۱۵۳٬۶۰۴
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۱۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات زندگینامه | |||
| عنوان = ابوزید احمد بن سهل بلخی | |||
| تصویر = NUR02992.jpg | |||
| | | اندازه تصویر = | ||
| توضیح تصویر = | |||
| | | نام کامل = ابوزید احمد بن سهل بلخی | ||
| | | نامهای دیگر = ابوزید بلخی، احمد بن سهل؛ احمد البلخی؛ بلخی، ابوزید احمد بن سهل | ||
| | | لقب = جاحظ خراسان | ||
| تخلص = | |||
| نسب = | |||
| نام پدر = سهل | |||
| ولادت = ۲۳۵ق | |||
| محل تولد = روستای شامستیان بلخ | |||
| کشور تولد = ایران (خراسان بزرگ) | |||
| محل زندگی = بلخ، عراق | |||
| رحلت = ۳۲۲ق | |||
| شهادت = | |||
| مدفن = | |||
| طول عمر = ۸۷ سال | |||
| نام همسر = | |||
| فرزندان = | |||
| خویشاوندان = | |||
| دین = اسلام | |||
| مذهب = امامیه (در جوانی) سپس تسنن (به گزارش برخی) | |||
| پیشه = ادیب، متکلم، فیلسوف، جغرافیدان | |||
| درجه علمی = | |||
| دانشگاه = | |||
| علایق پژوهشی = فلسفه، کلام، جغرافیا، طب، تفسیر | |||
| منصب = کاتب احمد بن سهل مروزی | |||
| پس از = | |||
| پیش از = | |||
| اساتید = {{فهرست جعبه عمودی | [[کندی، یعقوب بن اسحاق|یعقوب بن اسحاق کندی]]}} | |||
| مشایخ = | |||
| معاصرین = | |||
| شاگردان = {{فهرست جعبه عمودی | ابن فریغون | ابوالحسن عامری | محمد بن زکریای رازی (به گزارش برخی)}} | |||
| اجازه اجتهاد از = | |||
| آثار = {{فهرست جعبه عمودی | [[مصالح الأبدان و الأنفس]] | صور الأقالیم | نظم القرآن | البحث فی التأویلات}} | |||
| سبک نوشتاری = | |||
| وبگاه = | |||
| امضا = | |||
| کد مؤلف = AUTHORCODE02992AUTHORCODE | |||
}} | |||
'''ابوزید سهل بلخی''' (۲۳۵-۳۲۲ق) ادیب، متکلم، فیلسوف و جغرافیدان ایرانی، مشهور به «جاحظ خراسان». در روستای شامستیان بلخ متولد شد. در جوانی برای تحقیق در مذهب امامیه به عراق سفر کرد و هشت سال نزد [[کندی، یعقوب بن اسحاق|یعقوب کندی]] فلسفه، نجوم و طب آموخت. پس از بازگشت به بلخ، مورد توجه امرای سامانی قرار گرفت. به سبب تألیف کتاب «البحث فی التأویلات» در نقد اسماعیلیان، رابطهاش با برخی بزرگان تیره شد. از شاگردان او ابن فریغون و ابوالحسن عامری بودند. ابوزید میکوشید میان شریعت و فلسفه تلفیق کند و در کلام همردیف جاحظ دانسته میشد. از آثار اوست: «[[مصالح الأبدان و الأنفس]]» در سلامت تن و روان، «صور الأقالیم» در جغرافیا و «نظم القرآن». وی در تفسیر به ظاهر آیات اکتفا میکرد و کیمیا را بیاساس میدانست. سرانجام در ۳۲۲ق درگذشت. | |||
قدیمترین منابع آگاهی ما درباره این دانشمند کتاب [[الفهرست (ابن نديم)|الفهرست]] [[ابن ندیم، محمد بن اسحاق|ابن ندیم]] و کاملترین آنها [[معجم الأدباء (یاقوت حموی)|معجم الأدباء]] [[یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله|یاقوت]] است. منابع متأخر تمام اطلاعات خود را از [[یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله|یاقوت]] گرفتهاند و یاقوت اخبار مربوط به ابوزید را از کتابی که ابوسهل احمد بن عبیدالله بن احمد تألیف کرده بود. به دست آورده است. منبع سخنان ابوسهل نیز ابومحمد حسن بن محمد وزیری است که از شاگردان ابوزید بوده و کتابی با عنوان اخبار ابی زید داشته است. | |||
[[ | |||
==ولادت== | |||
ابوزید در ناحیه شامیستیان، از روستاهای نزدیک نهر غربنکی، یکی از 12 نهر بلخ، متولد شد. | ابوزید در ناحیه شامیستیان، از روستاهای نزدیک نهر غربنکی، یکی از 12 نهر بلخ، متولد شد. | ||
==تحصیلات== | ==تحصیلات== | ||
پدرش سیستانی و معلم کودکان بود. ظاهراً ابوزید نیز یکچند همین شغل را داشته است. در جوانی همراه قافله حاجیان به عراق سفر کرد تا در مذهب امامیه ـ که خود از پیروان آن بود ـ تحقیق کند و «امام» را دریابد. در آنجا به محضر یعقوب بن اسحاق | پدرش سیستانی و معلم کودکان بود. ظاهراً ابوزید نیز یکچند همین شغل را داشته است. در جوانی همراه قافله حاجیان به عراق سفر کرد تا در مذهب امامیه ـ که خود از پیروان آن بود ـ تحقیق کند و «امام» را دریابد. در آنجا به محضر [[يعقوب بن اسحاق كندی|یعقوب بن اسحاق کندی]]<nowiki/> (185 ـ 258ق) راه یافت و نزد او به کسب علوم عقلی پرداخت. وی 8 سال در عراق به سر برد و با بزرگان و دانشمندان در ارتباط بود. در این مدت فلسفه، نجوم، طب و طبیعیات را آموخت و در علم کلام و دیگر دانشهای متداول اسلامی تبحر یافت. سپس از راه هرات به بلخ بازگشت و به سبب دانش وسیع و اطلاعات فراوانی که در علوم گوناگون و زمینههای مختلف داشت. موردتوجه امرا و بزرگان قرار گرفت و نزد ابوعلی جیهانی، وزیر نصر بن احمد سامانی (301 ـ 330ق)، راه یافت. جیهانی و همچنین بزرگانی مانند حسین بن علی مرورودی و بردارش صعلوک، مقدم او را گرامی شمردند و برای وی مستمری و عطایایی مقرر داشتند، اما پس از مدتی رابطه میان آنان تیره شد و صلهها و عطایا قطع گردید. علت این امر، چنانکه ابوزید خود اشاره میکند، این بود که وی دو کتاب تألیف کرده بوده است: یکی کتابی درباره کیفیت تأویل آیات قرآن و ایراد به تأویلات اسماعیلیان ـ روشی که مبلغان اسماعیلی از جمله مرورودی در آن مبالغه میکردند ـ و دیگری کتاب القرابین و الذبائج که به مذاق جیهانی ـ که تمایلات ثنوی (مانوی؟) داشت ـ خوش نیامد. | ||
کتابی که ابوزید درباره کیفیت تأویلات نوشت و موجب تیرگی رابطه او با مروردی گردید. بعدها موردتوجه دانشمندان اسلامی و تمجید و تحسین مجامع مذهبی قرار گرفت و حسن قبول یافت، تا بدانجا که یاقوت میگوید: «ما صنّف فی الاسلام کتاب انفع للمسلمین من کتاب البحث عن التأویلات، صنّفه ابوزید البلخی». | کتابی که ابوزید درباره کیفیت تأویلات نوشت و موجب تیرگی رابطه او با مروردی گردید. بعدها موردتوجه دانشمندان اسلامی و تمجید و تحسین مجامع مذهبی قرار گرفت و حسن قبول یافت، تا بدانجا که [[یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله|یاقوت]] میگوید: «ما صنّف فی الاسلام کتاب انفع للمسلمین من کتاب البحث عن التأویلات، صنّفه ابوزید البلخی». | ||
هنگامیکه احمد بن سهل بن هاشم مروزی در 306 ق به بلخ آمد و بر آن سامان مستولی شد، وزارت خود را به ابوزید پیشنهاد کرد، اما او نپذیرفت؛ سرانجام ابوالقاسم بلخی کعبی را که با ابوزید دوستی داشت، وزارت داد و ابوزید را به کاتبی برگزید. کعبی نیز به ابوزید توجه خاصی داشت و در استفاده از مستمریها جانب او را مراعات میکرد. | هنگامیکه احمد بن سهل بن هاشم مروزی در 306 ق به بلخ آمد و بر آن سامان مستولی شد، وزارت خود را به ابوزید پیشنهاد کرد، اما او نپذیرفت؛ سرانجام ابوالقاسم بلخی کعبی را که با ابوزید دوستی داشت، وزارت داد و ابوزید را به کاتبی برگزید. کعبی نیز به ابوزید توجه خاصی داشت و در استفاده از مستمریها جانب او را مراعات میکرد. | ||
| خط ۶۰: | خط ۶۳: | ||
ابوزید علاوه بر تألیفات گرانقدر، شاگردانی نیز داشته است که از آن جملهاند: | ابوزید علاوه بر تألیفات گرانقدر، شاگردانی نیز داشته است که از آن جملهاند: | ||
ابن فریغون که کتاب جوامع العلوم از آثار اوست. ابوالحسن محمد بن یوسف عامری ( | ابن فریغون که کتاب جوامع العلوم از آثار اوست. ابوالحسن محمد بن یوسف عامری (متوفای 381ق) که در فلسفه از ابوزید استفاده کرد و همچنین ابومحمد حسن بن محمد وزیری که کتابی در شرح احوال استاد خود نوشته بوده است. برخی از محققان، محمد بن زکریای رازی (251 ـ 313ق) را نیز در فلسفه از شاگردان ابوزید دانسته و گفتهاند رازی به سبب تعلیمات او به فلسفه نوفیثاغوری متوجه گردید. | ||
==جایگاه ابوزید نظر دیگران== | ==جایگاه ابوزید نظر دیگران== | ||
ابوزید به سبب وسعت دانش و عمق اندیشه و فصاحت و بلاغت نوشتههایش، موردستایش و تمجید متقدمان و متأخران قرار گرفته است. ابو حیان توحیدی که مردی دشوارپسند بوده، او را «بحر البحور» و «عالم العلماء» خوانده است و در کتاب الإمتاع و المؤانسة نیز از او با عبارت «سید أهل المشرق فی أنواع الحکمة» یاد کرده است. شهرستانی در کتاب الملل و النحل وی را در ردیف کندی، ابن مسکویه، ابوسلیمان سجستانی، فارابی، | ابوزید به سبب وسعت دانش و عمق اندیشه و فصاحت و بلاغت نوشتههایش، موردستایش و تمجید متقدمان و متأخران قرار گرفته است. ابو حیان توحیدی که مردی دشوارپسند بوده، او را «بحر البحور» و «عالم العلماء» خوانده است و در کتاب الإمتاع و المؤانسة نیز از او با عبارت «سید أهل المشرق فی أنواع الحکمة» یاد کرده است. شهرستانی در کتاب الملل و النحل وی را در ردیف کندی، ابن مسکویه، ابوسلیمان سجستانی، فارابی، ابن سینا و ابوالحسن عامری و در شمار فلاسفه متأخر اسلامی ذکر میکند. | ||
==افکار و عقاید== | ==افکار و عقاید== | ||
# ابوزید از کسانی است که میکوشیدند میان شریعت و فلسفه تلفیق کنند و آن دو را با یکدیگر هماهنگ سازند. | # ابوزید از کسانی است که میکوشیدند میان شریعت و فلسفه تلفیق کنند و آن دو را با یکدیگر هماهنگ سازند. | ||
# وی از تفضیل صحابه و نیز از مفاخرت عرب و عجم بر یکدیگر خودداری میکرد و در این مورد به حدیث منسوب به پیامبر (ص): «اصحابی کالنجوم بأیهم اقتدیتم اهتدیتم» که در منابع حدیث اهل سنت نقل شده و نیز آیههای «فَلا اَنسابَ بَینَهُمْ یومَئِذٍ وَ لا یتَسائِلونَ» و «اِنَّ اَکرَمَکمْ عِنْدَ اللهِ اَتْقیکمْ» استناد میکرد. | # وی از تفضیل صحابه و نیز از مفاخرت عرب و عجم بر یکدیگر خودداری میکرد و در این مورد به حدیث منسوب به پیامبر(ص): «اصحابی کالنجوم بأیهم اقتدیتم اهتدیتم» که در منابع حدیث اهل سنت نقل شده و نیز آیههای «فَلا اَنسابَ بَینَهُمْ یومَئِذٍ وَ لا یتَسائِلونَ» و «اِنَّ اَکرَمَکمْ عِنْدَ اللهِ اَتْقیکمْ» استناد میکرد. | ||
# وی به مباحث و مسائل کلامی علاقهمند بود و در این فن مهارت داشت، تا آنجا که او را همردیف جاحظ دانسته و جاحظ خراسانش لقب دادهاند. | # وی به مباحث و مسائل کلامی علاقهمند بود و در این فن مهارت داشت، تا آنجا که او را همردیف جاحظ دانسته و جاحظ خراسانش لقب دادهاند. | ||
# ابوزید به فلسفه فیثاغوری جدید توجه داشت و این تمایل شاید در اثر شاگردی او نزد کندی باشد، چرا که در افکار کندی نیز چنین گرایشی دیده میشود. | # ابوزید به فلسفه فیثاغوری جدید توجه داشت و این تمایل شاید در اثر شاگردی او نزد کندی باشد، چرا که در افکار کندی نیز چنین گرایشی دیده میشود. | ||
| خط ۸۸: | خط ۹۱: | ||
== | ==منابع مقاله== | ||
موحد، صمد، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1378ش. | موحد، صمد، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1378ش. | ||