المكافأة و حسن العقبى: تفاوت میان نسخهها
A-esmaeili (بحث | مشارکتها) (صفحهای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر =NUR123131J1.jpg | عنوان = المكافأة و حسن العقبى | عنوانهای دیگر = | پدیدآورندگان | پدیدآوران = ابندایه، احمد بن یوسف (نويسنده) شاکر، محمود محمد (محقق) شاکر، محمود محمد ( محشی) |زبان | زبان = عربی | کد کنگره = | مو...» ایجاد کرد) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
| پدیدآورندگان | | پدیدآورندگان | ||
| پدیدآوران = | | پدیدآوران = | ||
[[ | [[ابن دایه، احمد بن یوسف]] (نويسنده) | ||
[[شاکر، محمود محمد ]] (محقق) | [[شاکر، محمود محمد ]] (محقق) | ||
[[شاکر، محمود محمد]] ( محشی) | [[شاکر، محمود محمد]] ( محشی) | ||
|زبان | |زبان | ||
| زبان = عربی | | زبان = عربی | ||
| کد کنگره = | | کد کنگره =DT ۹۵/۶/الف۲م۷۲ ۱۳۱۹ | ||
| موضوع =ثواب و عقاب - احادیث - احادیث اهل سنت - قرن 4ق. | | موضوع =ثواب و عقاب - احادیث - احادیث اهل سنت - قرن 4ق. | ||
|ناشر | |ناشر | ||
| خط ۵۵: | خط ۵۵: | ||
[[رده:کتابشناسی]] | [[رده:کتابشناسی]] | ||
[[رده:مقالات بازبینی | [[رده:تاریخ]] | ||
[[رده:تاریخ آفریقا]] | |||
[[رده:مقالات بازبینی شده2 اردیبهشت 1405]] | |||
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ اردیبهشت 1405 توسط سید محمد رضا موسوی]] | [[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ اردیبهشت 1405 توسط سید محمد رضا موسوی]] | ||
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ اردیبهشت 1405 توسط محسن عزیزی]] | [[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ اردیبهشت 1405 توسط محسن عزیزی]] | ||
نسخهٔ ۲۱ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۰۱
| المكافأة و حسن العقبى | |
|---|---|
| پدیدآوران | ابن دایه، احمد بن یوسف (نويسنده)
شاکر، محمود محمد (محقق) شاکر، محمود محمد ( محشی) |
| ناشر | المکتبة التجاریة الکبری |
| مکان نشر | مصر - قاهره |
| سال نشر | 1359ق - 1940م |
| چاپ | 1 |
| موضوع | ثواب و عقاب - احادیث - احادیث اهل سنت - قرن 4ق. |
| زبان | عربی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | DT ۹۵/۶/الف۲م۷۲ ۱۳۱۹ |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
كتاب المكافأة و حسن العاقبة، تألیف احمد بن یوسف بن ابراهیم (متوفی 340ق)، مشتمل بر مجموعه اخبار و حکایات در موضوع مکافات عمل و حسن عاقبت و نتیجه خوبی و بدی است. این اثر با مقدمه و تحقیق و تصحیح محمود محمد شاکر منتشر شده است.
ساختار
کتاب، مشتمل بر سه بخش (پاداش خوبی، پاداش بدی و حسن عاقبت) و خاتمه است که در بخش اول و دوم، رویهمرفته، 54 خبر و در بخش سوم، 19 خبر و در مجموع 73 خبر ارائه شده است.
گزارش محتوا
آنگونه که محقق اثر در مقدمهاش بر کتاب نوشته، شرح حال احمد بن یوسف بن ابراهیم را جز در «معجم الأدباء» یاقوت حموی نیافته است و البته این ترجمه نیز به شیوه رایج تراجمنگاران، ناقص است و تاریخ ولادتش را ذکر نکرده و تنها از پدرش یوسف بن ابراهیم و برخی اطلاعات درباره او و نیز از احمد بن یوسف و آثار او و تاریخ وفاتش سخن گفته است. همچنین دو قصه شماره 13 و 26 را از کتاب حاضر نقل کرده است[۱].
احمد بن یوسف، اخبار کتابش را از دیگران نقل کرده یا خودش مشاهده کرده و یا از کتابی استخراج کرده است. او در بیان مطالب از تکلف و دشواری عبارات، پرهیز و از الفاظ روان و بیانی ساده استفاده کرده است. این شیوه برای او دشوار نبوده؛ چراکه او محدثی چیرهدست است و به تعبیر یاقوت حموی نیکومحضر است. البته شیوه کتابت او به حدیثگویی نزدیکتر است تا نوشتار. او مقصود خود را روشن و مرتب و البته محکم و عمیق بیان میکند. دلیل این امر این است که احمد بن یوسف در منطق و حساب و هندسه نیز تبحر داشته است[۲].
نویسنده در کتاب، از بسیاری از الفاظی که در آن دوران در شهرها رایج بوده و تا امروز نیز استعمال میشود، استفاده کرده و برخی از آداب و رسوم قدیمی را که کمتر گفته یا دیده میشود، ذکر کرده است[۳].
او در نقل داستانها مانند جاحظ نیست که آن را توسعه داده و از موضوع پرت شود. ضبط و دقت او در حساب و محاسبه سبب شده که در حدیث نیز ضبط و دقت داشته باشد و اگر هم گاه توسعه داده، در نقل بخشی از تاریخ اجتماعی است که در اعصار بعد جز بعضی از آداب و اندکی از ویژگیهای آنها به دست ما نرسیده است[۴].
از جمله اخبار ذکرشده در کتاب، حکایتی منقول از احمد بن ولید است. وی گوید: در هنگام سفر به بغداد، برای خداحافظی نزد اسحاق بن نصیر عبادی رفتم. او سه هزار دینار به من داد و گفت: هزار دینار آن را به ثعلب و هزار دینارش را به مبرد بده و به فلان مکان برو و اولین دکان ورّاقان را که دیدی... به صاحبش بگو: اسحاق بن نصیر به شما سلام رساند؛ اسحاق، همان پسری است که هر شب از سرای رومیها با فلان ویژگیهای ظاهری نزد تو میآمد و کتابی را کرایه میکرد و در پایان به تو میگفت: برای کرایهاش صبر کن تا کاری پیدا کنم... پس از اینکه مرا به یاد آورد، هزار دینار را به او بده و بگو این ثمره صبر توست[۵].
خاتمه کتاب، مشتمل بر چند کلام از بزرگمهر، افلاطون و اردشیر است[۶].
پانویس
منابع مقاله
مقدمه و متن کتاب.