۱۴۸٬۲۱۳
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' .' به '.') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
||
| (۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
|زبان | |زبان | ||
| زبان = عربی | | زبان = عربی | ||
| کد کنگره = | | کد کنگره = | ||
| موضوع = | | موضوع = | ||
|ناشر | |ناشر | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
از این کتاب با نام «البدیع فی فصل الربیع» نیز یاد شده است.<ref>مقدمه، ص 72</ref>گفته شده است نویسنده این کتاب را برای معتضد خلیفه عباسی نگاشته و به او تقدیم کرده است.<ref>فروخ، عمر، ج4، ص 494</ref> | از این کتاب با نام «البدیع فی فصل الربیع» نیز یاد شده است.<ref>مقدمه، ص 72</ref>گفته شده است نویسنده این کتاب را برای معتضد خلیفه عباسی نگاشته و به او تقدیم کرده است.<ref>فروخ، عمر، ج4، ص 494</ref> | ||
اشتمال کتاب بر مجموعهای ارزشمند از شعر اندلسی، از برجسته ترین شاعران اندلسی دوران ملوک الطوایفی به طور عام و شاعران اشبیلیه به طور خاص است که دیوانها و مجموعههای شعری آنان به دست نرسیده، برخورداری کتاب از متونی منحصر به فرد و گونهای زیبا از انواع نگارش در اندلس در قالب نگارش توصیفی و همچنین وجود متون و قطعاتی که نویسنده آنها را به شکل مستقیم از گوینده ثبت و ضبط نموده است به همراه ذکر برخی مسائل، | اشتمال کتاب بر مجموعهای ارزشمند از شعر اندلسی، از برجسته ترین شاعران اندلسی دوران ملوک الطوایفی به طور عام و شاعران اشبیلیه به طور خاص است که دیوانها و مجموعههای شعری آنان به دست نرسیده، برخورداری کتاب از متونی منحصر به فرد و گونهای زیبا از انواع نگارش در اندلس در قالب نگارش توصیفی و همچنین وجود متون و قطعاتی که نویسنده آنها را به شکل مستقیم از گوینده ثبت و ضبط نموده است به همراه ذکر برخی مسائل، آراء، نظرات توسط نویسنده که در حوزه نقد ادبی جای دارد، بر ارزش کتاب افزوده است. | ||
این کتاب منبعی اساسی برای دانشپژوهان ادبیات اندلس به طورعام و آنچه به وصف طبیعت مربوط میشود به طور خاص است و در حقیقت جامعترین و کامل ترین منبع و حتی غنیترین منبع در این نوع از ادبیات قلمداد شده است.<ref>مقدمه، ص 85- 86</ref> | این کتاب منبعی اساسی برای دانشپژوهان ادبیات اندلس به طورعام و آنچه به وصف طبیعت مربوط میشود به طور خاص است و در حقیقت جامعترین و کامل ترین منبع و حتی غنیترین منبع در این نوع از ادبیات قلمداد شده است.<ref>مقدمه، ص 85- 86</ref> | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
فصول سهگانه کتاب مشتمل بر گزیدههای نظم و نثر در وصف بهار، شکوفه و گلهای آن است، جز اینکه مطالب نظم آن سهم بیشتری را به خود اختصاص داده است. نویسنده نزدیک به دویست و چهل قطعه که حدود هزار و چهارصد و بیست بیت از مجموعهای از شعرای اندلس را ذکر کرده است. از بارزترین آنها ابوعامر ابن مسلمه وزیر، و قاضی ذوالوزارتین ابو القاسم محمد بن عباد و پسرش اسماعیل و دیگران هستند که نویسنده از آنان قطعات متنوعی را در جایهای مختلف کتاب آورده است.<ref>مقدمه، ص 75- 76</ref> | فصول سهگانه کتاب مشتمل بر گزیدههای نظم و نثر در وصف بهار، شکوفه و گلهای آن است، جز اینکه مطالب نظم آن سهم بیشتری را به خود اختصاص داده است. نویسنده نزدیک به دویست و چهل قطعه که حدود هزار و چهارصد و بیست بیت از مجموعهای از شعرای اندلس را ذکر کرده است. از بارزترین آنها ابوعامر ابن مسلمه وزیر، و قاضی ذوالوزارتین ابو القاسم محمد بن عباد و پسرش اسماعیل و دیگران هستند که نویسنده از آنان قطعات متنوعی را در جایهای مختلف کتاب آورده است.<ref>مقدمه، ص 75- 76</ref> | ||
برخلاف نظم کتاب نثر آن شامل موارد کمتری است به گونهای که بیش ازچهارده رساله یا قطعه نثری در آن نیامده است. یک رساله متعلق به ابن عباد و دیگر رساله از آن ابواسحاق بن حمام . دو رساله از عمر بن هشام، دو رساله از ابو الولید عثمانی، دو رساله از آن مروان بن عبد الملک بن ادریس جزری و ابو حفص احمد بن برد و چهار رساله از آن نویسنده کتاب ابوالولید است. <ref>مقدمه، ص 76</ref> | برخلاف نظم کتاب نثر آن شامل موارد کمتری است به گونهای که بیش ازچهارده رساله یا قطعه نثری در آن نیامده است. یک رساله متعلق به ابن عباد و دیگر رساله از آن ابواسحاق بن حمام. دو رساله از عمر بن هشام، دو رساله از ابو الولید عثمانی، دو رساله از آن مروان بن عبد الملک بن ادریس جزری و ابو حفص احمد بن برد و چهار رساله از آن نویسنده کتاب ابوالولید است. <ref>مقدمه، ص 76</ref> | ||
نویسنده در خاتمه مطالب گفته است که وی نخستین کسی است که به این موضوع ورود کرده لکن توجه داده است که وی دعوی احاطه به آنچه در این موضع گفته شده نداشته اما نهایت تلاش خود را برای جمع آوری مطالب دراین موضوع نموده است. <ref>رک: همان، ص 77</ref> | نویسنده در خاتمه مطالب گفته است که وی نخستین کسی است که به این موضوع ورود کرده لکن توجه داده است که وی دعوی احاطه به آنچه در این موضع گفته شده نداشته اما نهایت تلاش خود را برای جمع آوری مطالب دراین موضوع نموده است. <ref>رک: همان، ص 77</ref> | ||