۱۶۱٬۳۰۵
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'ابنع' به 'ابن ع') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'ابن عباس، عبدالله بن عباس' به 'ابن عباس، عبدالله بن عباس') |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
مرورى اجمالى بر كتابهايى كه طى چند دهۀ اخير در زمينۀ علوم قرآنى به رشتۀ تحرير در آمده، بيانگر تأثير فراوانى است كه «مناهل» بر آثار و كتابهاى پس از خود در اين رشته (حتى در تبويب مطالب و اصطلاحات ابداعى) برجاى گذارده است. | مرورى اجمالى بر كتابهايى كه طى چند دهۀ اخير در زمينۀ علوم قرآنى به رشتۀ تحرير در آمده، بيانگر تأثير فراوانى است كه «مناهل» بر آثار و كتابهاى پس از خود در اين رشته (حتى در تبويب مطالب و اصطلاحات ابداعى) برجاى گذارده است. | ||
مناهل در واقع كتابى درسى است و به منظور تدريس در رشتۀ تبليغ و ارشاد دانشگاه الازهر نگاشته شده است.به رغم اين، شيوۀ بحث و نحوۀ بيان مطالب به گونهاى است كه براى عموم علاقهمندان به علوم قرآنى سودمند و قابل استفاده است.مؤلف، خود در مقدمۀ كتاب تصريح مىكند كه كوشيده است: «با يكسان سازى و هموار ساختن شيوۀ بحث، نياز دانشجويان الازهر و انتظار خوانندگان غير حوزوى را در هم آميزد».اين تلاش از آن روست كه نويسندۀ كتاب، مسلمانان عصر خود را گرفتار ناملايمات و دردها مىداند<ref>همان،333/2</ref>وى در جاى جاى كتاب، به تلاش ملحدان و دشمنان دين در مشوب ساختن افكار جوانان مسلمان اشاره دارد.لذا | مناهل در واقع كتابى درسى است و به منظور تدريس در رشتۀ تبليغ و ارشاد دانشگاه الازهر نگاشته شده است.به رغم اين، شيوۀ بحث و نحوۀ بيان مطالب به گونهاى است كه براى عموم علاقهمندان به علوم قرآنى سودمند و قابل استفاده است.مؤلف، خود در مقدمۀ كتاب تصريح مىكند كه كوشيده است: «با يكسان سازى و هموار ساختن شيوۀ بحث، نياز دانشجويان الازهر و انتظار خوانندگان غير حوزوى را در هم آميزد».اين تلاش از آن روست كه نويسندۀ كتاب، مسلمانان عصر خود را گرفتار ناملايمات و دردها مىداند<ref>همان،333/2</ref>وى در جاى جاى كتاب، به تلاش ملحدان و دشمنان دين در مشوب ساختن افكار جوانان مسلمان اشاره دارد.لذا مىكوشد تا كتابى فراهم آورد كه براى دانش آموختگان نظام جديد آموزش نيز مفيد و قابل استفاده باشد. | ||
==وضعيت كتاب== | ==وضعيت كتاب== | ||
| خط ۷۱: | خط ۷۱: | ||
#:زركشى در كتاب «برهان» خود، اين قول را از وى نقل كرده است<ref>البرهان فى علوم القرآن، زركشى،36/1، نوع 15 معرفة اسمائه و اشتقاقاتها</ref>ظاهرا شيخ طاهر نظر مذكور را بدون ذكر قابل آن، از كتاب «برهان» اخذ كرده و زرقانى نيز با مراجعه به كتاب «تبيان»، تصور كرده اين قول از آن صاحب «تبيان»، يعنى شيخ طاهر جزايرى است. | #:زركشى در كتاب «برهان» خود، اين قول را از وى نقل كرده است<ref>البرهان فى علوم القرآن، زركشى،36/1، نوع 15 معرفة اسمائه و اشتقاقاتها</ref>ظاهرا شيخ طاهر نظر مذكور را بدون ذكر قابل آن، از كتاب «برهان» اخذ كرده و زرقانى نيز با مراجعه به كتاب «تبيان»، تصور كرده اين قول از آن صاحب «تبيان»، يعنى شيخ طاهر جزايرى است. | ||
#كاستى ديگرى كه كتاب مناهل از آن در امان نمانده، رعايت نكردن طريق ميانه در داورىهاست.پايبندى شديد و افراطى مؤلف به باورهاى اهل سنت، موجب گشته كه بعضا در توجيه آنها و رد آراء و مذاهب ديگر، از محدودۀ بحث علمى بيرون رود و شواهد و مستندات را از جايگاه خود خارج سازد و در براهين و استدلالهاى خود بدانها وزنى بيش يا كمتر از آن چه استحقاق دارند، اختصاص دهد.نمونۀ اين لغزشها را در مبحث جمع قرآن، آن جا كه به روايات مبنى بر تحريف قرآن در منابع شيعى اشاره دارد و اغماض و تسامحى كه نسبت به احاديث مشابه در منابع اهل سنت روا مىدارد و يا تجليل و تمجيد افراط گونهاى كه از صحابه به عمل مىآورد، مىتوان مشاهده كرد. | #كاستى ديگرى كه كتاب مناهل از آن در امان نمانده، رعايت نكردن طريق ميانه در داورىهاست.پايبندى شديد و افراطى مؤلف به باورهاى اهل سنت، موجب گشته كه بعضا در توجيه آنها و رد آراء و مذاهب ديگر، از محدودۀ بحث علمى بيرون رود و شواهد و مستندات را از جايگاه خود خارج سازد و در براهين و استدلالهاى خود بدانها وزنى بيش يا كمتر از آن چه استحقاق دارند، اختصاص دهد.نمونۀ اين لغزشها را در مبحث جمع قرآن، آن جا كه به روايات مبنى بر تحريف قرآن در منابع شيعى اشاره دارد و اغماض و تسامحى كه نسبت به احاديث مشابه در منابع اهل سنت روا مىدارد و يا تجليل و تمجيد افراط گونهاى كه از صحابه به عمل مىآورد، مىتوان مشاهده كرد. | ||
#:نمونۀ ديگر دفاع تعصبآميز و بىمنطق مؤلف از كسانى چون كعب الاحبار و وهب بن منبّه و توجيه ناموجه اسراييليات منقول از ايشان است<ref>مناهل،495/1-496</ref> و اين در حالى است كه از صحابۀ پيامبر اكرم صلّىاللّهعليهوآله نظير على عليهالسّلام، [[ | #:نمونۀ ديگر دفاع تعصبآميز و بىمنطق مؤلف از كسانى چون كعب الاحبار و وهب بن منبّه و توجيه ناموجه اسراييليات منقول از ايشان است<ref>مناهل،495/1-496</ref> و اين در حالى است كه از صحابۀ پيامبر اكرم صلّىاللّهعليهوآله نظير على عليهالسّلام، [[ابن عباس، عبدالله بن عباس|ابن عباس]] و عمر گرفته تا برخى از عالمان معاصر اهل سنت هم چون رشيد رضا، به كذاب بودن و يهودىگرى اين دو تصريح كردهاند<ref>اضواء على السنة النبوية، محمود ابوريه، ص 174</ref> | ||
#:نمونۀ ديگر، معرفى كتاب «مرآت الانوار و مشكات الاسرار» اثر شيخ ابوالحسن محمد طاهر بن عبدالحميد اصفهانى نجفى، به عنوان نمونهاى از كتابهاى تفسيرى شيعه است<ref>مناهل،544/1</ref>صرفنظر از اين كه مؤلف، خطاط كتاب مذكور را نويسندۀ آن تصور كرده و اين خود از ديگر خطاهاى وى به شمار مىرود،«مرآت الانوار» تأويل قرآن است و نبايد بر آن نام تفسير نهاد.اين در حالى است كه تفسيرارجمند«[[مجمع البيان في تفسير القرآن|مجمع البيان]]» در دسترس زرقانى بوده و وى در كتاب خود چند بار بدان استناد كرده است.لذا به راحتى مىتوانست تفسير مذكور را به عنوان نمونهاى از تفاسير شيعى معرفى كند. | #:نمونۀ ديگر، معرفى كتاب «مرآت الانوار و مشكات الاسرار» اثر شيخ ابوالحسن محمد طاهر بن عبدالحميد اصفهانى نجفى، به عنوان نمونهاى از كتابهاى تفسيرى شيعه است<ref>مناهل،544/1</ref>صرفنظر از اين كه مؤلف، خطاط كتاب مذكور را نويسندۀ آن تصور كرده و اين خود از ديگر خطاهاى وى به شمار مىرود،«مرآت الانوار» تأويل قرآن است و نبايد بر آن نام تفسير نهاد.اين در حالى است كه تفسيرارجمند«[[مجمع البيان في تفسير القرآن|مجمع البيان]]» در دسترس زرقانى بوده و وى در كتاب خود چند بار بدان استناد كرده است.لذا به راحتى مىتوانست تفسير مذكور را به عنوان نمونهاى از تفاسير شيعى معرفى كند. | ||
#ورود به مباحث معقول كه خارج از حيطه تخصصى نویسنده است و يا بعضا نقل و تأييد برخى از تفاسير علمى غير قابل قبول از كتاب خدا و نيز در غلطيدن به اطناب و تفصيلهاى بىحاصل(هر چند در جاىهاى معدود) از ديگر نارسايىها و ضعفهاى كتاب مناهل است، به عنوان نمونه مىتوان به نقل تأييدآميز سخن طنطاوى در توجيه علمى حروف مقطعه اشاره كرد. | #ورود به مباحث معقول كه خارج از حيطه تخصصى نویسنده است و يا بعضا نقل و تأييد برخى از تفاسير علمى غير قابل قبول از كتاب خدا و نيز در غلطيدن به اطناب و تفصيلهاى بىحاصل(هر چند در جاىهاى معدود) از ديگر نارسايىها و ضعفهاى كتاب مناهل است، به عنوان نمونه مىتوان به نقل تأييدآميز سخن طنطاوى در توجيه علمى حروف مقطعه اشاره كرد. | ||