سفر به ولایت عزرائیل: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '« ' به '«'
(صفحه ای تازه حاوی «<div class='wikiInfo'> [[پرونده:NUR03791J1.jpg|بندانگش» ایجاد کرد.)
 
جز (جایگزینی متن - '« ' به '«')
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۵۳: خط ۵۳:
مقدمه ناشر بر كتاب به مطالبى؛ همانند: كارنامه ما، سفرهاى جلال، سفرنامه‌هاى جلال و مطالبى در مورد كتاب و مولف آن مى‌پردازد.
مقدمه ناشر بر كتاب به مطالبى؛ همانند: كارنامه ما، سفرهاى جلال، سفرنامه‌هاى جلال و مطالبى در مورد كتاب و مولف آن مى‌پردازد.


كتاب با پيش درآمدى از آل‌احمد شروع مى‌شود. مولف در اين پيش درآمد ولايت را معنى مى‌كند كه « اول اينكه حكومت يهود در آن سرزمين فلسطين، نوعى «ولايت» است و نه «دولت». حكومت اولياء جديد بنى اسرائيل است بر ارض موعود، نه حكومت ساكنان فلسطين بر فلسطين...».
كتاب با پيش درآمدى از آل‌احمد شروع مى‌شود. مولف در اين پيش درآمد ولايت را معنى مى‌كند كه «اول اينكه حكومت يهود در آن سرزمين فلسطين، نوعى «ولايت» است و نه «دولت». حكومت اولياء جديد بنى اسرائيل است بر ارض موعود، نه حكومت ساكنان فلسطين بر فلسطين...».


بحث دوم اين كتاب با نام «آغاز يك جذبه»، به ديدار از بناى يادبود كشته شدگان جنگ جهانى دوم آغاز كرده و سپس به خرده‌گيرى از عراب مى‌پردازد؛ همانند: «بر سر يكى از تپه‌هاى حومه اورشيلم بناى يادبودى ساخته‌اند، براى تمام آنها كه در بازداشتگاه‌هاى زمان جنگ دوم سوخته‌اند يا مرده‌اند يا كشته شده‌اند، به اسم «يدوشم» (دست و نام). چهار ديوارى عظيم از سنگ خارا. قلوه سنگ‌هاى سه چهار خروارى دره اردن. هر يك تيله انگشتى ديوان. و سقفى يك پارچه و قطور بر سر اين چهار ديوار. و درى بزرگ و زمخت و سياه از ورق آهن نخاله. و همه جا شباهت‌هاى فراوان با مقبره آخرين كشته‌هاى فاشيسم در رم...».
بحث دوم اين كتاب با نام «آغاز يك جذبه»، به ديدار از بناى يادبود كشته شدگان جنگ جهانى دوم آغاز كرده و سپس به خرده‌گيرى از عراب مى‌پردازد؛ همانند: «بر سر يكى از تپه‌هاى حومه اورشيلم بناى يادبودى ساخته‌اند، براى تمام آنها كه در بازداشتگاه‌هاى زمان جنگ دوم سوخته‌اند يا مرده‌اند يا كشته شده‌اند، به اسم «يدوشم» (دست و نام). چهار ديوارى عظيم از سنگ خارا. قلوه سنگ‌هاى سه چهار خروارى دره اردن. هر يك تيله انگشتى ديوان. و سقفى يك پارچه و قطور بر سر اين چهار ديوار. و درى بزرگ و زمخت و سياه از ورق آهن نخاله. و همه جا شباهت‌هاى فراوان با مقبره آخرين كشته‌هاى فاشيسم در رم...».


بحث سوم با نام « ولايت بيشرق و غرب» به محدوده دولت اسرائيل مى‌پردازد. «پيش از ورود به اورشليم گمان نمى‌كردم كه چيزى از آن در دست يهود باشد. اما اين طور نبود. هسته اصلى شهر، البته در دست اردنى‌هاست. در درون حصار بلند كهنه‌اش و با «ديوار ندبه» و «مسجد الاقصى». و قسمت شرقى آن، «تپه زيتون» كه مهبط چه بسا وحى‌ها بود بر حضرت مسيح...».
بحث سوم با نام «ولايت بيشرق و غرب» به محدوده دولت اسرائيل مى‌پردازد. «پيش از ورود به اورشليم گمان نمى‌كردم كه چيزى از آن در دست يهود باشد. اما اين طور نبود. هسته اصلى شهر، البته در دست اردنى‌هاست. در درون حصار بلند كهنه‌اش و با «ديوار ندبه» و «مسجد الاقصى». و قسمت شرقى آن، «تپه زيتون» كه مهبط چه بسا وحى‌ها بود بر حضرت مسيح...».


بحث چهارم كتاب نيز با نام « سنگ اول بنا زير پى مى‌ماند»، به ديدار از يك بناى تاريخى پرداخته است. «... پس از شام بردندمان به تماشاى مجلس هفتگى اهالى كيبوتص. تالارى بود بزرگ و در حدود چهارصد نفر زن و مرد و پير و جوان نشسته. مردها، سيگار كشان و زن‌ها كاموابافان. و چشم‌ها به نمايشى كه روى صحنه مى‌گذشت. بى صحنه‌آرايى و از اين حرف‌ها. و نمايش دادگاهى. فقط گوشه بالاى تالار، صندلى‌ها را نيم‌دايره، رو به تماشاچيان چيده بودند...».
بحث چهارم كتاب نيز با نام «سنگ اول بنا زير پى مى‌ماند»، به ديدار از يك بناى تاريخى پرداخته است. «... پس از شام بردندمان به تماشاى مجلس هفتگى اهالى كيبوتص. تالارى بود بزرگ و در حدود چهارصد نفر زن و مرد و پير و جوان نشسته. مردها، سيگار كشان و زن‌ها كاموابافان. و چشم‌ها به نمايشى كه روى صحنه مى‌گذشت. بى صحنه‌آرايى و از اين حرف‌ها. و نمايش دادگاهى. فقط گوشه بالاى تالار، صندلى‌ها را نيم‌دايره، رو به تماشاچيان چيده بودند...».


بحث آخر كتاب با نام «آغاز يك نفرت» به اشغال فلسطين به دست يهوديان مى‌پردازد. اينكه «... وجدان ناراحت اروپا و آمريكا دارد با اعراب مى‌كند. به مناسبت اين كه نازيسم - اين گل سر سبد تمدن بورژوايى غرب شش ميليون يهودى فلك زده را در آن كوره‌هاى آدم پزى ريخت - امروز دو سه ميليون عرب‌هاى فلسطين و غزه و غرب اردن بايد در حمايت سرمايه داران وال استريت و بانك روچيلد كشته و آواره بشوند. و چون حضرات روشنفكران اروپايى در جنايت‌هاى هيتلر شريك بوده‌اند و در همان ساعت دم بر نياورده بوده‌اند، حالا به همان يهودى‌ها در خاورميانه سر پل داده‌اند تا ملل مصر و سوريه و الجزاير و عراق شلاق بخورند و ديگر خيال مبارزه ضد استعمار غرب را در سر نپرورند و ديگر كانال سوئز را رو به ملل متمدن نبندند!...».
بحث آخر كتاب با نام «آغاز يك نفرت» به اشغال فلسطين به دست يهوديان مى‌پردازد. اينكه «... وجدان ناراحت اروپا و آمريكا دارد با اعراب مى‌كند. به مناسبت اين كه نازيسم - اين گل سر سبد تمدن بورژوايى غرب شش ميليون يهودى فلك زده را در آن كوره‌هاى آدم پزى ريخت - امروز دو سه ميليون عرب‌هاى فلسطين و غزه و غرب اردن بايد در حمايت سرمايه داران وال استريت و بانك روچيلد كشته و آواره بشوند. و چون حضرات روشنفكران اروپايى در جنايت‌هاى هيتلر شريك بوده‌اند و در همان ساعت دم بر نياورده بوده‌اند، حالا به همان يهودى‌ها در خاورميانه سر پل داده‌اند تا ملل مصر و سوريه و الجزاير و عراق شلاق بخورند و ديگر خيال مبارزه ضد استعمار غرب را در سر نپرورند و ديگر كانال سوئز را رو به ملل متمدن نبندند!...».
خط ۹۳: خط ۹۳:


[[رده:کتاب‌شناسی]]
[[رده:کتاب‌شناسی]]
۴۲۵٬۲۲۵

ویرایش