۱۵۲٬۵۰۳
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
}} | }} | ||
'''شکوی الغریب: همراه رسالۀ حقیقت مذهب''' تألیف عینالقضات همدانی (۴۹۲-۵۲۵ق)، عارف و فیلسوف برجستۀ قرن ششم هجری، ترجمه غلامرضا جمشید | '''شکوی الغریب: همراه رسالۀ حقیقت مذهب''' تألیف [[عینالقضات همدانی، عبدالله بن محمد|عینالقضات همدانی]] (۴۹۲-۵۲۵ق)، عارف و فیلسوف برجستۀ قرن ششم هجری، ترجمه [[جمشیدنژاد، غلامرضا|غلامرضا جمشید نژاد]]؛ کتابی است مشتمل بر ترجمۀ رسالۀ شکوی الغریب که [[عینالقضات همدانی، عبدالله بن محمد|عینالقضات]] چند ماه پیش از شهادت خود، در زندان بغداد به صورت نامهای بلند و سرگشاده به زبان عربی برای علمای همدان نوشته است. | ||
==ساختار== | ==ساختار== | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
==گزارش کتاب== | ==گزارش کتاب== | ||
کتاب «شکوی الغریب» ترجمهای است از رسالهای به همین نام به قلم عینالقضات همدانی، عارف نامدار سدۀ ششم هجری. وی این رساله را در زندان بغداد و چند ماه پیش از شهادت خود در سال ۵۲۵ قمری، به صورت یک نامۀ بلند سرگشاده به زبان عربی برای علمای همدان نوشته است. | کتاب «شکوی الغریب» ترجمهای است از رسالهای به همین نام به قلم [[عینالقضات همدانی، عبدالله بن محمد|عینالقضات همدانی]]، عارف نامدار سدۀ ششم هجری. وی این رساله را در زندان بغداد و چند ماه پیش از شهادت خود در سال ۵۲۵ قمری، به صورت یک نامۀ بلند سرگشاده به زبان عربی برای علمای همدان نوشته است. | ||
عینالقضات در این نامه از محنتهایی که برایش پیش آمده شکایت میکند و از خود دفاع مینماید. او را به اتهام بیدینی از همدان دور کرده و در بغداد به زندان افکنده بودند. این رساله مشحون از تعبیرهای دلکش و نغز صوفیانه و سرشار از سوزوگداز است. از ویژگیهای برجستۀ نوشتههای | [[عینالقضات همدانی، عبدالله بن محمد|عینالقضات]] در این نامه از محنتهایی که برایش پیش آمده شکایت میکند و از خود دفاع مینماید. او را به اتهام بیدینی از همدان دور کرده و در بغداد به زندان افکنده بودند. این رساله مشحون از تعبیرهای دلکش و نغز صوفیانه و سرشار از سوزوگداز است. از ویژگیهای برجستۀ نوشتههای [[عینالقضات همدانی، عبدالله بن محمد|عینالقضات]]، نبود هرگونه تصنع و تکلف و بهرهگیری فراوان از تمثیل در تبیین مسائل عرفانی است. | ||
دستۀ مهمی از اتهامات عینالقضات از سوی علمای زمانه، به کار بردن چند واژۀ پراکنده در رسالهای بوده که بیست سال پیش از آن تألیف کرده بود. این علما نه تنها اندیشههای او را ناپسند شمردند، بلکه هر زشتی را به او نسبت دادند و صاحبمنصبان را واداشتند تا او را به سختترین رسوایی دچار کنند. عینالقضات در این رساله، آن واژهها و جملهها را یکیک بیان میکند و مقصود خود را از بهکار بردن آنها بازمیگوید و بدین ترتیب پرده از بیراههرفتن منکرانش برمیدارد و اثبات میکند که در هیچیک از نوشتههایش حتی به اندازۀ مویی از آموزههای قرآن و سنت منحرف نشده است. | دستۀ مهمی از اتهامات [[عینالقضات همدانی، عبدالله بن محمد|عینالقضات]] از سوی علمای زمانه، به کار بردن چند واژۀ پراکنده در رسالهای بوده که بیست سال پیش از آن تألیف کرده بود. این علما نه تنها اندیشههای او را ناپسند شمردند، بلکه هر زشتی را به او نسبت دادند و صاحبمنصبان را واداشتند تا او را به سختترین رسوایی دچار کنند. [[عینالقضات همدانی، عبدالله بن محمد|عینالقضات]] در این رساله، آن واژهها و جملهها را یکیک بیان میکند و مقصود خود را از بهکار بردن آنها بازمیگوید و بدین ترتیب پرده از بیراههرفتن منکرانش برمیدارد و اثبات میکند که در هیچیک از نوشتههایش حتی به اندازۀ مویی از آموزههای قرآن و سنت منحرف نشده است. | ||
مترجم در مقدمه خویش یادآور میشود که همۀ آن واژهها و جملههای مورد اعتراض، به سه مسئلۀ اساسی مرتبط میشوند: نبوت، پیر و مرید، و مسئلۀ اتحاد آفریدگار با انسان. این سه مسئله، همان مواردی است که گروهی از بهاصطلاح علمای زمانه، دستآویز تکفیر عینالقضات قرار دادند. مصحح در این کتاب به تفصیل دربارۀ این سه مسئله بحث کرده است. | مترجم در مقدمه خویش یادآور میشود که همۀ آن واژهها و جملههای مورد اعتراض، به سه مسئلۀ اساسی مرتبط میشوند: نبوت، پیر و مرید، و مسئلۀ اتحاد آفریدگار با انسان. این سه مسئله، همان مواردی است که گروهی از بهاصطلاح علمای زمانه، دستآویز تکفیر عینالقضات قرار دادند. مصحح در این کتاب به تفصیل دربارۀ این سه مسئله بحث کرده است. | ||