۱۴۸٬۰۰۱
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'ه ای ' به 'های ') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'جلوه، سید ابوالحسن' به 'جلوه، سید ابوالحسن بن محمد') |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۷۰: | خط ۷۰: | ||
توجه ویژۀ ناصرالدین شاه به خاطرهنویسی موجب شد تا عدهای از درباریان و کارگزاران حکومتی به تقلید از وی به نوشتن خاطره بپردازند و از این رهگذر آثار فراوانی در عصر قاجار پدید آمد که مطالعۀ آنها میتواند فهم بهتری نسبت به روابط سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی آن دوران برای پژوهشگران فراهم آورد. در فصل ششم به معرفی بعضی از آثار منتشرشده در این حوزه پرداخته شده است. | توجه ویژۀ ناصرالدین شاه به خاطرهنویسی موجب شد تا عدهای از درباریان و کارگزاران حکومتی به تقلید از وی به نوشتن خاطره بپردازند و از این رهگذر آثار فراوانی در عصر قاجار پدید آمد که مطالعۀ آنها میتواند فهم بهتری نسبت به روابط سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی آن دوران برای پژوهشگران فراهم آورد. در فصل ششم به معرفی بعضی از آثار منتشرشده در این حوزه پرداخته شده است. | ||
پس از استقرار حکومت قاجار و برگزیده شدن تهران به عنوان پایتخت، برخی از نامدارترین عالمان مکتب اصفهان به دعوت فتحعلیشاه قاجار به تهران آمدند و حوزۀ علمی خود را در این شهر گستردند که در سیر تاریخی فلسفۀ اسلامی به مکتب تهران معروف شده است. از نامبردارترین چهرههای فلسفی مکتب تهران، میتوان از [[زنوزی، عبدالله بن بیرمقلی باباخان|ملا عبدالله زنوزی]]، [[زنوزی، علی بن عبدالله|ملا علی زنوزی]]، [[قمشهای، محمدرضا|آقامحمدرضا قمشهای]] و [[جلوه، سید ابوالحسن|میرزا ابوالحسن جلوه]] نام برد. در فصل هفتم متون عرفانی، فلسفی و حکمی عصر قاجار بررسی شده است. | پس از استقرار حکومت قاجار و برگزیده شدن تهران به عنوان پایتخت، برخی از نامدارترین عالمان مکتب اصفهان به دعوت فتحعلیشاه قاجار به تهران آمدند و حوزۀ علمی خود را در این شهر گستردند که در سیر تاریخی فلسفۀ اسلامی به مکتب تهران معروف شده است. از نامبردارترین چهرههای فلسفی مکتب تهران، میتوان از [[زنوزی، عبدالله بن بیرمقلی باباخان|ملا عبدالله زنوزی]]، [[زنوزی، علی بن عبدالله|ملا علی زنوزی]]، [[قمشهای، محمدرضا|آقامحمدرضا قمشهای]] و [[جلوه، سید ابوالحسن بن محمد|میرزا ابوالحسن جلوه]] نام برد. در فصل هفتم متون عرفانی، فلسفی و حکمی عصر قاجار بررسی شده است. | ||
یکی از گونههای نثرنویسی که در دورۀ قاجار رونق بسیار یافت، نوشتن رسالهها و کتابهایی در زمینۀ مسائل سیاسی و اجتماعی است. انتشار اینگونه آثار در دوران قاجار، واکنشهای گوناگونی را پدید آورد و در بیشتر موارد با برخورد خشن حاکمان روبرو شد و به تبعید، حبس یا قتل نویسنده منجر شد که برای نمونه میتوان به سرنوشت | یکی از گونههای نثرنویسی که در دورۀ قاجار رونق بسیار یافت، نوشتن رسالهها و کتابهایی در زمینۀ مسائل سیاسی و اجتماعی است. انتشار اینگونه آثار در دوران قاجار، واکنشهای گوناگونی را پدید آورد و در بیشتر موارد با برخورد خشن حاکمان روبرو شد و به تبعید، حبس یا قتل نویسنده منجر شد که برای نمونه میتوان به سرنوشت سید جمالالدین اسدآبادی، مستشارالدوله یا میرزاآقاخان کرمانی اشاره کرد. در فصل هشتم به معرفی تعدادی از مهمترین رسائل سیاسی ـ اجتماعی عصر قاجار پرداخته شده است. | ||
از دورۀ قاجار با توجه به تحولات فرهنگی و همچنین ارتباطات رو به گسترش ایرانیان با اروپا و آشنایی با ادبیات غربی و نیز تأسیس چاپخانه در ایران و همچنین پاسخگویی به نیازهای علمی و آموزشی، موجب رواج ترجمه در ایران گردید. با دقت در آثار ترجمهشده، مشخص میشود بیشتر این آثار بیانگر نیاز به تحول و دگرگونی در جامعۀ ایرانی است. در فصل نهم برخی از متون ترجمهشده بررسی شده است. | از دورۀ قاجار با توجه به تحولات فرهنگی و همچنین ارتباطات رو به گسترش ایرانیان با اروپا و آشنایی با ادبیات غربی و نیز تأسیس چاپخانه در ایران و همچنین پاسخگویی به نیازهای علمی و آموزشی، موجب رواج ترجمه در ایران گردید. با دقت در آثار ترجمهشده، مشخص میشود بیشتر این آثار بیانگر نیاز به تحول و دگرگونی در جامعۀ ایرانی است. در فصل نهم برخی از متون ترجمهشده بررسی شده است. | ||