نوری، فضل‌الله: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'شیخ عبدالکریم حائرى یزدى' به 'شیخ عبدالکریم حائرى یزدى ')
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۸ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<div class='wikiInfo'>
{{جعبه اطلاعات زندگی‌نامه
[[پرونده:NUR00134.jpg|بندانگشتی|فضل‌الله نوری]]
| عنوان = فضل‌الله نوری
{| class="wikitable aboutAuthorTable" style="text-align:Right" |+ |
| تصویر = NUR00134.jpg
|-
| اندازه تصویر =
! نام!! data-type='authorName'|فضل‌الله نوری
| توضیح تصویر = فضل‌الله نوری
|-
| نام کامل = فضل‌الله بن ملا عباس کجوری نوری
|نام های دیگر
| نام‌های دیگر = آیت‌الله نوری، شیخ فضل‌الله نوری
|data-type='authorOtherNames'| آی‍ت‌ال‍ل‍ه‌ ن‍وری‌
| لقب = شهید راه مشروطه مشروعه
| تخلص = نوری
| نسب =
| نام پدر = ملا عباس
| ولادت = ۳ دی ۱۲۲۲ شمسی (۱۲۵۸ قمری)
| محل تولد = کجور، مازندران
| کشور تولد = ایران
| محل زندگی = کجور، نجف اشرف، سامرا، تهران
| رحلت = ۹ مرداد ۱۲۸۸ شمسی (۱۳ رجب ۱۳۲۷ قمری)
| شهادت = اعدام توسط مشروطه‌خواهان در میدان توپخانه تهران
| مدفن = صحن مطهر حضرت معصومه(س)، قم
| طول عمر = ۶۶ سال
| نام همسر =
| فرزندان =
| خویشاوندان = میرزا حسین نوری طبرسی (دایی و پدرزن)
| دین = اسلام
| مذهب = شیعه دوازده امامی
| پیشه = فقیه، مجتهد، اصولی، مبارز سیاسی
| درجه علمی = مجتهد
| دانشگاه =
| حوزه = حوزه علمیه نجف، سامرا، تهران
| علایق پژوهشی = فقه، اصول، سیاست اسلامی
| منصب = از مجتهدان طراز اول تهران
| پس از =
| پیش از =
| اساتید = {{فهرست جعبه عمودی | [[میرزای شیرازی، سید محمدحسن|سید محمدحسن میرزای شیرازی]] | شیخ راضی بن شیخ محمد مالکی نجفی | شیخ مهدی بن شیخ علی کاشف‌الغطاء}}
| مشایخ =
| معاصرین =
| شاگردان = {{فهرست جعبه عمودی | [[حائری یزدی، عبدالکریم|عبدالکریم حائری یزدی]] | سید حسین قمی | شیخ مهدی آشتیانی}}
| اجازه اجتهاد از =
| آثار = {{فهرست جعبه عمودی | [[رسالة في قاعده «ضمان الید»]] | [[مجموعة رسائل فقهية و أصولية]] | تذکرة الغافل و إرشاد الجاهل | صحیفه مهدویه | دیوان شعر عربی و فارسی | رساله عملیه}}
| سبک نوشتاری =
| وبگاه =
| امضا =
| کد مؤلف = AUTHORCODE00134AUTHORCODE
}}
{{کاربردهای دیگر|نوری (ابهام‌زدایی)}}


ش‍ی‍خ‌ ف‍ض‍ل‌ال‍ل‍ه‌ ن‍وری‌
'''فضل‌اللّه بن ملا عباس کجورى'''، (۱۲۲۲-۱۲۸۸ش)، معروف به شیخ فضل‌الله نوری، از مجتهدان طراز اول تهران در عصر مشروطیت و از شاگردان برجسته میرزای شیرازی بود که به‌عنوان پرچمدار نهضت مشروطه مشروعه شناخته می‌شود. وی در کجور مازندران زاده شد و در آغاز جوانی به همراه دایی خود [[نوری، حسین بن محمدتقی|میرزا حسین نوری طبرسی]] به نجف اشرف مهاجرت کرد و از محضر [[تبریزی، راضی|شیخ راضی نجفی]] و شیخ [[کاشف‌الغطاء، مهدی|مهدی کاشف‌الغطاء]] بهره برد و سپس در حوزه درس میرزای شیرازی بزرگ در سامرا شرکت جست و به درجه اجتهاد نائل آمد. در این دوران خود نیز به تدریس اشتغال داشت و شخصیت‌هایی همچون [[حائری یزدی، عبدالکریم|شیخ عبدالکریم حائری یزدی]] (مؤسس حوزه علمیه قم) از شاگردان او بودند. به اشاره میرزای شیرازی در سال ۱۳۰۰ق به تهران بازگشت و پس از درگذشت میرزا حسن آشتیانی، از مجتهدان طراز اول تهران شناخته شد. وی در نهضت تنباکو (۱۳۰۹ق) فعالانه شرکت کرد و همراه [[آشتیانی، محمدحسن|میرزا حسن آشتیانی]] در محور این حرکت قرار گرفت. در جریان نهضت مشروطیت، شیخ فضل‌الله با مشروطیتی که خواسته روشنفکران غربگرا و استعمار انگلیس بود مخالفت کرد و طرفدار مشروطه مشروعه و حکومت بر اساس قوانین قرآن بود. او سه ماه در حرم حضرت عبدالعظیم متحصن شد و نشریه «دعوت اسلامی» را منتشر کرد. پس از فتح تهران توسط مشروطه‌خواهان با حمایت دولت‌های روس و انگلیس، شیخ دستگیر و پس از یک محاکمه ساختگی به اعدام محکوم شد. وی در برابر پیشنهاد پناهندگی به سفارت‌خانه‌های بیگانه و حتی برافراشتن پرچم روسیه بر بام خانه‌اش، گفت: «اسلام هرگز در زیر بیرق کفر نخواهد رفت». سرانجام در ۱۳ رجب ۱۳۲۷ق در میدان توپخانه تهران به شهادت رسید. از آثار او می‌توان به «رسالة في قاعده ضمان الید»، «مجموعة رسائل فقهية و أصولية»، «تذکرة الغافل و إرشاد الجاهل»، «صحیفه مهدویه» و دیوان شعر عربی و فارسی اشاره کرد. پیکر او پس از ۱۸ ماه در صحن مطهر حضرت معصومه(س) در قم به خاک سپرده شد.


ن‍وری‌، ش‍ی‍خ‌ ف‍ض‍ل‌‌ال‍ل‍ه‌
== ولادت ==
در روز  ۳ دی ۱۲۲۲ش برابر با  1258ق در کجور مازندران چشم به جهان گشود.


ن‍وری‌، ف‍ض‍ل‌ ال‍ل‍ه‌ ب‍ن‌ ع‍ب‍اس‌
== تحصیلات ==
|-
پس از گذراندن دروس مقدماتى در آغاز جوانى به‌همراه میرزا حسین بن محمدتقى نورى طبرسى (متوفاى 1320ق) دایى و پدر زن خود به نجف اشرف مهاجرت مى‌کند و از محضر شیخ راضى بن شیخ محمد مالکى (متوفاى 1290ق) و شیخ مهدى کاشف‌الغطاء(متوفاى 1289ق) استفاده کرده و در حوزه درس میرزاى شیرازى بزرگ (متوفاى 1312ق) مورد توجه او قرار مى‌گیرد و در زمره شاگردانش محسوب شده و به تقریر بعضى از مباحث درس ایشان مى‌پردازد و به مرتبه بلند فقاهت و اجتهاد نائل مى‌شود.
|نام پدر
|data-type='authorfatherName'|ملا عباس
|-
|متولد
|data-type='authorbirthDate'|1258 هجرى قمرى
|-
|محل تولد
|data-type='authorBirthPlace'|كجور مازندران
|-
|رحلت
|data-type='authorDeathDate'|1288 هـ.ش یا 1327 هـ.ق یا 1909 م تهران
|-
|اساتید
|data-type='authorTeachers'| سيد محمد حسن [[میرزای شیرازی، محمدحسن بن محمود|ميرزاى شيرازى]]، شيخ راضى بن شيخ محمد مالكى خباحى نجفى، شيخ مهدى بن شيخ على بن [[کاشف‌الغطاء، جعفر بن خضر|شيخ جعفر كاشف الغطاء]]
|-
|برخی آثار
|data-type='authorWritings'|[[رسالة في قاعده «ضمان الید»]]، [[مجموعة رسائل فقهية و أصولية]]
|-class='articleCode'
|کد مولف
|data-type='authorCode'|AUTHORCODE134AUTHORCODE
|}
</div>
==ولادت==
'''شیخ فضل‌اللّه بن ملا عباس کجورى'''، معروف به '''نورى''' در سال 1258ق در کجور مازندران چشم به جهان گشود و پس از گذراندن دروس مقدماتى در آغاز جوانى به‌همراه میرزا حسین بن محمدتقى نورى طبرسى (متوفاى 1320ق)دایى و پدر زن خود به نجف اشرف مهاجرت مى‌کند و از محضر شیخ راضى بن شیخ محمد مالکى (متوفاى 1290ق)و شیخ مهدى کاشف‌الغطاء(متوفاى 1289ق)استفاده کرده و در حوزه درس میرزاى شیرازى بزرگ (متوفاى 1312ق) مورد توجه او قرار مى‌گیرد و در زمره شاگردانش محسوب شده و به تقریر بعضى از مباحث درس ایشان مى‌پردازد و به مرتبه بلند فقاهت و اجتهاد نائل مى‌شود.


شیخ فضل‌اللّه تا زمانى که در عراق بود در کنار بهره‌گیرى از دانشمندان بزرگ حوزه دینى نجف و سامرا، خود نیز به تدریس اشتغال داشته و شخصیت‌هایى همچون مرحوم [[حائری یزدی، عبدالکریم|شیخ عبدالکریم حائرى یزدى]] (متوفاى 1355ق)، مؤسّس حوزه علمیه قم از محضر این عالم ربانى بهره‌هاى فراوان برده‌اند.
شیخ فضل‌اللّه تا زمانى که در عراق بود در کنار بهره‌گیرى از دانشمندان بزرگ حوزه دینى نجف و سامرا، خود نیز به تدریس اشتغال داشته و شخصیت‌هایى همچون مرحوم [[حائری یزدی، عبدالکریم|شیخ عبدالکریم حائرى یزدى]] (متوفاى 1355ق)، مؤسّس حوزه علمیه قم از محضر این عالم ربانى بهره‌هاى فراوان برده‌اند.
 
==اساتید==
 
# [[میرزای شیرازی، سید محمدحسن|سید محمدحسن میرزاى شیرازى]] معروف (متوفاى 1312ق)؛
# شیخ راضى بن شیخ محمد مالکى خباحى نجفى (متوفاى 1290ق)؛
# شیخ مهدى بن شیخ على بن شیخ جعفر کاشف‌الغطاء (متوفاى 1289ق).
 
==شاگردان==
 
# شیخ عبدالکریم بن ملا جعفر حائرى یزدى (متوفاى 1355ق)، مؤسّس حوزه علمیه قم؛
# سید حسین بن سید محمود قمى (متوفاى 1366ق)؛
# محمد بن عبدالوهاب قزوینى؛
# شیخ ابوتراب بن ابوالقاسم شهیدى قزوینى (متوفاى 1375ق)؛
# شیخ مهدى بن شیخ جعفر، معروف به آقا میرزا کوچک آشتیانى (متوفاى 1372ق).


==بازگشت به ایران==
==بازگشت به ایران==


شیخ فضل‌اللّه پس از نیل به مرتبه اجتهاد و تألیف چند رساله فقهى و اصولى و اخذ اجازه نقل روایت، به اشاره میرزاى شیرازى براى ارشاد و هدایت مردم به سال 1300ق، به تهران مى‌آید و پس از درگذشت میرزا حسن آشتیانى (متوفاى 1319ق) صاحب «بحر الفوائد» (حاشیه بر رسائل شیخ اعظم)، از مجتهدین طراز اول تهران شناخته مى‌شود.
شیخ فضل‌اللّه پس از نیل به مرتبه اجتهاد و تألیف چند رساله فقهى و اصولى و اخذ اجازه نقل روایت، به اشاره میرزاى شیرازى براى ارشاد و هدایت مردم به سال 1300ق، به تهران مى‌آید و پس از درگذشت میرزا حسن آشتیانى (متوفاى 1319ق) صاحب «بحر الفوائد» (حاشیه بر رسائل شیخ اعظم)، از مجتهدین طراز اول تهران شناخته مى‌شود.


==فعالیت‌هاى اجتماعى==
==فعالیت‌هاى اجتماعى==


فعالیت‌هاى شیخ فضل‌اللّه نورى علیه سلطه بیگانگان پس از ورود به ایران آغاز گردید و در نهضت تنباکو در سال 1309ق، شکل مخصوصى به خود گرفت. وى در این جنبش ضد انگلیسى فعالانه شرکت مى‌کند و همراه میرزا حسن آشتیانى در محور این حرکت قرار مى‌گیرد که در نهایت به پیروزى متدینین مى‌انجامد.
فعالیت‌هاى شیخ فضل‌اللّه نورى علیه سلطه بیگانگان پس از ورود به ایران آغاز گردید و در نهضت تنباکو در سال 1309ق، شکل مخصوصى به خود گرفت. وى در این جنبش ضد انگلیسى فعالانه شرکت مى‌کند و همراه میرزا حسن آشتیانى در محور این حرکت قرار مى‌گیرد که در نهایت به پیروزى متدینین مى‌انجامد.
خط ۶۰: خط ۸۵:


==اتهامات==
==اتهامات==


از نکات مهم زندگى شیخ، صبر او در برابر شایعات و اتهاماتى است که به او نسبت مى‌دادند. استعمار و روشنفکران غرب‌زده پس از فتواى تحریم تنباکو توسط میرزاى شیرازى و تأثیر آن در جامعه به خطر نفوذ روحانیت در بین توده‌هاى مردم براى جلوگیرى از دستیابى آنان به منافع نامشروعشان پى برده بودند و بنابراین سعى در شکستن این پناهگاه توده‌هاى مردم مسلمان داشتند.
از نکات مهم زندگى شیخ، صبر او در برابر شایعات و اتهاماتى است که به او نسبت مى‌دادند. استعمار و روشنفکران غرب‌زده پس از فتواى تحریم تنباکو توسط میرزاى شیرازى و تأثیر آن در جامعه به خطر نفوذ روحانیت در بین توده‌هاى مردم براى جلوگیرى از دستیابى آنان به منافع نامشروعشان پى برده بودند و بنابراین سعى در شکستن این پناهگاه توده‌هاى مردم مسلمان داشتند.


درباره شیخ فضل‌اللّه در سطح وسیعى شایعات مسمومى را پخش کردند؛ به‌طورى‌که حتى [[آخوند خراسانى]] و ملا عبداللّه مازندرانى و میرزا خلیل تهرانى از مراجع نجف که انقلاب مشروطه را مورد تأیید قرار داده بودند، تحت تأثیر قرار گرفتند. امام خمینى(ره) در این باره مى‌فرماید: «حتى قضیه مرحوم آقا شیخ فضل‌اللّه را در نجف هم یک جور بدى منعکس کردند که آنجا هم صدایى از آن در نیامد. این جورى که ساختند در ایران و در سایر جاها». <ref>به نقل از کتاب نامداران راحل ص 152</ref>
درباره شیخ فضل‌اللّه در سطح وسیعى شایعات مسمومى را پخش کردند؛ به‌طورى‌که حتى [[آخوند خراسانى]] و ملا عبداللّه مازندرانى و میرزا خلیل تهرانى از مراجع نجف که انقلاب مشروطه را مورد تأیید قرار داده بودند، تحت تأثیر قرار گرفتند. امام خمینى(ره) در این باره مى‌فرماید: «حتى قضیه مرحوم آقا شیخ فضل‌اللّه را در نجف هم یک جور بدى منعکس کردند که آنجا هم صدایى از آن در نیامد. این جورى که ساختند در ایران و در سایر جاها».<ref>به نقل از کتاب نامداران راحل ص 152</ref>


==دستگیرى و اعدام==
==دستگیرى و اعدام==


مشروطه‌خواهان پس از فتح تهران توسط سردار اسعد و سپهدار تنکابنى با همیارى دو دولت روس و انگلیس شیخ را بزرگ‌ترین مانع مقاصد شوم خود مى‌دانستند. شیخ در زمانى که محمدعلى شاه و امام جمعه و امیر بهادر به سفارت روسیه پناهنده شده بودند، تا تحت پرچم بیگانه مدتى دیگر به حیات ننگین خود ادامه دهند، همچنان استوار و نستوه منتظر تقدیر الهى بود و درخواست دیپلمات‌هاى روسى و عثمانى را جهت پناهنده شدن به سفارت‌خانه‌هاى بیگانه نپذیرفت.
مشروطه‌خواهان پس از فتح تهران توسط سردار اسعد و سپهدار تنکابنى با همیارى دو دولت روس و انگلیس شیخ را بزرگ‌ترین مانع مقاصد شوم خود مى‌دانستند. شیخ در زمانى که محمدعلى شاه و امام جمعه و امیر بهادر به سفارت روسیه پناهنده شده بودند، تا تحت پرچم بیگانه مدتى دیگر به حیات ننگین خود ادامه دهند، همچنان استوار و نستوه منتظر تقدیر الهى بود و درخواست دیپلمات‌هاى روسى و عثمانى را جهت پناهنده شدن به سفارت‌خانه‌هاى بیگانه نپذیرفت.
خط ۷۳: خط ۹۶:
سفارت روسیه با مأیوس شدن از پناهندگى شیخ، براى سوء استفاده از موقعیت آن عالم، از ایشان خواست حداقل پرچم روسیه را بر بام خانه‌اش برافرازد و او در برابر این پیشنهاد این جمله بى‌نظیر و آسمانى را فرمود: اسلام هرگز در زیر بیرق کفر نخواهد رفت.
سفارت روسیه با مأیوس شدن از پناهندگى شیخ، براى سوء استفاده از موقعیت آن عالم، از ایشان خواست حداقل پرچم روسیه را بر بام خانه‌اش برافرازد و او در برابر این پیشنهاد این جمله بى‌نظیر و آسمانى را فرمود: اسلام هرگز در زیر بیرق کفر نخواهد رفت.


به این ترتیب عده‌اى از افراد مسلح طبق دستور بیرم خان به فرماندهى یوسف خان ارمنى در شامگاه 11 رجب سال 1327ق، به اقامتگاه آن مجتهد بزرگ یورش برده و شیخ را با وقاحت تمام از خانه خارج و پس از یک محاکمه ساختگى به دادستانى شیخ ابراهیم زنجانى فراماسون ضد اسلام، محکوم به اعدام نمودند. حکم آن پاسدار شریعت نبوى در عصر روز 13 رجب سال 1327ق، در میدان توپخانه تهران به مرحله اجرا درآمد و شیخ درحالى‌که نگران دخالت‌هاى انگلستان و بیگانگان در مقدرات مردم مسلمان ایران بود، چشم از جهان فروبست.
به این ترتیب عده‌اى از افراد مسلح طبق دستور یپرم خان به فرماندهى یوسف خان ارمنى در شامگاه 11 رجب سال 1327ق، به اقامتگاه آن مجتهد بزرگ یورش برده و شیخ را با وقاحت تمام از خانه خارج و پس از یک محاکمه ساختگى به دادستانى شیخ ابراهیم زنجانى فراماسون ضد اسلام، محکوم به اعدام نمودند. حکم آن پاسدار شریعت نبوى در عصر روز شنبه ۹ مرداد ۱۲۸۸ش برابر با 13 رجب سال 1327ق، در میدان توپخانه تهران به مرحله اجرا درآمد و شیخ درحالى‌که نگران دخالت‌هاى انگلستان و بیگانگان در مقدرات مردم مسلمان ایران بود، چشم از جهان فروبست.


گویند قبل از اینکه ریسمان به گردن وى اندازند یکى از رجال وقت با عجله براى او پیغامى مى‌آورد که شما این مشروطیت را امضا کنید و خود را از کشته شدن رها سازید، اما شیخ فضل‌اللّه مى‌گوید: من در خواب رسول خدا را دیدم که فرمود: فردا میهمان ما خواهى بود و من چنین امضایى را نخواهم کرد و پس از گفتن شهادتین رو به دژخیمان مى‌کند و مى‌گوید: کار خود را بکنید.
گویند قبل از اینکه ریسمان به گردن وى اندازند یکى از رجال وقت با عجله براى او پیغامى مى‌آورد که شما این مشروطیت را امضا کنید و خود را از کشته شدن رها سازید، اما شیخ فضل‌اللّه مى‌گوید: من در خواب رسول خدا را دیدم که فرمود: فردا میهمان ما خواهى بود و من چنین امضایى را نخواهم کرد و پس از گفتن شهادتین رو به دژخیمان مى‌کند و مى‌گوید: کار خود را بکنید.
خط ۷۹: خط ۱۰۲:
بدن مطهر او را پس از بى‌احترامى فراوان، به اصرار منسوبین تحویل خانواده شهید دادند. جسد آن فقیه به‌طور موقت در یکى از اتاق‌هاى منزلش دفن گردید، تااینکه 18 ماه بعد با تغییر شرایط سیاسى، جنازه ایشان از تهران به قم منتقل و در صحن مطهر حضرت معصومه‌(س) به خاک سپرده شد.
بدن مطهر او را پس از بى‌احترامى فراوان، به اصرار منسوبین تحویل خانواده شهید دادند. جسد آن فقیه به‌طور موقت در یکى از اتاق‌هاى منزلش دفن گردید، تااینکه 18 ماه بعد با تغییر شرایط سیاسى، جنازه ایشان از تهران به قم منتقل و در صحن مطهر حضرت معصومه‌(س) به خاک سپرده شد.


علاوه بر شیخ فضل‌اللّه، سید مسعود شیخ‌الاسلام، سید میر هاشم شتربانى و همین‌طور سید عبداللّه بهبهانى که از بنیان‌گذاران نهضت مشروطه بودند، به‌وسیله بیرم خان ارمنى به شهادت مى‌رسند.
علاوه بر شیخ فضل‌اللّه، سید مسعود شیخ‌الاسلام، سید میر هاشم شتربانى و همین‌طور سید عبداللّه بهبهانى که از بنیان‌گذاران نهضت مشروطه بودند، به‌وسیله یپرم خان ارمنى به شهادت مى‌رسند.


==گفتار بزرگان==
==گفتار بزرگان==


امام خمینى(قدس‌سره): مرحوم شیخ فضل‌الله ایستاد که مشروطه باید مشروعه باشد. باید قوانین موافق اسلام باشد. در همان وقت که ایشان این امر را فرمود و متمم قانون اساسى هم از کوشش ایشان بود، مخالفین، خارجى‌ها که یک همچو قدرتى را در روحانیت مى‌دیدند، کارى کردند در ایران که شیخ فضل‌اللّه مجاهد و مجتهد داراى مقامات عالیه را، یک دادگاه درست کردند و یک نفر منحرف روحانى‌نما او را محاکمه کرد.<ref>نامداران راحل، ص151</ref>
امام خمینى(قدس‌سره): مرحوم شیخ فضل‌الله ایستاد که مشروطه باید مشروعه باشد. باید قوانین موافق اسلام باشد. در همان وقت که ایشان این امر را فرمود و متمم قانون اساسى هم از کوشش ایشان بود، مخالفین، خارجى‌ها که یک همچو قدرتى را در روحانیت مى‌دیدند، کارى کردند در ایران که شیخ فضل‌اللّه مجاهد و مجتهد داراى مقامات عالیه را، یک دادگاه درست کردند و یک نفر منحرف روحانى‌نما او را محاکمه کرد.<ref>نامداران راحل، ص151</ref>


أعیان الشیعة: من كبار العلماء الإیرانيين، بل أجمع الناس، حتى خصومه، على أنّه كان أعلم و أتقى علماء زمانه في إيران. <ref>مستدرکات أعیان الشیعة، ج4، ص138</ref>
أعیان الشیعة: من كبار العلماء الإیرانيين، بل أجمع الناس، حتى خصومه، على أنّه كان أعلم و أتقى علماء زمانه في إيران.<ref>مستدرکات أعیان الشیعة، ج4، ص138</ref>


ریحانة الأدب: از اکابر علماى مجتهدین و اجلاى فقها و محدثین امامیه اوائل قرن چهاردهم هجرت مى‌باشد. تمامى اوقات او در ترویج احکام دینیه تدریسا و تألیفا مصروف و مصدر خدمات دینیه بسیار بود. <ref>ریحانة الأدب، ج5-6، ص262-363</ref>
ریحانة الأدب: از اکابر علماى مجتهدین و اجلاى فقها و محدثین امامیه اوائل قرن چهاردهم هجرت مى‌باشد. تمامى اوقات او در ترویج احکام دینیه تدریسا و تألیفا مصروف و مصدر خدمات دینیه بسیار بود.<ref>ریحانة الأدب، ج5-6، ص262-363</ref>


[[علامه امینی]] مؤلف شهداى راه فضیلت: شخصیت مورد بحث ما از پیشوایان مسلمین و پرچم‌داران دانش و دین و بزرگ‌تر‌ین عالم تهران بود؛ فضل و ادب از گفتار و بیانش مى‌ریخت. <ref>شهداى راه فضیلت</ref>
[[علامه امینی]] مؤلف شهداى راه فضیلت: شخصیت مورد بحث ما از پیشوایان مسلمین و پرچم‌داران دانش و دین و بزرگ‌تر‌ین عالم تهران بود؛ فضل و ادب از گفتار و بیانش مى‌ریخت.<ref>شهداى راه فضیلت</ref>


[[آل احمد، جلال|جلال آل احمد]] در کتاب غرب‌زدگى: من نعش آن بزرگوار را بر سر دار همچون پرچمى مى‌دانم که به علامت استیلاى غرب‌زدگى، پس از دویست سال کشمکش بر بام سراى این مملکت افراشته شد. <ref>غرب‌زدگى، ص78</ref>
[[آل احمد، جلال|جلال آل احمد]] در کتاب غرب‌زدگى: من نعش آن بزرگوار را بر سر دار همچون پرچمى مى‌دانم که به علامت استیلاى غرب‌زدگى، پس از دویست سال کشمکش بر بام سراى این مملکت افراشته شد.<ref>غرب‌زدگى، ص78</ref>


معارف الرجال: كان علما من أعلام الإسلام حاملا راية الحق و الإيمان و أعظم قائد دیني جاهد الملحدين و الفسقة و ردعهم عن غيهم، و كان(ره)أديبا شاعرا یروي له شعر عربي و فارسی.<ref>معارف الرجال، ص158، ج2</ref>
معارف الرجال: كان علما من أعلام الإسلام حاملا راية الحق و الإيمان و أعظم قائد دیني جاهد الملحدين و الفسقة و ردعهم عن غيهم، و كان(ره)أديبا شاعرا یروی له شعر عربی و فارسی.<ref>معارف الرجال، ص158، ج2</ref>


سید احمد شهاب‌الدین رضوى، معروف به ادیب پیشاورى (متوفاى 1349ق) اشعارى را در مدح شیخ فضل‌اللّه سروده است که بعضى از آن اشعار را ذکر مى‌کنیم:
سید احمد شهاب‌الدین رضوى، معروف به ادیب پیشاورى (متوفاى 1349ق) اشعارى را در مدح شیخ فضل‌اللّه سروده است که بعضى از آن اشعار را ذکر مى‌کنیم:
خط ۱۰۶: خط ۱۲۸:


{{شعر}}
{{شعر}}
{{ب|''و رأيت فضل اللّه دين محمد''|2=''و سواه زندقة الغواة فضولا''}}
{{ب|''و رأيت فضل‌للّه دين محمد''|2=''و سواه زندقة الغواة فضولا''}}
{{پایان شعر}}
{{پایان شعر}}


خط ۱۲۹: خط ۱۵۱:
# دیوان شعر عربى و فارسى که در آنجا خود را نورى نامیده است؛
# دیوان شعر عربى و فارسى که در آنجا خود را نورى نامیده است؛
# رساله عملیه.
# رساله عملیه.
==اساتید==
# سید محمدحسن میرزاى شیرازى معروف (متوفاى 1312ق)؛
# شیخ راضى بن شیخ محمد مالکى خباحى نجفى (متوفاى 1290ق)؛
# شیخ مهدى بن شیخ على بن شیخ جعفر کاشف‌الغطاء (متوفاى 1289ق).
==شاگردان==
# شیخ عبدالکریم بن ملا جعفر حائرى یزدى (متوفاى 1355ق)، مؤسّس حوزه علمیه قم؛
# سید حسین بن سید محمود قمى (متوفاى 1366ق)؛
# محمد بن عبدالوهاب قزوینى؛
# شیخ ابوتراب بن ابوالقاسم شهیدى قزوینى (متوفاى 1375ق)؛
# شیخ مهدى بن شیخ جعفر، معروف به آقا میرزا کوچک آشتیانى (متوفاى 1372ق).




==پانویس ==
==پانویس==
<references />
<references />


{{فقیهان شیعه}}
{{فقیهان شیعه}}
== وابسته‌ها ==
{{شهیدان}}
==وابسته‌ها==
{{وابسته‌ها}}
{{وابسته‌ها}}
[[رسالة في قاعده «ضمان الید»]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده


[[مجموعة رسائل فقهية و أصولية]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
[[رسالة في قاعده «ضمان الید»]]
 
[[مجموعة رسائل فقهية و أصولية]]


[[رده:زندگی‌نامه]]
[[رده:زندگی‌نامه]]
[[رده:شاگردان میرزای شیرازی]]
[[رده:شهیدان]]
[[رده:غرب‌شناسان]]