المنقذ من التقليد: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'میدهد' به 'می‌دهد'
جز (جایگزینی متن - 'میداند' به 'می‌داند')
جز (جایگزینی متن - 'میدهد' به 'می‌دهد')
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲۵: خط ۲۵:
| پیش از =
| پیش از =
}}
}}
'''المنقذ من التقليد'''، نوشته [[حمصی رازی، محمود بن علی|الشيخ سديدالدين الحمصى الرازى]]، از عالمان بزرگ شيعى، متوفاى اوائل قرن هفتم هجرى است. وى به گفته شاگرد دانشمندش شيخ منتجب‌الدين: در عصر خود از اعلم علماءاصول عقايد و علم كلام و اصول فقه و اهل ورع و وثاقت بوده است و آثار قلمى از او به جا مانده است.
'''المنقذ من التقليد'''، نوشته [[حمصی رازی، محمود بن علی|الشيخ سديدالدين الحمصى الرازى]]، از عالمان بزرگ شيعى، متوفاى اوائل قرن هفتم هجرى است. وى به گفته شاگرد دانشمندش شيخ منتجب‌الدين: در عصر خود از اعلم علماءاصول عقايد و علم كلام و اصول فقه و اهل ورع و وثاقت بوده است و آثار قلمى از او به جا مانده است.


خط ۴۵: خط ۴۳:




حمصي در آغاز هر بحث نوعاً خلاصه مطالب را بيان میكند و دورنمايي از مباحث را به دست خواننده میدهد. هنگام شروع بحث، اكثراً موضوع را تعريف كرده و ادله مدعایش را ارائه میكند؛ سپس ديدگاه ديگران و همچنين ابهامات موجود در بحث را به صورت سؤال و جواب مورد بحث قرار میدهد. مطمئناً می‌توان گفت در طرح مباحث از كتاب [[جمل العلم و العمل]] علم الهدي پیروی كرده است.
حمصي در آغاز هر بحث نوعاً خلاصه مطالب را بيان میكند و دورنمايي از مباحث را به دست خواننده می‌دهد. هنگام شروع بحث، اكثراً موضوع را تعريف كرده و ادله مدعایش را ارائه میكند؛ سپس ديدگاه ديگران و همچنين ابهامات موجود در بحث را به صورت سؤال و جواب مورد بحث قرار می‌دهد. مطمئناً می‌توان گفت در طرح مباحث از كتاب [[جمل العلم و العمل]] علم الهدي پیروی كرده است.


== اثبات خداوند ==
== اثبات خداوند ==




ادله‌ای كه ايشان برای اثبات خداوند ارائه میدهد، در واقع بر اجسام و حدوث آن‌ها بنا شده است؛ از اين‌رو ابتدا اجسام و حدوث آن‌ها را پيش میكشد و در ادامه ابراز میدارد:
ادله‌ای كه ايشان برای اثبات خداوند ارائه می‌دهد، در واقع بر اجسام و حدوث آن‌ها بنا شده است؛ از اين‌رو ابتدا اجسام و حدوث آن‌ها را پيش میكشد و در ادامه ابراز میدارد:


وقتي اجسام حادث باشند، به محدِث نياز دارند، و محدث از دو حال خارج نيست: يا مختار است (توانای در كارها) و يا موجَب (از روي اضطرار و ناچاري كار را انجام میدهد.) در حالت دوم، يا قديم است و يا حادث، و اگر قديم باشد، به قديم بودن اجسام؛ منجر می‌شود، در حالي كه ما خلاف آن را ثابت كرديم، و در صورت حادث بودن، خودش نيازمند به محدث خود خواهد بود كه در محدث دوم كلام قبلي جاري خواهد بود (يا مختار است و يا غير مختار) در صورت دوم، باز هم به محدث نياز دارد. اين سلسله ادامه يافته و موجب تسلسل می‌شود، و میدانيم كه تسلسل باطل است؛ امّا در صورت مختار بودن محدث، مطلوب ثابت می‌شود، و از طرفي اثبات خواهد شد كه محدث اجسام، قادر هم است؛ زيرا كارهایش از روي اختيار و صحت است، و هر چه بخواهد انجام می‌شود، و هر چه را كه نخواهد صورت نمیپذيرد. اين محدث با چنين ويژگي، بارى‌تعالي است.
وقتي اجسام حادث باشند، به محدِث نياز دارند، و محدث از دو حال خارج نيست: يا مختار است (توانای در كارها) و يا موجَب (از روي اضطرار و ناچاري كار را انجام می‌دهد.) در حالت دوم، يا قديم است و يا حادث، و اگر قديم باشد، به قديم بودن اجسام؛ منجر می‌شود، در حالي كه ما خلاف آن را ثابت كرديم، و در صورت حادث بودن، خودش نيازمند به محدث خود خواهد بود كه در محدث دوم كلام قبلي جاري خواهد بود (يا مختار است و يا غير مختار) در صورت دوم، باز هم به محدث نياز دارد. اين سلسله ادامه يافته و موجب تسلسل می‌شود، و میدانيم كه تسلسل باطل است؛ امّا در صورت مختار بودن محدث، مطلوب ثابت می‌شود، و از طرفي اثبات خواهد شد كه محدث اجسام، قادر هم است؛ زيرا كارهایش از روي اختيار و صحت است، و هر چه بخواهد انجام می‌شود، و هر چه را كه نخواهد صورت نمیپذيرد. اين محدث با چنين ويژگي، بارى‌تعالي است.


== نبوَّت ==
== نبوَّت ==




حمصي هنگام ورود به بحث، نبوت و رسالت را تعريف میكند، سپس فرق اين دو را بيان می‌نماید. نبي را اين گونه به تصوير میكشد: «نبي اسم لمن علت منزلته و ارتفع قدره لقيامه باعياء الرسالة و العزم علي أدائها اذ كان من البشر» نبي اسم است برای کسی كه دارای جايگاه رفيع و مقام عالي است، به دليل توجه و اهمّيت به اقامه رسالت و عزم بر ادای آن. قيد «اذ كان من البشر» را میآورد تا فرق ميان نبي و رسول گذارد؛ زيرا معتقد است كه نبي به بشر اختصاص دارد و رسول اعم از آن است؛ به دليل آيه قرآن كه میفرمايد: '''«وَ لَمّا جائَتْ رُسُلُنا لوطاً سِيءَ بِهِمْ'''؛ هنگامي كه رسولان ما (فرشتگان عذاب) به سراغ لوط آمدند از آمدن‌شان ناراحت شد؛ از اين رو رسول را کسی می‌داند كه حامل رسالت برای غير باشد.
حمصي هنگام ورود به بحث، نبوت و رسالت را تعريف میكند، سپس فرق اين دو را بيان می‌نماید. نبي را اين گونه به تصوير میكشد: «نبي اسم لمن علت منزلته و ارتفع قدره لقيامه باعياء الرسالة و العزم علي أدائها اذ كان من البشر» نبي اسم است برای کسی كه دارای جايگاه رفيع و مقام عالي است، به دليل توجه و اهمّيت به اقامه رسالت و عزم بر ادای آن. قيد «اذ كان من البشر» را میآورد تا فرق ميان نبي و رسول گذارد؛ زيرا معتقد است كه نبي به بشر اختصاص دارد و رسول اعم از آن است؛ به دليل آيه قرآن كه میفرمايد:'''«وَ لَمّا جائَتْ رُسُلُنا لوطاً سِيءَ بِهِمْ'''؛ هنگامي كه رسولان ما (فرشتگان عذاب) به سراغ لوط آمدند از آمدن‌شان ناراحت شد؛ از اين رو رسول را کسی می‌داند كه حامل رسالت برای غير باشد.


حمصي بعد از تعريف اين دو واژه میكوشد تا ضرورت بعثت را تحت عنوان «حسن البعثه» اثبات كند و در اين جهت اهداف و اغراض بعثت را باز میگويد كه عبارتند از: آگاه كردن بندگان به مصالح و مفاسدشان و استحقاق عقاب در گناهان، دوام ثواب مؤمنان و دوام عقاب كفر، قطع به اين كه خداوند مستحق عقاب را عقاب میكند، وحدانيّت خداوند و آگاه كردن مردم از اين كه اين اهداف در صورت محقق می‌شود كه بعثت باشد، و از آن جايي كه خداوند بندگانش را به اطاعت دعوت كرده، بر وي واجب است كه قبلاً آنان را از افعال و مصالح و مفاسدشان آگاه سازد. خداوند از طريق بعثت انبياء اين آگاهي را به دست بشر میدهد؛ بنابراین هدف از بعثت، آگاهي بشر از مصالح و مفاسد است.
حمصي بعد از تعريف اين دو واژه میكوشد تا ضرورت بعثت را تحت عنوان «حسن البعثه» اثبات كند و در اين جهت اهداف و اغراض بعثت را باز میگويد كه عبارتند از: آگاه كردن بندگان به مصالح و مفاسدشان و استحقاق عقاب در گناهان، دوام ثواب مؤمنان و دوام عقاب كفر، قطع به اين كه خداوند مستحق عقاب را عقاب میكند، وحدانيّت خداوند و آگاه كردن مردم از اين كه اين اهداف در صورت محقق می‌شود كه بعثت باشد، و از آن جايي كه خداوند بندگانش را به اطاعت دعوت كرده، بر وي واجب است كه قبلاً آنان را از افعال و مصالح و مفاسدشان آگاه سازد. خداوند از طريق بعثت انبياء اين آگاهي را به دست بشر می‌دهد؛ بنابراین هدف از بعثت، آگاهي بشر از مصالح و مفاسد است.


حمصي شناخت پيامبر را تنها از طريق معجزه ممكن می‌داند. او معجزه را اين گونه تعريف میكنند: «فهو خارق العادة الذي يظهر من جهة الله تعالي الدال علي صدق من ظهر عليه؛ معجزه خارق‌العاده است كه از جانب پروردگار ظاهر می‌شود تا دليل باشد بر صدق کسی كه معجزه بر او ظاهر شده است.
حمصي شناخت پيامبر را تنها از طريق معجزه ممكن می‌داند. او معجزه را اين گونه تعريف میكنند: «فهو خارق العادة الذي يظهر من جهة الله تعالي الدال علي صدق من ظهر عليه؛ معجزه خارق‌العاده است كه از جانب پروردگار ظاهر می‌شود تا دليل باشد بر صدق کسی كه معجزه بر او ظاهر شده است.
خط ۷۶: خط ۷۴:
الف) رياست عامه: قيد «عامه» امامت را از ديگر منصب‌های تحت ولايت امام (مانند قضاوت و حكومت ايالت‌های مختلف) متمايز میكند. رياست عامه و زعامت جامعه، نخستين مرتبه امامت است یکی از شئون پيامبري كه پس از درگذشت پيامبر بلاتكليف میمانند، رهبر يا اجتماع است اين منصب الاهي را به عهده می‌گيرد. بنابراین، امامت عالي‌ترين منصب در جامعه دينیپس از رسالت است؛ هر چند براساس تعريفی كه ارائه شد، اين منصب در امور دينیخواهد بود.
الف) رياست عامه: قيد «عامه» امامت را از ديگر منصب‌های تحت ولايت امام (مانند قضاوت و حكومت ايالت‌های مختلف) متمايز میكند. رياست عامه و زعامت جامعه، نخستين مرتبه امامت است یکی از شئون پيامبري كه پس از درگذشت پيامبر بلاتكليف میمانند، رهبر يا اجتماع است اين منصب الاهي را به عهده می‌گيرد. بنابراین، امامت عالي‌ترين منصب در جامعه دينیپس از رسالت است؛ هر چند براساس تعريفی كه ارائه شد، اين منصب در امور دينیخواهد بود.


ب) امور دين: براساس ظاهر تعريف و اين قيد (امور دين)، امامت منحصر به امور دينیاست و نكته قابل توجه همين جاست؛ زيرا برخلاف ايشان، اكثر بلكه اجماع علمای شيعه امامت را ولايت بر امت در امورد دينیو دنيوي تعريف كرده‌اند؛ البته ناگفته نماند كه بعضي از معاصران نيز خرق اجماع كرده و بر اين ديدگاه تأكيد میورزند كه: اخذ ولايت در امور دنيوي در مفهوم امامت، به معنای تنزل منصب امامت است.
ب) امور دين: براساس ظاهر تعريف و اين قيد (امور دين)، امامت منحصر به امور دينیاست و نكته قابل توجه همين جاست؛ زيرا برخلاف ايشان، اكثر بلكه اجماع علمای شيعه امامت را ولايت بر امت در امورد دينی و دنيوي تعريف كرده‌اند؛ البته ناگفته نماند كه بعضي از معاصران نيز خرق اجماع كرده و بر اين ديدگاه تأكيد میورزند كه: اخذ ولايت در امور دنيوي در مفهوم امامت، به معنای تنزل منصب امامت است.


به هر حال بايد گفت: آوردن قيد «امور دينیو دنيوي» در تعريف امامت، امر مستحدثي نيست؛ بلكه - چنانچه بيان شد - اجماع در ميان متكلمان شيعه از زمان [[شيخ صدوق]] و [[شيخ مفيد]](ره) تا به امروز در اين زمينه وجود دارد. به علاوه به نظر میرسد بيان ايشان درباره انحصار امامت به امور دينیبا كلامشان در مورد اوصاف امامت ناسازگار است؛ زيرا یکی از صفات امام را علم به سياست بر می‌شمارد.29 همچنين اقامه حدود، جلوگيري از ظلم و ايستادگي در مقابل ستمگران را از اختيارات امام می‌داند؛ در حالي كه اين امور به مسائل دنيوي مرتبط است؛ گرچه ايشان در توضيح امور ديني، آن را بسيار گسترده در نظر می‌گيرد، و همه امور دنيوي را به نوعي با امور دينیمرتبط می‌داند. وي معتقد است كه زعامت امام، به لحاظ همان امور دينیاست و هدف امامت در آن‌ها متمركز شده و اگر مسائل دنيوي در نظر گرفته شود، هدف اصلی نيست، بلكه از آن جهت كه با دين رابطه برقرار میكنند، مورد نظر قرار می‌گيرد.
به هر حال بايد گفت: آوردن قيد «امور دينی و دنيوي» در تعريف امامت، امر مستحدثي نيست؛ بلكه - چنانچه بيان شد - اجماع در ميان متكلمان شيعه از زمان [[شيخ صدوق]] و [[شيخ مفيد]](ره) تا به امروز در اين زمينه وجود دارد. به علاوه به نظر میرسد بيان ايشان درباره انحصار امامت به امور دينیبا كلامشان در مورد اوصاف امامت ناسازگار است؛ زيرا یکی از صفات امام را علم به سياست بر می‌شمارد.29 همچنين اقامه حدود، جلوگيري از ظلم و ايستادگي در مقابل ستمگران را از اختيارات امام می‌داند؛ در حالي كه اين امور به مسائل دنيوي مرتبط است؛ گرچه ايشان در توضيح امور ديني، آن را بسيار گسترده در نظر می‌گيرد، و همه امور دنيوي را به نوعي با امور دينیمرتبط می‌داند. وي معتقد است كه زعامت امام، به لحاظ همان امور دينیاست و هدف امامت در آن‌ها متمركز شده و اگر مسائل دنيوي در نظر گرفته شود، هدف اصلی نيست، بلكه از آن جهت كه با دين رابطه برقرار میكنند، مورد نظر قرار می‌گيرد.


حمصي به مباحث معاد هم پرداخته است كه در اين مختصر مجال اشاره به ديدگاه‌های او نيست و خواننده گرامي میتواند به منابعي كه در پي‌نوشت معرفي شده‌اند، مراجعه كند.
حمصي به مباحث معاد هم پرداخته است كه در اين مختصر مجال اشاره به ديدگاه‌های او نيست و خواننده گرامي میتواند به منابعي كه در پي‌نوشت معرفي شده‌اند، مراجعه كند.
خط ۹۴: خط ۹۲:
#صابرى، عبدالرحمن، بزرگان انديشه: سديدالدين حمصى، سايت: دين گستر
#صابرى، عبدالرحمن، بزرگان انديشه: سديدالدين حمصى، سايت: دين گستر
#سايت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى.
#سايت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى.
==وابسته‌ها==
{{وابسته‌ها}}


[[رده:کتاب‌شناسی]]
[[رده:کتاب‌شناسی]]