مسکوب، شاهرخ: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    بدون خلاصۀ ویرایش
    بدون خلاصۀ ویرایش
    خط ۵۱: خط ۵۱:
    ==فعالیت‌ها==
    ==فعالیت‌ها==
    فعالیت حرفه‌ای مسکوب ترکیبی از نویسندگی، پژوهش ادبی، ترجمه و فعالیت سیاسی بود. او در جوانی به عضویت حزب توده ایران درآمد و به تدریج از اعضای فعال آن شد. به سبب عقاید سیاسی‌اش در دوران پهلوی چندین بار دستگیر و زندانی شد؛ از جمله در اسفند ۱۳۳۳ که تا اردیبهشت ۱۳۳۶ در زندان ماند. پس از آزادی، برای مدتی در سازمان برنامه استخدام شد و در دهه ۱۳۵۰ با انتشارات دانشگاه آزاد ایران همکاری داشت. پس از انقلاب اسلامی، مدتی در روزنامه آیندگان قلم زد، اما سرانجام ایران را ترک کرد و به پاریس مهاجرت نمود. زندگی در غربت برای او با دشواری‌های مالی، فقر و تنگدستی همراه بود. او در پاریس مدتی در مدرسه مطالعات اسلامی و سپس در انستیتوی مطالعات اسماعیلی کار کرد و پس از تعطیلی آن، برای تأمین معاش حتی مغازه عکاسی دایر کرد.<ref> ر.ک: شریفی، محمد، ص1312</ref>
    فعالیت حرفه‌ای مسکوب ترکیبی از نویسندگی، پژوهش ادبی، ترجمه و فعالیت سیاسی بود. او در جوانی به عضویت حزب توده ایران درآمد و به تدریج از اعضای فعال آن شد. به سبب عقاید سیاسی‌اش در دوران پهلوی چندین بار دستگیر و زندانی شد؛ از جمله در اسفند ۱۳۳۳ که تا اردیبهشت ۱۳۳۶ در زندان ماند. پس از آزادی، برای مدتی در سازمان برنامه استخدام شد و در دهه ۱۳۵۰ با انتشارات دانشگاه آزاد ایران همکاری داشت. پس از انقلاب اسلامی، مدتی در روزنامه آیندگان قلم زد، اما سرانجام ایران را ترک کرد و به پاریس مهاجرت نمود. زندگی در غربت برای او با دشواری‌های مالی، فقر و تنگدستی همراه بود. او در پاریس مدتی در مدرسه مطالعات اسلامی و سپس در انستیتوی مطالعات اسماعیلی کار کرد و پس از تعطیلی آن، برای تأمین معاش حتی مغازه عکاسی دایر کرد.<ref> ر.ک: شریفی، محمد، ص1312</ref>
    با این حال هیچ‌گاه از فعالیت ادبی دست نکشید و به تدریس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه‌های لندن پرداخت. مسکوب را بیش از هر چیز یک «جستارنویس» می‌دانستند؛ کسی که به گفته خودش کارش «فکر کردن به ادبیات» ایران بود و نوشتن را نوعی عبادت می‌دانست که نیاز به حضور قلب دارد. نثر شیوا، تحلیل‌های عمیق و نگاه فلسفی-روانشناختی و تاریخی به متون کهن، به ویژه در تفسیر اساطیر شاهنامه به عنوان بازتاب زخم‌های اجتماعی و روانی ایران، از ویژگی‌های بارز آثار اوست. او همواره بر اهمیت زبان فارسی به عنوان حافظه تاریخی و فرهنگی ایران تأکید داشت.
    با این حال هیچ‌گاه از فعالیت ادبی دست نکشید و به تدریس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه‌های لندن پرداخت. مسکوب را بیش از هر چیز یک «جستارنویس» می‌دانستند؛ کسی که به گفته خودش کارش «فکر کردن به ادبیات» ایران بود و نوشتن را نوعی عبادت می‌دانست که نیاز به حضور قلب دارد. نثر شیوا، تحلیل‌های عمیق و نگاه فلسفی-روانشناختی و تاریخی به متون کهن، به ویژه در تفسیر اساطیر شاهنامه به عنوان بازتاب زخم‌های اجتماعی و روانی ایران، از ویژگی‌های بارز آثار اوست. او همواره بر اهمیت زبان فارسی به عنوان حافظه تاریخی و فرهنگی ایران تأکید داشت.<ref> [https://www.ibna.ir/news/289379/%DB%B1%DB%B5-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%AE-%D9%85%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%A8-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA ر.ک: ۱۵ سال از مرگ شاهرخ مسکوب گذشت، خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)]</ref>


    ==وفات==
    ==وفات==
    خط ۸۲: خط ۸۲:
    * [https://www.irna.ir/news/85876706 خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا)، چگونه آثار شاهرخ مسکوب را بخوانیم؟، ۱۲ تیر ۱۴۰۴]
    * [https://www.irna.ir/news/85876706 خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا)، چگونه آثار شاهرخ مسکوب را بخوانیم؟، ۱۲ تیر ۱۴۰۴]
    * [https://ensafnews.com/509471 پایگاه خبری، تحلیلی انصاف، شاهرخ مسکوب که بود؟، ۲۷ فروردین ۱۴۰۳]
    * [https://ensafnews.com/509471 پایگاه خبری، تحلیلی انصاف، شاهرخ مسکوب که بود؟، ۲۷ فروردین ۱۴۰۳]
    * [https://www.ibna.ir/news/289379/%DB%B1%DB%B5-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%AE-%D9%85%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%A8-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، ۱۵ سال از مرگ شاهرخ مسکوب گذشت، یکشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۹]


    ==وابسته‌ها==
    ==وابسته‌ها==

    نسخهٔ ‏۷ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۲:۰۵

    شاهرخ مسکوب
    NUR74802.jpg
    نام کاملشاهرخ مسکوب
    نام‌های دیگرش. البرزی، م. بهیار، م. کوهیار
    ولادت۲۰ دی ۱۳۰۴
    محل تولدبابل، ایران
    محل زندگیتهران، اصفهان، پاریس، لندن
    رحلت۲۳ فروردین ۱۳۸۴
    مدفنبهشت زهرای تهران
    طول عمر۷۹ سال
    فرزنداناردشیر مسکوب، غزاله مسکوب
    پیشهنویسنده، شاهنامه‌پژوه، مترجم
    اطلاعات علمی
    دانشگاهدانشگاه تهران (رشته حقوق)
    علایق پژوهشیشاهنامه فردوسی، ادبیات فارسی، اساطیر ایران، ترجمه آثار کلاسیک
    سبک نوشتاریجستارنویسی، نثری روان و شیرین
    برخی آثار

    شاهرخ مسکوب (۱۳۰۴–۱۳۸۴ش)، نویسنده، پژوهشگر، مترجم و یکی از برجسته‌ترین شاهنامه‌پژوهان معاصر ایران بود.او زندگی پرفرازونشیبی داشت، در جوانی به عضویت حزب توده ایران درآمد و به تدریج از اعضای فعال آن شد به سبب عقاید سیاسی‌اش در دوران پهلوی چندین بار دستگیر و زندانی شد . پس از انقلاب به فرانسه مهاجرت کرد و در همانجا درگذشت، با آثاری چون «مقدمه‌ای بر رستم و اسفندیار»، «سوگ سیاوش» و «در کوی دوست»، گام‌های مؤثری در نقد، تحلیل و احیای ادبیات کلاسیک فارسی، به ویژه شاهنامه فردوسی برداشت و به عنوان یک جستارنویس توانا شناخته می‌شود. ترجمه‌هایش از آثار کلاسیک یونان مانند «ادیپ شهریار» و رمان مدرنی چون «خوشه‌های خشم» نیز از کارهای درخشان اوست.

    ولادت

    شاهرخ مسکوب در ۲۰ دی‌ماه سال ۱۳۰۴ در شهر بابل به دنیا آمد.[۱] وی دوره ابتدایی را در مدرسه علمیه تهران گذراند و از همان نوجوانی به مطالعه آثار بزرگان ادبی و رمان‌های مشهور روی آورد. پس از پایان دوره ابتدایی، خانواده‌اش به اصفهان نقل مکان کردند و سال‌های خاطره‌انگیز نوجوانی و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان ادب اصفهان سپری کرد. در سال‌های ۱۳۲۲-۱۳۲۳ تحت تأثیر وعظ یک روحانی زاهد در اصفهان، به طور موقت گرایش عمیقی به مذهب پیدا کرد.[۲][۳]

    تحصیلات

    مسکوب پس از اخذ دیپلم از اصفهان، به تهران بازگشت و در رشته حقوق دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت. در سال ۱۳۲۷ موفق به اخذ لیسانس شد. در همین سال‌ها بود که ضمن آموختن زبان فرانسه و آشنایی با انگلیسی و آلمانی، به دلیل علاقه به اخبار و جریانات سیاسی روز، به تفسیر اخبار خارجی در روزنامه «قیام ایران» مشغول شد[۴] که به گفته خودش اولین کار جدی نویسندگی‌اش بود. جذب اندیشه‌های چپ و مطالعه مطبوعات فرانسوی از انگیزه‌های اصلی او برای یادگیری زبان فرانسه بود.[۵]

    فعالیت‌ها

    فعالیت حرفه‌ای مسکوب ترکیبی از نویسندگی، پژوهش ادبی، ترجمه و فعالیت سیاسی بود. او در جوانی به عضویت حزب توده ایران درآمد و به تدریج از اعضای فعال آن شد. به سبب عقاید سیاسی‌اش در دوران پهلوی چندین بار دستگیر و زندانی شد؛ از جمله در اسفند ۱۳۳۳ که تا اردیبهشت ۱۳۳۶ در زندان ماند. پس از آزادی، برای مدتی در سازمان برنامه استخدام شد و در دهه ۱۳۵۰ با انتشارات دانشگاه آزاد ایران همکاری داشت. پس از انقلاب اسلامی، مدتی در روزنامه آیندگان قلم زد، اما سرانجام ایران را ترک کرد و به پاریس مهاجرت نمود. زندگی در غربت برای او با دشواری‌های مالی، فقر و تنگدستی همراه بود. او در پاریس مدتی در مدرسه مطالعات اسلامی و سپس در انستیتوی مطالعات اسماعیلی کار کرد و پس از تعطیلی آن، برای تأمین معاش حتی مغازه عکاسی دایر کرد.[۶] با این حال هیچ‌گاه از فعالیت ادبی دست نکشید و به تدریس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه‌های لندن پرداخت. مسکوب را بیش از هر چیز یک «جستارنویس» می‌دانستند؛ کسی که به گفته خودش کارش «فکر کردن به ادبیات» ایران بود و نوشتن را نوعی عبادت می‌دانست که نیاز به حضور قلب دارد. نثر شیوا، تحلیل‌های عمیق و نگاه فلسفی-روانشناختی و تاریخی به متون کهن، به ویژه در تفسیر اساطیر شاهنامه به عنوان بازتاب زخم‌های اجتماعی و روانی ایران، از ویژگی‌های بارز آثار اوست. او همواره بر اهمیت زبان فارسی به عنوان حافظه تاریخی و فرهنگی ایران تأکید داشت.[۷]

    وفات

    شاهرخ مسکوب در دی ماه ۱۳۷۵ به بیماری سرطان خون مبتلا شد. او سرانجام پس از یک دوره مبارزه با این بیماری، در ۲۳ فروردین ماه سال ۱۳۸۴ در بیمارستان کوشن پاریس درگذشت. پیکر او به همت دوستان صمیمی‌اش به ایران انتقال یافت و در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.[۸] بر سنگ مزارش نوشته شده: «فرهنگ ایران وطن من است».

    آثار

    • پژوهش‌های ادبی: مقدمه‌ای بر رستم و اسفندیار (۱۳۴۳)؛
    • سوگ سیاوش (در مرگ و رستاخیز) (۱۳۵۰)؛
    • در کوی دوست (۱۳۵۷)؛
    • ملیت و زبان؛ نقش دیوان، دین و عرفان در نثر فارسی (۱۳۶۸؛ فرانسه – تهران: ۱۳۷۳؛ با عنوان هویت ایرانی و زبان فارسی)؛
    • داستان ادبیات و سرگذشت اجتماع (سال‌های ۱۳۰۰ – ۱۳۱۵) (۱۳۷۳)؛ ارمغان مور (جستاری در شاهنامه) (۱۳۸۴).
    • مجموعه مقالات: چند گفتار در فرهنگ ایران (۱۳۷۱)؛
    • خواب و خاموشی (۱۹۹۴ میلادی = ۱۳۷۳؛ لندن)؛
    • تن پهلوان و روان خردمند (۱۳۷۴)؛ کارنامه‌ی ناتمام (۱۳۷۸).
    • مباحثه‌ی فلسفی: گفت‌وگو در باغ (۱۳۷۱).
    • خاطرات: روزها در راه (پاریس؛ دو جلد).[۹]

    ترجمه‌ها:

    • خوشه‌های خشم (جان استاین‌بک، با همکاری عبدالرحیم احمدی، ۱۳۲۸، امیرکبیر)
    • ادیپ شهریار (سوفوکل، ۱۳۴۰)
    • پرومته در زنجیر (اشیل، ۱۳۴۲)
    • آنتیگون (سوفوکل، ۱۳۳۵)
    • افسانه‌های تبای (شامل سه نمایشنامه سوفوکل، ۱۳۵۲)

    پانويس

    منابع مقاله

    وابسته‌ها