۱۴۷٬۸۸۸
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
| پدیدآوران = | | پدیدآوران = | ||
[[سورآبادی، عتیق بن محمد]] (نویسنده) | [[سورآبادی، عتیق بن محمد]] (نویسنده) | ||
[[ | [[مدرس صادقی، جعفر]] (محقق) | ||
|زبان | |زبان | ||
| زبان = | | زبان = | ||
| کد کنگره = | | کد کنگره =BP ۹۴/س۹ت۷۰۱۴ | ||
| موضوع = | | موضوع =قرن ۵ تفاسیر اهل سنت,قرآن - قصهها,قصه ها پیامبران,سرگذشتنامه پیامبران | ||
|ناشر | |ناشر | ||
| ناشر =مرکز | | ناشر =مرکز | ||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
| سال نشر =1399 | | سال نشر =1399 | ||
| کد اتوماسیون = | | کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE171722AUTOMATIONCODE | ||
| چاپ = | | چاپ = | ||
| شابک =1ـ460ـ213ـ964ـ978 | | شابک =1ـ460ـ213ـ964ـ978 | ||
| تعداد جلد = | | تعداد جلد = | ||
| کتابخانۀ دیجیتال نور = | | کتابخانۀ دیجیتال نور =171722 | ||
| کتابخوان همراه نور = | | کتابخوان همراه نور = | ||
| کد پدیدآور = | | کد پدیدآور = | ||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''تفسیر عتیق نیشابوری''' اثر [[سورآبادی، عتیق بن محمد|ابوبکر عتیق نیشابوری]]، مشهور به [[سورآبادی، عتیق بن محمد|سورآبادی]]، ویرایش متن از [[ | '''تفسیر عتیق نیشابوری''' اثر [[سورآبادی، عتیق بن محمد|ابوبکر عتیق نیشابوری]]، مشهور به [[سورآبادی، عتیق بن محمد|سورآبادی]]، ویرایش متن از [[مدرس صادقی، جعفر|جعفر مدرس صادقی]]؛ تفسیر معروف به «[[تفسیر سورآبادی]]» که نسخههای متعددی از آن بر جای مانده است، سومین تفسیر جامع قرآن مجید به زبان فارسی است که بعد از «[[ترجمه تفسیر طبری|ترجمۀ تفسیر طبری]]» و «[[تاج التراجم في تفسير القرآن للأعاجم|تاج التراجم]]» [[اسفراینی، شهفور بن طاهر|اسفراینی]] نگاشته شده است. | ||
==گزارش کتاب== | ==گزارش کتاب== | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
این تفسیر به گفتۀ خود نویسنده، متکی به روایت [[ابن عباس، عبدالله بن عباس|ابن عباس]] بوده است. عتیق نیشابوری در سرآغاز کتابش با نقل حکایتی از رفتن عبدالله عباس و پدرش عباس بن عبدالمطلب به حضور محمد مصطفی و دیدن عبدالله جبرئیل را در جوار محمد مصطفی، نشان میدهد که تفسیرش از چه سرچشمهای جوشیده است و بر چه بنیاد استواری بنا شده است. به گفتۀ او عبدالله بن عباس در این زمان کودکی بیش نبود و از قول او نقل میکند که «چون پیغمبر از این جهان برفت، من پانزده ساله بودم و هیچ آیت نبود در قرآن که من نه چند بار تفسیر آن بشنیده بودم و معانی آن معلوم کرده». میگوید «نکوترین تفسیر آن است که رسول کرد و از پیغامبر روایت بسیار کردهاند. لیکن معرفتر آن است که عبدالله عباس روایت کند، زیرا که او حریصتر بود بر تفسیر قرآن». | این تفسیر به گفتۀ خود نویسنده، متکی به روایت [[ابن عباس، عبدالله بن عباس|ابن عباس]] بوده است. عتیق نیشابوری در سرآغاز کتابش با نقل حکایتی از رفتن عبدالله عباس و پدرش عباس بن عبدالمطلب به حضور محمد مصطفی و دیدن عبدالله جبرئیل را در جوار محمد مصطفی، نشان میدهد که تفسیرش از چه سرچشمهای جوشیده است و بر چه بنیاد استواری بنا شده است. به گفتۀ او عبدالله بن عباس در این زمان کودکی بیش نبود و از قول او نقل میکند که «چون پیغمبر از این جهان برفت، من پانزده ساله بودم و هیچ آیت نبود در قرآن که من نه چند بار تفسیر آن بشنیده بودم و معانی آن معلوم کرده». میگوید «نکوترین تفسیر آن است که رسول کرد و از پیغامبر روایت بسیار کردهاند. لیکن معرفتر آن است که عبدالله عباس روایت کند، زیرا که او حریصتر بود بر تفسیر قرآن». | ||
[[سورآبادی، عتیق بن محمد|عتیق نیشابوری]] افزون بر [[ابن عباس، عبدالله بن عباس|ابن عباس]]، از راویان دیگری از جمله وهب ابن | [[سورآبادی، عتیق بن محمد|عتیق نیشابوری]] افزون بر [[ابن عباس، عبدالله بن عباس|ابن عباس]]، از راویان دیگری از جمله [[وهب بن منبه|وهب ابن منبه]]، مقاتل، سدّی، [[کلبی، محمد بن سائب|کلبی]]، [[محمد هیصم]]، [[امام جعفر صادق علیهالسلام|امام جعفر صادق]]، ابراهیم مهاجر، ابن طبری و کعب الاحبار نقل قول میکند؛ اما در مواردی بدون ذکری از راوی، قصههایی را بلاواسطه از قول خود محمد مصطفی نقل میکند تا تأکید و ابرامی کرده باشد بر اعتبار و درستی قصه. | ||
قصهها گاهی از قول راویان و گاهی بدون ذکر راوی نقل میشود و گاهی راوی ماجرا یکی از آدمهای قصه است که دارد ماجرای خودش را تعریف میکند. با چرخش سریعی در کوران قصه، ناگهان از دیدگاه راوی بیرون از ماجرا به دیدگاه اول شخص یکی از آدمهای درگیر در ماجرا برمیگردیم تا به لایههای عمیقتری از قصه که از چشم راوی بیرون ماجرا پنهان میماند راه پیدا کنیم. | قصهها گاهی از قول راویان و گاهی بدون ذکر راوی نقل میشود و گاهی راوی ماجرا یکی از آدمهای قصه است که دارد ماجرای خودش را تعریف میکند. با چرخش سریعی در کوران قصه، ناگهان از دیدگاه راوی بیرون از ماجرا به دیدگاه اول شخص یکی از آدمهای درگیر در ماجرا برمیگردیم تا به لایههای عمیقتری از قصه که از چشم راوی بیرون ماجرا پنهان میماند راه پیدا کنیم. | ||
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
قصههای عتیق نیشابوری از درون او میجوشد و مال خود اوست. روایت او بیش از آنکه متکی به هر روایت و منبع مکتوبی باشد، متکی به خود اوست. قصههایی که از زبان او میخوانیم، از هر سرچشمهای برآمده باشند، بعد از عبور از صافی موجود اوست که به دست ما رسیدهاند و او بیش از آنکه خودش را به نقل روایات معروف و منابع معتبر محدود کند، متکی به حافظه است. | قصههای عتیق نیشابوری از درون او میجوشد و مال خود اوست. روایت او بیش از آنکه متکی به هر روایت و منبع مکتوبی باشد، متکی به خود اوست. قصههایی که از زبان او میخوانیم، از هر سرچشمهای برآمده باشند، بعد از عبور از صافی موجود اوست که به دست ما رسیدهاند و او بیش از آنکه خودش را به نقل روایات معروف و منابع معتبر محدود کند، متکی به حافظه است. | ||
«و آن این بود» تکیۀ کلام عتیق در تفسیرش است. بسیاری از قصهها با این عبارت آغاز شده و با این عبارت گویی عزم خودش را برای آغازکردن قصه از درست همان جایی که باید به خواننده ابلاغ کند و به خواننده قول میدهد که فقط همان چیزی را بگوید که باید و بدون حاشیهپردازی و لفاظی و توضیحات اضافی. او فرزند زمانهاش بود و سبک او بازتابی از سبک مرسوم زمانه است که گرایش عمدهاش به سادگی و پرهیز از بهکاربردن ترکیبات پیچیده و تشبیه و استعاره و صنایع لفظی بود. جملهها کوتاه و در جهت بیان مقصود به کار میرود و هیچ اثری از خودنمایی و زرق و برق تصنعی در کار نیست. زبان عتیق در جزئیات و در به کار بردن واژههای خاص، وجوه مشترک فراوانی با متون قرن چهارم و پنجم هجری دارد که از آن جملهاند به کار بردن فریشته به جای فرشته، سولاخ به جای سوراخ، خنب به جای خم، سنب به جای سم، آواز به معنی صدا و .... . | «و آن این بود» تکیۀ کلام عتیق در تفسیرش است. بسیاری از قصهها با این عبارت آغاز شده و با این عبارت گویی عزم خودش را برای آغازکردن قصه از درست همان جایی که باید به خواننده ابلاغ کند و به خواننده قول میدهد که فقط همان چیزی را بگوید که باید و بدون حاشیهپردازی و لفاظی و توضیحات اضافی. او فرزند زمانهاش بود و سبک او بازتابی از سبک مرسوم زمانه است که گرایش عمدهاش به سادگی و پرهیز از بهکاربردن ترکیبات پیچیده و تشبیه و استعاره و صنایع لفظی بود. جملهها کوتاه و در جهت بیان مقصود به کار میرود و هیچ اثری از خودنمایی و زرق و برق تصنعی در کار نیست. زبان عتیق در جزئیات و در به کار بردن واژههای خاص، وجوه مشترک فراوانی با متون قرن چهارم و پنجم هجری دارد که از آن جملهاند به کار بردن فریشته به جای فرشته، سولاخ به جای سوراخ، خنب به جای خم، سنب به جای سم، آواز به معنی صدا و..... | ||
اما این کتاب، یعنی «مجموعۀ قصههای تفسیر عتیق نیشابوری» کتابی است که سرگذشت عالم را از ابتدای خلقت تا قیامت به زبانی ساده و قابل فهم و بدون هیچ حاشیهپردازی و مکث و توافقی بیان میکند. کهنترین قصههای عالم، اولین ساختۀ ذهن بشر و اولین قصههای برجایمانده از راویان اخبار محمدی، همه در کنار هم و در یک تسلسل درهمتنیدۀ متوالی فراهم آمدهاند.<ref> [https://literaturelib.com/books/4823 ر.ک: پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref> | اما این کتاب، یعنی «مجموعۀ قصههای تفسیر عتیق نیشابوری» کتابی است که سرگذشت عالم را از ابتدای خلقت تا قیامت به زبانی ساده و قابل فهم و بدون هیچ حاشیهپردازی و مکث و توافقی بیان میکند. کهنترین قصههای عالم، اولین ساختۀ ذهن بشر و اولین قصههای برجایمانده از راویان اخبار محمدی، همه در کنار هم و در یک تسلسل درهمتنیدۀ متوالی فراهم آمدهاند.<ref> [https://literaturelib.com/books/4823 ر.ک: پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref> | ||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
[[ترجمه و قصههای قرآن از روی نسخه موقوفه بر تربت شیخ جام مبتنی بر تفسیر ابو بکر عتیق نیشابوری]] | [[ترجمه و قصههای قرآن از روی نسخه موقوفه بر تربت شیخ جام مبتنی بر تفسیر ابو بکر عتیق نیشابوری]] | ||
[[رده:کتابشناسی]] | [[رده:کتابشناسی]] | ||
[[رده:اسلام، عرفان، غیره]] | |||
[[رده: تفسیر]] | |||
[[رده:متون تفاسیر]] | |||
[[رده:مقالات(آبان) باقی زاده]] | [[رده:مقالات(آبان) باقی زاده]] | ||
[[رده:مقالات بازبینی | [[رده:مقالات بازبینی شده2 آذر 1403]] | ||
[[رده:فاقد اتوماسیون]] | [[رده:فاقد اتوماسیون]] | ||