میرداماد، سید محمدباقر بن محمد: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<div class="wikiInfo">
{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه
[[پرونده:NUR00026.jpg|بندانگشتی|میرداماد، محمدباقر بن محمد]]
| عنوان = سید محمدباقر بن محمد میرداماد
{| class="wikitable aboutAuthorTable" style="text-align:Right" |+ |
| تصویر = NUR00026.jpg
|-
| اندازه تصویر =
! نام!! data-type="authorName" |میرداماد، محمدباقر بن محمد
| توضیح تصویر = میرداماد، محمدباقر بن محمد
|-
| نام کامل = سید محمدباقر بن محمد حسینی استرآبادی
|نام‌های دیگر  
| نام‌های دیگر = معلم ثالث، محقق داماد، میرمحمدباقر داماد
| data-type="authorOtherNames" |اش‍راق‌ اص‍ف‍ه‍ان‍ی‌، م‍ی‍رم‍ح‍م‍دب‍اق‍ر دام‍اد
| لقب = معلم ثالث
 
| تخلص = اشراق
ح‍س‍ی‍ن‍ی‌، م‍ح‍م‍د ب‍اق‍ر
| نسب = حسینی (منسوب به امام حسین علیه‌السلام)
 
| نام پدر = سید محمد داماد استرآبادی
ح‍س‍ی‍ن‍ی‌ اس‍ت‍رآب‍ادی‌، م‍ح‍م‍د ب‍اق‍ر
| ولادت = حدود ۹۶۰ قمری
 
| محل تولد = استرآباد (مازندران)
دام‍اد، م‍ح‍م‍د ب‍اق‍ر ب‍ن‌ م‍ح‍م‍د
| کشور تولد = ایران
 
| محل زندگی = مشهد، هرات، اصفهان
دام‍اد، م‍ی‍ر م‍ح‍م‍د
| رحلت = ۱۰۴۰ یا ۱۰۴۱ قمری
 
| شهادت =
محقق الداماد
| مدفن = آستانه حرم امام علی(ع)، نجف اشرف
 
| طول عمر = حدود ۸۰ سال
میرداماد استرآبادی، سید محمدباقر بن محمد
| نام همسر =
 
| فرزندان =
حسینی المرعشی، محمدباقر
| خویشاوندان = داماد محقق کرکی (پدرش)
 
| دین = اسلام
معلم ثالث
| مذهب = شیعه
| پیشه = فقیه، متکلم، فیلسوف، شاعر
میرداماد
| درجه علمی =
 
| دانشگاه =
|-
| حوزه = حوزه علمیه اصفهان
|نام پدر
| علایق پژوهشی = فلسفه، کلام، فقه، حدیث، ریاضیات، شعر
| data-type="authorfatherName" |سید محمد داماد استرآبادى
| منصب = استاد حوزه اصفهان
|-
| پس از =
|متولد
| پیش از =
| data-type="authorbirthDate" |960ق
| اساتید = {{فهرست جعبه عمودی | شیخ حسین بن عبدالصمد عاملی (پدر شیخ بهایی) | سید علی بن ابی‌الحسن موسوی عاملی | امیر فخرالدین سماک استرآبادی | عبادالعالی عاملی (دایی)}}
|-
| مشایخ =
|محل تولد
| معاصرین = [[شیخ بهایی، محمد بن حسین|شیخ بهایی]]، [[میرفندرسکی، ابوالقاسم|میرفندرسکی]]
| data-type="authorBirthPlace" |استرآباد (مازندران)
| شاگردان = {{فهرست جعبه عمودی | [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملاصدرای شیرازی]] | [[لاهیجی، عبدالرزاق بن علی|ملا عبدالرزاق لاهیجی]] | [[فیض کاشانی، محمد بن شاه‌مرتضی|ملا محسن فیض کاشانی]] | قطب‌الدین لاهیجی | سید احمد علوی | ملا خلیل قزوینی}}
|-
| اجازه اجتهاد از =
|رحلت
| آثار = {{فهرست جعبه عمودی | [[القبسات]] | [[الصراط المستقيم في ربط الحادث بالقديم]] | [[التقديسات]] | [[الأفق المبین]] | [[الرواشح السماویة فی شرح الأحادیث الإمامیة]] | [[اختیار معرفة الرجال]] | [[فصوص الحكمة و شرحه]] | [[تقويم الإيمان و شرحه كشف الحقائق]] | [[دیوان اشراق]] | [[الاعضالات العویصه]] | [[السبع الشداد]] | [[نبراس الضياء و تسواء السواء في شرح باب البداء و إثبات جدوی الدعاء]]}}
| data-type="authorDeathDate" |1040ق
| سبک نوشتاری = فلسفی، دشوار و غامض
|-
| وبگاه =
|اساتید
| امضا =
| data-type="authorTeachers" |شیخ حسین عاملی (پدر شیخ بهائی)
| کد مؤلف = AUTHORCODE00026AUTHORCODE
|-
}}
|برخی آثار
{{کاربردهای دیگر|محقق داماد (ابهام‌زدایی)}}
| data-type="authorWritings" |اختیار معرفة الرجال
'''سید محمدباقر بن محمد حسینی استرآبادی''' (حدود ۹۶۰-۱۰۴۰ق)، مشهور به میرداماد و ملقب به معلم ثالث، فقیه، متکلم، فیلسوف و شاعر برجسته عهد صفوی بود. وی متخلص به «اشراق» و از شاگردان شیخ حسین بن عبدالصمد عاملی (پدر شیخ بهایی) و معاصر با [[شیخ بهایی، محمد بن حسین|شیخ بهایی]] و [[میرفندرسکی، ابوالقاسم|میرفندرسکی]] بود. میر در حدود سال ۹۶۰ق در خاندانی شریف و اهل فضل دیده به جهان گشود. پدرش سید محمد داماد استرآبادی به سبب افتخار دامادی [[محقق کرکی، علی بن حسین|محقق کرکی]]، ملقب به «داماد» گردید و بعدها این لقب به فرزندش نیز اطلاق شد. نسب میرداماد به [[امام حسین علیه‌السلام|امام حسین(ع)]] می‌رسد. تحصیلات علوم دینی را در خردسالی در مشهد آغاز کرد و نزد سید علی بن ابی‌الحسن موسوی عاملی و شیخ عزالدین حسین بن عبدالصمد عاملی به تلمذ پرداخت. در علوم عقلی نزد امیر فخرالدین سماک استرآبادی شاگردی کرد و از دایی خود عبادالعالی عاملی نیز اجازه روایی داشت. میر در جوانی به هرات رفت و در آنجا با علما و افاضل مباحثات نمود و سرآمد روزگار خود در علوم معقول و منقول گشت. پس از انتقال پایتخت به اصفهان، در مدرسه خواجه اصفهان به تدریس حکمت پرداخت و حوزه درسش از مهم‌ترین حوزه‌های فلسفی عصر صفوی شد. میرداماد در جمیع مسائل مهم فلسفه و حکمت دارای استقلال فکری بود و برخی او را پس از ارسطو و فارابی «معلم ثالث» خوانده‌اند. وی در زمینه علوم شرعی نیز صاحب آثار ارزشمندی است و در مباحث فقه و اصول دارای آراء مستقلی بود. از شاگردان برجسته او می‌توان به [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملاصدرای شیرازی]]، [[لاهیجی، عبدالرزاق بن علی|ملا عبدالرزاق لاهیجی]]، [[فیض کاشانی، محمد بن شاه‌مرتضی|ملا محسن فیض کاشانی]] و قطب‌الدین لاهیجی اشاره کرد. میرداماد به زهد و تقوا شهره بود و بر همراهی حکمت نظری با تهذیب اخلاقی تأکید داشت. او در اواخر عمر به همراه شاه صفی به زیارت عتبات رفت و در منزل ذوالکفل در نزدیکی نجف در سن هشتادسالگی درگذشت و در آستانه حرم [[امام علی علیه‌السلام|امام علی(ع)]] به خاک سپرده شد. از آثار متعدد او می‌توان به «القبسات»، «الصراط المستقیم»، «التقدیسات»، «الأفق المبین»، «الرواشح السماویة» و «دیوان اشراق» اشاره کرد.
فصوص الحکمة و شرحه
 
|- class="articleCode"
|کد مؤلف
| data-type="authorCode" |AUTHORCODE00026AUTHORCODE
|}
</div>
 
'''سید محمدباقر بن محمد حسینی استرآبادی''' (960-1040ق)، مشهور به میرداماد و معلم ثالث، متخلص به اشراق، فقیه، شاعر، متکلم، فیلسوف، از علماى بزرگ و حکماى برجسته عهد صفوى، از شاگردان [[عاملی، حسین بن عبدالصمد|حسین بن عبدالصمد حارثی]] پدر [[شیخ بهایی، محمد بن حسین|شیخ بهایی]] و معاصر با [[شیخ بهایی، محمد بن حسین|شیخ بهایی]] و [[میرفندرسکی، ابوالقاسم|میرفندرسکی]]


== ولادت==
== ولادت==
خط ۱۱۴: خط ۱۰۴:
آغاز سلطنت شاه اسماعیل دوم مى‌تواند دلیلى براى مهاجرت علماى بزرگى چون میرداماد و [[شیخ بهایی، محمد بن حسین|شیخ بهایى]] به اصفهان و دور شدن از دستگاه حکومت باشد. بخصوص آن که شیخ عزّالدین پدر [[شیخ بهایی، محمد بن حسین|شیخ بهایى]] و استاد آن دو عالم معاصر در همین سال پس از انجام حج تصمیم به اقامت در بحرین گرفت و از مرکز حکومت دورى جست و در همان سال در آنجا رحلت کرد.
آغاز سلطنت شاه اسماعیل دوم مى‌تواند دلیلى براى مهاجرت علماى بزرگى چون میرداماد و [[شیخ بهایی، محمد بن حسین|شیخ بهایى]] به اصفهان و دور شدن از دستگاه حکومت باشد. بخصوص آن که شیخ عزّالدین پدر [[شیخ بهایی، محمد بن حسین|شیخ بهایى]] و استاد آن دو عالم معاصر در همین سال پس از انجام حج تصمیم به اقامت در بحرین گرفت و از مرکز حکومت دورى جست و در همان سال در آنجا رحلت کرد.


در آن دوران اصفهان داراى مدارس علمى خوب و مدرسین عالى بود و طلاب سختکوش و جدى به تحصیل علوم و معارف مشغول بودند. میرداماد در مدرسه خوجه اصفهان حکمت تدریس مى‌کرد. [[شیخ بهایی، محمد بن حسین|شیخ بهایى]] نیز در همان مدرسه تفسیر، فقه، حدیث و رجال درس مى‌داد و میرفندرسکى دیگر معاصر میرداماد ملل و نحل تدریس مى‌کرد.<ref>ملاصدرا، ص 18، 42 و 57 ملل و نحل علمى بود كه در آن راجع به شناسايى اقوام و مذاهب آنها بحث مى شد</ref>
در آن دوران اصفهان داراى مدارس علمى خوب و مدرسین عالى بود و طلاب سختکوش و جدى به تحصیل علوم و معارف مشغول بودند. میرداماد در مدرسه خوجه اصفهان حکمت تدریس مى‌کرد. [[شیخ بهایی، محمد بن حسین|شیخ بهایى]] نیز در همان مدرسه تفسیر، فقه، حدیث و رجال درس مى‌داد و میرفندرسکى دیگر معاصر میرداماد ملل و نحل تدریس مى‌کرد.<ref>ملاصدرا، ص 18، 42 و 57 ملل و نحل علمى بود كه در آن راجع به شناسايى اقوام و مذاهب آنها بحث می‌شد</ref>


در دوره سلطنت شاه عباس صفوى به سال 999ق پایتخت از قزوین به اصفهان منتقل شد. به دلیل حمایتها و تشویقهاى شاه عباس از علما و دانشمندان و به وجود آمدن محیطى امن و برخوردار از تکریم و تشویق حکومت، رفته رفته بر رونق و اهمیت حوزه اصفهان افزوده شد.
در دوره سلطنت شاه عباس صفوى به سال 999ق پایتخت از قزوین به اصفهان منتقل شد. به دلیل حمایتها و تشویقهاى شاه عباس از علما و دانشمندان و به وجود آمدن محیطى امن و برخوردار از تکریم و تشویق حکومت، رفته رفته بر رونق و اهمیت حوزه اصفهان افزوده شد.
خط ۱۸۲: خط ۱۷۲:
و نیز از مدح و ستایشى که [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|صدرالمتألهین]] [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملاصدراى شیرازى]] از استادش میرداماد کرده است مقام علمى وى نزد حکیم بزرگى چون ملاصدرا معلوم مى‌شود. وى در نامه‌اى که به میرداماد نوشته است او را در حدّ اعلى ستایش نموده و در حد پرستش تعریف و مدح کرده است.<ref>اين نامه در كتاب شرح حال و آراء فلسفى ملاصدرا ص224 آمده است</ref>
و نیز از مدح و ستایشى که [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|صدرالمتألهین]] [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملاصدراى شیرازى]] از استادش میرداماد کرده است مقام علمى وى نزد حکیم بزرگى چون ملاصدرا معلوم مى‌شود. وى در نامه‌اى که به میرداماد نوشته است او را در حدّ اعلى ستایش نموده و در حد پرستش تعریف و مدح کرده است.<ref>اين نامه در كتاب شرح حال و آراء فلسفى ملاصدرا ص224 آمده است</ref>


میرداماد خود نیز خویش را معلم مى‌خوانده و در برخى از نوشته‌هایش آن‌گاه که مى‌خواهد از [[فارابی، محمد بن محمد|فارابى]] مطلبى را نقل کند مى‌گوید: «ابونصر [[فارابی، محمد بن محمد|فارابى]]، شریک ما در تعلیم گفته است...» و آن‌گاه که مى‌خواهد از [[بهمنیار بن مرزبان|بهمنیار]] شاگرد [[ابن‌سینا، حسین بن عبدالله|ابوعلى سینا]] گفته‌اى را نقل کند مى‌گوید: «شاگرد ما [[بهمنیار بن مرزبان|بهمنیار]] گفته است...»<ref>قصص العلماء، ص 333</ref>
میرداماد خود نیز خویش را معلم مى‌خوانده و در برخى از نوشته‌هایش آن‌گاه که مى‌خواهد از [[فارابی، محمد بن محمد|فارابى]] مطلبى را نقل کند مى‌گوید: «ابونصر [[فارابی، محمد بن محمد|فارابى]]، شریک ما در تعلیم گفته است...» و آن‌گاه که مى‌خواهد از [[بهمنیار بن مرزبان|بهمنیار]] شاگرد [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابوعلى سینا]] گفته‌اى را نقل کند مى‌گوید: «شاگرد ما [[بهمنیار بن مرزبان|بهمنیار]] گفته است...»<ref>قصص العلماء، ص 333</ref>


گویند روزى ملاصدرا برحسب معمول براى شرکت در درس میرداماد در محل تدریس حاضر شد ولى میر در آنجا حاضر نبود. در این حین تاجرى براى کارى در محل درس حاضر شد و چون میرداماد را نیافت با ملاصدرا به گفتگو نشست. مرد تاجر از وى سؤال کرد که آیا میر افضل است یا فلان عالم. ملاصدرا در جواب گفت که میر افضل است. در این اثنا میرداماد از راه رسید و در پشت دیوار توقف کرد و به گفتگوى شاگردش با مرد تاجر گوش داد مرد تاجر یک‌یک علمارا نام مى‌برد و ملاصدرا مى‌گفت که میر افضل است. پس آن شخص پرسید: «میر افضل است یا [[ابن‌سینا، حسین بن عبدالله|شیخ الرئیس]] ابوعلى‌سینا؟» [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملا صدرا]]گفت: «میر افضل است» مرد تاجر پرسید: «میر افضل است یا معلم ثانى ([[فارابی، محمد بن محمد|فارابى]])؟» ملاصدرا مردد ماند و سکوت کرد. ناگاه میر از پشت دیوار گفت: «صدر نترس و بگو میرافضل است!»
گویند روزى ملاصدرا برحسب معمول براى شرکت در درس میرداماد در محل تدریس حاضر شد ولى میر در آنجا حاضر نبود. در این حین تاجرى براى کارى در محل درس حاضر شد و چون میرداماد را نیافت با ملاصدرا به گفتگو نشست. مرد تاجر از وى سؤال کرد که آیا میر افضل است یا فلان عالم. ملاصدرا در جواب گفت که میر افضل است. در این اثنا میرداماد از راه رسید و در پشت دیوار توقف کرد و به گفتگوى شاگردش با مرد تاجر گوش داد مرد تاجر یک‌یک علمارا نام مى‌برد و ملاصدرا مى‌گفت که میر افضل است. پس آن شخص پرسید: «میر افضل است یا [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|شیخ الرئیس]] ابوعلى‌سینا؟» [[صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم|ملا صدرا]]گفت: «میر افضل است» مرد تاجر پرسید: «میر افضل است یا معلم ثانى ([[فارابی، محمد بن محمد|فارابى]])؟» ملاصدرا مردد ماند و سکوت کرد. ناگاه میر از پشت دیوار گفت: «صدر نترس و بگو میرافضل است!»


== آراء میرداماد در حکمت==
== آراء میرداماد در حکمت==
خط ۲۲۰: خط ۲۱۰:
از میرداماد حالاتى نقل شده است که در بدو نظر عجیب مى‌نماید. وى در یکى از نوشته‌هایش مى‌گوید که روزى، هنگامى که در خلوت یاد خدا مى‌کرده و ذکر خدا بر لب داشته و تمام توجهش را به خدا معطوف کرده بوده، روحش از بدنش جدا شده و خلع بدن کرده و از عالم زمانى به عالم دهر (فوق زمان) صعود کرده و عوالم امکان را شهود نموده است.
از میرداماد حالاتى نقل شده است که در بدو نظر عجیب مى‌نماید. وى در یکى از نوشته‌هایش مى‌گوید که روزى، هنگامى که در خلوت یاد خدا مى‌کرده و ذکر خدا بر لب داشته و تمام توجهش را به خدا معطوف کرده بوده، روحش از بدنش جدا شده و خلع بدن کرده و از عالم زمانى به عالم دهر (فوق زمان) صعود کرده و عوالم امکان را شهود نموده است.


این مطلب در بدو نظر غریب و بعید به نظر مى‌رسد چرا که اوّلاً از تجربیات ما و در ثانى از تحلیل علمى، فاصله‌ها دارد. اما باید اذعان داشت که در نفى آن نیز دلیل قاطعى نمى‌توان اقامه کرد و از مواردى است که مصداق کلام حکیم [[ابن‌سینا، حسین بن عبدالله|ابوعلى سینا]] است که: هر آنچه که درباره این عالم شنیدى مادام که دلیل قاطعى آن را رد نکرد آن را در حیّز امکان قرار بده و ممکنش بدان. گذشته از این در متون دینى و روایات معصومین(ع) نیز مطالب بسیارى درباره امکان تحقق و بلکه وقوع امور خارق‌العاده براى غیر معصوم وجود دارد.
این مطلب در بدو نظر غریب و بعید به نظر مى‌رسد چرا که اوّلاً از تجربیات ما و در ثانى از تحلیل علمى، فاصله‌ها دارد. اما باید اذعان داشت که در نفى آن نیز دلیل قاطعى نمى‌توان اقامه کرد و از مواردى است که مصداق کلام حکیم [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابوعلى سینا]] است که: هر آنچه که درباره این عالم شنیدى مادام که دلیل قاطعى آن را رد نکرد آن را در حیّز امکان قرار بده و ممکنش بدان. گذشته از این در متون دینى و روایات معصومین(ع) نیز مطالب بسیارى درباره امکان تحقق و بلکه وقوع امور خارق‌العاده براى غیر معصوم وجود دارد.


== شاگردان ==
== شاگردان ==
خط ۴۳۹: خط ۴۲۹:
#تاریخ سیاسى و اجتماعى ایران، ابوالقاسم طاهرى، شرکت سهامى کتاب‌هاى جیبى، چاپ دوّم.
#تاریخ سیاسى و اجتماعى ایران، ابوالقاسم طاهرى، شرکت سهامى کتاب‌هاى جیبى، چاپ دوّم.


{{میرداماد}}
{{الگو:فیلسوفان شیعه}}
{{الگو:فیلسوفان شیعه}}
 
{{شعر و شاعری}}
==وابسته‌ها==
==وابسته‌ها==
{{وابسته‌ها}}
{{وابسته‌ها}}
خط ۴۵۵: خط ۴۴۶:


[[رسالة في وجوب صلاة الجمعة (میرداماد)]]
[[رسالة في وجوب صلاة الجمعة (میرداماد)]]
[[اربعة ایام]]


[[ضوابط الرضاع]]
[[ضوابط الرضاع]]
خط ۴۷۶: خط ۴۶۹:
[[نبراس الضياء و تسواء السواء في شرح باب البداء و إثبات جدوی الدعاء]]  
[[نبراس الضياء و تسواء السواء في شرح باب البداء و إثبات جدوی الدعاء]]  


[[شرح كتاب القبسات میرداماد]]  
[[شرح كتاب القبسات میرداماد]]
 
[[شرح الصحیفة الکاملة السجادیة]]  


[[تقويم الإيمان و شرحه كشف الحقائق]]
[[تقويم الإيمان و شرحه كشف الحقائق]]


[[کلمات المحققین]]  
[[کلمات المحققین]]
 
[[تحقیق نصف النهار]]  


[[التعلیقة علی کتاب الکافی]]  
[[التعلیقة علی کتاب الکافی]]  


[[الرواشح السماویة فی شرح الأحادیث الإمامیة]]  
[[الرواشح السماویة فی شرح الأحادیث الإمامیة]]  
[[الرواشح السماویة (طبع دارالحدیث)]]


[[شرح تقدمة تقويم الإيمان في فضائل أميرالمؤمنين(ع)]]
[[شرح تقدمة تقويم الإيمان في فضائل أميرالمؤمنين(ع)]]
خط ۴۹۸: خط ۴۹۷:
[[شرح القبسات المعلم الثالث المیر محمدباقرالداماد]]  
[[شرح القبسات المعلم الثالث المیر محمدباقرالداماد]]  


[[الافق المبین]]  
[[الأفق المبین]]  
 
[[الرواشح السماویة]]
 




[[رده:زندگی‌نامه]]
[[رده:زندگی‌نامه]]
[[رده:شاعران]]
[[رده:آبان(1400)]]
[[رده:آبان(1400)]]
[[رده:فیلسوفان]]
[[رده:شارحان صحیفه سجادیه]]