نظامقاری، محمود بن امیراحمد: تفاوت میان نسخهها
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات زندگینامه | {{جعبه اطلاعات زندگینامه | ||
| عنوان = | | عنوان = نظامقاری، محمود بن امیراحمد | ||
| تصویر = NUR88020.jpg | | تصویر = NUR88020.jpg | ||
| اندازه تصویر = | | اندازه تصویر = | ||
| توضیح تصویر = | | توضیح تصویر = | ||
| نام کامل =محمود بن امیر احمد | | نام کامل =محمود بن امیر احمد نظامقاری | ||
| نامهای دیگر = | | نامهای دیگر = | ||
| لقب = | | لقب = | ||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
| کد مؤلف = AUTHORCODE88020AUTHORCODE | | کد مؤلف = AUTHORCODE88020AUTHORCODE | ||
}} | }} | ||
'''محمود بن امیر احمد | '''محمود بن امیر احمد نظامقاری'''، (متوفی حدود سالهای ٨٨٦ تا ٨٩٣ق) شاعر و صاحب «[[دیوان البسه]]» میباشد. | ||
وی یکی از شاعرانی است که در بین انواع و اقسام نوپردازیهای عامیانه، خام و ناموفق قرن نهم، موفق مینماید و امروزه شعرش را بر اساس موازین نقد ادبی غربی «پارودی» (Parody) مینامند. او به عنوان شاعری عوام، دستمایههای سنت را به اشعاری لطیفه مانند تبدیل کرده است. وی به نوعی گزارشگر اوضاع بد اجتماعی است و شاید به تعبیری دیگر شاعری باشد که درد عوام را گفته است<ref>زیرک، نصرالله، ص141</ref>. | وی یکی از شاعرانی است که در بین انواع و اقسام نوپردازیهای عامیانه، خام و ناموفق قرن نهم، موفق مینماید و امروزه شعرش را بر اساس موازین نقد ادبی غربی «پارودی» (Parody) مینامند. او به عنوان شاعری عوام، دستمایههای سنت را به اشعاری لطیفه مانند تبدیل کرده است. وی به نوعی گزارشگر اوضاع بد اجتماعی است و شاید به تعبیری دیگر شاعری باشد که درد عوام را گفته است<ref>زیرک، نصرالله، ص141</ref>. | ||
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
=ولادت و وفات= | =ولادت و وفات= | ||
تاریخ تولدش نامشخص است؛ اما با توجه به دوره حیات شاعرانی که | تاریخ تولدش نامشخص است؛ اما با توجه به دوره حیات شاعرانی که نظامقاری اشعارشان را «پارودی» کرده، میتوان استنباط کرد که سال مرگش حدود سالهای ٨٨٦ تا ٨٩٣ هجری است<ref>همان</ref>. | ||
==شعر== | ==شعر== | ||
تذکرهنویسان، | تذکرهنویسان، نظامقاری را شاعری متوسط یا ضعیف دانستهاند. درحالیکه وی با التفات به [[بسحاق اطعمه، احمد بن حلاج|بسحاق اطمعه شیرازی]] (درگذشته 827/830ش)، به قسمی از شعر روی آورده که درک آن به کندوکاو عمیقتری نیاز دارد: | ||
{{شعر}} | {{شعر}} | ||
* {{ب|'' قاری این عقد به دستار مدان بی سری ''|2='' غالب الظن من آن است که اسراری هست '' | * {{ب|'' قاری این عقد به دستار مدان بی سری ''|2='' غالب الظن من آن است که اسراری هست ''<ref>همان، ص141- 142</ref>.}}{{پایان شعر}} | ||
==آثار== | ==آثار== | ||
وی صاحب «[[دیوان البسه]]» است که در آن خود و آثارش را اینگونه معرفی کرده است: | وی صاحب «[[دیوان البسه]]» است که در آن خود و آثارش را اینگونه معرفی کرده است: | ||
«چنین گوید نساج این جامه رنگین و خیاط این خلعت با تمکین از لباس رعونت عاری، محمود بن امیر احمد المدعو | «چنین گوید نساج این جامه رنگین و خیاط این خلعت با تمکین از لباس رعونت عاری، محمود بن امیر احمد المدعو نظامقاری... بنابراین مقدمات دیوانی مشتمل بر قصاید، غزلیات، مقطعات، رباعیات، فردیات و رسایل در این لباس قلمی گردید. مأمول که بر قد قبول همه این جامه به اندام آید...» بهجزاین، وی در چند رساله منثور دیگر نیز خود را با همین عنوان معرفی کرده است<ref>ر.ک:همان، ص142</ref>. | ||
==پانویس == | ==پانویس == | ||
<references /> | <references /> | ||
==منابع مقاله== | ==منابع مقاله== | ||
[[:noormags:1087710|زیرک، نصرالله، «تحلیل ساختار و کاربرد | [[:noormags:1087710|زیرک، نصرالله، «تحلیل ساختار و کاربرد پارودیهای دیوان البسه نظامقاری یزدی»، ادبیات فارسی (دانشگاه آزاد مشهد)، بهار 1390، شماره 29]]. | ||
| خط ۷۳: | خط ۷۳: | ||
[[دیوان البسه]] | [[دیوان البسه]] | ||
[[کلیات | [[کلیات نظامقاری]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۳۱ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۳۴
| نظامقاری، محمود بن امیراحمد | |
|---|---|
![]() | |
| نام کامل | محمود بن امیر احمد نظامقاری |
| نام پدر | امیر احمد |
| محل تولد | یزد |
| رحلت | حدود سالهای ٨٨٦ تا ٨٩٣ق |
| اطلاعات علمی | |
| برخی آثار | دیوان البسه |
محمود بن امیر احمد نظامقاری، (متوفی حدود سالهای ٨٨٦ تا ٨٩٣ق) شاعر و صاحب «دیوان البسه» میباشد.
وی یکی از شاعرانی است که در بین انواع و اقسام نوپردازیهای عامیانه، خام و ناموفق قرن نهم، موفق مینماید و امروزه شعرش را بر اساس موازین نقد ادبی غربی «پارودی» (Parody) مینامند. او به عنوان شاعری عوام، دستمایههای سنت را به اشعاری لطیفه مانند تبدیل کرده است. وی به نوعی گزارشگر اوضاع بد اجتماعی است و شاید به تعبیری دیگر شاعری باشد که درد عوام را گفته است[۱].
نام
مولانا محمود بن امیراحمد مشهور به نظام قاری یزدی، شاعری است که از قلم شناخت ادیبان و پژوهشگران ادبیات دور مانده و در صفحات پرشمار تاریخ ادبیات، تنها درچند سطر از او سخن گفته شده است و درچند قرنی که از مرگ این شاعر مبتکر و مبدع نیمه دوم قرن نهم گذشته، تنها سطور اندکی از کتابها درباره اوست و آنچه هم نوشته شده، کمتر شناختی از شعر او ارایه میدهد[۲].
ولادت و وفات
تاریخ تولدش نامشخص است؛ اما با توجه به دوره حیات شاعرانی که نظامقاری اشعارشان را «پارودی» کرده، میتوان استنباط کرد که سال مرگش حدود سالهای ٨٨٦ تا ٨٩٣ هجری است[۳].
شعر
تذکرهنویسان، نظامقاری را شاعری متوسط یا ضعیف دانستهاند. درحالیکه وی با التفات به بسحاق اطمعه شیرازی (درگذشته 827/830ش)، به قسمی از شعر روی آورده که درک آن به کندوکاو عمیقتری نیاز دارد:
| قاری این عقد به دستار مدان بی سری | غالب الظن من آن است که اسراری هست [۴]. |
آثار
وی صاحب «دیوان البسه» است که در آن خود و آثارش را اینگونه معرفی کرده است:
«چنین گوید نساج این جامه رنگین و خیاط این خلعت با تمکین از لباس رعونت عاری، محمود بن امیر احمد المدعو نظامقاری... بنابراین مقدمات دیوانی مشتمل بر قصاید، غزلیات، مقطعات، رباعیات، فردیات و رسایل در این لباس قلمی گردید. مأمول که بر قد قبول همه این جامه به اندام آید...» بهجزاین، وی در چند رساله منثور دیگر نیز خود را با همین عنوان معرفی کرده است[۵].
پانویس
منابع مقاله
