ازمة التعليم الديني في العالم الاسلامي: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'AUTOMATIONCODE.....AUTOMATIONCODE' به 'AUTOMATIONCODE......AUTOMATIONCODE'
جز (جایگزینی متن - 'ابن‌س' به 'ابن‌ س')
جز (جایگزینی متن - 'AUTOMATIONCODE.....AUTOMATIONCODE' به 'AUTOMATIONCODE......AUTOMATIONCODE')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۵: خط ۱۵:
| مکان نشر =دمشق
| مکان نشر =دمشق
| سال نشر =1428ق/ 2007م  
| سال نشر =1428ق/ 2007م  
 
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE......AUTOMATIONCODE
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE.....AUTOMATIONCODE
| چاپ =اول
| چاپ =اول
| شابک =
| شابک =
خط ۴۲: خط ۴۱:
نويسنده پس از اين بحثی گشوده است با عنوان گامی فراسوی پی نهادن نگرشی جديد بر تحول برنامه‌های تدريس علوم شرعی در دانشگاه‌ها: از هدف‌ها تا ارزيابی، و در شرح و شکافت آن به مطالب زير پرداخته است: تعيين هدف‌های عام، تعيين هدف‌های آموزشی آموزش قرآن، معيارهايی برای تعيين محتوای درسی، تحول در روش‌های آموزشی و ارزيابی، ايجاد و پرورش انگيزه يادگيری در آغاز درس، تکرار برای تفهيم، آموزش و تمرين شاگردان برای کسب مهارت و توانايی در ماده درسی مورد آموزش، ارزيابی و آزمون، بهره‌گيری از وسايل کمک‌آموزشی برای تدريس علوم شرعی.
نويسنده پس از اين بحثی گشوده است با عنوان گامی فراسوی پی نهادن نگرشی جديد بر تحول برنامه‌های تدريس علوم شرعی در دانشگاه‌ها: از هدف‌ها تا ارزيابی، و در شرح و شکافت آن به مطالب زير پرداخته است: تعيين هدف‌های عام، تعيين هدف‌های آموزشی آموزش قرآن، معيارهايی برای تعيين محتوای درسی، تحول در روش‌های آموزشی و ارزيابی، ايجاد و پرورش انگيزه يادگيری در آغاز درس، تکرار برای تفهيم، آموزش و تمرين شاگردان برای کسب مهارت و توانايی در ماده درسی مورد آموزش، ارزيابی و آزمون، بهره‌گيری از وسايل کمک‌آموزشی برای تدريس علوم شرعی.


عنوان بحث دوم کتاب، بحران آموزش دينی در دانشگاه‌های اسلامی است. نگارنده در مقدمه اين بحث از تلاش‌های اصلاحی کسانی چون امام محمد غزالی، ابن‌خلدون، محمد عبده، بن‌عاشور، راغب طباخ نام می‌برد و از همايش‌های برپاشده در جهان اسلام با موضوع اصطلاحات آموزشی ياد می‌کند و به جهانی شدن موضوع آموزش دينی پس از واقعه يازدهم سپتامبر 2001 م در آمريکا و متهم ساختن آموزش دينی اسلامی به تربيت تروريست و فراخواندن به تغيير برنامه آموزش دينی و اعمال فشارهای سياسی و اقتصادی برای اين کار اشاره می‌کند. آنگاه می‌افزايد با توجه به حساسيت موضوع و اهميت تنوع ديدگاه‌ها دربارۀ آن، برای آگاهی از ديدگاه‌های ديگران پرسش‌نامه‌ای تهيه و برای اهل نظر ارسال داشته است.
عنوان بحث دوم کتاب، بحران آموزش دينی در دانشگاه‌های اسلامی است. نگارنده در مقدمه اين بحث از تلاش‌های اصلاحی کسانی چون امام محمد غزالی، ابن‌ خلدون، محمد عبده، بن‌عاشور، راغب طباخ نام می‌برد و از همايش‌های برپاشده در جهان اسلام با موضوع اصطلاحات آموزشی ياد می‌کند و به جهانی شدن موضوع آموزش دينی پس از واقعه يازدهم سپتامبر 2001 م در آمريکا و متهم ساختن آموزش دينی اسلامی به تربيت تروريست و فراخواندن به تغيير برنامه آموزش دينی و اعمال فشارهای سياسی و اقتصادی برای اين کار اشاره می‌کند. آنگاه می‌افزايد با توجه به حساسيت موضوع و اهميت تنوع ديدگاه‌ها دربارۀ آن، برای آگاهی از ديدگاه‌های ديگران پرسش‌نامه‌ای تهيه و برای اهل نظر ارسال داشته است.


اشاره به حاصل نظرسنجی مؤلف دربارۀ نمودهای بحران آموزش دينی در دانشگاه‌های اسلامی و عوامل خارجی و داخلی ايجاد اين بحران‌ها، بحران‌های ناشی از حکومت و نظام آموزشی و شاگرد و فارغ‌التحصيل، ديگر بحث‌های فراز نخست از فرازهای پنج‌گانه بحث دوم کتاب است.
اشاره به حاصل نظرسنجی مؤلف دربارۀ نمودهای بحران آموزش دينی در دانشگاه‌های اسلامی و عوامل خارجی و داخلی ايجاد اين بحران‌ها، بحران‌های ناشی از حکومت و نظام آموزشی و شاگرد و فارغ‌التحصيل، ديگر بحث‌های فراز نخست از فرازهای پنج‌گانه بحث دوم کتاب است.
خط ۵۰: خط ۴۹:
بخش دوم با تعليقات [[صمدی، خالد|خالد صمدی]] بر جستار [[حللی، عبدالرحمن|عبدالرحمن حللی]] آغاز می‌شود. صمدی ضمن تقدير از زحمات حللی کوشيده است برخی از کاستی‌های کار او را يادآور شود و راه‌حل‌ها و ايده‌هايی عملی برای تحول آموزش دينی در دانشگاه‌ها عرضه دارد که جهت سازواری با حجم تعليقات، کوتاه و مختصر بيان شده و شامل مطالب ذيل است: زير پا نهادن ارزش‌های استعماری و ايجاد ارزش‌های جايگزين آن‌ها؛ ايجاد تخصص‌های جديد لازم برای تدريس تربيت اسلامی؛ اصلاح و بهبود وضع پژوهش‌های دانشگاهی در حوزه تربيت اسلامی؛ ايجاد مرکز تخصصی برای بررسی و مطالعه در علم اصول فقه و مقاصد شريعت و ارائه خدمات مشاوره‌ای به متخصصان تربيت اسلامی و روان‌شناسی اسلامی؛ ايجاد مرکز اختصاصی پژوهش در رفتار اجتماعی از منظر فقه و حقوق؛ ايجاد مرکزی برای مطالعات فقه خانواده؛ ايجاد مرکزی برای ترجمه و نقد آثار مستشرقان دربارۀ اسلام.
بخش دوم با تعليقات [[صمدی، خالد|خالد صمدی]] بر جستار [[حللی، عبدالرحمن|عبدالرحمن حللی]] آغاز می‌شود. صمدی ضمن تقدير از زحمات حللی کوشيده است برخی از کاستی‌های کار او را يادآور شود و راه‌حل‌ها و ايده‌هايی عملی برای تحول آموزش دينی در دانشگاه‌ها عرضه دارد که جهت سازواری با حجم تعليقات، کوتاه و مختصر بيان شده و شامل مطالب ذيل است: زير پا نهادن ارزش‌های استعماری و ايجاد ارزش‌های جايگزين آن‌ها؛ ايجاد تخصص‌های جديد لازم برای تدريس تربيت اسلامی؛ اصلاح و بهبود وضع پژوهش‌های دانشگاهی در حوزه تربيت اسلامی؛ ايجاد مرکز تخصصی برای بررسی و مطالعه در علم اصول فقه و مقاصد شريعت و ارائه خدمات مشاوره‌ای به متخصصان تربيت اسلامی و روان‌شناسی اسلامی؛ ايجاد مرکز اختصاصی پژوهش در رفتار اجتماعی از منظر فقه و حقوق؛ ايجاد مرکزی برای مطالعات فقه خانواده؛ ايجاد مرکزی برای ترجمه و نقد آثار مستشرقان دربارۀ اسلام.


تعليقات ديگر اين بخش از [[حللی، عبدالرحمن|عبدالرحمن حللی]] بر بحث [[صمدی، خالد|خالد صمدی]] است. حللی بر اين باور است که در تعليقاتش به جنبه‌هايی از بحران آموزش دينی پرداخته است که ژرف‌تر از بحث‌های صمدی در اين‌باره است (ص 245): معضل آموزش تلقينی و خودداری انديشه انتقادی از وارد شدن به حوزه ارزيابی مطالب در علوم شرعی؛ آموزش‌های دينی سنتی در مراکز آموزشی سنتی؛ مشکل بل بحران تربيت‌پژوهی در حوزه علوم اسلامی؛ مسئله تخصص در علوم‌اسلامی.
تعليقات ديگر اين بخش از [[حللی، عبدالرحمن|عبدالرحمن حللی]] بر بحث [[صمدی، خالد|خالد صمدی]] است. حللی بر اين باور است که در تعليقاتش به جنبه‌هایی از بحران آموزش دينی پرداخته است که ژرف‌تر از بحث‌های صمدی در اين‌باره است (ص 245): معضل آموزش تلقينی و خودداری انديشه انتقادی از وارد شدن به حوزه ارزيابی مطالب در علوم شرعی؛ آموزش‌های دينی سنتی در مراکز آموزشی سنتی؛ مشکل بل بحران تربيت‌پژوهی در حوزه علوم اسلامی؛ مسئله تخصص در علوم‌اسلامی.


گفتنی است در بحث دوم بخش اول که - کمابيش - مبتنی بر نظرسنجی و گردآوری اطلاعات ميدانی است، با فرض روايی نتايج، از آنجا که نظرسنجی تنها در برخی از دانشگاه‌های تنها سه کشور سوريه، مغرب، مالزی صورت گرفته است، بی‌ترديد تعميم آن‌ها به همه دانشگاه‌های جهان اسلام نارواست.
گفتنی است در بحث دوم بخش اول که - کمابيش - مبتنی بر نظرسنجی و گردآوری اطلاعات ميدانی است، با فرض روايی نتايج، از آنجا که نظرسنجی تنها در برخی از دانشگاه‌های تنها سه کشور سوريه، مغرب، مالزی صورت گرفته است، بی‌ترديد تعميم آن‌ها به همه دانشگاه‌های جهان اسلام نارواست.