أطيب البيان في تفسير القرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز (جایگزینی متن - '<ref>' به '.<ref>')
جز (جایگزینی متن - '= ' به '= ')
 
(۴۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<div class='wikiInfo'>
{{جعبه اطلاعات کتاب
[[پرونده:NUR01926J1.jpg|بندانگشتی|اطیب البیان في تفسیر القرآن]]
| تصویر =NUR01926J1.jpg
{| class="wikitable aboutBookTable" style="text-align:Right"
| عنوان =اطیب البیان في تفسیر القرآن
|+ |
| عنوان‌های دیگر =تفسیر اطیب البیان فی تفسیر القرآن
|-
| پدیدآوران = 
! نام کتاب!! data-type='bookName'|اطیب البیان في تفسیر القرآن
[[طیب، سید عبدالحسین]] (نویسنده)
|-
| زبان =فارسی
|نام های دیگر کتاب
| کد کنگره =‏BP‎‏ ‎‏98‎‏ ‎‏/‎‏ط‎‏9‎‏الف‎‏6
|data-type='otherBookNames'|تفسیر اطیب البیان فی تفسیر القرآن
| موضوع =
|-
تفاسیر شیعه - قرن ۱۴
|پدیدآورندگان
|data-type='authors'|[[طیب، عبدالحسین]] (نويسنده)
|-
|زبان  
|data-type='language'|فارسی
|-
|کد کنگره  
|data-type='congeressCode' style='direction:ltr'|‏BP‎‏ ‎‏98‎‏ ‎‏/‎‏ط‎‏9‎‏الف‎‏6
|-
|موضوع  
|data-type='subject'|تفاسیر شیعه - قرن ۱۴


قرآن - علوم قرآنی
قرآن - علوم قرآنی
|-
| ناشر
|ناشر  
اسلام
|data-type='publisher'|اسلام
| مکان نشر =تهران - ایران
|-
| سال نشر =  1378 ش
|مکان نشر  
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE01926AUTOMATIONCODE
|data-type='publishPlace'|تهران - ایران
| چاپ =2
|-
| شابک =964-5843-03-0
|سال نشر
| تعداد جلد =14
|data-type='publishYear'| 1378 هـ.ش
| کتابخانۀ دیجیتال نور =01926
|-class='articleCode'
| کتابخوان همراه نور =01926
|کد اتوماسیون
| کد پدیدآور =
|data-type='automationCode'|AUTOMATIONCODE1926AUTOMATIONCODE
| پس از =
|}
| پیش از =
</div>
}}  
'''أطيب البيان في تفسير القرآن'''، به زبان فارسی، تفسیری ترتیبی اثر سيد‌ ‎[[عبدالحسين طيب]] است.


==وجه تسمیه==


== معرفى‌اجمالى ==
مؤلف درباره وجه تسمیه این تفسير به أطيب البيان مى‌گوید: «چون در تفسير آيات قرآن از احاديث و بيانات خاندان نبوت و معادن علم و حكمت حضرت احديت استفاده نمودم و حقا كه بيانات ايشان بهترين و پاکيزه‌ترين بيانات در تفسير قرآن بوده و این جامه تنها به قامت اينان راست آمده، لذا این کتاب را أطيب البيان في تفسير القرآن نامیدم» <ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35140/1/3 مقدمه کتاب، ج1، ص3]</ref>.


==گزارش محتوا==


'''أطيب البيان في تفسير القرآن'''، به زبان فارسى، اثر سيد [[عبدالحسين طيب]] است.
مؤلف، در شروع تفسير، مباحثى در قالب ده گفتار درباره علوم قرآنى دارد به شرح زير:
 
گفتار اوّل در بيان فضيلت قرآن و وجوب تمسك به آن.<ref>[https://noorlib.ir/book/view/1926/%D8%A3%D8%B7%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%8A-%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86?pageNumber=5&viewType=html ر.ک: همان، ص5]</ref>


مؤلف درباره وجه تسميه اين تفسير به أطيب البيان مى‌گويد: «چون در تفسير آيات قرآن از احاديث و بيانات خاندان نبوت و معادن علم و حكمت حضرت احديت استفاده نمودم و حقا كه بيانات ايشان بهترين و پاكيزه‌ترين بيانات در تفسير قرآن بوده و اين جامه تنها به قامت اينان راست آمده، لذا اين کتاب را أطيب البيان في تفسير القرآن ناميدم»  ....<ref>مقدمه کتاب، ج1، ص3</ref>
گفتار دوم در بيان عدم تحريف قرآن و توجيه اخبار تحريف<ref>[https://noorlib.ir/book/view/1926/%D8%A3%D8%B7%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%8A-%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86?pageNumber=13&viewType=html ر.ک: همان، ص13]</ref>.


مؤلف، در شروع تفسير، مباحثى در قالب ده گفتار درباره علوم قرآنى دارد به شرح زير:
گفتار سوم در تفسير قرآن و روش مفسرين و كتب تفسيرى<ref>[https://noorlib.ir/book/view/1926/%D8%A3%D8%B7%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%8A-%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86?pageNumber=20&viewType=html ر.ک: همان، ص20]</ref>.


گفتار اوّل در بيان فضيلت قرآن و وجوب تمسك به آن.
گفتار چهارم در اختلاف قرائت قرآن و تحقيق كلام در سياهى قرآن<ref>[https://noorlib.ir/book/view/1926/%D8%A3%D8%B7%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%8A-%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86?pageNumber=27&viewType=html ر.ک: همان، ص27]</ref>.


گفتار دوم در بيان عدم تحريف قرآن و توجيه اخبار تحريف.
گفتار پنجم در فضيلت قرائت قرآن و حفظ و تعليم و تعلم آن<ref>[https://noorlib.ir/book/view/1926/%D8%A3%D8%B7%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%8A-%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86?pageNumber=32&viewType=html ر.ک: همان، ص32]</ref>.


گفتار سوم در تفسير قرآن و روش مفسرين و كتب تفسيرى.
گفتار ششم در بيان اعجاز قرآن و وجوه اعجاز آن<ref>[https://noorlib.ir/book/view/1926/%D8%A3%D8%B7%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%8A-%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86?pageNumber=40&viewType=html ر.ک: همان، ص40]</ref>.


گفتار چهارم در اختلاف قرائت قرآن و تحقيق كلام در سياهى قرآن.
گفتار هفتم در وجوب احترام قرآن و حرمت هتك آن<ref>[https://noorlib.ir/book/view/1926/%D8%A3%D8%B7%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%8A-%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86?pageNumber=59&viewType=html ر.ک: همان، ص59]</ref>.


گفتار پنجم در فضيلت قرائت قرآن و حفظ و تعليم و تعلم آن.
گفتار هشتم در بيان شفاعت و خصومت قرآن و بحث مختصرى درباره شفاعت<ref>[https://noorlib.ir/book/view/1926/%D8%A3%D8%B7%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%8A-%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86?pageNumber=61&viewType=html ر.ک: همان، ص61]</ref>.


گفتار ششم در بيان اعجاز قرآن و وجوه اعجاز آن.
گفتار نهم در کیفیت نزول قرآن و مراتب نزول<ref>[https://noorlib.ir/book/view/1926/%D8%A3%D8%B7%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%8A-%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86?pageNumber=68&viewType=html ر.ک: همان، ص68]</ref>.


گفتار هفتم در وجوب احترام قرآن و حرمت هتك آن.
گفتار دهم در بيان استعاذه و حقيقت آن و بحثى درباره مستعيذ و مستعاذبه و مستعاذمنه<ref>[https://noorlib.ir/book/view/1926/%D8%A3%D8%B7%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%8A-%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86?pageNumber=72&viewType=html ر.ک: همان، ص72]</ref>.


گفتار هشتم در بيان شفاعت و خصومت قرآن و بحث مختصرى درباره شفاعت.
==ویژگی‌ها==


گفتار نهم در كيفيت نزول قرآن و مراتب نزول.
اين تفسير از ویژگى‌هاى زير برخوردار است:


گفتار دهم در بيان استعاذه و حقيقت آن و بحثى درباره مستعيذ و مستعاذبه و مستعاذمنه.
#نثر این تفسير نسبتا ساده و روان است كه برای استفاده عموم مردم و اهل علم نوشته شده است.
#:از آنجا كه مرحوم طيب، به هدايت عامه عنايت خاصى داشته، مترصد شده كه تفسيرى به زبان مادرى و زبانى كه مردم با آن مأنوسند، بنویسد تا بهره نیکوتر و بازده بهترى داشته باشد.
#اين تفسير، از لحاظ اينكه در استخدام واژگان، بعضا از واژه‌هاى عربى استفاده مى‌كند و ابتدا و انتهاى همه سوره‌ها، خطبه‌هایى به زبان عربى دارد، تقريبا به یک تفسير ملمع شبيه است.
#ترجمه آيات در این تفسير، صرف نظر از اشكالات خيلى جزئى، ترجمه‌اى عالمانه و محققانه و دقيق است. متأسفانه نویسنده، همه آيات را ترجمه نكرده است (به‌عنوان مثال، در سوره بقره، آيات 121، 122، 253 تا 266 و 270 تا 286 ترجمه نشده است) و اگر همه آيات را ترجمه كرده بود، مى‌توانست خود ترجمه‌اى كامل بر قرآن باشد.
#:در مجموع، ترجمه مؤلف بسيار دقيق و محققانه است و بسيارى از اشتباهات مترجمین قرآن در آن وجود ندارد.
#مفردات و عبارات استفاده‌شده تقريبا امروزى و سليس و روان است؛ هرچند استفاده نشانه مفعولى «مر» (كه در قديم مرسوم بوده) و مانند آن در این تفسير ديده مى‌شود و برخى نكات نيز رعايت نشده است؛ از باب نمونه در ترجمه آيه 78 سوره بقره:''' «و منهم أمیون لا يعلمون الکتاب إلا أماني...»'''، آمده است: «و بعضى از اهل کتاب، سواد خواندن و نوشتن را ندارند و از کتاب نمى‌دانند جز دروغ‌ها و به‌هم‌بافته‌هاى مزوران را  .<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35141/1/66 متن کتاب، ج2، ص66]</ref>
#: «أماني» را، «دروغ‌ها و به‌هم‌بافته‌هاى مزوران» ترجمه كرده است، درصورتى‌كه «أماني» جمع «أمنية» و به معنى آمال و آرزوهاست و مربوط به آمال و آرزوهایى است كه يهوديان داشتند، مانند اينكه بهشت را مخصوص خود مى‌دانند كه همین آرزوها را مفسر در صفحه 68 ذكر كرده است، ولى در ترجمه رعايت ننموده است و يا آيه 188''' «... لتأكلوا فريقا من أموال الناس بالإثم...»'''، چنين ترجمه شده است: «... برای اينكه قسمتى از اموال مردم را بخوريد...»  .<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35141/1/344 همان، ص344]</ref>كه «بالإثم» از ترجمه ساقط شده است.
#از خصوصيات بارز این تفسير، مقيد بودن مؤلف به دلالت لفظى آيات قرآن است و از مسائلى كه منجر به تطبيق و تأویل مى‌گردد و محلى برای دخالت انگیزه‌ها و ذوقيات است، جدا پرهيز دارد. مؤلف، با تسلطى كه بر ادبيات عرب دارد، کیفیت استعمال‌ها و دلالت‌هاى آن را خوب مى‌شناسد و در همه جا وضع لغوى و حدود دلالت و موازين لغت را مراعات مى‌كند.
#آنچه را كه مفسران در ذيل آيات آورده‌اند، بعضا بدون اظهار نظر و اكثرا با مقايسه و سنجش نقل كرده است؛ البته در مواردى كه نظر مفسران اختلاف دارد، به ارائه نظرات ديگران اكتفا نمى‌كند، بلكه به سنجش آنها پرداخته و اگر خود بيانى مستقل داشته باشد بدان مى‌افزايد.
#نویسنده در تفسير آيات، به آيات ديگر نيز استدلال مى‌كند؛ يعنى همان تفسير قرآن به قرآن.
#وى احكام شرعى را شرح و بسط مى‌دهد و اقوال مختلف را در هر باب، به‌صورت فتوايى نقل مى‌كند. آنجا كه اختلاف نظرى باشد، مى‌سنجد و جرح و تعديل مى‌كند و نظرى مى‌دهد و جهت برترى یک فتوى را بر ديگرى بيان مى‌كند؛ اما در همه موارد به نظر شيعه اكتفا كرده و نظر ديگران را به‌ندرت ذكر مى‌كند.<ref>[https://noorlib.ir/book/view/1926/%D8%A3%D8%B7%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%8A-%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86?pageNumber=103&viewType=html ر.ک: متن کتاب، ص103]</ref>، اما نه در حد [[مجمع البيان في تفسير القرآن|تفسير مجمع البيان]].


اين تفسير از ويژگى‌هاى زير برخوردار است:
#نویسنده در بيان قصص قرآن، غالباً نقل تفاسير ديگر را ملاك قرار داده و در مواردى، ذكر مأخذ نيز كرده است؛ البته قصص را تا آنجايى كه از روايات و اخبار استفاده مى‌شود، آورده و از مابقى صرف نظر مى‌كند و به اندازه كافى هم تفصيل مى‌دهد.
#:برای تتمیم و تكمیل بعضى از قصص، به كتب ديگر هم مراجعه و از منابع اصلى استفاده مى‌نمايد و اگر در ديگر آثارش بيان كرده باشد، بدانجا احاله مى‌دهد.
#مؤلف از تمثيلات و اصطلاحات عامیانه نيز در جاى‌جاى تفسير بهره برده است  .<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35151/2/5 همان، ج12، ص5] و [https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35151/2/25 25]؛ [https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35152/1/248 ج13، ص248]</ref>
#رجال يادشده در این تفسير، همه مورد اعتماد شيعه است و به غير كارى ندارد و حتى مراجعه به تفاسير عامه را جايز نمى‌داند  .<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35140/1/23 همان، مقدمه جلد اوّل، ص23]</ref>
#مؤلف به مسائل اخلاقى توجه فراوانى دارد و به هر بهانه‌اى آنها را طرح مى‌كند و بعضا احساس مى‌شود كه از کتاب تفسير خارج شده و به یک کتاب اخلاقى نزدیک ‌تر است.
#اندكى مباحث فلسفى، در این تفسير به چشم مى‌خورد، اما منظور اصلى مفسر نيست و در ضمن مباحث، استشهادات زيادى، به منظومه [[سبزواری، هادی|ملا هادى سبزوارى]] دارد  .<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35143/1/329 همان، ج4، ص329]؛ [https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35144/1/123 ج5، ص123]؛ [https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35146/1/133 ج7، ص133] و [https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35146/1/271 271]؛ [https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35149/1/451 ج10، ص451]</ref>در مواردى هم كلام حكما را طرح و جرح و تعديل مى‌كند  .<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35152/1/342 همان، ج13، 342]؛ [https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35151/1/7 ج12، ص7] و [https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35151/1/338 338]</ref>
#مؤلف برای بيان و اثبات منظور خویش از تمامى اخبار و احاديث اهل‌بيت(ع) استفاده مى‌كند و از سلسله روات و رجال آن‌ها زياد ياد نمى‌نمايد، ولى همه را از طريقى مى‌گیرد كه رجال آن مورد اعتماد شيعه‌اند.
#مؤلف به احاديثى كه مستند نباشد توجهى ندارد؛ چنان‌كه خود مى‌گوید: اخبار زيادى از خواص القرآن از پيامبر و از حضرت باقر(ع) نقل كرده‌اند، صرف نظر كرده‌ايم؛ چون سند نداشت  .<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35151/1/104 همان، ج12، ص104]</ref>


#نثر اين تفسير نسبتا ساده و روان است كه براى استفاده عموم مردم و اهل علم نوشته شده است.
#:از آنجا كه مرحوم طيب، به هدايت عامه عنايت خاصى داشته، مترصد شده كه تفسيرى به زبان مادرى و زبانى كه مردم با آن مأنوسند، بنويسد تا بهره نيكوتر و بازده بهترى داشته باشد.
#اين تفسير، از لحاظ اينكه در استخدام واژگان، بعضا از واژه‌هاى عربى استفاده مى‌كند و ابتدا و انتهاى همه سوره‌ها، خطبه‌هايى به زبان عربى دارد، تقريبا به يك تفسير ملمع شبيه است.
#ترجمه آيات در اين تفسير، صرف نظر از اشكالات خيلى جزئى، ترجمه‌اى عالمانه و محققانه و دقيق است. متأسفانه نويسنده، همه آيات را ترجمه نكرده است (به‌عنوان مثال، در سوره بقره، آيات 121، 122، 253 تا 266 و 270 تا 286 ترجمه نشده است) و اگر همه آيات را ترجمه كرده بود، مى‌توانست خود ترجمه‌اى كامل بر قرآن باشد.
#:در مجموع، ترجمه مؤلف بسيار دقيق و محققانه است و بسيارى از اشتباهات مترجمين قرآن در آن وجود ندارد.
#مفردات و عبارات استفاده‌شده تقريبا امروزى و سليس و روان است؛ هرچند استفاده نشانه مفعولى «مر» (كه در قديم مرسوم بوده) و مانند آن در اين تفسير ديده مى‌شود و برخى نكات نيز رعايت نشده است؛ از باب نمونه در ترجمه آيه 78 سوره بقره: ''' «و منهم أميون لا يعلمون الکتاب إلا أماني...» '''، آمده است: «و بعضى از اهل کتاب، سواد خواندن و نوشتن را ندارند و از کتاب نمى‌دانند جز دروغ‌ها و به‌هم‌بافته‌هاى مزوران را  ....<ref>متن کتاب، ج2، ص66</ref>
#: «أماني» را، «دروغ‌ها و به‌هم‌بافته‌هاى مزوران» ترجمه كرده است، درصورتى‌كه «أماني» جمع «أمنية» و به معنى آمال و آرزوهاست و مربوط به آمال و آرزوهايى است كه يهوديان داشتند، مانند اينكه بهشت را مخصوص خود مى‌دانند كه همين آرزوها را مفسر در صفحه 68 ذكر كرده است، ولى در ترجمه رعايت ننموده است و يا آيه 188 ''' «... لتأكلوا فريقا من أموال الناس بالإثم...» '''، چنين ترجمه شده است: «... براى اينكه قسمتى از اموال مردم را بخوريد...»  ....<ref>همان، ص344</ref>كه «بالإثم» از ترجمه ساقط شده است.
#از خصوصيات بارز اين تفسير، مقيد بودن مؤلف به دلالت لفظى آيات قرآن است و از مسائلى كه منجر به تطبيق و تأويل مى‌گردد و محلى براى دخالت انگيزه‌ها و ذوقيات است، جدا پرهيز دارد. مؤلف، با تسلطى كه بر ادبيات عرب دارد، كيفيت استعمال‌ها و دلالت‌هاى آن را خوب مى‌شناسد و در همه جا وضع لغوى و حدود دلالت و موازين لغت را مراعات مى‌كند.
#آنچه را كه مفسران در ذيل آيات آورده‌اند، بعضا بدون اظهار نظر و اكثرا با مقايسه و سنجش نقل كرده است؛ البته در مواردى كه نظر مفسران اختلاف دارد، به ارائه نظرات ديگران اكتفا نمى‌كند، بلكه به سنجش آنها پرداخته و اگر خود بيانى مستقل داشته باشد بدان مى‌افزايد.
#نويسنده در تفسير آيات، به آيات ديگر نيز استدلال مى‌كند؛ يعنى همان تفسير قرآن به قرآن.
#وى احكام شرعى را شرح و بسط مى‌دهد و اقوال مختلف را در هر باب، به‌صورت فتوايى نقل مى‌كند. آنجا كه اختلاف نظرى باشد، مى‌سنجد و جرح و تعديل مى‌كند و نظرى مى‌دهد و جهت برترى يك فتوى را بر ديگرى بيان مى‌كند؛ اما در همه موارد به نظر شيعه اكتفا كرده و نظر ديگران را به‌ندرت ذكر مى‌كند.
#مؤلف به اختلاف قرائات توجهى ندارد و صريحا مى‌گويد: «بنا بر آنچه ذكر شد ادله مشهور بر اثبات حجيت قرائات هفت‌گانه، هيچ قابل اعتماد نيست و تنها سياهى قرآن كه از زمان نبى(ص) تا اين زمان به‌نحو تواتر به ما رسيده، معتبر است و با شش دليل قاطع، اختلاف قرائات را رد مى‌كند  ....<ref>همان، ص31</ref>
#نويسنده، مباحث كلامى را مفصل طرح مى‌كند و خود در هر قسمت مستدلا نظر مى‌دهد و به دلايل عقلى و نقلى آن را اثبات مى‌نمايد و پس از آن نظر معصومين(ع) را هم ذكر مى‌كند و مثل ساير موارد تنها روش شيعه را منظور نظر قرار مى‌دهد و بعضا هم طالبين را به کتاب پرارزش خود، به نام «كلم الطيب» كه مباحث جالبى در اصول عقايد به‌صورت مبرهن و مستدل دارد، ارجاع مى‌دهد و از اطاله كلام مى‌پرهيزد.
#مؤلف به لغت و اشتقاق و غير آن هم غالبا مى‌پردازد  ....<ref>همان، ج2، ص92، 74، 103 و 120</ref>؛ اما نه در حد [[مجمع البيان في تفسير القرآن|تفسير مجمع البيان]].
#نويسنده در بيان قصص قرآن، غالبا نقل تفاسير ديگر را ملاك قرار داده و در مواردى، ذكر مأخذ نيز كرده است؛ البته قصص را تا آنجايى كه از روايات و اخبار استفاده مى‌شود، آورده و از مابقى صرف نظر مى‌كند و به اندازه كافى هم تفصيل مى‌دهد.
#:براى تتميم و تكميل بعضى از قصص، به كتب ديگر هم مراجعه و از منابع اصلى استفاده مى‌نمايد و اگر در ديگر آثارش بيان كرده باشد، بدانجا احاله مى‌دهد.
#مؤلف از تمثيلات و اصطلاحات عاميانه نيز در جاى‌جاى تفسير بهره برده است  ....<ref>همان، ج12، ص5 و 25؛ ج13، ص248</ref>
#رجال يادشده در اين تفسير، همه مورد اعتماد شيعه است و به غير كارى ندارد و حتى مراجعه به تفاسير عامه را جايز نمى‌داند  ....<ref>همان، مقدمه جلد اوّل، ص23</ref>
#مؤلف به مسائل اخلاقى توجه فراوانى دارد و به هر بهانه‌اى آنها را طرح مى‌كند و بعضا احساس مى‌شود كه از کتاب تفسير خارج شده و به يك کتاب اخلاقى نزديك‌تر است.
#اندكى مباحث فلسفى، در اين تفسير به چشم مى‌خورد، اما منظور اصلى مفسر نيست و در ضمن مباحث، استشهادات زيادى، به منظومه [[سبزواری، هادی|ملا هادى سبزوارى]] دارد  ....<ref>همان، ج4، ص329؛ ج5، ص123؛ ج7، ص133 و 271؛ ج10، ص451</ref>در مواردى هم كلام حكما را طرح و جرح و تعديل مى‌كند  ....<ref>همان، ج13، 342؛ ج12، ص7 و 338</ref>
#مؤلف براى بيان و اثبات منظور خويش از تمامى اخبار و احاديث اهل‌بيت(ع) استفاده مى‌كند و از سلسله روات و رجال آن‌ها زياد ياد نمى‌نمايد، ولى همه را از طريقى مى‌گيرد كه رجال آن مورد اعتماد شيعه‌اند.
#مؤلف به احاديثى كه مستند نباشد توجهى ندارد؛ چنان‌كه خود مى‌گويد: اخبار زيادى از خواص القرآن از پيامبر و از حضرت باقر(ع) نقل كرده‌اند، صرف نظر كرده‌ايم؛ چون سند نداشت  ....<ref>همان، ج12، ص104</ref>


==پانویس ==
<references />


=پانویس =
==منابع مقاله==
<references/>
مقدمه و متن کتاب




خط ۱۰۰: خط ۹۱:


==وابسته‌ها==
==وابسته‌ها==
 
{{وابسته‌ها}}
 
== پیوندها ==


[[رده:کتاب‌شناسی]]
[[رده:کتاب‌شناسی]]
خط ۱۰۸: خط ۹۷:
[[رده: تفسیر]]
[[رده: تفسیر]]
[[رده:متون تفاسیر]]
[[رده:متون تفاسیر]]
[[رده:اسفند(1400)]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ فوریهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۲۱:۵۶

أطيب البيان في تفسير القرآن، به زبان فارسی، تفسیری ترتیبی اثر سيد‌ ‎عبدالحسين طيب است.

اطیب البیان في تفسیر القرآن
أطيب البيان في تفسير القرآن
پدیدآورانطیب، سید عبدالحسین (نویسنده)
عنوان‌های دیگرتفسیر اطیب البیان فی تفسیر القرآن
ناشراسلام
مکان نشرتهران - ایران
سال نشر1378 ش
چاپ2
شابک964-5843-03-0
موضوعتفاسیر شیعه - قرن ۱۴ قرآن - علوم قرآنی
زبانفارسی
تعداد جلد14
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏98‎‏ ‎‏/‎‏ط‎‏9‎‏الف‎‏6
نورلایبمطالعه و دانلود pdf

وجه تسمیه

مؤلف درباره وجه تسمیه این تفسير به أطيب البيان مى‌گوید: «چون در تفسير آيات قرآن از احاديث و بيانات خاندان نبوت و معادن علم و حكمت حضرت احديت استفاده نمودم و حقا كه بيانات ايشان بهترين و پاکيزه‌ترين بيانات در تفسير قرآن بوده و این جامه تنها به قامت اينان راست آمده، لذا این کتاب را أطيب البيان في تفسير القرآن نامیدم» [۱].

گزارش محتوا

مؤلف، در شروع تفسير، مباحثى در قالب ده گفتار درباره علوم قرآنى دارد به شرح زير:

گفتار اوّل در بيان فضيلت قرآن و وجوب تمسك به آن.[۲]

گفتار دوم در بيان عدم تحريف قرآن و توجيه اخبار تحريف[۳].

گفتار سوم در تفسير قرآن و روش مفسرين و كتب تفسيرى[۴].

گفتار چهارم در اختلاف قرائت قرآن و تحقيق كلام در سياهى قرآن[۵].

گفتار پنجم در فضيلت قرائت قرآن و حفظ و تعليم و تعلم آن[۶].

گفتار ششم در بيان اعجاز قرآن و وجوه اعجاز آن[۷].

گفتار هفتم در وجوب احترام قرآن و حرمت هتك آن[۸].

گفتار هشتم در بيان شفاعت و خصومت قرآن و بحث مختصرى درباره شفاعت[۹].

گفتار نهم در کیفیت نزول قرآن و مراتب نزول[۱۰].

گفتار دهم در بيان استعاذه و حقيقت آن و بحثى درباره مستعيذ و مستعاذبه و مستعاذمنه[۱۱].

ویژگی‌ها

اين تفسير از ویژگى‌هاى زير برخوردار است:

  1. نثر این تفسير نسبتا ساده و روان است كه برای استفاده عموم مردم و اهل علم نوشته شده است.
    از آنجا كه مرحوم طيب، به هدايت عامه عنايت خاصى داشته، مترصد شده كه تفسيرى به زبان مادرى و زبانى كه مردم با آن مأنوسند، بنویسد تا بهره نیکوتر و بازده بهترى داشته باشد.
  2. اين تفسير، از لحاظ اينكه در استخدام واژگان، بعضا از واژه‌هاى عربى استفاده مى‌كند و ابتدا و انتهاى همه سوره‌ها، خطبه‌هایى به زبان عربى دارد، تقريبا به یک تفسير ملمع شبيه است.
  3. ترجمه آيات در این تفسير، صرف نظر از اشكالات خيلى جزئى، ترجمه‌اى عالمانه و محققانه و دقيق است. متأسفانه نویسنده، همه آيات را ترجمه نكرده است (به‌عنوان مثال، در سوره بقره، آيات 121، 122، 253 تا 266 و 270 تا 286 ترجمه نشده است) و اگر همه آيات را ترجمه كرده بود، مى‌توانست خود ترجمه‌اى كامل بر قرآن باشد.
    در مجموع، ترجمه مؤلف بسيار دقيق و محققانه است و بسيارى از اشتباهات مترجمین قرآن در آن وجود ندارد.
  4. مفردات و عبارات استفاده‌شده تقريبا امروزى و سليس و روان است؛ هرچند استفاده نشانه مفعولى «مر» (كه در قديم مرسوم بوده) و مانند آن در این تفسير ديده مى‌شود و برخى نكات نيز رعايت نشده است؛ از باب نمونه در ترجمه آيه 78 سوره بقره: «و منهم أمیون لا يعلمون الکتاب إلا أماني...»، آمده است: «و بعضى از اهل کتاب، سواد خواندن و نوشتن را ندارند و از کتاب نمى‌دانند جز دروغ‌ها و به‌هم‌بافته‌هاى مزوران را  .[۱۲]
    «أماني» را، «دروغ‌ها و به‌هم‌بافته‌هاى مزوران» ترجمه كرده است، درصورتى‌كه «أماني» جمع «أمنية» و به معنى آمال و آرزوهاست و مربوط به آمال و آرزوهایى است كه يهوديان داشتند، مانند اينكه بهشت را مخصوص خود مى‌دانند كه همین آرزوها را مفسر در صفحه 68 ذكر كرده است، ولى در ترجمه رعايت ننموده است و يا آيه 188 «... لتأكلوا فريقا من أموال الناس بالإثم...»، چنين ترجمه شده است: «... برای اينكه قسمتى از اموال مردم را بخوريد...»  .[۱۳]كه «بالإثم» از ترجمه ساقط شده است.
  5. از خصوصيات بارز این تفسير، مقيد بودن مؤلف به دلالت لفظى آيات قرآن است و از مسائلى كه منجر به تطبيق و تأویل مى‌گردد و محلى برای دخالت انگیزه‌ها و ذوقيات است، جدا پرهيز دارد. مؤلف، با تسلطى كه بر ادبيات عرب دارد، کیفیت استعمال‌ها و دلالت‌هاى آن را خوب مى‌شناسد و در همه جا وضع لغوى و حدود دلالت و موازين لغت را مراعات مى‌كند.
  6. آنچه را كه مفسران در ذيل آيات آورده‌اند، بعضا بدون اظهار نظر و اكثرا با مقايسه و سنجش نقل كرده است؛ البته در مواردى كه نظر مفسران اختلاف دارد، به ارائه نظرات ديگران اكتفا نمى‌كند، بلكه به سنجش آنها پرداخته و اگر خود بيانى مستقل داشته باشد بدان مى‌افزايد.
  7. نویسنده در تفسير آيات، به آيات ديگر نيز استدلال مى‌كند؛ يعنى همان تفسير قرآن به قرآن.
  8. وى احكام شرعى را شرح و بسط مى‌دهد و اقوال مختلف را در هر باب، به‌صورت فتوايى نقل مى‌كند. آنجا كه اختلاف نظرى باشد، مى‌سنجد و جرح و تعديل مى‌كند و نظرى مى‌دهد و جهت برترى یک فتوى را بر ديگرى بيان مى‌كند؛ اما در همه موارد به نظر شيعه اكتفا كرده و نظر ديگران را به‌ندرت ذكر مى‌كند.[۱۴]، اما نه در حد تفسير مجمع البيان.
  1. نویسنده در بيان قصص قرآن، غالباً نقل تفاسير ديگر را ملاك قرار داده و در مواردى، ذكر مأخذ نيز كرده است؛ البته قصص را تا آنجايى كه از روايات و اخبار استفاده مى‌شود، آورده و از مابقى صرف نظر مى‌كند و به اندازه كافى هم تفصيل مى‌دهد.
    برای تتمیم و تكمیل بعضى از قصص، به كتب ديگر هم مراجعه و از منابع اصلى استفاده مى‌نمايد و اگر در ديگر آثارش بيان كرده باشد، بدانجا احاله مى‌دهد.
  2. مؤلف از تمثيلات و اصطلاحات عامیانه نيز در جاى‌جاى تفسير بهره برده است  .[۱۵]
  3. رجال يادشده در این تفسير، همه مورد اعتماد شيعه است و به غير كارى ندارد و حتى مراجعه به تفاسير عامه را جايز نمى‌داند  .[۱۶]
  4. مؤلف به مسائل اخلاقى توجه فراوانى دارد و به هر بهانه‌اى آنها را طرح مى‌كند و بعضا احساس مى‌شود كه از کتاب تفسير خارج شده و به یک کتاب اخلاقى نزدیک ‌تر است.
  5. اندكى مباحث فلسفى، در این تفسير به چشم مى‌خورد، اما منظور اصلى مفسر نيست و در ضمن مباحث، استشهادات زيادى، به منظومه ملا هادى سبزوارى دارد  .[۱۷]در مواردى هم كلام حكما را طرح و جرح و تعديل مى‌كند  .[۱۸]
  6. مؤلف برای بيان و اثبات منظور خویش از تمامى اخبار و احاديث اهل‌بيت(ع) استفاده مى‌كند و از سلسله روات و رجال آن‌ها زياد ياد نمى‌نمايد، ولى همه را از طريقى مى‌گیرد كه رجال آن مورد اعتماد شيعه‌اند.
  7. مؤلف به احاديثى كه مستند نباشد توجهى ندارد؛ چنان‌كه خود مى‌گوید: اخبار زيادى از خواص القرآن از پيامبر و از حضرت باقر(ع) نقل كرده‌اند، صرف نظر كرده‌ايم؛ چون سند نداشت  .[۱۹]


پانویس

منابع مقاله

مقدمه و متن کتاب


وابسته‌ها