المكافأة و حسن العقبى: تفاوت میان نسخهها
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''كتاب المكافأة و حسن العاقبة'''، تألیف احمد بن یوسف بن ابراهیم (متوفی 340ق)، مشتمل بر مجموعه اخبار و حکایات در موضوع مکافات عمل و حسن عاقبت و نتیجه خوبی و بدی است. این اثر با مقدمه و تحقیق و تصحیح محمود محمد شاکر منتشر شده است. | '''كتاب المكافأة و حسن العاقبة'''، تألیف [[ابن دایه، احمد بن یوسف|احمد بن یوسف بن ابراهیم]] (متوفی 340ق)، مشتمل بر مجموعه اخبار و حکایات در موضوع مکافات عمل و حسن عاقبت و نتیجه خوبی و بدی است. این اثر با مقدمه و تحقیق و تصحیح محمود محمد شاکر منتشر شده است. | ||
==ساختار== | ==ساختار== | ||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
==گزارش محتوا== | ==گزارش محتوا== | ||
آنگونه که محقق اثر در مقدمهاش بر کتاب نوشته، شرح حال احمد بن یوسف بن ابراهیم را جز در | آنگونه که محقق اثر در مقدمهاش بر کتاب نوشته، شرح حال [[ابن دایه، احمد بن یوسف|احمد بن یوسف بن ابراهیم]] را جز در «[[معجم الأدباء (یاقوت حموی)|معجم الأدباء]]» [[یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله|یاقوت حموی]] نیافته است و البته این ترجمه نیز به شیوه رایج تراجمنگاران، ناقص است و تاریخ ولادتش را ذکر نکرده و تنها از پدرش یوسف بن ابراهیم و برخی اطلاعات درباره او و نیز از [[ابن دایه، احمد بن یوسف|احمد بن یوسف]] و آثار او و تاریخ وفاتش سخن گفته است. همچنین دو قصه شماره 13 و 26 را از کتاب حاضر نقل کرده است<ref>ر.ک: مقدمه محقق، ص3</ref>. | ||
احمد بن | [[ابن دایه، احمد بن یوسف|احمد بن یوسف]]، اخبار کتابش را از دیگران نقل کرده یا خودش مشاهده کرده و یا از کتابی استخراج کرده است. او در بیان مطالب از تکلف و دشواری عبارات، پرهیز و از الفاظ روان و بیانی ساده استفاده کرده است. این شیوه برای او دشوار نبوده؛ چراکه او محدثی چیرهدست است و به تعبیر [[یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله|یاقوت حموی]] نیکومحضر است. البته شیوه کتابت او به حدیثگویی نزدیکتر است تا نوشتار. او مقصود خود را روشن و مرتب و البته محکم و عمیق بیان میکند. دلیل این امر این است که احمد بن یوسف در منطق و حساب و هندسه نیز تبحر داشته است<ref>ر.ک: همان، ص12-13</ref>. | ||
نویسنده در کتاب، از بسیاری از الفاظی که در آن دوران در شهرها رایج بوده و تا امروز نیز استعمال میشود، استفاده کرده و برخی از آداب و رسوم قدیمی را که کمتر گفته یا دیده میشود، ذکر کرده است<ref>ر.ک: همان، ص14</ref>. | نویسنده در کتاب، از بسیاری از الفاظی که در آن دوران در شهرها رایج بوده و تا امروز نیز استعمال میشود، استفاده کرده و برخی از آداب و رسوم قدیمی را که کمتر گفته یا دیده میشود، ذکر کرده است<ref>ر.ک: همان، ص14</ref>. | ||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
از جمله اخبار ذکرشده در کتاب، حکایتی منقول از احمد بن ولید است. وی گوید: در هنگام سفر به بغداد، برای خداحافظی نزد اسحاق بن نصیر عبادی رفتم. او سه هزار دینار به من داد و گفت: هزار دینار آن را به ثعلب و هزار دینارش را به مبرد بده و به فلان مکان برو و اولین دکان ورّاقان را که دیدی... به صاحبش بگو: اسحاق بن نصیر به شما سلام رساند؛ اسحاق، همان پسری است که هر شب از سرای رومیها با فلان ویژگیهای ظاهری نزد تو میآمد و کتابی را کرایه میکرد و در پایان به تو میگفت: برای کرایهاش صبر کن تا کاری پیدا کنم... پس از اینکه مرا به یاد آورد، هزار دینار را به او بده و بگو این ثمره صبر توست<ref>ر.ک: متن کتاب، ص16-17</ref>. | از جمله اخبار ذکرشده در کتاب، حکایتی منقول از احمد بن ولید است. وی گوید: در هنگام سفر به بغداد، برای خداحافظی نزد اسحاق بن نصیر عبادی رفتم. او سه هزار دینار به من داد و گفت: هزار دینار آن را به ثعلب و هزار دینارش را به مبرد بده و به فلان مکان برو و اولین دکان ورّاقان را که دیدی... به صاحبش بگو: اسحاق بن نصیر به شما سلام رساند؛ اسحاق، همان پسری است که هر شب از سرای رومیها با فلان ویژگیهای ظاهری نزد تو میآمد و کتابی را کرایه میکرد و در پایان به تو میگفت: برای کرایهاش صبر کن تا کاری پیدا کنم... پس از اینکه مرا به یاد آورد، هزار دینار را به او بده و بگو این ثمره صبر توست<ref>ر.ک: متن کتاب، ص16-17</ref>. | ||
خاتمه کتاب، مشتمل بر چند کلام از بزرگمهر، افلاطون و اردشیر است<ref>ر.ک: همان، ص146-147</ref>. | خاتمه کتاب، مشتمل بر چند کلام از بزرگمهر، [[افلاطون]] و اردشیر است<ref>ر.ک: همان، ص146-147</ref>. | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
نسخهٔ ۲۱ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۰۳
| المكافأة و حسن العقبى | |
|---|---|
| پدیدآوران | ابن دایه، احمد بن یوسف (نويسنده)
شاکر، محمود محمد (محقق) شاکر، محمود محمد ( محشی) |
| ناشر | المکتبة التجاریة الکبری |
| مکان نشر | مصر - قاهره |
| سال نشر | 1359ق - 1940م |
| چاپ | 1 |
| موضوع | ثواب و عقاب - احادیث - احادیث اهل سنت - قرن 4ق. |
| زبان | عربی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | DT ۹۵/۶/الف۲م۷۲ ۱۳۱۹ |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
كتاب المكافأة و حسن العاقبة، تألیف احمد بن یوسف بن ابراهیم (متوفی 340ق)، مشتمل بر مجموعه اخبار و حکایات در موضوع مکافات عمل و حسن عاقبت و نتیجه خوبی و بدی است. این اثر با مقدمه و تحقیق و تصحیح محمود محمد شاکر منتشر شده است.
ساختار
کتاب، مشتمل بر سه بخش (پاداش خوبی، پاداش بدی و حسن عاقبت) و خاتمه است که در بخش اول و دوم، رویهمرفته، 54 خبر و در بخش سوم، 19 خبر و در مجموع 73 خبر ارائه شده است.
گزارش محتوا
آنگونه که محقق اثر در مقدمهاش بر کتاب نوشته، شرح حال احمد بن یوسف بن ابراهیم را جز در «معجم الأدباء» یاقوت حموی نیافته است و البته این ترجمه نیز به شیوه رایج تراجمنگاران، ناقص است و تاریخ ولادتش را ذکر نکرده و تنها از پدرش یوسف بن ابراهیم و برخی اطلاعات درباره او و نیز از احمد بن یوسف و آثار او و تاریخ وفاتش سخن گفته است. همچنین دو قصه شماره 13 و 26 را از کتاب حاضر نقل کرده است[۱].
احمد بن یوسف، اخبار کتابش را از دیگران نقل کرده یا خودش مشاهده کرده و یا از کتابی استخراج کرده است. او در بیان مطالب از تکلف و دشواری عبارات، پرهیز و از الفاظ روان و بیانی ساده استفاده کرده است. این شیوه برای او دشوار نبوده؛ چراکه او محدثی چیرهدست است و به تعبیر یاقوت حموی نیکومحضر است. البته شیوه کتابت او به حدیثگویی نزدیکتر است تا نوشتار. او مقصود خود را روشن و مرتب و البته محکم و عمیق بیان میکند. دلیل این امر این است که احمد بن یوسف در منطق و حساب و هندسه نیز تبحر داشته است[۲].
نویسنده در کتاب، از بسیاری از الفاظی که در آن دوران در شهرها رایج بوده و تا امروز نیز استعمال میشود، استفاده کرده و برخی از آداب و رسوم قدیمی را که کمتر گفته یا دیده میشود، ذکر کرده است[۳].
او در نقل داستانها مانند جاحظ نیست که آن را توسعه داده و از موضوع پرت شود. ضبط و دقت او در حساب و محاسبه سبب شده که در حدیث نیز ضبط و دقت داشته باشد و اگر هم گاه توسعه داده، در نقل بخشی از تاریخ اجتماعی است که در اعصار بعد جز بعضی از آداب و اندکی از ویژگیهای آنها به دست ما نرسیده است[۴].
از جمله اخبار ذکرشده در کتاب، حکایتی منقول از احمد بن ولید است. وی گوید: در هنگام سفر به بغداد، برای خداحافظی نزد اسحاق بن نصیر عبادی رفتم. او سه هزار دینار به من داد و گفت: هزار دینار آن را به ثعلب و هزار دینارش را به مبرد بده و به فلان مکان برو و اولین دکان ورّاقان را که دیدی... به صاحبش بگو: اسحاق بن نصیر به شما سلام رساند؛ اسحاق، همان پسری است که هر شب از سرای رومیها با فلان ویژگیهای ظاهری نزد تو میآمد و کتابی را کرایه میکرد و در پایان به تو میگفت: برای کرایهاش صبر کن تا کاری پیدا کنم... پس از اینکه مرا به یاد آورد، هزار دینار را به او بده و بگو این ثمره صبر توست[۵].
خاتمه کتاب، مشتمل بر چند کلام از بزرگمهر، افلاطون و اردشیر است[۶].
پانویس
منابع مقاله
مقدمه و متن کتاب.