اصفهانی، معمر بن احمد: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ' ' به ''
جز (جایگزینی متن - 'مـ' به 'م')
جز (جایگزینی متن - ' ' به '')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
 
(۱۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۷: خط ۱۷:
| شهادت =  
| شهادت =  
| مدفن =  
| مدفن =  
| طول عمر =  
| طول عمر =  
| نام همسر =  
| نام همسر =  
| فرزندان =  
| فرزندان =  
| خویشاوندان =  
| خویشاوندان =  
| دین = اسلام؛
| دین = اسلام؛
| مذهب =‌ حنبلی؛
| مذهب =‌ حنبلی؛
خط ۳۲: خط ۳۰:
| مشایخ =‌‌ ابو اسحاق ابراهیم بن محمد بن حمزه، ابوالقاسم سلیمان بن احمد طبرانی، شیخ مشور حنبلی عبدالله بن محمد بنِ جعفر بن حیان معروف به ابوالشیخ، ابن مقری، ابوالحسن ابن مثنی، علی بن عمر بن عبدالعزیز، ابوعبدالله محمد ابن منده، ابوعبدالله محمد بن یوسف بنا، ابوالحسن علی بن سهل، احمد بن جعفر بن هانی، كوفانی، خواجه عبدالله انصاری؛
| مشایخ =‌‌ ابو اسحاق ابراهیم بن محمد بن حمزه، ابوالقاسم سلیمان بن احمد طبرانی، شیخ مشور حنبلی عبدالله بن محمد بنِ جعفر بن حیان معروف به ابوالشیخ، ابن مقری، ابوالحسن ابن مثنی، علی بن عمر بن عبدالعزیز، ابوعبدالله محمد ابن منده، ابوعبدالله محمد بن یوسف بنا، ابوالحسن علی بن سهل، احمد بن جعفر بن هانی، كوفانی، خواجه عبدالله انصاری؛
‌| معاصرین = ابو نعیم اصفهانی؛
‌| معاصرین = ابو نعیم اصفهانی؛
  ‌ | شاگردان =  
  ‌| شاگردان =  
| اجازه اجتهاد از =  
| اجازه اجتهاد از =  
| درجه علمی = صوفی، محدث؛
| درجه علمی = صوفی، محدث؛
خط ۴۴: خط ۴۲:
| کد مؤلف = AUTHORCODE82817AUTHORCODE
| کد مؤلف = AUTHORCODE82817AUTHORCODE
}}
}}
''' ابومَنْصورِ اِصْفَهانی، مَعْمَر بن احمد بن محمد بن زیاد ''' (د رمضان 418ق/1027م )، صوفی و محدث حنبلی اصفهانی در سده 4 و اوایل سده 5ق.
''' ابومَنْصورِ اِصْفَهانی، مَعْمَر بن احمد بن محمد بن زیاد''' (د رمضان 418ق/1027م)، صوفی و محدث حنبلی اصفهانی در سده 4 و اوایل سده 5ق.




خط ۶۴: خط ۶۲:
==استماع حدیث، آشنایی با سنت و کلام==
==استماع حدیث، آشنایی با سنت و کلام==


بر اساس اشاراتی كه خود در «المناهج» دارد، وی نزد ابو اسحاق ابراهیم بن محمد بن حمزه (د353ق) و [[طبرانی، سلیمان بن احمد|ابوالقاسم سلیمان بن احمد طبرانی]] (د360ق) و شیخ مشور حنبلی عبدالله بن محمد بنِ جعفر بن حیان معروف به ابوالشیخ (د369ق )، حدیث شنیده و از آنان سنت آموخته است و علاوه بر اینان، وی در حدیث از مشایخ دیگری چون ابن مقری، [[ابوالحسن ابن مثنی]]، علی بن عمر بن عبدالعزیز نیز سماع داشته است ، اما شیخ و استادی كه ابومنصور بیش از دیگران با او انس داشته، [[ابن منده‌، محمد بن‌ اسحاق‌|ابوعبدالله محمد ابن منده]] (د395ق) است كه او را بسیار بزرگ می‌داشته و به تعبیر«بقیه الوقت» از او یاد كرده است.
بر اساس اشاراتی كه خود در «المناهج» دارد، وی نزد ابو اسحاق ابراهیم بن محمد بن حمزه (د353ق) و [[طبرانی، سلیمان بن احمد|ابوالقاسم سلیمان بن احمد طبرانی]] (د360ق) و شیخ مشور حنبلی عبدالله بن محمد بنِ جعفر بن حیان معروف به ابوالشیخ (د369ق)، حدیث شنیده و از آنان سنت آموخته است و علاوه بر اینان، وی در حدیث از مشایخ دیگری چون ابن مقری، [[ابوالحسن ابن مثنی]]، علی بن عمر بن عبدالعزیز نیز سماع داشته است، اما شیخ و استادی كه ابومنصور بیش از دیگران با او انس داشته، [[ابن منده‌، محمد بن‌ اسحاق‌|ابوعبدالله محمد ابن منده]] (د395ق) است كه او را بسیار بزرگ می‌داشته و به تعبیر«بقیه الوقت» از او یاد كرده است.


بیشتر مشایخ ابومنصور از اصحاب حدیث بوده‌اند و برخی از آنان همچون ابوالشیخ در زهد و ورع نیز شهرت تمام داشته‌اند و مسلم است كه ابومنصور در مجال آنان نه تنها حدیث می‌شنیده و با سنت و آراء كلامی حنبلی، آشنا می‌شده، بلكه از زهد و تقوای آنان نیز تأثیر و تعلیم می‌گرفته است.
بیشتر مشایخ ابومنصور از اصحاب حدیث بوده‌اند و برخی از آنان همچون ابوالشیخ در زهد و ورع نیز شهرت تمام داشته‌اند و مسلم است كه ابومنصور در مجال آنان نه تنها حدیث می‌شنیده و با سنت و آراء كلامی حنبلی، آشنا می‌شده، بلكه از زهد و تقوای آنان نیز تأثیر و تعلیم می‌گرفته است.
خط ۸۶: خط ۸۴:
از سرگذشت صالحانی اطلاعی در دست نیست، و ذنكابادی نیز در 325ق درگذشته و ابومنصور روزگار او را درك نكرده است، اما احمد بن جعفر بن هانی از صوفیان مشهور و نیز از محدثان حنبلی اصفهان است كه معمر او را می‌شناخته و ظاهراً از او سماع داشته است، زیرا حدیثی در«المنهاج» نقل كرده است كه آن را صوفی معاصر او [[ابونعیم، احمد بن عبدالله|ابونعیم اصفهانی]] در [[حلية الأولياء و طبقات الأصفياء|حلیه الاولیاء]] از طریق احمد بن جعفر بن هانی آورده است.
از سرگذشت صالحانی اطلاعی در دست نیست، و ذنكابادی نیز در 325ق درگذشته و ابومنصور روزگار او را درك نكرده است، اما احمد بن جعفر بن هانی از صوفیان مشهور و نیز از محدثان حنبلی اصفهان است كه معمر او را می‌شناخته و ظاهراً از او سماع داشته است، زیرا حدیثی در«المنهاج» نقل كرده است كه آن را صوفی معاصر او [[ابونعیم، احمد بن عبدالله|ابونعیم اصفهانی]] در [[حلية الأولياء و طبقات الأصفياء|حلیه الاولیاء]] از طریق احمد بن جعفر بن هانی آورده است.


ابومنصور غیر از اصحاب محمد بنا و علی بن سهل از مشایخ دیگری چون ابوالفتح فضل بن جعفر، ابومسلم سقا و ابوعبدالله بغدادی نیز اخبار صوفیه را روایت كرده و ظاهراً با ابوالحسن ابن جهضم همدانی (د414ق )، از مشایخ مشهور و مقیم مكه نیز ارتباط داشته است.
ابومنصور غیر از اصحاب محمد بنا و علی بن سهل از مشایخ دیگری چون ابوالفتح فضل بن جعفر، ابومسلم سقا و ابوعبدالله بغدادی نیز اخبار صوفیه را روایت كرده و ظاهراً با ابوالحسن ابن جهضم همدانی (د414ق)، از مشایخ مشهور و مقیم مكه نیز ارتباط داشته است.


==== چگونگی ارتباط با ابن جهم ====
==== چگونگی ارتباط با ابن جهم ====
خط ۱۲۵: خط ۱۲۳:
به اعتقاد وی هر چه قدر از خیر و شر، قلیل و كثیر و محبوب و مكروه هست، از جانب خداست.
به اعتقاد وی هر چه قدر از خیر و شر، قلیل و كثیر و محبوب و مكروه هست، از جانب خداست.


وی قرآن را كلام خدا و وحی و تنزیل او و الفاظ آن را قدیم و غیر مخلوق می‌داند و قائلان به خلق آن را كافر و جهنمی می‌شمارد. كرسی را موضع قدمین می داند و به نزول حق بر سماء دنیا بدون كیف و بی‌تشبیه و تأویل قائل است ومنكران یا تأویل‌گران آن را مبتدع و گمراه می‌شمارد.
وی قرآن را كلام خدا و وحی و تنزیل او و الفاظ آن را قدیم و غیر مخلوق می‌داند و قائلان به خلق آن را كافر و جهنمی می‌شمارد. كرسی را موضع قدمین می‌داند و به نزول حق بر سماء دنیا بدون كیف و بی‌تشبیه و تأویل قائل است ومنكران یا تأویل‌گران آن را مبتدع و گمراه می‌شمارد.


شهادت را مقبول دین می‌بیند ومنكر آن را مبتدع. رزق را-چه حلال باشد و چه حرام-به عنوان رزق الله می‌شناسد و آنان را كه رزق حرام را غیر از رزق خدا می‌دانسته‌اند، قدری گمراه می‌خواند.
شهادت را مقبول دین می‌بیند ومنكر آن را مبتدع. رزق را-چه حلال باشد و چه حرام-به عنوان رزق الله می‌شناسد و آنان را كه رزق حرام را غیر از رزق خدا می‌دانسته‌اند، قدری گمراه می‌خواند.
خط ۱۸۵: خط ۱۸۳:
   
   
با آنكه در هیچ یك از آثار موجود ابومنصور مبحث خانقاه و متعلقان آن مورد بحث قرار نگرفته است و آنگاه نیز كه او از «اوطان و مساكن صوفیه» سخن می‌گوید، براساس سنت اهل صفه «مسجد» را مقام و مسكن صوفیه تلقی می‌كند، با اینهمه، موضوع سماع صوفیه-كه بی‌گمان رشد و گسترش آن در خانقاه‌ها و مراكز تجمع صوفیان بوده-افكار او را به خود مشغول داشته است. توجه او به این رسم صوفیانه به حدی است كه نه تنها كتابی مستقل در این زمینه پرداخته بوده، بلكه در چند تألیف دیگرش نیز باب، فصل یا بحثی را به آن مخصوص داشته و انواع و احوال و شرایط آن را بازگفته است.
با آنكه در هیچ یك از آثار موجود ابومنصور مبحث خانقاه و متعلقان آن مورد بحث قرار نگرفته است و آنگاه نیز كه او از «اوطان و مساكن صوفیه» سخن می‌گوید، براساس سنت اهل صفه «مسجد» را مقام و مسكن صوفیه تلقی می‌كند، با اینهمه، موضوع سماع صوفیه-كه بی‌گمان رشد و گسترش آن در خانقاه‌ها و مراكز تجمع صوفیان بوده-افكار او را به خود مشغول داشته است. توجه او به این رسم صوفیانه به حدی است كه نه تنها كتابی مستقل در این زمینه پرداخته بوده، بلكه در چند تألیف دیگرش نیز باب، فصل یا بحثی را به آن مخصوص داشته و انواع و احوال و شرایط آن را بازگفته است.
وی سماع را به عنوان اصلی از اصول تصوف می نگرد، تا جایی كه آن را با «نوافل» در خور قیاس می‌بیند و فایده آن را اخذ اشارات و معانی غیبی می‌داند، زیرا صوفیه «اهل قلوب» اند، و قلوب منزه از شوائب و مملو از اسرار، البته از هرگونه نطق و كلام و صوت و هرگونه ذكری یا انگیزشی به وجد و تواجد درمی‌آیند.
وی سماع را به عنوان اصلی از اصول تصوف می‌نگرد، تا جایی كه آن را با «نوافل» در خور قیاس می‌بیند و فایده آن را اخذ اشارات و معانی غیبی می‌داند، زیرا صوفیه «اهل قلوب» اند، و قلوب منزه از شوائب و مملو از اسرار، البته از هرگونه نطق و كلام و صوت و هرگونه ذكری یا انگیزشی به وجد و تواجد درمی‌آیند.
   
   


خط ۱۹۶: خط ۱۹۴:
==محبت==
==محبت==


در بینش صوفیانه ابومنصور، «محبت» یكی از اركان تصوف به شمار می‌آید، اما او هرگز محبت را-چه در میان خالق و خلق باشد و چه در میان خواص خلق كه صوفیه‌اند-با  «عشق»تعبیر و تفسیر نمی‌كند. او محبت را صفت قدیم حق و اساس آفرینش او می‌داند، حب الهی از عهدالست در قلوب خاصان حق تعالی مركوز شده و اخوت صوفیه مربوط به «تعارف» ارواح آنان در همان عالم است و این عنایتی است از جانب حق تعالی كه آنان را چنان جمع كرده است كه اگر یكی در مغرب باشد و دیگری در مشرق، به احوال همدیگر آنگونه وقوف دارند كه گویی دارای روحی واحدند.
در بینش صوفیانه ابومنصور، «محبت» یكی از اركان تصوف به شمار می‌آید، اما او هرگز محبت را-چه در میان خالق و خلق باشد و چه در میان خواص خلق كه صوفیه‌اند-با«عشق»تعبیر و تفسیر نمی‌كند. او محبت را صفت قدیم حق و اساس آفرینش او می‌داند، حب الهی از عهدالست در قلوب خاصان حق تعالی مركوز شده و اخوت صوفیه مربوط به «تعارف» ارواح آنان در همان عالم است و این عنایتی است از جانب حق تعالی كه آنان را چنان جمع كرده است كه اگر یكی در مغرب باشد و دیگری در مشرق، به احوال همدیگر آنگونه وقوف دارند كه گویی دارای روحی واحدند.




خط ۲۱۶: خط ۲۱۴:
یكی آثاری كه مؤلف در آن‌ها صرفاً به مباحث عرفانی و آداب خانقاهی پرداخته است، مانند ادب‌الملوك و نهج الخاص، دیگر نگارش‌هایی كه در آن‌ها صبغه كلام حنبلی نمایان‌تر و مشهودتر است و آراء مذهب حنبلی به عنوان ظاهر تصوف مورد نظر قرار گرفته است، مانند المناهج و المنهاج.
یكی آثاری كه مؤلف در آن‌ها صرفاً به مباحث عرفانی و آداب خانقاهی پرداخته است، مانند ادب‌الملوك و نهج الخاص، دیگر نگارش‌هایی كه در آن‌ها صبغه كلام حنبلی نمایان‌تر و مشهودتر است و آراء مذهب حنبلی به عنوان ظاهر تصوف مورد نظر قرار گرفته است، مانند المناهج و المنهاج.


نسخه‌های آثار موجود او نیز دو گونه است: یكی آثاری كه دارای ترتیب و ابواب منظم است و مؤلف مباحث كلامی و عرفانی را با نظمی علمی و مدرسی فراهم ساخته و در ارائه تعریفات مفاهیم و بیان آداب خانقاهی به صورتی روشن و محققانه عمل كرده است، مانند ادب‌الملوك،  شرح الاذكار و نهج الخاص.
نسخه‌های آثار موجود او نیز دو گونه است: یكی آثاری كه دارای ترتیب و ابواب منظم است و مؤلف مباحث كلامی و عرفانی را با نظمی علمی و مدرسی فراهم ساخته و در ارائه تعریفات مفاهیم و بیان آداب خانقاهی به صورتی روشن و محققانه عمل كرده است، مانند ادب‌الملوك،شرح الاذكار و نهج الخاص.
گونه دیگر رساله‌هایی است كه از تدوین و تبویبی منظم و مدرسی برخوردار نیست و به وصایا و خطابه‌ها و امالی و یادداشت‌گونه‌ها مانندگی دارد، مانند المسائل المحدثه الواقعه فی عصرنا و شرح ابیات.
گونه دیگر رساله‌هایی است كه از تدوین و تبویبی منظم و مدرسی برخوردار نیست و به وصایا و خطابه‌ها و امالی و یادداشت‌گونه‌ها مانندگی دارد، مانند المسائل المحدثه الواقعه فی عصرنا و شرح ابیات.
نسخه‌های آثار او نیز بسیار نادر و كمیاب است و از برخی تألیفات وی تاكنون نسخه‌ای شناسایی نشده است، از این جمله است كتاب السماع كه خود در باب سماع كتاب «ادب‌الملوك» به آن ارجاع داده است، یا كتاب غربت او كه خواجه عبدالله انصاری از آن یاد كرده، یا قصیده و كتاب او در باب «مرقعه» كه ذهبی و هجویری به آن‌ها اشاره كرده‌اند. به هر حال بیشتر آثار وی در یك مجموعه خطی-كه به خط نسخ كهن در سده‌های 7و8ق كتابت شده و به شماره 78 در كتابخانه خانقاه احمدی شیراز محفوظ است-شناخته شده است.  
نسخه‌های آثار او نیز بسیار نادر و كمیاب است و از برخی تألیفات وی تاكنون نسخه‌ای شناسایی نشده است، از این جمله است كتاب السماع كه خود در باب سماع كتاب «ادب‌الملوك» به آن ارجاع داده است، یا كتاب غربت او كه خواجه عبدالله انصاری از آن یاد كرده، یا قصیده و كتاب او در باب «مرقعه» كه ذهبی و هجویری به آن‌ها اشاره كرده‌اند. به هر حال بیشتر آثار وی در یك مجموعه خطی-كه به خط نسخ كهن در سده‌های 7و8ق كتابت شده و به شماره 78 در كتابخانه خانقاه احمدی شیراز محفوظ است-شناخته شده است.  
خط ۲۳۷: خط ۲۳۵:


ساختار زبانی و اسلوب نگارش آن با دیگر آثار ابومنصور همسان است و برخی از عبارات، مضامین و مثال‌ها نیز در«ادب‌الملوك» و دیگر آثار او مشترك است. به كار بردن اصطلاح «ملوكیه» به معنای «صوفیه» كه در«ادب‌الملوك» توضیح و توجیح شده است، در برخی از آثار ابومنصور نیز دیده می‌شود.
ساختار زبانی و اسلوب نگارش آن با دیگر آثار ابومنصور همسان است و برخی از عبارات، مضامین و مثال‌ها نیز در«ادب‌الملوك» و دیگر آثار او مشترك است. به كار بردن اصطلاح «ملوكیه» به معنای «صوفیه» كه در«ادب‌الملوك» توضیح و توجیح شده است، در برخی از آثار ابومنصور نیز دیده می‌شود.
اسامی و سخنان مشایخی كه در دیگر آثار او آمده است،در«ادب الملوك»نیز مشاهده می‌شود،جز اینكه مؤلف در این كتاب به اقوال علی(ع) و جعفرصادق(ع) توجه داده، در حالی كه نقل اقوال ائمه اهل بیت(ع) در دیگر نگارش‌های موجود او دیده نمی‌شود.
اسامی و سخنان مشایخی كه در دیگر آثار او آمده است،در«ادب الملوك»نیز مشاهده می‌شود،جز اینكه مؤلف در این كتاب به اقوال علی(ع) و جعفرصادق(ع) توجه داده، در حالی كه نقل اقوال ائمه اهل‌بیت(ع) در دیگر نگارش‌های موجود او دیده نمی‌شود.
با اینهمه، كاتب نسخه كه در كتابت آثار دیگر ابومنصور غالباً به نام و نشان وی اشاره دارد، در ادب‌الملوك-نه در صدر و نه در ترقیمه آن-نام او را نیاورده است و از اینجا چنین برمی‌آید كه كاتب نیز نام و نشان مؤلف ادب‌الملوك را نمی‌شناخته است.
با اینهمه، كاتب نسخه كه در كتابت آثار دیگر ابومنصور غالباً به نام و نشان وی اشاره دارد، در ادب‌الملوك-نه در صدر و نه در ترقیمه آن-نام او را نیاورده است و از اینجا چنین برمی‌آید كه كاتب نیز نام و نشان مؤلف ادب‌الملوك را نمی‌شناخته است.


خط ۲۹۱: خط ۲۸۹:
2.شرح الاذكار،  
2.شرح الاذكار،  


رساله‌ای است كه دارای ابواب منظم است و براساس حدیث «الاسلام بنی علی خمس:شهاده ان لااله الا الله و انّ محمد رسول الله و اقام الصلاه و ایتاءالزكاه و صوم رمضان و حج البیت من استطاع الیه سبیلا»، ذكر را در جمیع اعمال عبادی مؤمنان تعلیل و تبیین می‌كند و در پی آن به توجیه ذكر از لحاظ عرفانی و ضرورت آن برای محلان می‌پردازد.
رساله‌ای است كه دارای ابواب منظم است و براساس حدیث «الاسلام بنی علی خمس:شهاده ان لااله الا الله و انّ محمد رسول‌الله و اقام الصلاه و ایتاءالزكاه و صوم رمضان و حج البیت من استطاع الیه سبیلا»، ذكر را در جمیع اعمال عبادی مؤمنان تعلیل و تبیین می‌كند و در پی آن به توجیه ذكر از لحاظ عرفانی و ضرورت آن برای محلان می‌پردازد.
از این رساله یك نسخه در مجموعه مذكور موجود است.
از این رساله یك نسخه در مجموعه مذكور موجود است.


خط ۳۰۸: خط ۳۰۶:
==وابسته‌ها==
==وابسته‌ها==
{{وابسته‌ها}}
{{وابسته‌ها}}
[[عقاید مذهبی ابومنصور اصفهانی]]
[[دو اثر کوتاه از ابومنصور اصفهانی]]
[[گزیده‌ای از سخنان ابومنصور اصفهانی]]
[[نهج الخاص]]
[[نهج الخاص]]


[[رده:زندگی‌نامه]]  
[[رده:زندگی‌نامه]]  
[[رده:مقالات بازبینی شده2 آذر 1402]]
[[رده:مقالات بازبینی شده2 آذر 1402]]