۱۵۹٬۸۰۳
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''مقاصد الشريعة'''، اثر [[عبدالجبار رفاعی]]، مجموعهای از گفتگوهای فکری با اندیشمندان برجسته معاصر است که به تبیین جایگاه اهداف شریعت در نوسازی استنباط فقهی و پاسخگویی به نیازهای زمانه میپردازد. | '''مقاصد الشريعة'''، اثر [[رفاعی، عبدالجبار|عبدالجبار رفاعی]]، مجموعهای از گفتگوهای فکری با اندیشمندان برجسته معاصر است که به تبیین جایگاه اهداف شریعت در نوسازی استنباط فقهی و پاسخگویی به نیازهای زمانه میپردازد. | ||
==ساختار و محتوا== | ==ساختار و محتوا== | ||
کتاب دربردارنده مجموعا، هشت بخش اصلی است که هر بخش به گفتگوی تفصیلی با یکی از صاحبنظران حوزه اندیشه اسلامی اختصاص یافته است که عبارتند از: | کتاب دربردارنده مجموعا، هشت بخش اصلی است که هر بخش به گفتگوی تفصیلی با یکی از صاحبنظران حوزه اندیشه اسلامی اختصاص یافته است که عبارتند از: | ||
# محمدمهدی شمسالدین: گفتگوی وی، به تفکیک خطابهای تکلیفی در کتاب و سنت، بین فردی و اجتماعی اختصاص یافته؛ وی معتقد است خطابهای شرعی به دو دسته تقسیم میشوند: خطاب به «امت» بهعنوان یک مجموعه و خطاب به «فرد». او استدلال میکند که فقه سنتی بسیاری از تکالیف اجتماعی (مانند جهاد یا زکات) را به غلط بر دوش آحاد افراد قرار داده؛ درحالیکه اینها وظایف دولت و امت هستند و در نتیجه بحث عسر و حرج در این مورد بیمعناست<ref>ر.ک: مقدمه، ص8</ref>. | # [[شمسالدین، محمدمهدی|محمدمهدی شمسالدین]]: گفتگوی وی، به تفکیک خطابهای تکلیفی در کتاب و سنت، بین فردی و اجتماعی اختصاص یافته؛ وی معتقد است خطابهای شرعی به دو دسته تقسیم میشوند: خطاب به «امت» بهعنوان یک مجموعه و خطاب به «فرد». او استدلال میکند که فقه سنتی بسیاری از تکالیف اجتماعی (مانند جهاد یا زکات) را به غلط بر دوش آحاد افراد قرار داده؛ درحالیکه اینها وظایف دولت و امت هستند و در نتیجه بحث عسر و حرج در این مورد بیمعناست<ref>ر.ک: مقدمه، ص8</ref>. | ||
# محمدحسین فضلالله: وی به ضرورت توجه به علل احکام شرعی در معاملات و ارتباطات و امثال این امور و نیز به ضرورت تحدید و تعریف روش فقهیای که راه را برای موضوعات جدید باز میکند و... اشاره مینماید<ref>ر.ک: همان، ص9</ref>. | # [[فضلالله، سید محمدحسین|محمدحسین فضلالله]]: وی به ضرورت توجه به علل احکام شرعی در معاملات و ارتباطات و امثال این امور و نیز به ضرورت تحدید و تعریف روش فقهیای که راه را برای موضوعات جدید باز میکند و... اشاره مینماید<ref>ر.ک: همان، ص9</ref>. | ||
# طه جابر العلوانی: وی با غور در تاریخ، درآمیخته بودن شرایع پیشین با اصر و حرج و اغلال را بیان میکند و مبرا بودن شریعت آخرین را از این امور خاطرنشان میسازد، سپس راهی جدید را با الهام از قرآن برای پویا نمودن فقه پیشنهاد میدهد<ref>ر.ک: همان، ص10-11</ref>. | # [[طه جابر العلوانی]]: وی با غور در تاریخ، درآمیخته بودن شرایع پیشین با اصر و حرج و اغلال را بیان میکند و مبرا بودن شریعت آخرین را از این امور خاطرنشان میسازد، سپس راهی جدید را با الهام از قرآن برای پویا نمودن فقه پیشنهاد میدهد<ref>ر.ک: همان، ص10-11</ref>. | ||
# محمدحسن امین: وی میان «شریعت» (امر الهی و ثابت) و «فقه» (فهم بشری و متغیر) تمایز قائل است. او فقه را یک فعالیت معرفتی نسبی و تاریخی میداند که باید از علوم انسانی و تحولات اجتماعی تغذیه کند<ref>ر.ک: همان، ص11</ref>. وی تأکید دارد که فقه نباید در انحصار طبقه خاصی باشد، بلکه باید به تمام حیات انسان تسری یابد و با واقعیتهای مدرن پیوند بخورد<ref>ر.ک: همان</ref>. | # [[محمدحسن امین]]: وی میان «شریعت» (امر الهی و ثابت) و «فقه» (فهم بشری و متغیر) تمایز قائل است. او فقه را یک فعالیت معرفتی نسبی و تاریخی میداند که باید از علوم انسانی و تحولات اجتماعی تغذیه کند<ref>ر.ک: همان، ص11</ref>. وی تأکید دارد که فقه نباید در انحصار طبقه خاصی باشد، بلکه باید به تمام حیات انسان تسری یابد و با واقعیتهای مدرن پیوند بخورد<ref>ر.ک: همان</ref>. | ||
# حسن الترابی: وی به رابطه میان «ثابت» و «متغیر» و بین «مطلق» و «نسبی» میپردازد و معتقد است ایمان، حقیقتی پویاست که باید در هر لحظه با واقعیتهای متغیر جهان بازسازی شود<ref>ر.ک: همان، ص12</ref>. | # [[حسن الترابی|حسن ترابی]]: وی به رابطه میان «ثابت» و «متغیر» و بین «مطلق» و «نسبی» میپردازد و معتقد است ایمان، حقیقتی پویاست که باید در هر لحظه با واقعیتهای متغیر جهان بازسازی شود<ref>ر.ک: همان، ص12</ref>. | ||
# احمد ریسونی: وی با نقد دیدگاهی که احکام عبادی را غیر قابل تعلیل (غیر معلل) میداند، استدلال میکند که تمام شریعت برای خیر و مصلحت بندگان است<ref>ر.ک: همان، ص13</ref>. | # [[احمد ریسونی]]: وی با نقد دیدگاهی که احکام عبادی را غیر قابل تعلیل (غیر معلل) میداند، استدلال میکند که تمام شریعت برای خیر و مصلحت بندگان است<ref>ر.ک: همان، ص13</ref>. | ||
عبدالهادی | [[فضلی، عبدالهادی|عبدالهادی فضلی]] و [[جمالالدین عطیه]]، از دیگر اندیشمندانی هستند که گفتگوهایشان، در کتاب آمده است<ref>ر.ک: همان، ص13-14</ref>. | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||