۱۵۹٬۸۰۳
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'ه ای ' به 'های ') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' الدین ' به 'الدین ') |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
فهم زبان مولانا کتابی است نقدی ـ تحلیلی دربارهی شخصیّت و زبان خاص [[مولانا]] که قهراً میتواند برای شناخت بهتر [[مولانا]] بسیار راهگشا باشد. تبیین زبان [[مولانا]] با راز و رمزهای پیچیدهی آن قهراً کار دشواری است و از عهدهی هر کسی بر نمیآید مگر آنکه با خود [[مولانا]] هم خرقه بوده باشد و راهی را که [[مولانا]] رفته را پیموده باشد. سخن گفتن از شخصیّت و زبان ویژهی [[مولانا]] آنهم با اشراف داشتن بر آثار خود [[مولانا]] امری پیچیده و ارزنده است و میتواند راهنمایی عمیق برای ورود به جهان خاص [[مولوی، جلالالدین محمد|مولانا]] محسوب شود. خاصّه از سوی کسی که عمری را با [[مولانا]] گذرانده و در دقایق اندیشهها و زبان عرفانی او غور کرده و از او و در بارهی او دست به خلق آثاری گرانسنگ زده باشد. | فهم زبان مولانا کتابی است نقدی ـ تحلیلی دربارهی شخصیّت و زبان خاص [[مولانا]] که قهراً میتواند برای شناخت بهتر [[مولانا]] بسیار راهگشا باشد. تبیین زبان [[مولانا]] با راز و رمزهای پیچیدهی آن قهراً کار دشواری است و از عهدهی هر کسی بر نمیآید مگر آنکه با خود [[مولانا]] هم خرقه بوده باشد و راهی را که [[مولانا]] رفته را پیموده باشد. سخن گفتن از شخصیّت و زبان ویژهی [[مولانا]] آنهم با اشراف داشتن بر آثار خود [[مولانا]] امری پیچیده و ارزنده است و میتواند راهنمایی عمیق برای ورود به جهان خاص [[مولوی، جلالالدین محمد|مولانا]] محسوب شود. خاصّه از سوی کسی که عمری را با [[مولانا]] گذرانده و در دقایق اندیشهها و زبان عرفانی او غور کرده و از او و در بارهی او دست به خلق آثاری گرانسنگ زده باشد. | ||
نویسنده در بخش نخست که از ضرورت شناخت [[مولانا]] سخن میگوید اشکالاتی که در زمان [[مولانا]] بر وی میگرفتند و [[مثنوی]] او را مورد طعن قرار میدادند را نیز بیان کرده و رنجیدن مولانا از کم دانی و نافهمیایشان را متذکّر شده است. و این نشان از آن دارد که در آن زمان کسانی بودند که نظرات این عارف بزرگ را بر نمیتابیدند و شعر او را انتقاد میکردند که [[مولانا]] در اواخر دفتر سوّم [[مثنوی]] این ماجرا را آورده و به آن پاسخ داده است<ref>متن، صص 18-16</ref>. در صفحهی 20 کتاب، تأثیر پذیری [[مولانا]] از عارفان پیش از او را مورد نظر قرار داده و به ویژه از [[حکیم سنایی]] و [[عطار، محمد بن ابراهیم|عطار نیشابوی]] چنانکه [[مولانا]] خود در آثار خود از ایشان با احترام تمام یاد میکند و لااقل از هر یک نقلی برای تفسیر و شرح به بیان آورده است. در خانقاه وی نیز از همین جنس کلمات و آثار تدریس میشد و دراویش و مریدان از آنها برخوردار میشدند تا جایی که [[ | نویسنده در بخش نخست که از ضرورت شناخت [[مولانا]] سخن میگوید اشکالاتی که در زمان [[مولانا]] بر وی میگرفتند و [[مثنوی]] او را مورد طعن قرار میدادند را نیز بیان کرده و رنجیدن مولانا از کم دانی و نافهمیایشان را متذکّر شده است. و این نشان از آن دارد که در آن زمان کسانی بودند که نظرات این عارف بزرگ را بر نمیتابیدند و شعر او را انتقاد میکردند که [[مولانا]] در اواخر دفتر سوّم [[مثنوی]] این ماجرا را آورده و به آن پاسخ داده است<ref>متن، صص 18-16</ref>. در صفحهی 20 کتاب، تأثیر پذیری [[مولانا]] از عارفان پیش از او را مورد نظر قرار داده و به ویژه از [[حکیم سنایی]] و [[عطار، محمد بن ابراهیم|عطار نیشابوی]] چنانکه [[مولانا]] خود در آثار خود از ایشان با احترام تمام یاد میکند و لااقل از هر یک نقلی برای تفسیر و شرح به بیان آورده است. در خانقاه وی نیز از همین جنس کلمات و آثار تدریس میشد و دراویش و مریدان از آنها برخوردار میشدند تا جایی که [[حسامالدین چلبی]] تقاضای اثری جدید را داد که منجر به پدیداری نی نامه شد<ref>متن، صص 22-19</ref>. | ||
امّا از انصاف تمام نویسنده و خود مولانا اینکه هر دو حقیقت را گسترده تر و عمیق تر از آن میدیدند که در یک جا و در یک اثر جمع باشد، از این رو اشاره به آن میشود که [[مثنوی]] و سخنان [[مولانا]] تمامِ حقیقت نیست و هر کس چنین پنداری داشته باشد به شدّت به خطا رفته است، چنانکه میگوید: براین اساس خود [[مولانا]] هم معترف است که من به عنوان [[مولانا]] و به عنوان یک عارف که سیر و سلوکی کرده است لایههایی از حقیقت را کشف کرده ام و به کُنه برخی از حقایق راه پیدا کرده ام آنچه که بیان میکنم همهی حقیقت نیست و این انصاف [[مولانا]] را باید ستود و تحسین کرد <ref>متن، ص 25</ref>. که دربارهی خودش و در بارهی [[مثنوی]] و آراء و اندیشههای خودش بی پرده و با صراحت گفته است: {{شعر}} | امّا از انصاف تمام نویسنده و خود مولانا اینکه هر دو حقیقت را گسترده تر و عمیق تر از آن میدیدند که در یک جا و در یک اثر جمع باشد، از این رو اشاره به آن میشود که [[مثنوی]] و سخنان [[مولانا]] تمامِ حقیقت نیست و هر کس چنین پنداری داشته باشد به شدّت به خطا رفته است، چنانکه میگوید: براین اساس خود [[مولانا]] هم معترف است که من به عنوان [[مولانا]] و به عنوان یک عارف که سیر و سلوکی کرده است لایههایی از حقیقت را کشف کرده ام و به کُنه برخی از حقایق راه پیدا کرده ام آنچه که بیان میکنم همهی حقیقت نیست و این انصاف [[مولانا]] را باید ستود و تحسین کرد <ref>متن، ص 25</ref>. که دربارهی خودش و در بارهی [[مثنوی]] و آراء و اندیشههای خودش بی پرده و با صراحت گفته است: {{شعر}} | ||
| خط ۱۱۵: | خط ۱۱۵: | ||
[[سید برهانالدین، مرشد مولانا]] | [[سید برهانالدین، مرشد مولانا]] | ||
[[در سایه سار مهر ( | [[در سایه سار مهر (جشننامهی دکتر کاظم محمّدی)]] | ||
[[پرتو ساقی، جامع احادیث مثنوی]] | [[پرتو ساقی، جامع احادیث مثنوی]] | ||