانین باید بیان شود و آشکار باشد. قدر مسلم طرح چنین قوانینی برای هنر امری دشوار است و تنها قوانین الهی می‌توانند مطلق باشند. در این عرصه است که هنرمند می‌کوشد تا با توانمندی هایی که در او به ودیعه نهاده شده است به آفرینش و ابداع آثار بی بدیل اهتمام ورزد. این اثر دایرة المعارفی از مجموعه‌ی هنرهای دوره‌ی اسلامی است که از دیدگاه حکمت معنوی خویش و جایگاهشان در جامعه‌ی اسلامی در طول تاریخ اسلام مورد بررسی قرار گرفته‌اند. هر یک از هنرها، در طول دوران حیات خویش، فراز و نشیب های بسیاری را طی نموده اند و هر یک از سویی از محیط و جامعه تأثیر پذیرفته و از سوی دیگر بر محیط و جامعه‌ی پیرامون تأثیر گذاشته است.<ref> [https://www.historylib.com/books/2263 ر.ک: کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران] </ref>
    در طراحی بیش از چهار نوع خط وجود ندارد: عمودی، افقی، اریب و دوار. ولی از ترکیب همین چهار نوع خط است که فرهنگ بصری ملل از کهن‌ترین زمان تا دوره‌ی معاصر شکل گرفته است. در هندسه نیز شکل‌های بنیادین از سه شکل مربع، دایره و مثلث فراتر نمی رود، ولی از ترکیب همین اشکال ساده، هنرمندان تصاویر و نقوش بی پایانی را خلق نموده‌اند. بنابراین هنر فرایندی است هدفمند که با اثراتی فراتر از ابعاد زمان و مکان به صورتی تکرار ناپذیر در وجود بشر تجلی یافته است. امروزه برای هنرمند ارائه‌ی اثری درخور مخاطب، امری دشوارتر از گذشته است. چرا که با پیشرفت تمدن، تنوع کارهایی که در آن واحد می‌توان انجام داد بیشتر و بیشتر می‌شود و برای انسانی که پرداختنش به هریک از این امور همراه با لذتی است، ارتباط با هنر به بهای از دست دادن تمامی دیگر لذت‌ها تمام خواهد شد. در اینجاست که ارائه‌ی هنر همراه با حکمت و معنویت، با قدرت جذب مخاطب و در عین حال در چهارچوب اصول و موازین، کاری بس دشوار می‌شود که تنها از عهده‌ی انگشت شماری از افراد برمی آید. در این میان حکمت معنوی هنرهای اسلامی رشحه‌ای است از حکمته لطیف و الهامی است از خلقت (فی صنعه حکیم). شاید چون بزرگ‌ترین درس هنر اسلامی این باشد که زیبایی معیار حقیقت است. اگر اسلام دینی کاذب بود و اگر پیام الهی نداشت و نظامی بود ساخته دست بشر، نمی توانست آثاری برخوردار از موهبت زیبایی جاودانه ایجاد کند. در هنر به کار بردن حکمت یعنی درک این حقیقت که هر اثر هنری باید طبق قوانینی که بر موادی که آن اثر از آن به وجود آمده است و حکم فرمایی می‌کند، ساخته و پرداخته شود و این قوانین باید بیان شود و آشکار باشد. قدر مسلم طرح چنین قوانینی برای هنر امری دشوار است و تنها قوانین الهی می‌توانند مطلق باشند. در این عرصه است که هنرمند می‌کوشد تا با توانمندی هایی که در او به ودیعه نهاده شده است به آفرینش و ابداع آثار بی بدیل اهتمام ورزد. این اثر دایرة المعارفی از مجموعه‌ی هنرهای دوره‌ی اسلامی است که از دیدگاه حکمت معنوی خویش و جایگاهشان در جامعه‌ی اسلامی در طول تاریخ اسلام مورد بررسی قرار گرفته‌اند. هر یک از هنرها، در طول دوران حیات خویش، فراز و نشیب‌های بسیاری را طی نموده‌اند و هر یک از سویی از محیط و جامعه تأثیر پذیرفته و از سوی دیگر بر محیط و جامعه‌ی پیرامون تأثیر گذاشته است.<ref> [https://www.historylib.com/books/2263 ر.ک: کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران] </ref>


    ==پانويس ==
    ==پانويس ==

    نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ مهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۶:۴۶

    حکمت هنر اسلامی
    حکمت هنر اسلامی
    پدیدآورانپیروزفر، پژمان (نویسنده) پناهیان پور، فاطمه (نویسنده)
    ناشرنشر پایا
    مکان نشرتهران
    سال نشر۱۳۹۶
    شابک978-964-6748-80-4
    موضوعهنر اسلامی‌ - فلسفه‌,اسلام‌ و هنر
    کد کنگره
    ‏N ۶۲۶۰/پ۹ح۸ ۱۳۹۷

    حکمت هنر اسلامی اثر پژمان پیروزفر و فاطمه پناهیان پور؛ در هنر به کاربردن حکمت یعنی درک این حقیقت که هر اثر هنری باید طبق قوانینی که بر موادی که آن اثر از آن به وجود آمده است و حکم فرمایی می‌کند، ساخته و پرداخته شود و این قوانین باید بیان شود و آشکار باشد، نه اینکه کتمان گردد و در حجاب مستور ماند. این مجموعه تلاشی است در راستای آشکارسازی افقی از این دنیای پر رمز و راز و سراسر حکمت.

    گزارش کتاب

    در طراحی بیش از چهار نوع خط وجود ندارد: عمودی، افقی، اریب و دوار. ولی از ترکیب همین چهار نوع خط است که فرهنگ بصری ملل از کهن‌ترین زمان تا دوره‌ی معاصر شکل گرفته است. در هندسه نیز شکل‌های بنیادین از سه شکل مربع، دایره و مثلث فراتر نمی رود، ولی از ترکیب همین اشکال ساده، هنرمندان تصاویر و نقوش بی پایانی را خلق نموده‌اند. بنابراین هنر فرایندی است هدفمند که با اثراتی فراتر از ابعاد زمان و مکان به صورتی تکرار ناپذیر در وجود بشر تجلی یافته است. امروزه برای هنرمند ارائه‌ی اثری درخور مخاطب، امری دشوارتر از گذشته است. چرا که با پیشرفت تمدن، تنوع کارهایی که در آن واحد می‌توان انجام داد بیشتر و بیشتر می‌شود و برای انسانی که پرداختنش به هریک از این امور همراه با لذتی است، ارتباط با هنر به بهای از دست دادن تمامی دیگر لذت‌ها تمام خواهد شد. در اینجاست که ارائه‌ی هنر همراه با حکمت و معنویت، با قدرت جذب مخاطب و در عین حال در چهارچوب اصول و موازین، کاری بس دشوار می‌شود که تنها از عهده‌ی انگشت شماری از افراد برمی آید. در این میان حکمت معنوی هنرهای اسلامی رشحه‌ای است از حکمته لطیف و الهامی است از خلقت (فی صنعه حکیم). شاید چون بزرگ‌ترین درس هنر اسلامی این باشد که زیبایی معیار حقیقت است. اگر اسلام دینی کاذب بود و اگر پیام الهی نداشت و نظامی بود ساخته دست بشر، نمی توانست آثاری برخوردار از موهبت زیبایی جاودانه ایجاد کند. در هنر به کار بردن حکمت یعنی درک این حقیقت که هر اثر هنری باید طبق قوانینی که بر موادی که آن اثر از آن به وجود آمده است و حکم فرمایی می‌کند، ساخته و پرداخته شود و این قوانین باید بیان شود و آشکار باشد. قدر مسلم طرح چنین قوانینی برای هنر امری دشوار است و تنها قوانین الهی می‌توانند مطلق باشند. در این عرصه است که هنرمند می‌کوشد تا با توانمندی هایی که در او به ودیعه نهاده شده است به آفرینش و ابداع آثار بی بدیل اهتمام ورزد. این اثر دایرة المعارفی از مجموعه‌ی هنرهای دوره‌ی اسلامی است که از دیدگاه حکمت معنوی خویش و جایگاهشان در جامعه‌ی اسلامی در طول تاریخ اسلام مورد بررسی قرار گرفته‌اند. هر یک از هنرها، در طول دوران حیات خویش، فراز و نشیب‌های بسیاری را طی نموده‌اند و هر یک از سویی از محیط و جامعه تأثیر پذیرفته و از سوی دیگر بر محیط و جامعه‌ی پیرامون تأثیر گذاشته است.[۱]

    پانويس


    منابع مقاله

    کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران

    وابسته‌ها