۱۶۱٬۶۶۲
ویرایش
جز (جایگزینی متن - '== منابع مقاله ==' به '==منابع مقاله==') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) |
||
| (۱۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
| عنوانهای دیگر =المدخل، فاتحه الکتاب | | عنوانهای دیگر =المدخل، فاتحه الکتاب | ||
| پدیدآوران = | | پدیدآوران = | ||
[[خویی، ابوالقاسم]] ( | [[خویی، ابوالقاسم]] (نویسنده) | ||
| زبان =عربی | | زبان =عربی | ||
| کد کنگره =BP 69/5 /خ9ب9 | | کد کنگره =BP 69/5 /خ9ب9 | ||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
قرآن - علوم قرآنی | قرآن - علوم قرآنی | ||
| ناشر = | | ناشر = | ||
مؤسسة احياء آثار الامام الخوئي | |||
| مکان نشر =قم - ایران | | مکان نشر =قم - ایران | ||
| سال نشر = | | سال نشر = | ||
| کد اتوماسیون = | | کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE02098AUTOMATIONCODE | ||
| چاپ =1 | | چاپ =1 | ||
| تعداد جلد =1 | | تعداد جلد =1 | ||
| کتابخانۀ دیجیتال نور = | | کتابخانۀ دیجیتال نور =02098 | ||
| کتابخوان همراه نور =02098 | |||
| کد پدیدآور = | | کد پدیدآور = | ||
| پس از = | | پس از = | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
{{کاربردهای دیگر|البيان (ابهامزدایی)}} | |||
'''البيان في تفسير القرآن''' كتابى مهم در تفسير و علوم قرآنى، اثر فقيه شيعى معاصر، آیتالله [[خویی، ابوالقاسم| | '''البيان في تفسير القرآن''' كتابى مهم در تفسير و علوم قرآنى، اثر فقيه شيعى معاصر، آیتالله [[خویی، ابوالقاسم|سيد ابوالقاسم خويى]] (متوفى 1371 ش). اين كتاب مشتمل است بر برخى مباحث علوم قرآنى از جمله اعجاز، تحريف، نسخ، و نيز تفسير سوره حمد. به رغم خواسته و هدف مؤلف در ارائه تفسير سورههاى ديگر قرآن، البيان تنها مشتمل بر تفسير سوره حمد است. اين مجموعه در واقع، حاصل درسهاى [[خویی، ابوالقاسم|آیتالله خويى]] در حوزه علميه نجف است.<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1223/1/19 خويى، معجم رجال الحديث، ج 22، ص19]</ref> | ||
مؤلف در آغاز، به اجمال، از شيوه تفسير خود سخن گفته، سپس در فصل نخست با عنوان «فضل قرآن» جايگاه قرآن را در پرتو آيات آشكار ساخته و بر لزوم تدبر در آن تأكيد كرده است. | مؤلف در آغاز، به اجمال، از شيوه تفسير خود سخن گفته، سپس در فصل نخست با عنوان «فضل قرآن» جايگاه قرآن را در پرتو آيات آشكار ساخته و بر لزوم تدبر در آن تأكيد كرده است. | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۴: | ||
در فصل دوم، در بحث از «اعجاز قرآن» به تبيين لغوى اعجاز، معناى اصطلاحى آن و فرق آن با سحر پرداخته است. وى برترين معجزه را آن مىداند كه با برترين جريان روزگار هماوردى كند، ازينرو با تبيين جايگاه بلاغت و فصاحت در روزگار جاهلى، به اثبات برترى قرآن در اعصار و مانند ناپذيرى آن در بيان و عرضه حقايق والا مىپردازد. در بيان ابعاد مانند ناپذيرى قرآن، به تشريع و اِخبار از غيب نيز اشاره مىكند.<ref>ص 33-77</ref> | در فصل دوم، در بحث از «اعجاز قرآن» به تبيين لغوى اعجاز، معناى اصطلاحى آن و فرق آن با سحر پرداخته است. وى برترين معجزه را آن مىداند كه با برترين جريان روزگار هماوردى كند، ازينرو با تبيين جايگاه بلاغت و فصاحت در روزگار جاهلى، به اثبات برترى قرآن در اعصار و مانند ناپذيرى آن در بيان و عرضه حقايق والا مىپردازد. در بيان ابعاد مانند ناپذيرى قرآن، به تشريع و اِخبار از غيب نيز اشاره مىكند.<ref>ص 33-77</ref> | ||
از ديرباز، كسانى بر اين باور بودهاند كه گاه در قرآن از لحاظ بيانى، امورى ناهمگون با فصاحت و بلاغت راه يافته است.<ref>[[ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم|ابن قتيبه]]، ص22</ref>. مؤلف در فصلى جدا.<ref>ص 81-99</ref>به برخى از اشكالها و ايرادها در اين زمينه پرداخته و با استناد به تاريخ بدانها پاسخ گفته، و در اثر ديگر خود، نفحات الاعجاز، نيز به | از ديرباز، كسانى بر اين باور بودهاند كه گاه در قرآن از لحاظ بيانى، امورى ناهمگون با فصاحت و بلاغت راه يافته است.<ref>[[ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم|ابن قتيبه]]، ص22</ref>. مؤلف در فصلى جدا.<ref>ص 81-99</ref>به برخى از اشكالها و ايرادها در اين زمينه پرداخته و با استناد به تاريخ بدانها پاسخ گفته، و در اثر ديگر خود، نفحات الاعجاز، نيز به نویسندهاى امريكايى كه با نام ظاهرا مستعار نصيرالدين ظافر در كتابى با نام حُسن الايجاز (بولاق 1912) به معارضه با قرآن برخاسته بوده، پاسخ گفته است.<ref>البيان، ص93-94؛-[[آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن|آقا بزرگ طهرانى]]، ج 24، ص246</ref>. | ||
بحث قرائت، كه از پيشينهاى كهن و اهميتى ويژه برخوردار است، بتفصيل در البيان، مطرح شده است. مؤلف به جايگاه قرائت در آراى قرآن پژوهان اشاره مىكند و با تصريح به عدم تواتر قرائتهاى هفتگانه مىگويد: عدم تواتر قرائتها سخنى مشهور در ميان شيعه است و بعيد نمىنمايد كه در ميان عامه نيز چنين باشد.<ref>ص 123</ref> مؤلف برای اثبات عدم تواتر قرائتها، ابتدا قاريان دهگانه را معرفى مىكند و سپس چگونگى گزارش قرائتهاى آنها را بازگفته، مىنويسد: توجه به واقع زندگانى قاريان و تأمل در طرق نقل قرائتها و چگونگى اسناد قرائتها، نحوه استدلال قاريان و پيروان آنها به قرائتهاى خود و نقد ديگر قرائتها، و انكار بسيارى از محققان برخى از اين قرائتها را (كه | بحث قرائت، كه از پيشينهاى كهن و اهميتى ويژه برخوردار است، بتفصيل در البيان، مطرح شده است. مؤلف به جايگاه قرائت در آراى قرآن پژوهان اشاره مىكند و با تصريح به عدم تواتر قرائتهاى هفتگانه مىگويد: عدم تواتر قرائتها سخنى مشهور در ميان شيعه است و بعيد نمىنمايد كه در ميان عامه نيز چنين باشد.<ref>ص 123</ref> مؤلف برای اثبات عدم تواتر قرائتها، ابتدا قاريان دهگانه را معرفى مىكند و سپس چگونگى گزارش قرائتهاى آنها را بازگفته، مىنويسد: توجه به واقع زندگانى قاريان و تأمل در طرق نقل قرائتها و چگونگى اسناد قرائتها، نحوه استدلال قاريان و پيروان آنها به قرائتهاى خود و نقد ديگر قرائتها، و انكار بسيارى از محققان برخى از اين قرائتها را (كه نمونههایى از آنها آورده است) نشان مىدهد كه اين قرائتها متواتر نيستند.<ref>ص 126-157</ref>؛آنگاه دلايل تواتر قرائتها را نقد مىكند و نشان مىدهد كه هيچكدام دلايل استوارى ندارند.<ref>ص 157-160</ref> مؤلف گاه بر اين نكته تأكيد كرده است كه اين دلايل، تواتر قرآن را ثابت مىكند نه قرائتها را، و بين اين دو فرقى است روشن. از آنجا كه مؤلف تواتر قرائتها را نفى كرده، در ادامه بحث، پيوند «قرائتهاى هفتگانه» را با حديث «احرف سبعه» گسسته دانسته و تأكيد كرده است كه اين حديث به هر معنايى كه باشد، پيوندى با موضوع قرائتهاى هفتگانه ندارد. وى در تأييد اين نظر خود، آراى تنى چند از مفسّران و قرآن پژوهان بزرگ عامه را آورده است كه از جمله به تأخر چند سدهاى تعيينِ قرائتهاى هفتگانه از سوى ابن مجاهد استناد كردهاند.<ref>ص 163</ref> | ||
مؤلف پس از نقد حجيّت قرائتها، با استناد به روايتى از [[الکافی|كافى]]، تأكيد مىكند كه در نماز قرائتى صحيح است كه به روزگار امامان عليهمالسلام متعارف بوده باشد.<ref>ص 167</ref> بحث از روايت «احرف سبعه» در علوم قرآنى بسى دراز دامن است (-حسن ضياءالدين عتر). مؤلف، گونههاى مختلف نقل آن را آورده و پس از نقد تمامى آنها، تصريح كرده است كه به دليل تهافت و تناقض روايات و عدم امكان جمع، نمىتوان آنها را پذيرفت.<ref>ص 171-193</ref> ازينرو، وى روايات «احرف سبعه» را يكسره مردود مىشمارد.<ref>برای انتقاد از اين نظر-شاهين، ص29-32</ref> | مؤلف پس از نقد حجيّت قرائتها، با استناد به روايتى از [[الکافی|كافى]]، تأكيد مىكند كه در نماز قرائتى صحيح است كه به روزگار امامان عليهمالسلام متعارف بوده باشد.<ref>ص 167</ref> بحث از روايت «احرف سبعه» در علوم قرآنى بسى دراز دامن است (-حسن ضياءالدين عتر). مؤلف، گونههاى مختلف نقل آن را آورده و پس از نقد تمامى آنها، تصريح كرده است كه به دليل تهافت و تناقض روايات و عدم امكان جمع، نمىتوان آنها را پذيرفت.<ref>ص 171-193</ref> ازينرو، وى روايات «احرف سبعه» را يكسره مردود مىشمارد.<ref>برای انتقاد از اين نظر-شاهين، ص29-32</ref> | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۴: | ||
مؤلف، اشكالهاى برخى از عالمان را بر اين موضوع آورده و نقد كرده است. بحث وى از مصحف حضرت على عليهالسّلام و نقد سندى و محتوايى روايتها شايان توجه است. از جمله اهم دلايل معتقدان تحريف، چگونگى جمع قرآن است. | مؤلف، اشكالهاى برخى از عالمان را بر اين موضوع آورده و نقد كرده است. بحث وى از مصحف حضرت على عليهالسّلام و نقد سندى و محتوايى روايتها شايان توجه است. از جمله اهم دلايل معتقدان تحريف، چگونگى جمع قرآن است. | ||
آنان بر اين باورند كه چون قرآن در زمان | آنان بر اين باورند كه چون قرآن در زمان رسولاللّه صلّىاللّهعليهوآلهوسلّم جمع نشده، به هنگام جمع آن در زمان خلفا تحريف صورت گرفته است. بدين سان، مؤلف به بحث از جمع قرآن پرداخته و پس از نقد و بررسى روايتها و تحليل ابعاد بحث و فرضهاى مختلف آن، به نتيجه رسيده است كه قرآن به همين صورت كنونى به روزگار رسول اكرم جمع بوده است.<ref>ص 239-259؛ نيز تحريف</ref> | ||
مؤلف پس از اثبات سلامت، استوارى و وحيانى بودن قرآن، به بحث «حجيّت ظواهر» آن مىپردازد، و برای اثبات آن، به دلايل عقلى، قرآنى و روايى استناد مىكند؛آنگاه دلايل كسانى را گزارش مىكند كه به عدم حجيّت ظواهر قرآن اعتقاد دارند، از جمله: مخاطبان قرآن فقط امامان عليهمالسلاماند؛ | مؤلف پس از اثبات سلامت، استوارى و وحيانى بودن قرآن، به بحث «حجيّت ظواهر» آن مىپردازد، و برای اثبات آن، به دلايل عقلى، قرآنى و روايى استناد مىكند؛آنگاه دلايل كسانى را گزارش مىكند كه به عدم حجيّت ظواهر قرآن اعتقاد دارند، از جمله: مخاطبان قرآن فقط امامان عليهمالسلاماند؛ بهرهگیرى از ظواهر آيات و استناد بدان، تفسير به رأى است كه از آن نهى شده است؛ معارف قرآن بسى ژرف است و دست نايافتنى؛و بالاخره تحريف قرآن و از بين رفتن قرائن مهم آن. | ||
مؤلف كه در بخشهاى پيشين دلايل تحريف را نقد كرده است، در اين بخش، ديگر دلايل آنان را به نقد كشيده بر حجيّت ظواهر قرآن تأكيد مىكند.<ref>ص 263-273</ref> | مؤلف كه در بخشهاى پيشين دلايل تحريف را نقد كرده است، در اين بخش، ديگر دلايل آنان را به نقد كشيده بر حجيّت ظواهر قرآن تأكيد مىكند.<ref>ص 263-273</ref> | ||
| خط ۶۷: | خط ۶۸: | ||
the collection and preservation of quran: two important chapters from al-bayan fi tafseril quran | the collection and preservation of quran: two important chapters from al-bayan fi tafseril quran | ||
فصل «حجيّت ظواهر قرآن» sgninaem laretil s'koob eht fo ytirohtuaeht:naruq-la rihawaz نيز به ترجمه مجاهد | فصل «حجيّت ظواهر قرآن» sgninaem laretil s'koob eht fo ytirohtuaeht:naruq-la rihawaz نيز به ترجمه مجاهد حسین در مجلة التوحيد. dihwat-la در 1989 منتشر شده است. انتشارات دانشگاه آكسفورد هم ترجمه انگليسى كاملى از البيان به قلم عبدالعزيز ساشادينا در 1998 منتشر كرده است. | ||
==منابع مقاله== | ==منابع مقاله== | ||
| خط ۷۷: | خط ۷۸: | ||
==وابستهها== | ==وابستهها== | ||
{{وابستهها}} | {{وابستهها}} | ||
[[ترجمه البیان في تفسیر القرآن]] | |||
[[ | |||
[[رده:کتابشناسی]] | [[رده:کتابشناسی]] | ||