۱۹٬۷۹۷
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) (صفحهای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر =NURادبیات شفاهی گیلکیJ1.jpg | عنوان =ادبیات شفاهی گیلکی | عنوانهای دیگر = |پدیدآورندگان | پدیدآوران = غلامدوست، هادی (نویسنده) |زبان | زبان = | کد کنگره = | موضوع = |ناشر | ناشر =فرهنگ ایلیا | مکان نشر =رشت | سال نشر =1398 |...» ایجاد کرد) |
جز (جایگزینی متن - 'AUTOMATIONCODE.....AUTOMATIONCODE' به 'AUTOMATIONCODE......AUTOMATIONCODE') |
||
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
| سال نشر =1398 | | سال نشر =1398 | ||
| کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE.....AUTOMATIONCODE | | کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE......AUTOMATIONCODE | ||
| چاپ = | | چاپ = | ||
| شابک =0ـ652ـ190ـ964ـ978 | | شابک =0ـ652ـ190ـ964ـ978 | ||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''ادبیات شفاهی گیلکی (شرق گیلان)''' تألیف هادی | '''ادبیات شفاهی گیلکی (شرق گیلان)''' تألیف [[غلامدوست، هادی|هادی غلامدوست]]، اهمیت ادبیات شفاهی گیلان در آن است که توانسته افکار و اندیشهها و واژههای کهن فراموششدۀ زبان گیلکی را سینهبهسینه حفظ کرده، به ما رسانده و زنده نگاه دارد و از طریق همین شعرها، ترانهها، افسانهها و مثلها درمییابیم که مردم گیلان چگونه زندگی میکردند و دچار چه سختیهای در زندگی بودند. | ||
==گزارش کتاب== | ==گزارش کتاب== | ||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
وقتی با ادبیات شفاهی یک منطقه آشنا میشویم، ناخواسته خود را با مجموعۀ وسیعی از فرهنگ، زبان، آداب و رسوم، شیوۀ زندگی، نگاه به زندگی و نحوۀ بیان اندیشه و حتی واژههایی که گم شدهاند، روبرو میبینیم. گاه تصویرهای شاعرانهای که از زبان ترانهسرایان عامی بیان میشود، تصویری قابل توجه و شگفت است: | وقتی با ادبیات شفاهی یک منطقه آشنا میشویم، ناخواسته خود را با مجموعۀ وسیعی از فرهنگ، زبان، آداب و رسوم، شیوۀ زندگی، نگاه به زندگی و نحوۀ بیان اندیشه و حتی واژههایی که گم شدهاند، روبرو میبینیم. گاه تصویرهای شاعرانهای که از زبان ترانهسرایان عامی بیان میشود، تصویری قابل توجه و شگفت است: | ||
دورادور تا بدثم شادی | دورادور تا بدثم شادی بگودمبه دل مست و به پای بازی بگودم | ||
در این ترانه، معشوق به دلدادۀ خود خطاب میکند: از دور تو را دیدم، شادی کردم و قند در دلم آب شد؛ اما سرم را زیر انداختم و با پایم خاکبازی کردم. این تصویر را فقط کسانی میتوانند دریابند که با محیط روستا آشنا بوده و در آنجا زندگی کرده باشند. | در این ترانه، معشوق به دلدادۀ خود خطاب میکند: از دور تو را دیدم، شادی کردم و قند در دلم آب شد؛ اما سرم را زیر انداختم و با پایم خاکبازی کردم. این تصویر را فقط کسانی میتوانند دریابند که با محیط روستا آشنا بوده و در آنجا زندگی کرده باشند. | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
گیلکها از اقوامی هستند که در گسترۀ فولکلور خود، مجموعهای از آثار ادبی را خلق کردهاند که امروزه از آن به عنوان ادبیات شفاهی گیلکی یاد میشود. افسانهها، مثلها، اشعار، ترانهها، اسطورهها، لطیفهها، نمایشنامهها و به طور همۀ آنچه ادبیات شفاهی گیلان را شکل میدهد، میراث مشترک این قوم است و به همۀ تیرهها و طوایف آن تعلق دارد. نگارنده در این کتاب کوشیده با ارائۀ نمونههایی به مثابۀ مشت نمونۀ خروار، از مثلها، قصهها، اسطورهها، چیستانها، ترانههای کار، لالاییها، نوروزیخوانیها و اشعار کودکان در فرهنگ مردم گیلان، دریچهای بر آن گستره باز کند.<ref> [https://literaturelib.com/books/4756 ر.ک: پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref> | گیلکها از اقوامی هستند که در گسترۀ فولکلور خود، مجموعهای از آثار ادبی را خلق کردهاند که امروزه از آن به عنوان ادبیات شفاهی گیلکی یاد میشود. افسانهها، مثلها، اشعار، ترانهها، اسطورهها، لطیفهها، نمایشنامهها و به طور همۀ آنچه ادبیات شفاهی گیلان را شکل میدهد، میراث مشترک این قوم است و به همۀ تیرهها و طوایف آن تعلق دارد. نگارنده در این کتاب کوشیده با ارائۀ نمونههایی به مثابۀ مشت نمونۀ خروار، از مثلها، قصهها، اسطورهها، چیستانها، ترانههای کار، لالاییها، نوروزیخوانیها و اشعار کودکان در فرهنگ مردم گیلان، دریچهای بر آن گستره باز کند.<ref> [https://literaturelib.com/books/4756 ر.ک: پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref> | ||
==پانويس == | ==پانويس == | ||
<references /> | <references /> | ||
| خط ۵۷: | خط ۵۵: | ||
[[رده:کتابشناسی]] | [[رده:کتابشناسی]] | ||
[[رده:مقالات(دی) باقی زاده]] | [[رده:مقالات(دی) باقی زاده]] | ||
[[رده:مقالات بازبینی | [[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1403]] | ||
[[رده:فاقد اتوماسیون]] | [[رده:فاقد اتوماسیون]] | ||
ویرایش